آریتمی ها را بهتر بیاموزیم + خود آموز آریتمی های قلبی به صورت pdf

  • تاکی گاردی فوق بطنی
  • مکانیسم ایجاد : شایعترین مکانیسم ورود مجدد ( Reentry ) . 3 شرط لازم : وجود دو مسیر مجزا ، بلوک یک طرفه در یکی از مسیرها ، هدایت کندتر در راه دوم . انواع : ضربانات زودرس پره ماچور / برادی اریتمی ها / تاکی اریتمی ها .
  • ضربانات زودرس :
    • 1/ کمپلکس های زودرس دهلیزیAPC ) : تخلیه الکتریکی زودرس از کانون هایی از دهلیز به غیر از گره سینوسی . معمولا با RBBB همراه است . علل : افزایش سن ، بیماری ساختمانی قلب ، CRF ، بیماری مزمن ریوی . علائم : تپش یا احساس یک در میان یا پرشی ضربان . درمان رفع عامل زمینه ای . بتا بلوکر اولین انتخاب و بعد از ان کلسیم بلوکرها و کلاس IC ( فلکاینید و پروپافنون ) . اما کلاس III ( امیودارون و سوتالول ) خطر ریسک ایجاد اریتمی و ممنوع هستند .
    • 2 / کمپلکس زودرس جانکشنالJPC ) : موج P رتروگرید متعاقب QRSکاراکترستیک است . داروهای دیژیتال ، کاتگول امینها ، هیپوکالمی و MI شیوع این اریتمی را بالا میبرند . ضربان یک در میان و تپش شایعترین علائم هستند .
    • 3 / کمپلکسهای زودرس بطنیVPC ) : دپولاریزاسیون زودرسی که از یک کانون بطنی منشاء می گیرد . نبودن موج P قبل از کمپلکس QRS پهن . VPC بر روی پیش اگهی و خطر مرگ ناگهانی موثر میباشد . اولین خط درمان بتا بلوکر اگر جواب نداد امیودارون یا سوزاندن با کاتتر . بی علامت باشد درمان نمی خواهد .
  • برادی اریتمی ها :
    • 1 / اختلالات عملکرد گره سینوسی :
      • A / برادی کاردی سینوسیضربان کمتر از 60 . علل : افزایش پاراسمپاتیک در ورزشکاران سالم و جوان ( شایعترین علت ) / ماساژ سینوس کاروتید ، مانور والسالوا ، استفراغ ، افزایش ICP و سنکوپ وازوواگال / داروئی ( دیژیتال ، بتابلوکر ها ، کلسیم بلوکرها ، امودارون و سوتالول / هیپرکالمی / هیپوتیروئیدی / هیپوترمی بیماری عروق کرونر ، کاردیومیوپاتی و میوکاردیت .
      • B / مکث سینوسیعدم تولید موقت ایمپالس در گره سینوسی . ادامه یابد ایست سینوسی است .
      • C / بلوک خروجی سینوسی دهلیزی :
    • 2 / بلوک دهلیزی بطنیخیلی مهم .
      • بلوک درجه اول AV : طولانی شدن زمان هدایت AV ( PR طولانی بیش از 0/2 ثانیه ) و وجود موج QRS به دنبال هر موج P دو ویژگی مهم ان است .
      • بلوک درجه دوم AV : عدم هدایت جریان از دهلیز به بطن بصورت متناوب و گهگاهی .
        • 1/ موبیتز I ( ونکباخ ) : طولانی شدن تدریجی فاصله PR تا حذف یک موج ان / فاصله PR دو طرف موج P بلوک شده کوتاهتر از فاصله PP . اگر QRS باریک باشد بلوک AV در گره AV و اگر QRS پهن باشد در 25% بلوک زیر گره AV است .
        • 2/ موبیتز II : بلوک متناوب امواج P بدون تغییر در فاصله PR / اگر QRS پهن باشد محل بلوک AV زیر گره AV و اگر QRS باریک باشد ، بلوک در دسته هیس بالاتر از محل دو شاخه شدن دسته هیس است .
      • بلوک درجه سوم AV ( بلوک کامل ) : انفکاک دهلیزی بطنی و ضربانهای سریعتر دهلیزها نسبت به بطن ها . غالبا فواصل PP & RR ثابت ولی PR متغییر است .
  • تاکی اریتمی ها :
    • 1 / تاکی کاردی دهلیزی ( سینوسی ) : ضربان بین 100 - 250 / همراه با بلوک AV باشد مسمومیت با دیگوکسین مطرح میشود . اتوماتیسیته مهمترینمکانیسم است اما با بالا رفتن سن ورود مجدد شایعتر میشود . اریتمی با بتابلوکر و کلسیم بلوکر و در موارد مقاوم از کلاس I یا III و یا سوزاندن با کاتتر رفع میکنیم . اگر علت مسمومیت با دیگوکسین باشد قطع دارو اولین اقدام و بعد انتی بادی اختصاصی ضد دیگوکسین .
    • 2 / تاکی کاردی برشینوعی تاکی کاردی دهلیزی بدنبال برش جراحی قلب .
    • تاکی کاردی های دهلیزی چند کانونیریتم نامنظمی که دارای 3 یا بیشتر موج P به اشکال متفاوت . ضربان بیشتر از 100 است . اغلب در بیماران ریوی دیده می شود . نیز در MI حاد ، هیپوکالمی یا هیپومنیزیمی دیده میشود . امینوفیلین گاه نقش دارد . درمان رفع بیماری زمینه ای است . وراپامیل اغلب موثر است .
    • فلوتر دهلیزییک تاکی کاردی ورود مجدد در محل دهلیز راست با تحریک غیر فعال دهلیز چپ است . نمای دندانه اره تیپیک است . سرعت دهلیزی بین 250 - 350و بطن 150 در دقیقه است . علل : تیروتوکسیکوز ، پریکاردیت و مصرف الکل . درمان : اگر اختلال همودینامیک یا انژین باشد سریعا کاردیوورژن با انرژی کم ولی همودینامیک استیبل باشد تمرکز روی کنترل ضربان قلب و و درمان ضد انعقادی و بعد با دارو و کاتتر . اصل درمانی در فلوتر داروهای ضد اریتمی کلاس I - A ( کینیدین ، پروکاین امید و دیزوپیرامید ) البته قبل از ان باید با دیگوکسین ، بتابلوکر ( پروپرانولول ) یا کلسیم بلوکرها ( وراپامیل ) سرعت بطنی کنترل شود .
    • 91 و 89 ) فیبریلاسیون دهلیزی : شایعترین تاکی اریتمی فوق بطنی پایدار است . علت حلقه های ورود مجدد متعدد . سرعت ضربان بطن 120 - 170 . اگر ضربان بطنی منظم باشد ریتم جانکشنال یا بطنی است که هر دوی انها نشانه مسمومیت با دیگوکسین باشند . هیچ موج P وجود ندارد . نبض ورید ژوگولار موج a مشاهده نمی گردد . نبض قابل لمسی تولید نمیشود . در سن بالا شایع است . هیپرتانسیون شایعترین علت زمینه ساز قلبی AF است . درمان سه مرحله دارد : 1/ پیشگیری از عوارض ترومبوامبولیک ( وارفارین تا INR بین 2 تا 3 ) . 2/ کنترل تعداد ضربانات قلب ( دیگوکسین ، بتابلوکر ، بلوکر کانال کلسیم ) و گاه کاتتر و یا پیس میکر . 3/ برقرارری مجدد ریتم سینوسی و حفظ ان ( با اختلال همودینامیک کاردیوورژن با 100 - 360 ژول درمان انتخابی اما AF بالای 72h باید 3 هفته قبل از کاردیورژن ضد انعقاد بگیرند و تا 3 هفته پس از شوک نیز ادامه یابد ) . درمان نگه دارنده طولانی مدت با گروه I - a و I - c و کلاس III می باشد .
    • اختلالات ریتم گره دهلیزی بطنی ( جانکشنال ) :
      • 1 / تاکی کاردی ورود مجدد گره AV ( AVNRT ) : شایعترین تاکی کاردی فوق بطنی حمله ای ( نوع پایدار که قبلا گفته شده AF بود ) . ویژگی ( شروع و خاتمه ناگهانی QRS باریک و منظم با سرعت 150-250 ) . در هر سن و در زنان شایعتر . وجود دو مسیر الزامی . دو نوع دارد . 1/ تیپیک : ایمپالس از مسیر کند پایین رفته و از مسیر تند باز می گردد ( موج P داخل QRS ) . 2/ غیر تیپیک ( غیر معمول ) : برعکس ولی موج P معکوس پس از QRS همراه فاصله PR طولانی . درمان تحریک واگ ، فشار بر سینوس کاروتید ، والسالوا و سرفه با افزایش موقت بلوک AV موجب خاتمه AVNRT میشود . ادنوزین در 95% موثر است ( انتخابی ) . گاه کاردیورژن جریان مستقیم . در درمان فوری بتابلوکرها ، دیگوکسین یا کلسیم بلوکرهای وریدی و در دراز مدت خوراکی . در موارد مقاوم ضد اریتمی Ia & Ic & III بکار میروند .
      • 2 / تاکی کاردی جانکشنال خودکارAJT ) : تاکی کاردی فوق بطنی سریع و نامنظم همراه AVdisociation . سرعت ضربان 110 - 250 و QRS باریک . در شیر خواران هم هست . درمان کاتگول امینها ، ماساژ کاروتید و تزریق ادنوزین . Ic و III اولین انتخاب و در مقاومت سوزاندن با فرکانس رادیوئی .
      • 3 / سندرم ولف پارکینسون وایت WPW : موج دپلاریزان از مسیر فرعی با سرعت بیشتری نسبت به گره AV به بطن منتقل میشود . PR کوتاه ، QRS پهن ، کمپلکس ترکیبی QRS . موج دلتا در ابتدای QRS کاراکترستیک . شایعترین اریتمی همراه AVNRT است . تاکی اریتمی های دهلیزی هم افزایش می یابد ( فلوتر و فیبریلاسیون ) که در این صورت استفاده از دیگوکسین ، بتابلوکر و کلسیم بلوکر ممنوع است . بی علامت باشد درمان نمی خواهد . درمان Choice در مواردAF پروکائین امید ( Ia ) وریدی است . در موارد علامت دار کاردیوورژن هم انتخابی و تا 95% درمان کننده است به همراه قطع مسیر فرعی با کاتتر امواج رادیوئی .
    • 91 و 894 / تاکی کاردی بطنیVT ) : بیش از 3 دپلاریزاسیون بطنی پشت سر هم با سرعت بالای 100 . ضربان تسخیری و فیوژن بیت پاتوگنومونیک هستند . بالای 30 ثانیه یا اختلال همودینامیک بدهد پایدار خوانده شده و باید انرا درمان کرد وگرنه ناپایدار خوانده میشود . تاکی کاردی با QRS پهن باشد باید VT را از SVTافتراق دهیم . در VT انفکاک AV و ضربان تسخیری و فیوژن بیت علائم قطعی و هماهنگی مثبت QRS کمتر قطعی دیده میشوند . ولی اگر QRS در تاکی کاردی و در ریتم سینوسی مشابه و یا ختم تاکی کاردی با ادنوزین یا ماساژ کاروتید ایجاد شود حتما SVT است . ( هیچگاه نباید از وراپامیل نباید به عنوان تشخیص استفاده کنیم چون اگر VT باشد خطر VF و مرگ ناگهانی دارد ) . علل VT ، بیماریهای قلبی ، مکانیسم ورود مجدد ،هیپرکالمی ، هیپوکسی ، دیگوکسین و ضد اریتمی . VTایدیوپاتیک 6% موارد و بدون علت مشخص و دو نوع است . 1/ VT راه خروجی بطن راست ( حساس به ادنوزین ) : شایعترین نوع ایدیوپاتیک و در افراد سالم هم رخ می دهد و به کاتگول امین هم حساس است . و 2/ نوع VT چپ ( VT حساس به وراپامیل ) : از سپتوم نزدیک نوک بطن چپ است . درمان نوع غیر پایدار درمان نمی خواهدمگر علامتدار شود که ICD استفاده میشود . دارو در صورت عملکرد طبیعی بطن چپ ( بتابلوکر ، کلسیم بلوکر و Ic و III ) ولی با اختلال عملکرد بطن چپ بتابلوکر و امیودارون انتخابی هستند . درمان VT پایدار با کاردیوورژن همزمان و اگر بدون اختلال همودینامیک باشد امیودارون و لیدوکائین و اگر عملکرد بطن چپ نرمال باشد پروکائین امید و سوتالول و ناموفق باشد کاردیورژن سینکرونایز و بعد از درمان ICD مگر علت قابل برگشت باشد ( ایسکمی ، متابولیک ، مسمومیت داروئی ) . VT های بدنبال MI نیاز به درمان ضد اریتمی ندارد چون با درمان ایسکمی بهبود می یابند . ندرتا VT ایدیوپاتیک با کاتتر بهبود دائمی می دهد .
    • 5 / فلوتر و فیبریلاسیون بطنیفلوتر نوعی VT یک شکل است با سرعت 300 با ناپایداری همودینامیک اما فیبریلاسیون یک ریتم بطنی اشفته است که به به کلاپس سریع همودینامیک و مرگ در صورت عدم درمان سریع منجر میشود . درمان ؛ شوک سریع غیر همزمان ( اسینکرونایز ) با 200 تا 300 ژول . جهت جلوگیری از عود ضد اریتمی کلاس IV ( امیودارون و لیدوکائین ) و اگر VF در زمینه بیماری قلبی برگشت ناپذیر باشد بکارگیری ICD ضروری است .
  • نحوة برخورد با بيمار مبتلا به آريتمياکثر اریتمی ها متناوب هستند ، شرح حال مهم است . شایعترین علائم تپش ، سنکوپ ، پیش سنکوپ ، گیجی ، درد سینه و نارسائی قلبی . در تاکی اریتمی پایدار همودینامیک ، ماساژ کاروتید یا ادنوزین یا وراپامیل ریتم زمینه ای را مشخص می کند . در صورت وجود بروئی کاروتید ماساژ ممنوعاست . موج دلتا کاراکترستیک WPW است . بهترین روش تشخیصی اریتمی هولتر مانیتورینگ است . ازمون Head up tilt table در سنکوپ نوروکاردیوژنیک حساسیت85% و با تجویز ایزوپروترنول بهتر میشود .
  • 89 و 89 ) سنكوپبی هوشی ناگهانی و موقتی . علل قلبی و غیر قلبی . پیش سنکوپ احساس سنکوپ قریب الوقوع بدون بی هوشی . شایعترین علل قلبی هستند که در صورت وجود علائم قلبی و EKG مختل اقدام بعدی اکو است . شرح حال مهمترین مرحله تشخیصی . سنکوپ قلبی سریعا هوشیار می شوند ( کمتر از 5 دقیقه ) .ازمون Tilt در افراد مشکوک به سنکوپ وازوگال و قلبی کنترااندیکه است . 30% سنکوپها ایدیوپاتیک هستند . انواع : قلبی ( شایعترین ) ، مغزی ( ناشایع ) ، ارتواستاتیک ، ورزشی ( قلبی ) ، والسالوائی . همراهی تپش قلب حاکی از اریتمی است . سنکوپ در فشار روحی ( وازووگال ) . همراهی با بی اختیاری و تشنج دارند .
  • درمان دارويي آريتمي هااکثرا سطح درمانی و سمی باریک دارند . در کبد و کلیه متابولیزه و تداخل شدید و عوارض زیادی دارند .
    • درمان دارويي :
    • نكات كلي در ارتباط با داروهاي ضد آريتمي عبارتند از :
    • گروه I :
      • گروه Ia : پروکائین امید ( عارضه شبه لوپوس ) ، دیزوپیرامید ( اختلال بطن چپ ) ، کینیدین ( سنکوپ ) . مخصوص VT & SVT هستند .
      • گروه Ib : لیدوکائین ، توکائینید و فنی توئین . در VT بهترین دارو لیدوکائین است . لیدو در پیشگیری در AMI خطرناک است . عارضه توکائینید اگرانولوسیتوز . فنی توئین بویژه در مسمومیت با دیژیتال مصرف دارد .
      • گروه Ic : فلکائینید و پروپافنون موثر در VT و SVT . پروپافنون اثرات بتابلوکری هم دارد .
    • گروه II ( بتابلوکر ) و گروه IV ( کلسیم بلوکرها ) : موثر در SVT مثل فیبریلاسیون یا فلوتر دهلیزی و در اختلال عمل بطن چپ یا نارسائی اشکار قلب با احتیاط ( اینوتروپ منفی هستند ) . در WPW کنترااندیکه هستند .
    • گروه III : امیودارون با اثرات فیزیولوژیک هر 4 گروه ( VT و SVT ) . داروی دیگر سوتالول با خواص بتابلوکری است در تاکی اریتمی بطنی و اریتمی های فوق بطنی بکار می رود . ایبوتیلید وریدی حهت قطع AF با شروع اخیر و جهت افزایش موفقیت کاردیورژن . دوفتیلید در اریتمی دهلیزی و حتی پیشگیری از AF بکار میرود . تمام کلاس IIIها اریتمی تورساد می دهند . برتیلیوم نیز وریدی و در تاکی اریتمی بطنی مرگبار بکار می رود .
    • نكات قابل توجه و عوارض جانبي در مورد آميودارون عبارتند ازعارضه جانبی فیبروز ریوی ان را محدود کرده . بهترین دارو اگر عوارض نداشت . دوز نگهدارنده کمتر از 300mg/ day عوارض کمتری دارد . 2 بار در سال عملکرد تیروئید و کبد و سالیانه CXR باید بگیرند .
    • ليدوكائينIb ) : بلوکر ضعیف کانال سدیم و موثر بر VT اما غیر موثر بر SVT . اولین انتخاب در VT بخصوص در انواع ناشی از ایسکمی اما در پیشگیری بکار نمی رود . کبدی دفع میشود . مهمترین عوارض CNS ( تشنج ) و فاصله QT را کوتاه می کند .
    • آدنوزيننیمه عمر ادنوزین ( موثر در SVT ) ، 6 ثانیه است به همین دلیل عوارض ان ( تنگی نفس و گرگرفتگی ) خطرناک نیستند .
  • مرگ ناگهانی قلبیSCD ) : مرگ طی 1h از شروع علائم ( علل قلبی شایعترین ) ( VT & VF اکثر موارد را شامل میشوند ) .
  • ریسک فاکتورهای مرگ ناگهانی بعد از MI : در جوانان VT پلی مورفیک در زمینه QT طولانی ، QT کوتاه ، سندرم بوراگادا و HCM از علل شایع هستند . 80% سابقه ایسکمی قلبی و 75% سابقه MI قبلی داشته اند .
  • درماناحیاء با دفیبریلاسیون الکتریکی و در 24h اول ضد اریتمی ( معمولا امیودارون ) . بررسی کامل در نجات یافتگان ، کاهش عملکرد بطنی احتمال بیشتر عود . اگر علت ایسکمی حاد است تنها کنترل ایسکمی لازم است و ضد اریتمی نمی خواهد . در فقدان AMI فقط ضد اریتمی می دهیم ( سوتالول و امیودارون بهترین ) . در اختلال عملکرد بطن چپ زنده مانده نصب ICD بهتر از ضد اریتمی است . بهترین روش درمان SCD شناسائی افراد در معرض خطر و درمان انهاست . مثلا مصرف بتابلوکر در افراد دچارMI ولی ضد اریتمی خطرناک هستند . ( مهمترین RF بعد از MI برای مرگ ناگهانی EF پائین است .
  • سندرم های بالینی :
    • سندرم QT طولانیاختلال مادرزادی یا اکتسابی در مرحلهرپولاریزاسیون . مهمترین عارضه QT طولانی اریتمی تورساد است .
    • Torsades de pointes : تاکی کاردی با QRS پهن ( بیش از 440 میلی ) با محور متغییر و اغلب خودبخود بهبود یابنده ولی گاه با سنکوپ و SCD همراه است . درمانانتخابی منیزیم وریدی و درمان با ایزوپروترنول یا پیس میکر و در اکتسابی رفع علت زمینه ای . درمان نوع مادرزادی با بالاترین دوز ممکن بتابلوکر و پیس میکر دائمی یاICD و ارزیابی خانواده است .
    • سندرم QT کوتاهسابقه سنکوپ و QRS کمتر از 320 میلی ثانیه . شیوع بالا در SCD و AF . جهش های QT کوتاه شامل HERG ( KCNH2 ) و KCNI2 و KCNQ1 می باشند . درمان انتخابی ان ICD است .

سندرم بروگادا : STE در V1 یا V3 بدون ارتباط با ایسکمی یا بیماری ساختمانی یا اختلال الکترولیتی ( کاراکترستیک ) . ارثی و AD و جهش در ژن SCN5A کانال سدیم . سنکوپ و مرگ ناگهانی ثانویه به VT سریع اغلب اولین تظاهر هستند . اریتمی خواب دارند . پاراسمپاتیک یا بلوکر کانال سدیم ( پروکائین امید و فلکائینید ) انرا سرکوب می کنند . درمان علامتدار ( سنکوپ و SCD ) با ICD اما بدون علامت را پیگیری می کنیم

 

 

 

 

برای دریافت فایل خود اموز آریتمی های قلبی کلیک کنید و حقیر را از نطرات خود بی نصیب نگذارید

سپاسگزارم

بیماری بدون علامت

 

برخی از بیماری ها به دلیل عدم وجود علائم در مراحل اولیه مشخص نمی شود، بیماری هایی که علامت ندارند برایتان معرفی می کنیم تا در این باره بیشتر بدانید

تشخیص زودهنگام علائم بیماری کلید درمان است، برای این کار نیاز به معاینات پزشکی منظم دارید تا از بیماری های خاموش پیشگیری کنید.

 کبد چرب

 

از چرب شدن کبدتان ممکن است خبردار نشوید تا زمانیکه طبق تشخیص پزشک سونوگرافی انجام دهید یا در آزمایشاتتان با افزایش چربی مواجه شوید،این عارضه با رژیم های غذایی و کاهش وزن قابل درمان است و در صورت عدم رسیدگی می تواند شدیدتر و حادتر از قبل شود!

 دیابت

دیابت که "قاتل خاموش” نامیده می‌شود زیرا هیچ علائمی ندارد. در اغلب موارد، نشانه‌های مبهم مانند تشنگی بیش از حد، تکرر ادرار مشخص می‌شود.

 پوکی استخوان

پوکی استخوان به خودی خود هیچ علائمی ندارد. افزایش خطر شکستگی استخوان که در ستون مهره‌ها، دنده‌ها، لگن و مچ دست رخ می‌دهد. پوکی استخوان می‌تواند استخوان را بسیار متخلخل، شکننده کند و به ناتوانی منجر شود.

 بیماری پاژه استخوان

در این حالت، سلولهای استخوان‌شکن (استئوکلاست‌ها) بیشتر، بزرگتر و فعالتر هستند. استخوان جدید با کیفیت پایین ساخته می‌شود. اکثر بیماران بدون علامت هستند و در عکس رادیوگرافی روتین یا به دلیل بالا بودن سطح آلکالن فسفاتاز سرمی تشخیص داده می‌شوند. ولی برخی بیماران درد استخوانی، بدشکلی استخوانی، شکستگی، آرتریت، سردرد، نارسایی قلبی و... دارند.

شایع‌ترین محل‌های درگیر لگن، مهره، جمجمه، درشت‌نی (تیبیا) و استخوان ران (فمور) هستند. پس از تشخیص، اسکن استخوان بهترین روش تعیین محل و وسعت ضایعه می‌باشد.

درمان شامل درمان غیر دارویی (فیزیوتراپی)و درمان دارویی داروهای ضد جذب استخوان (بیس فسفوناتها) (مثل آلندرونیت) و مسکنها است.

ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV)

ویروس نقص ایمنی انسان (HIV) در ابتدا هیچ علامتی ندارد. کسانی که آلوده به این ویروس هستند علائم شبه آنفولانزا دو تا چهار هفته بعد بوجود می آید.

هپاتیت B

هپاتیتB در اثر ویروس نوعB به وجود می آید كه از طریق خون آلوده، سرنگ های آلوده و غیر استریل و یا در زمان زایمان از مادر هپاتیتی به نوزاد سالم منتقل می شود.

مهمترین روش انتقال آن از طریق پوست است. (اگر مادر هپاتیتی به نوزاد خود شیر بدهد، نوزاد دچار هپاتیتB نمی شود)

ابتدا بیمار دچار علائم غیر اختصاصی می شود كه این علائم در هر بیماری دیگر نیز دیده می شود. این علایم عبارت اند از: بزرگ شدن كبد ، ناراحتی های معده و روده ، سردرد ، بی اشتهایی ، تهوع و استفراغ ، خستگی، درد مفاصل و تب . زردی از علائم دیگر آن است كه بهترین محل برای تشخیص زردی ، سفیدی چشم است

 سرطان پانکراس

همان سرطان لوزالمعده است، یکی از مرگبارترین انواع سرطان، است که هیچ نشانه‌ای ندارد و فقط در مراحل پیشرفته مشخص می‌شود. در مرحله پیشرفته، علائمی مانند زردی، درد بالای شکم و کاهش وزن بدون علت دارد.

 حمله قلبی

سکته قلبی (MI) هنگامی رخ می‌دهد که جریان خون به بخشی از قلب قطع شده است. سکته قلبی در اول هیچ علامتی ندارد ولی در برخی از افراد درد قفسه سینه، تنگی نفس، سرگیجه وجود دارد .

- ترومبوز ورید عمقی (DVT)

با یک لخته خون در ورید عمقی شروع می‌شود عمدتا در پاها است که نمی‌تواند حرکت کند‌. برخی اوقات علائم هشدار دهنده مانند درد، تورم یا احساس گرما در پا که در غیر این صورت هیچ نشانه دیگری ندارد.

- بیماری‌های کلیوی

این بیماری در مراحل اولیه هیچ علامتی ندارد و در بیماران دیابتی شایع تر است.

احیاء قلبی ریوی بزرگسالان(CPR)



مقدمه:

در سال های اخیر تغییرات چشمگیری در نحوه و مراحل انجام احیاء قلبی ریوی ایجاد شده است به طوری که بسیاری از دستورالعمل های سابق در مورد احیاء قلبی ریوی کاملا منسوخ شده و غیر قابل اجرا گردیده است. 
تغییرات جدید در احیاء قلبی ریوی به میزان زیادی شانس بقاء قربانیان ایست قلبی و مرگ ناگهانی ناشی از آن را افزایش داده است. 
در این دستورالعمل جدید مهمترین عامل نجات قربانی دچار ایست قلبی ناگهانی، حضور فرد شاهد آموزش دیده در زمینه C.P.Rبر بالین بیمار عنوان گردیده است. 

در این مجموعه ما سعی نموده ایم آخرین تغییرات علم احیاء قلبی ریوی را به روشی ساده و قابل به خاطر سپاری و انجام کارهای درست حین C.P.R را ارائه نماییم. 


بخاطر بسپاریم :

در حین C.P.R سریع، آرام و هوشمند باشیم.


بخاطر بسپاریم : 
سریع

آرام

و هوشمند 

ناجی نیازمندان C.P.R باشیم. 


واژه نامه: 

موج P : این موج حاصل دپلاریزاسیون و فعالیت الکتریکی دهلیزهاست. این مرحله همزمان با انقباض دهلیزها و ریزش خون به بطن هاست.


موج QRS : این موج حاصل دپلاریزاسیون و فعالیت الکتریکی بطن ها و پمپاژ خون به داخل شریان آئورت و پولموناری است.

موج T : این موج حاصل رپلاریزاسیون بطن هاست. در این مرحله قلب در حالت استراحت است. این دوره حساس ترین دوره از نظر شروع آرتیمی است. هر گونه تحریک میوکارد در این مرحله می تواند ایجاد تاکیکاردی بطنی Ventricular Tachycardia(V.T) و یا فیبریلاسیون بطنی Ventricular Fibrillation (V.F) نماید.

VF



VT

P.V.C: Ventricular Complex Premature: انقباض زودرس بطنی حاصل شروع ایمپالس الکتریکی از بطن است. به هنگام وقوع PVC، بطن ها بدون هماهنگی با دهلیزها درای فعالیت الکتریکی و مکانیکی (انقباض) می گردند، در صورت تکرار وقوع PVC ، پمپاژ خون توسط بطن ها مختل شده و بیماران دچار اختلالات علامت دار قلبی می گردند.


اختلالات علامت دار قلبی : هر علامتی که به دلیل اختلال پمپاژ خون توسط بطن ها ایجاد می گردد مانند تنگی نفس، اختلال وضعیت ذهنی و کاهش هوشیاری، درد قفسه سینه، هیپوتانسیون وضعیتی و علائم شوک.

تاکیکاردی بطنی V.T : تاکیکاردی بطنی با 3 موج PVC و یا بیشتر سرهم تعریف می شود. در V.T معمولاً بیمار بدون نبض و بدون واکنش است، عدم درمان V.T و یا درمان ناموفق V.T منجر به V.F می گردد. 

فیبریلاسیون بطنی V.F: یک ریتم بطنی سریع و نامنظم است که سبب لرزش نامؤثر بطن ها می گردد. در V.F ضربان قلب قابل سمع، نبض قابل لمس و تنفس وجود ندارد. عدم اصلاح V.F منجر به ایست قلبی و آسیستول و مرگ حتمی خواهد شد.

آسیستول بطنی : معمولاً آنرا خط صاف نیز می گویند. آسیستول بطنی به وسیله عدم وجود کمپلکس QRS تأیید شده در دولید مختلف عمود بر هم مثل لید П وШ یا I و avf مشخص می گردد، اگر چه ممکن است امواج P برای مدّت کوتاهی ظاهر شوند. ضربان قلب قابل لمس و نبض و تنفس وجود ندارد، بدون درمان فوری، آسیستول بطنی کشنده است. 

( Pulseless Electrical Activity ) P.E.A: فعالیت الکتریکی بدون نبض قلب شامل گروه متعددی از ریتم های بدون نبض از قبیل انفکاک الکترومکانیکال قلب، ریتم های ایدیوونتریکولار (ریتم های فرار بطنی) و ریتم های برادی آسیستولیک است، PEA در شرایطی ایجاد می گردد که قلب فعالیت الکتریکی دارد امّا قادر به تولید ضربان و نبض و برقراری یک گردش خون مؤثر نیست (مانند آمبولی ریه، تامپوناد قلبی، شوک هیپولمیک و خونریزی های شدید و سپس Sepsis. )

ریتم ایدیوونتریکولار: زمانی ایجاد می گردد که ایمپالس الکتریکی از نقطه ای از سیستم هدایتی قلب زیر گره دهلیزی بطنی (A.V ) شروع می شود. در این ریتم ضربان قلب 40-20 بار در دقیقه بوده و بیمار هوشیاری خود را از دست می دهد.
Accelerated idioventricular rhythm
برادیکاردی : ضربان قلب زیر 60 بار در دقیقه به عنوان برادیکاردی شناخته می شود. برادیکاردی می تواند علامت دار یا بدون علامت باشد.

ایست قلبی : به حالتی اطلاق می شود که در آن قلب قادر به تولید یک ضربه مؤثر و ایجاد گردش خون مؤثر نیست. ریتم هائی که باعث بی نبضی شده و ایست قلبی محسوب می شوند به چهار دسته تقسیم می شوند : 1) V.T 2) V.F 3) P.E.A 4) آسیستول

Golden Time: زمان طلائی در احیاء قلبی ریوی: به فاصله زمانی شروع ایست قلبی تا ایجاد ضایعات غیر قابل برگشت مغزی اطلاق می گردد. این زمان کوتاه بوده و در حدود 6-4 دقیقه است. زمان طلائی در حالت هائی مانند غرق شدگی، سرمازدگی و ایست قلبی در نوزادان و کودکان که معمولأ به دنبال ایست تنفسی است طولانی تر است. اگر CPR با 10 دقیقه تأخیر آغاز گردد، آسیب مغزی بسیار شدید بوده و مرگ مغزی قطعی است.
احیاء قلبی ریوی ( C.P.R ) Cardio Pulmonary Resuscitation : به مجموعه اقداماتی اطلاق می گردد که به منظور برقراری گردش خون و تهویه ریوی به هنگام ایست قلبی ریوی است.

ایست تنفسی: قطع ناگهانی فعالیت مؤثر تنفسی است که اگر ادامه یابد در عرض 4-1 دقیقه ایست قلبی رخ می دهد. شایع ترین علل ایست تنفسی شامل انسداد راههای هوائی، غرق شدگی، MI ، ایست قلبی، ، اغماء، تروما، مسمومیت دارویی و استنشاق گازهای سمّی است.

ریتم Torsades de Point : VT مولتی فرم است که بدلیل موج QT طولانی شده ایجاد می گردد. ریتم تورسایدس دی پوینت به شکل زیر و به معنی گردش دور یک نقطه می باشد. 
پیشرفت ها و تغییرات جدید در دستورالعمل C.P.R 2005 : 
در دستورالعمل جدید CPR، بیماران نیازمند CPR به 3 گروه شیرخواران زیر یکسال، کودکان (شیرخواران بالای یکسال تا شروع بلوغ) و بالغین تقسیم می شوند. 
چشمگیرترین تغییر در دستورالعمل جدید C.P.R، افزایش تعداد ماساژهای قلبی و به حداقل رساندن وقفه در بین ماساژهای قلبی است. نسبت بین ماساژ قلبی و تهویه در C.P.R بزرگسالان 30:2 و در کودکان و شیرخواران زیر یکسال 15:2 بوده و هر دورۀ C.P.R در موارد VT و VF 2 دقیقه و هر دوره شامل 5 سیکل ماساژ و تهویه (30:2 و یا 15:2) تعیین گردیده است.

توصیه گردیده در هر دقیقه 100 ماساژ قلبی و 10- 8 تهویه ریوی انجام شده و اقداماتی مانند لوله گذاری تراشه، گرفتن خط وریدی، تزریق دارو، تعویض جای ماساژ دهنده ها، کنترل نبض و ریتم قلبی بیمار با ایجاد کمترین وقفه در ماساژهای قلبی صورت گیرد. حداکثر 10% از ماساژها می تواند کمتر از 90بار باشد. 
دوّمین تغییر در C.P.R در موارد قابل شوک دادن، توصیه به انجام تنها یک شوک و شروع سریع 3 دقیقه C.P.R پس از دادن اولین شوک است. ( در راهنمای قدیمی C.P.R 3 شوک پشت سرهم به بیمار داده می شد). توصیه می گردد بعد از دادن اولین شوک و انجام 2 دقیقه C.P.R ، ریتم یا نبض بیمار کنترل گردد. میزان شوک اول در دستگاه های الکتروشوک مونوفازیک 360 ژول و در دستگاه های الکتروشوک بای فازیک با نوع موج rectilinear ، 120 ژول و با نوع موج Truncated 200-150 ژول توصیه شده است.
میزان شوک اول در کودکان با هر دستگاه الکتروشوک ( بای فازیک یا مونوفازیک) 2 ژول بر حسب کیلوگرم وزن بدن
( j/kg 2 ) و برای شوک های بعدی j/kg 4 توصیه گردیده است.
در دستورالعمل جدید C.P.R عنوان گردیده است که : در اولین دقایق ایست قلبی تهویه به اندازه ماساژ قفسه سینه در نجات بیمار اهمیت ندارد اما در موارد ایست قلبی طول کشیده و ایست قلبی ناشی از حوادث تنفسی مانند خفگی در آب، سوء مصرف دارو، ایست های قلبی آسیفکسیال، تهویه در کنار ماساژ قلبی از اهمیت خاصی برخوردار است و بهترین نتایج احیاء در ایست های قلبی آسیفکسیال از ترکیب ماساژ قلبی و تهویه حاصل می گردد. هر چند ماساژ قلبی بدون تهویه بهتر از دست روی دست کذاشتن است. 

نکته : 
- به هنگام C.P.R زنان باردار، با زاویه 30-15 درجه بدن بیمار باید به سمت چپ متمایل گردد.
- در حین C.P.R این بیماران می توان شوک را به تعداد مورد نیاز و با هر میزان انرژی تخلیه نمود و از داروها حین C.P.R بهره برد. شوک و دارو هیچ تأثیر منفی بر روی جنین نخواهد داشت.
- محل ماساژ قلبی در وسط استرنوم بوده و هیچ رگی از پای بیمار نباید گرفته شود.
- علت ایست قلبی باید شناسائی و درمان گردد.

دکتر منصور علیمردانی

05-08-2014, 04:38 PM

مرور C.P.R: 
1- ماساژ قفسه سینه: در برخورد با بیماری که کاهش هوشیاری داشته و هیچ تلاش تنفسی ندارد و یا اگر در عرض 10 ثانیه نتوان نبض بیمار را حس نمود بلافاصله باید ماساژ قلبی آغاز گردد.
ماساژها باید محکم و سریع بوده و اجازۀ بازگشت کامل به قفسه سینه بین ماساژها داده شود به طوری که مدت زمان بین ماساژ و استراحت مساوی باشد. ماساژها باید با سرعت 100 بار در دقیقه و با عمق حدودأ 5-4 سانتی متر انجام گیرد و وقفه بین ماساژها به حداقل ممکن باید برسد به طوری که این وقفه ها بیشتر از 10 ثانیه نباشد و این وقفه فقط برای مداخلات خاص مثل لوله تراشه گذاری و دادن شوک باشد.
ماساژ قفسه سینه شامل فشارهای ریتمیک در نیمه پایینی استرنوم است، این فشارها با افزایش فشار داخل قفسه سینه و به طور مستقیم با فشردن قلب جریان خون را افزایش می دهد. ماساژهای قفسه سینه که به خوبی داده می شوند می توانند باعث ایجاد پیک شریانی سیستولی در حدّ 80 -60 میلی متر جیوه شوند امّا فشار دیاستولیک پایین بوده و فشار متوسط شریانی در شریان کارویتر بندرت به بیشتر از 40 میلی متر جیوه می رسد.
جریان خونی که به وسیله ماساژ قفسه سینه ایجاد می شود میزان کم اما حیاتی اکسیژن و مواد غذائی را به مغز و میوکارد ارائه می دهد.
جهت افزایش تأثیر ماساژهای قلبی، بیمار باید به حالت خوابیده به پشت روی سطح محکم قرار گیرد، یک دست روی نیمه تحتانی استرنوم در مرکز قفسه سینه بین نوک پستان ها و سپس پاشنه دست دوم را روی اولی قرار داده طوری که دست ها روی هم موازی قرار گرفته و همدیگر را بپوشانند. 
میزان بهینه ماساژ و تهویه در بزرگسالان 30:2 (در تمامی احیاهای 2 نفره) باید اجرا گردد. این نسبت در شیرخواران زیر 1 سال و کودکان (کودکان 1 سال به بالا تا شروع بلوغ) 15:2 است.
در طی ماساژهای قلبی برون ده قلبی به 33- 25 درصد طبیعی می رسد، بنابراین برداشت اکسیژن از ریه ها و هم چنین انتقال به ریه ها هم کاهش می یابد در نتیجه تهویۀ دقیقه ای کم می تواند اکسیژناسیون مؤثر را در طی CPR حفظ کند.
حجم جاری در CPR بالغین cc600-500 کافی است. تهویه متناسب نفخ معده و عوارض آن را کاهش می دهد.
جای ماساژ دهنده ها هر 2 دقیقه یکبار باید تعویض گردد و این تعویض باید در کمتر از 5 ثانیه صورت گیرد. علت تعویض ماساژ دهنده ها این است که خستگی ماساژ دهنده ها سرعت و کیفیت ماساژهای قفسه سینه را کاهش می دهد.
جهت ارزیابی اثربخشی ماساژها پزشک باید به کرِِّات در حین ماساژهای قفسه سینه تلاش به لمس نبض های شریانی کند (در حین CPR نبض وریدی فمورال قابل لمس است).
مطالعات نشان داده است با افزایش سرعت ماساژ قفسه سینه تا 150-130 بار دقیقه میزان گردش خون کرونری و مغزی همچنان افزایش می یابد. 

2- تهویه:
در اولین دقایق ایست قلبی ناشی از VF تهویه به اندازۀ ماساژ قفسه سینه در نجات بیمار نقش ندارد امّا این مورد در موارد ایست قلبی طول کشیده و آسیفیکسیال حائز اهمیّت زیادی است. باید سیکل های ماساژ و تهویه در جریان CPR هنگامی که راه هوایی تعبیه شده ای وجود ندارد انجام شود. در صورت باز بودن راه هوائی gaspingهای گاه به گاه و بازگشت غیرفعال قفسه سینه ممکن است مقدار تبادل هوائی ایجاد کند. باید تهویه به تعداد 10- 8 تنفس در دقیقه انجام شده و از انجام تهویۀ زیاد خودداری گردد. 
هر تنفس باید در عرض 1 ثانیه انجام گیرد. اینتوباسیون پس از 6-4 دقیقه از CPR و یا بلافاصله پس از بازگشت ریتم سینوسی و ایجاد نبض باید انجام گیرد. تنفس باید تا حدی داده شود که قفسه سینه بالا بیاید. تعداد تنفس زیاد و یا تنفس با حجم بالا، حجم داخل قفسه سینه را افزایش داده و بازگشت وریدی به قلب را کاهش، برون ده قلبی را کم و احتمال زنده ماندن بیمار را کاهش می دهد.
در ایست قلبی ناشی از تروما، سوء مصرف دارو با دوز بالا، غرق شدگی و بسیاری از کودکان، CPR با ماساژ قلبی و دادن تنفس های احیاء انجام می گیرد.
به طور ایده آل آمبوبگ باید به مخزن اکسیژن متصل باشد تا اکسیژن 100% را در اختیار بیمار قرار دهد. بیماری که اینیتوبه باشد به هنگام تهویه نیازی به قطع ماساژ قلبی نیست در صورتی بیمار اینیتوبه نباشد برای انجام تهویه هر 20 ثانیه (30 ماساژ) به مدت 2 ثانیه ماساژ قلبی قطع می گرددتا دو تنفس به بیمار داده شود. مطالعات نشان داده است که تهویه با سرعت بیش از 6 بار در دقیقه در طی CPR منجر به افزایش فشار داخل قفسه سینه شده و بازگشت وریدی در حین ماساژ قفسه سینه را مختل می کند. کاهش بازگشت وریدی منجر به کاهش برون ده قلبی در طی ماساژهای قلبی و کاهش خونرسانی مغزی و قلبی می گردد.
فشار به غضروف کریکوئید فرد قربانی باعث به عقب رانده شدن تراشه شده و مری را روی مهره های گردنی فشرده و از نفخ معده جلوگیری کرده و رکورژیتاسیون و آسپیراسیون را کاهش می دهد. 
در صورتی که بیمار نبض قابل لمس دارد امّا تنفس ندارد 12-10 بار تنفس در دقیقه داده می شود. در طی دادن تنفس حدوداً هر 2 دقیقه نبض مجدداً کنترل می گردد امّا نباید بیشتر از 10 ثانیه برای انجام آن وقت صرف نمود.
هنگامی که نشانه های انسداد شدید راه هوائی وجود دارد باید به سرعت در جهت بهبود انسداد عمل کرد. با ضربات قفسه سینه و ضربه با دست به پشت و ضربات شکمی در بالغین هوشیار و بچّه های بیشتر از یکسال آسان و مؤثّر است.
ضربات شکمی در شیرخواران کمتر از 1 سال به دلیل احتمال ایجاد آسیب توصیه نمی شود.
در افراد چاق اگر نتوان دست ها را دور شکم بیمار حلقه کرد و در افراد حامله باید از ضربات قفسه سینه استفاده نمود.
اگر بیمار بیهوش باشد (بیماری که دچار انسداد راه هوائی است) بلافاصله باید CPR را شروع نمود.

3- شوک: 
الف) دفیبریلاسیون (DC شوک یا شوک آسینکرونایز):
توجه : VT (تاکیکاردی بطنی) بدون نبض به عنوان V.F تعریف می شود.
بیشتر قربانیان مرگ ناگهانی قلبی (S.C.A) در همان لحظات اول ایست قلبی دچار VF (فیبریلاسیون بطنی) می گردند.
در صورتی که V.F کمتر از 5-4 دقیقه طول کشیده باشد بهترین درمان، دادن D.C شوک (دفیبریلاتور) است. امّا اگر VF بیشتر از 5-4 دقیقه طول کشیده باشد انجام CPR مؤثّرتر از دادن شوک است.
لازم به توضیح است در صورت آماده نبودن دستگاه الکتروشوک، CPR باید انجام گیرد تا دستگاه الکتروشوک آماده گردد.
در صورتی که در 5 دقیقه اول شروع V.F، دفیبریلاسیون انجام شود بیشترین مؤفّقیّت در عملیات CPR حاصل خواهد شد. 
بلافاصله بعد از دادن شوک اول بدون اتلاف وقت جهت ارزیابی ریتم یا نبض، باید CPR به مدّت 2 دقیقه انجام گیرد. اگر شوک اوّل با شکست مواجه شد انجام CPR موجب خواهد شد اثر بخشی شوک دوّم افزایش یابد. CPR مدّت زمان بقای VF را طولانی می کند (یعنی پنجرۀ زمانی که در طی آن می توان شوک دفیبریلاتور انجام داد).
اگر یک شوک نتواند به VF خاتمه دهد، ارزش افزودۀ شوک بعدی پایین خواهد بود و از سرگیری CPR احتمالاً ارزش بیشتری از شوک دوّم دارد.
هنگام VF یا VT بدون نبض باید شوک اوّل داده شده و فورا CPR با ماساژ قلبی شروع گردد و بعد از 5 سیکل CPR (2 دقیقه) ریتم قلبی تجزیه و تحلیل شده و در صورت نیاز شوک دوّم داده می شود. اگر ریتم غیرقابل شوک دادن باشد مثل آسیستول دوباره باید 3 دقیقه CPR انجام گیرد.
تأثیر شوک اول در دستگاه های مونوفازیک کمتر از دستگاه های بای فازیک است. دفیبریلاسیون جریان را از راه قفسه سینه و قلب عبور داده تا سلول های میوکارد را دپلاریزه کرده و VF را ریشه کن کند.
مهمترین شاخص زنده ماندن فرد بالغ از ریتم VF، دفیبریلاسیون سریع با یک دستگاه دفیبریلاتور بای فازیک یا مونوفازیک است. 
به کرّات V.F پس از شوک های مؤفق عود می کند امّا این عود نباید به عنوان یک اختلال در شوک در نظر گرفته شود.
الکتروشوک های بای فازیک قادرند در عرض 5 ثانیه 90% VFها را خاتمه دهند. توصیه می شود شوک اول با دستگاه های مونوفازیک 360 ژول و بای فازیک 200-120 ژول باشد. شوک اول در کودکان چه با دستگاه های بای فازیک و چه مونوفازیک j/kg2 و شوک های بعدی j/kg 4 توصیه می گردد.
دفیبریلاسیون، قلب را دوباره راه اندازی نمی کند بلکه قلب را بی حس کرده و به آرامی V.F و سایر فعالیت های الکتریکی قلب را سرکوب می کند. اگر قلب هنوز قادر به زندگی باشد مجدداً مبادرت به تولید ایمپالس کرده و ریتم مؤثّری را باز می یابد که سرانجام جریان خون کافی را ایجاد می نماید. دفیبریلاسیون فوری درمان انتخابی VF کوتاه مدت است. اثر CPR قبل از دفیبریلاسیون برای VF طولانی به میزان زیادی مثبت بوده و شانس زنده ماندن را افزایش می دهد. دفیبریلاسیون اولیه جهت حفظ زندگی پس از ایست قلبی ناگهانی به چند دلیل حیاتی است: 
شایع ترین ریتم اولیه در حوادث مرگ ناگهانی قلبی شاهد دار، VF است.
درمان V.F، دفیبریلاسیون الکتریکی است.
احتمال دفیبریلاسیون مؤفق با گذشت زمان به سرعت کاهش می یابد.
VF در عرض چند دقیقه به آسیستول تبدیل می شود.

ب: شوک سینکرونایز (کاردیوورژن) :
شوک سینکرونایز به شوکی اطلاق می گردد که در آن انرژی همزمان با کمپلکس QRS تخلیه می گردد. در این شوک دستگاه الکتروشوک قادر به شناسائی موج QRS می باشد و اگر دستگاه نتواند موج QRS را شناسائی نماید انرژی را هرگز تخلیه نخواهد نمود.
این همزمانی مانع انتقال شوک روی موج T خواهد شد. تخلیه شوک روی موج T که مرحله تحریک ناپذیری نسبی سیکل قلبی است باعث ایجاد V.F خواهد شد.
دوز شوک استفاده شده جهت شوک سینکرونایز کمتر از دوز استفاده شده جهت شوک غیر سینکرونایز (دفیبریلاسیون) است.
شوک سینکرونایز جهت درمان تاکیکاردی سوپراونتریکولار (دهلیزی) پایدار ناشی از reentry و فیبریلاسیون دهلیزی و فلوتر دهلیزی استفاده می شود. شوک سینکرونایز جهت درمان VT مونو مورفیک ناپایدار نیز استفاده می شود.
شوک سینکرونایز جهت بیمارانی که دچار VT با نبض شده اند امّا دچار کاهش هوشیاری هستند نیز استفاده می شود.
شوک سینکرونایز جهت درمان V.T بدون نبض، VF و یا VT پلی مورفیک نا پایدار (نامنظم) استفاده نمی شود.
جهت درمان فیبریلاسیون دهلیزی شوک سینکرونایز با انرژی 200-100 ژول و فلوتر دهلیزی و سایر تاکیکاردی های فوق بطنی 100-50 ژول داده می شود.
میزان انرژی و زمان بندی شوک جهت درمان V.T با نبض به وسیله شرایط بیمار و شاخص های مورفولوژیک V.T تعیین می گردد. 
VT مونو مورفیک با نبض پاسخ خوبی به شوک های سینکرونایز با امواج مونوفازیک با انرژی های اولیه 100 ژول می دهد اگر پاسخی به شوک اول دیده نشد به صورت پلکانی دوز را افزایش می دهند (به عنوان مثال 100-200-300-360 زول).
V.T پلی مورفیک پایدار به مدّت طولانی دارای نبض نمی ماند بنابراین هرگونه تلاشی در جهت تفاوت قائل شدن بین V.T پلی مورفیک با نبض یا بدون نبض باید به سرعت انجام شود.
خلاصه : 
اگر بیمار دچار VT مونو مورفیک و یا VT پلی مورفیک باشد و وضعیت ناپایداری داشته باشد بلافاصله باید D.C شوک (شوک آسینکرونایز) داده شود.
اگر بیمار دچار V.T مونو مورفیک و یا VT پلی مورفیک با وضعیت پایدار باشد درمان شوک سینکرونایز است.

دکتر منصور علیمردانی

05-08-2014, 04:39 PM

4- دارو درمانی :
در خلال ایست قلبی، CPR اولیه و دفیبریلاسیون اهمیّت حیاتی داشته و تجویز دارو در مقام دوّم اهمیت قرار دارد.
در مورد استفاده از چند داروی مورد استفاده در درمان ایست قلبی شواهد قوی وجود دارد. بعد از شروع CPR و انجام دفیبریلاسیون از بیمار یک رگ محیطی گرفته شده و راه هوائی تعبیه می گردد. در حین گرفتن رگ محیطی نیازی به قطع CPR نیست.
داروها طی 2-1 دقیقه از راه رگ محیطی به گردش خون مرکزی می رسند. داروهای مورد نیاز که از راه وریدی تجویز می شوند باید به صورت یکجا (بلوس) و به دنبال آن cc20 مایع بلوس داده می شود. اندامی که رگ از آن گرفته شده به مدت20-10 ثانیه بالا نگهداشته می شود تا انتقال دارو به گردش خون مرکزی را تسهیل نماید.
کانولاسیون داخل استخوان (IO) باعث دسترسی به شبکه وریدی غیرقابل کلاپس شده و انتقال دارو را شبیه به آنچه که در راه وریدی مرکزی انجام می شود قابل دسترسی می کند. این راه مطمئن تر و مؤثرتر بوده و در تمام گروه های سنّی قابل دستیابی است.
مطالعات نشان داده اند که لیدوکائین، اپی نفرین، آتروپین، نالوکسان و وازوپرسین را می توان از راه لوله تراشه تجویز نمود امّا ترجیحاً بهتر است این داروها از راه وریدی مصرف شوند.


اگر پس از دادن 2 شوک بعلاوۀ CPR، همچنان V.T یا VF باقی بماند، یک وازوپرسور (اپی نفرینmg 1 هر5-3 دقیقه در طی ایست قلبی یا یک دوز وازوپرسین جانشین دوز اول و دوم اپی نفرین) تزریق می شود.
جهت تزریق اپی نفرین از طریق لوله تراشه، 5/2-2 میلی گرم اپی نفرین در نظر گرفته می شود.
CPR را جهت تزریق دارو قطع نکنید.
دارو باید در طی CPR و با حداکثر سرعت ممکن پس از چک کردن ریتم تجویز می گردد.
دارو می تواند قبل یا پس از شوک دادن، در حین شوک دادن، در حین CPR و در حین کنترل ریتم قلبی تزریق گردد.
دارو با انجام CPR به گردش خواهد افتاد. پس از 5 سیکل CPR (2 دقیقه) ریتم را دوباره تجزیه و تحلیل نمائید و بلافاصله در صورت داشتن اندیکاسیون، شوک بعدی را بدهید.

هنگامی که پس از 3 شوک بعلاوۀ CPR و تجویز وازوپرسور، VF یا VT بدون نبض باقی بماند، تجویز آنتی آریتمیک مثل آمیودارون اندیکاسیون می یابد. اگر آمیودارون در دسترس نیست لیدوکائین در نظر گرفته می شود. 
برای ریتم Torsades de point همراه با QT طولانی، سولفات منیزیم تجویز می گردد.
باید دارو بلافاصله پس از تجزیه و تحلیل ریتم در طی CPR تجویز گردد.

اگر ریتم سازمان یافته و غیرقابل شوک دادنی وجود دارد (کمپلکس های QRS که مرتب یا باریک ظاهر می شوند) تلاش شود تا نبض لمس گردد. کنترل کردن ریتم باید کوتاه بوده و چک نبض تنها زمانی باید انجام گیرد که یک ریتم سازمان یافته مشاهده می گردد.
در صورتی که در مورد وجود نبض شکّی وجود دارد CPR را باید از سر گرفت.
اگر به طور گذرا یک ریتم خونرسانی ایجاد گردد و این ریتم بین شوک های تکراری حفظ شود (VT یا VF) بیمار کاندید درمان اولیه داروهای آنتی ریتمیک است.

آتروپین سولفات: 
باعث بهبودی برادیکاردی ناشی از فعالیت کولینرژیک، هیپوتانسیون و مقاومت عروق سیستمیک می گردد. دوز توصیه شده آتروپین جهت ایست قلبیmg 1 به صورت IV است که می تواند هر 5-3 دقیقه در صورت باقی ماندن آسیستول (حداکثر دوزmg 3) تجویز گردد.
آتروپین جهت درمان برادیکاردی سینوسی علامت دار مفید است و ممکن است جهت هر نوع بلوک گره AV در سطح گره ای سودمند باشد. دوزهای سولفات آتروپین کمتر از 5/0 میلی گرم ممکن است به طور معکوس منجر به کاهش ضربان قلب گردد.
از به کار بردن آتروپین در بلوک درجه 2 و درجه 3 گره AV و بلوک درجه 3 همراه QRS پهن بپرهیزید. 
آمیودارون: آمیودارون ممکن است برای VF و یا VT بدون نبض که به CPR یا شوک و وازوپرسور پاسخ نداده است تجویز گردد. دوز اولیه mg300 بصورت IV یا IO است که به دنبال آن mg150 تکرار شده و ادامه می یابد.
آمیودارون در مقایسه با لیدوکائین شانس زنده ماندن کوتاه مدت بیمار افزایش می دهد.
لیدوکائین: لیدوکائین به طور تاریخی جهت آریتمی های بطنی، جلوگیری از PVCها و جلوگیری از VF پس از MI استفاده می شده است.
لیدوکائین نیم عمر طولانی و آثار جانبی کمتری نسبت به سایر آنتی آریتمیک ها دارد.
لیدوکائین به عنوان جایگزین آمیودارون در نظر گرفته می شود. دوز اولیه به صورتmg/kg 5/1-1 در نظر گرفته می شود. اگر VF و یا VT بدون نبض باقی بماند دوزهای اضافی mg/kg 75/0-5/0 به صورت بلوس و در فواصل 10- 5 دقیقه تا حداکثر mg/kg 3 تجویز می گردد. در کسی که در حال مصرف آمیودارون است نباید لیدوکائین تجویز گرد.
سولفات منیزیم: سولفات منیزیم می تواند به طور مؤثری Torsades de point را خاتمه دهد.
زمانی که VF یا VT بدون نبض همراه با تورسایدس دی پوینت باشد باید 2-1 گرم سولفات منیزیم رقیق شده درcc 10 سرم قندی 5% در طی 20- 5 دقیقه به صورت IV یا IO تزریق گردد.
زمانی که تورسایدس دی پوینت با نبض استgr 2-1 را درcc 100- 5 سرم D/w %5رقیق کرده و در زمان بیشتری تجویز می گردد (مثلاً 60-50 دقیقه IV ) 
اپی نفرین: اپی نفرین قدرت انقباض قلب و مقاومت عروق سیستمیک و فشار خون را افزایش داده و خونرسانی قلب و مغز را بهبود و افزایش می دهد.mg 1 اپی نفرین از محلول 1000/1 در جریان CPR هر 5-3 دقیقه تزریق می گردد که می توان یک دوز وازوپرسین را بجای دوز اوّل و دوّم اپی نفرین تزریق نمود. 
اگر پس از دادن 2-1 شوک بعلاوه CPR، هم چنان VT و یا VF باقی بماند اپی نفرین تجویز می گردد.
در بیماران با ایست کامل قلبی بدون هیچگونه نگرانی از دوزهای بالای اپی نفرین استفاده می گردد. دوز مورد استفاده معمولاً به این صورت است: 3-1 میلی گرم به صورت IV در عرض 3 دقیقه و سپس 5-3 میلی گرم به صورت IV در 3 دقیقه بعدی و سپسgr/minµ 10-4 و به صورت انفوزیون تجویز می گردد.
بیکربنات سدیم: در حین ایست قلبی و احیاء، اسیدوز بافتی و اسیدمی ایجاد می گردد. اسیدوز تحت تأثیر مدّت زمان ایست قلبی، سطح جریان خون و محتوای اکسیژن شریانی در جریان CPR ایست. 
بازگرداندن محتوای اکسیژنی با تهویه کافی با اکسیژن، حمایت از گردش خون بافتی و برون ده قلب با ماساژهای قلبی خوب، سنگ بنای بازگرداندن تعادل اسیدوباز در جریان ایست قلبی است.
در بعضی شرایط خاص احیاء مثل اسیدوز متابولیک قبلی، هیپرکالمی، مسمومیت با سالیسیلات ها یا سوء مصرف داروهای ضدافسردگی 3 حلقه ای، تجویز بیکربنات سدیم سودمند است. 
بیکربنات سدیم به عنوان داروی خط اول در بیماران با ایست قلبی در نظر گرفته نمی شود.
هنگام استفاده از بیکربنات جهت وضعیت های خاص دوز اولیهEq/kg1 مورد نیاز است. 
پیس گذاری: جهت بیماران با ایست قلبی آسیستولیک توصیه نمی شود. پیس میکرگذاری می تواند در بیماران با برادیکاردی علامت دار همراه نبض در نظر گرفته می شود.
پرسنل اورژانسی باید جهت آغاز پیس گذاری در بیمارانی که به آتروپین پاسخ نمی دهند آماده باشند. پیس میکر فوری در بیمار برادیکارد به شدت علامت دار اندیکاسیون دارد. اگر بیمار به پیس میکر جلدی پاسخ ندهد پیس گذاری وریدی مورد نیاز است.
آسیستول و فعالیت الکتریکی بدون نبض: 
بیمارانی که آسیستول و یا PEA هستند از انجام دفیبریلاسیون سودی نمی برند. تلاش باید بر پایۀ CPR با کیفیت بالا و با حداقل وقفه و شناسائی علل قابل بازگشت یا فاکتورهای عارضه دار باشد.
پس از برخورد با بیمار آسیستول و یا PEA بلافاصله CPR آغاز می گردد. یک وازوپرسور تجویز می گردد. اپی نفرین هر 5-3 دقیقه طی ایست قلبی تجویز می گردد. جهت بیمار مبتلا به آسیستول یا PEA آتروپین هم در نظر گرفته می شود.
پس از 3 دقیقه CPR و تجویز دارو، ریتم بیمار دوباره کنترل می گردد، اگر ریتم قابل شوک دادن بود شوک داده می شود در غیر این صورت CPR از سر گرفته می شود. اگر ریتم سازمان یافته ای وجود داشته باشد تلاش می گردد نبض لمس گردد. اگر نبض لمس نشد CPR ادامه می یابد. اگر ریتم نبض دار وجود داشته باشد ریتم شناسائی شده و درمان مناسب اتخاذ می گردد.
برادیکاردی علامت دار: 
برادیکاردی معمولاً به صورت ضربان قلب کمتر از 60 ضربه در دقیقه تعریف می شود. برای همۀ بیماران بلافاصله باید مانیتورینگ ECG شروع گردد. در جریان ارزیابی کلی از بیمار ریتم و ECG باید تفسیر گردد. پرسنل باید علائم بیمار و نشانه های بالینی از قبیل میزان و چگونگی تهویه، اکسیژناسیون، ضربان قلب، فشار خون و سطح هوشیاری را بررسی نموده و به دنبال نشانه های پرفیوژِن درست اندام ها باشند. 
درمان اولیه بیمار باید بر اساس حمایت از راه هوائی و تنفس باشد. اکسیژن تکمیلی به بیمار داده می شود، مانیتورینگ قلبی انجام و فشار خون و غلظت اکسی هموگلوبین ارزیابی می گردد. یک راه عروقی IV Line) ) جهت بیمار تعبیه شده و یک ECG از بیمار گرفته می شود. 
هنگامی که درمان شروع گردید وضعیت بالینی بیمار ارزیابی و علل بالقوه قابل بازگشت شناسائی می گردد. اگر برادیکاردی علامت دار علیرغم تعبیه راه هوایی و دادن تنفس کافی پابرجا باشد پیس میکر گذاری جلدی در نظر گرفته می شود. در زمانی که منتظر پیس میکر هستید آتروپین 0/5mgبه صورت IV تزریق می گردد و تا حداکثرmg3 ادامه می یابد. اگر آتروپین غیر مؤثر بود پیس گذاری آغاز می گردد. 
اپی نفرین و دوپامین (µgr/kg/min 10-2) هنگامی که منتظر پیس میکر هستید و یا پیس میکر نامؤثر است انفوزیون می گردد. اپی نفرین با سرعتmg/min 10-2 انفوزیون می گردد.

سندرم بورگادا          Brugada syndrom

 مشخصات سندرم بروگادا:

۱) بلوک شاخه راست

۲ -ST(در v1-v3

۳( مرگ ناگهانی به صورت سنکوپ یا Sudden death در بیمارانی کهقلب طبیعی دارند.

حوادث سنکوپ و مرگ ناگهانی به وسیله‌ی vt یا vf ایجاد می‌شوند.این آریتمی‌ها بدون هشدار و به صورت ناگهانی ایجاد می‌شوند در حالی که ریتم بیمار سینوسی است و فاصله‌ی QT طولانی نمی‌شود.

فقط در موارد بسیار اندک، قبل از VT، نوسانات کوتاه و بلند ایجاد می‌شود، یافته‌یی که در آریتمی‌های دیگر نظیر Torsade de points در سندرم QT طولانی بسیار شایع است. قبل از آن، افزایش سرعت ضربان قلب، همانند تاکی‌کاردی بطنی پلی مرفیک وابسته به کاتکول آمین، وجود ندارد.

● تاریخچه‌:

اولین بار این سندرم در سال ۱۹۸۶ مشاهده شد. بیمار یک پسر سهساله از لهستان بود. او به دفعات دچار این حمله شده و به وسیله‌ی پدرش احیاء شده بود. خواهر کوچکترش در سن دو سالگی پس از حملات متعدد به طور ناگهانی فوت شده بود.

۸ مورد دیگر از این سندرم درسال ۱۹۹۲ نیز گزارش شد. سپس درسراسر جهان نمونه‌هایی مانند این بیماران گزارش گردید. کشف اخیر غیر طبیعی بودن ژنتیک این سندرم را مشخص کرد. در مرحله‌ی ابتدایی اختلالات الکتریکی این بیماری یک مرحله‌ی مهم در پیشگیری و درمان مؤثر برای جلوگیری از مرگ ناگهانی بیماران با ساختار قلب طبیعی می‌باشد.

در سال ۱۹۸۰، CDC  (مرکز کنترل بیماری‌ها) در آتلانتا، یک عارضه‌ی بالای غیرطبیعی از مرگ ناگهانی را در مردان جوان از جنوب شرق آسیا گزارش کرد.

● شیوع بیماری:

این سندرم، شایع‌ترین علت مرگ‌های ناگهانی در افراد جوان کمتر از پنجاه سال در جنوب آسیا است که سابقه‌ی‌ ناراحتی قلبی ندارند. در بعضی افراد نوار قلبی ممکن است به طور تیپیک (RBBB؛ تغییراتST در V1-V3 ) بروز کند. اما نوار سایر افراد ممکن است طبیعی باشد و یا گاهی به طور متناوب غیر عادی شود.

الکتروکاردیوگرام غیر عادی در این سندرم ممکن است به دنبالتجویز «فلسیانید» یا «پروکایین آمید» « آجمالین» آشکار شود. بنابراین تست داروشناسی اختصاصی است و برای بیمارانی که دارای تاریخچه‌‌یی از سنکوپ با منشاء ناشناخته یا vf نامعلوم می‌باشند، توصیه می‌شود.

متأسفانه این آزمایشها به صورت روتین انجام نمی شوند و بدونتردید این یکی از دلایلی است که سبب عدم تشخیص به موقع این بیماری می‌شود. در فرانسه و ژاپن یک مورد از هزار الکتروکاردیوگرام در افراد بزرگسال ظاهراً سالم دارای این سندرم می‌باشند. این سندرم به طور متوسط، سبب مرگ ناگهانی در سن ۳۵ تا ۴۵سالگی می‌شود. همچنین در سن ۶ ماهگی و ۷۴ سالگی نیز این سندرم مشاهده شده است.

● تظاهرات بالینی:

این سندرم با حملات vt پلی مرفیک یا vf مشخص می‌شود، وقتیحمله‌ی تمام می‌شود، بیمار دچار حمله سنکوپ می‌شود. وقتی حمله ادامه پیدامی‌کند خود به خود قلب ضربه می‌بیند و دچار وقفه و در نتیجه مرگ ناگهانی می‌شود، بنابراین طیف بروز علائم گسترده است.

در یک سر آن اشخاصی هستند که بدون علامت‌اند و در سر دیگر آنافرادی که دچار مرگ ناگهانی می‌شوند. اشخاصی که الکتروکاردیوگرام آنها طبیعی است در ضمن آزمایشهای روتین شناسایی می‌شوند. در سایر بیماران، در ضمن غربالگری از طریقالکتروکاردیوگرام، بعد از مرگ ناگهانی در یکی از اعضای خانواده شناسایی می‌شوند.

 

● تشخیص:

تشخیص سندرم، آسان است، از طریق الکتروکاردیوگرافی دراز مدت در بیمارانی که شکل تیپیک این الکترو را دارند (  ST- در V1-V3 وRBBB ) و همچنین تاریخچه‌یی از مرگ ناگهانی یا سنکوپ به دنبالvt پلی مرفیک در اعضای خانواده می‌باشد. تغییرات نوار در این سندرم وابسته به تداخل سیستم اتونوم و تجویز داروهایآنتی‌آریتمی می‌باشد:

داروهای تحریک کننده‌ی آدرنرژیک سبب کاهش صعود ST می‌شوند، در حالی که داروهای تحریک کننده‌ی واگ باعث بدتر شدن آن می‌شوند. داروهای کلاس ۳ و Ic و Ia و تب باعث افزایش صعود قطعه ST می‌شوند. ورزش در برخی بیماران، سبب کاهش صعودقطعه‌ی ST می‌شود، اما در دیگران سبب افزایش صعود قطعه‌ی STمی‌شود (بعد از ورزش، وقتی که درجه حرارت بدن افزایش می‌یابد).

وقتی ضربان قلب کاهش می‌یابد، صعود قطعه ST افزایش می‌یابد.وقتی که ضربان قلب تند می‌شود صعود قطعه‌ ST کاهش می‌یابد، هر چند که خلاف این هم ممکن است مشاهده شود. بیماران دچارسنکوپ ناشناخته باید با داروهای آنتی‌آریتمی تحت بررسی قرارگیرند تا احتمال این سندرم به عنوان یکی از علل آریتمی بطنی و سنکوپ رد شود.

● پیش آگهی و درمان:

پیش آگهی این سندرم، وقتی بدون درمان گذاشته شود، خیلی وخیم است. یک سوم بیماران دچار سنکوپ یا تحت احیای قلبی ریوی، حملات vt پلی مرفیک جدید در طی ۲ سال بعد را داشته‌اند.

متأسفانه پیش آگهی افراد بدون علامت همراه با الکتروکاردیوگرامتیپیک نیز خیلی بد است. یک سوم افرادی که هیچ سابقه‌ی‌ بیماری قلبی ندارند دچار اولین vt پلی مرفیک یا vf در طی ۲ سال بعد شده‌اند. این علائم آخر (vt-vf) برای طرح درمان این بیماران خیلی مهم است: برای اینکه داروهای آنتی‌آریتمی (آمیودارون یابتابلوکرها) از مرگ ناگهانی قلبی جلوگیری نمی‌کند، فقط کاشتن دفیبریلاتور بطنی (ICD) مؤثر و لازم می‌باشد و آریتمی‌های بطنی را درمان می‌کند، وقتی‌که دفیبریلاتور بطنی در قلب کاشته می‌شود، میزان مورتالیته در بیماران با سندرم بروگادا به ۰% با پیگیری ۱۰ ساله این بیماران می‌رسد. این جای تعجب نیست، چون این بیماران جوان هستند و معمولاً بیماریهای دیگری ندارند و ساختار قلب آنها نرمال می‌باشد و بیماری کرونر قلب ندارند، این بیماران نارسایی قلبی و اشکالات ایسکمی قلبی نیز ندارند، بنابراین کاندید ایده‌آلی برای درمان با ICD می‌باشند.

بررسی معاینات بالینی و الکتروکاردیوگرافی از ۲۰ بیمار ایرانی (15مرد با میانگین سن 9±42 که سندرم بروگادا داشتند، انجام شد. الکتروکاردیوگرام غیر طبیعی (به صورت خود به خودی در۶ مورد و به دنبال تحریک در ۱۴ مورد) در ۵ بیمار علامت‌دار و ۱۵ مورد بیماران بدون علامت شناسایی شد. آریتمی بطنی در ۴۰% از بیماران بدون علامت ایجاد شد.

 

اختلاف مهمی در سن، جنس و PR اینتروال -ST ، یا اینتروالHV  بینبیماران وجود نداشت. در ۸ بیمار دفیبریلاتور بطنی کاشته شد. در طول ۲±16 ماه پیگیری، یک بیمار علامت‌دار، به طور مناسب تحت درمان با دستگاه شوک کاشتنی قرارگرفت. هیچیک از بیماران بدون علامت و بیماران دارای نوار غیرطبیعی خود به خودی دچار حمله‌ی قلبی نشدند. اطلاعات الکتروفیزیولوژیک نقشی در پیش‌بینی تحریکبرنامه‌ریزی شده، ندارند.

● منشای الکتروکاردیوگرام و آریتمی بطنی:

روشن نیست در این سندرم  RBBB، واقعی است و یا به علتدپلاریزاسیون زودرس اپیکاردی بطنی راست می‌باشد. علائم بالینی و الکتروفیزیولوژی نشان می‌دهد هر دو احتمال ممکن است وجود داشته باشد، بعضی از الکتروکاردیوگرامها به طور واضح یک RBBB را بعد از طبیعی شدن قطعه‌ی ST نشان می‌دهد. تقریباً ۱۰% بیمارانبا این سندرم، با AF ناگهانی مراجعه می‌کنند، امکان دارد نقص ژنتیکی در بعضی از بیماران، منجر به تاکیکاردی بطنی و VF شود.

 

● ارتباط با سایر سندرم‌ها:

امکان دارد بین این سندرم وسایر سندرم‌ها، مخصوصاً دیس پلازیبطن راست ارتباطی وجود داشته باشد.اخیراً، غیر طبیعی بودن ژنتیکی سندرم بروگادا را کشف کرده‌اند، به این ترتیب که ایرادی در ژن SCNSA واقع روی کروموزوم ۳ وجود دارد . در حالی که در دیسپلازی بطن راست، ژن معیوب روی سایر کروموزومها قرارمی‌گیرد.

به رغم این بررسی‌ها، ممکن است در بعضی از بیماران، دو شکلمتفاوت بیماری ظاهر شود. در برخی مواقع الکتروکاردیوگرام مشابه سندرم بروگادا وجود دارد، اما به وسیله‌‌ی این سندرم ایجاد نمی‌شود (سندرم بروگادای کاذب).

«ایکوگوش» و همکارانش بررسی خوبی را روی یک بیماردچار سندرم «ولف پارکینسون وایت» انجام دادند که به وسیله‌ی کاتتری که دارای فرکانس رادیویی بود، تحت درمان قرار گرفته بود، بیمار بعد از دو سال به طور ناگهانی فوت کرد. آنالیز الکتروکاردیوگرام این مورد نشان می‌داد که بیمار علاوه بر«ولف پارکینسون» مبتلا به سندرم بروگادا نیز بود.

بنابراین او همزمان مبتلا به دوسندرم بود. پس این احتمال وجود دارد که بعضی از بیماران همزمان دچار دیسپلازی بطن راست و سندرم بروگادا باشند. کشف اخیر نشان می‌دهد که نقص ژنتیکی، عامل ایجاد این سندرم است.

این سوال مطرح شد که امکان دارد بیماری «شاگاس» سبب ایجاد صدمه روی کانال سدیم شود.گرچه تفاوتهای اساسی بین بیماری«شاگاس» وسندرم «بروگادا» وجود دارد، ولی در نهایت هر دو به مرگ ناگهانی در فرد منجر می‌شود. آسیب کانال سدیم در اثر عفونت و ایمونولوژیک دربیماری «شاگاس»ایجاد می شود، ولی در سندرم بروگادا جنبه‌ی ژنتیک دارد واختلال در هدایت و رپولاریزاسیون، هدایت الکتریکی به هم می‌خورد و باعث ایجاد VFمی‌شود

هولتر مانیتورینگ

هولتر ریتم :

این روش برای افرادی استفاده می ‌شود که در طول شبانه روز فقط لحظات یا دقایق کوتاه دچار مشکل قلبی می ‌شوند و بقیه زمان ‌ها مشکل واضحی ندارند. در این روش یک دستگاه ضبط به بیمار وصل می ‌شود تا در طول شبانه روز فعالیت‌ های الکتریکی قلب را ثبت کند تا پزشک بعدا با بررسی آن ها وقوع حوادث قلبی را متوجه شودهولتر كه در واقع عبارت كامل آن پايشگر نوار قلب هولتر است، براي تشخيص بي‌نظمي‌هاي تپش قلب به كار مي‌رود. اين پايشگر شامل يك دستگاه تقريباً به اندازه مدل‌هاي بزرگ تلفن همراه است كه توسط تعدادي سيم به چسب‌هايي كه روي تنه بيمار چسبانده شده اند، وصل مي‌شود. اين دستگاه نوار قلب بيمار را براي مدت 24 تا 48 ساعت مي‌تواند ضبط كند. بدين ترتيب اگر در اين مدت هر گونه بي‌نظمي در تپش قلب فرد به وقوع بپيوندد، ثبت و ضبط مي‌شود و سپس پزشك متخصص قلب مي‌تواند آنها را ببيند.

درواقع، دستگاه كوچكي كه بيمار براي 24‌تا‌48 ساعت با خود حمل مي‌كند يك حافظه رايانه‌اي به شمار مي‌آيد. از طريق چسب‌هاي روي قفسه سينه (الكترودها)، سيگنال‌هاي كاركرد الكتريكي قلب دريافت و توسط سيم‌هايي به دستگاه هولتر ارسال مي‌شود. دستگاه با استفاده از فيلترهاي اوليه خود قسمت مناسب از سيگنال‌هاي الكتريكي را كه پارازيت‌هاي آن حذف شده در خود نگاه مي‌دارد.

بيمار پس از 24 تا 48 ساعت نزد درمانگاه مربوطه بر مي‌گردد. در آن جا پس از جدا كردن الكترودها و سيم‌ها، دستگاه هولتر را به يك رايانه متصل مي‌سازند. نرم افزار ويژه هولتر ضمن استفاده از فيلترهاي نرم افزاري خود اطلاعات ثبت شده در هولتر را آناليز  و در جداول آماده مي‌كند، ضمن اينكه قسمت‌هاي مهم آن را به‌صورت نوار قلب نشان مي‌دهد. اين گزارش به‌طور معمول توسط چاپگر متصل به رايانه، چاپ و نسخه‌اي از آن به بيمار تحويل داده مي‌شود ا

«

دستگاه ضبط‌كننده واقعه در مدل‌هاي مختلف توليد مي‌شود. از آن جايي كه ممكن است بيمار ناچار باشد براي مدت چندين روز آن را همراه داشته باشد، عملي نيست كه بتوان از سيم‌ها براي انتقال سيگنال الكتريكي استفاده كرد. بنابراين معمولاً اين دستگاه شامل الكترود و حافظه حلقوي(loop) است. بدين ترتيب در تمام لحظات نوار قلب بيمار روي يك حافظه رايانه‌اي ضبط مي‌شود كه گنجايش اين حافظه محدود است با پرشدن حافظه آن، اطلاعات قديمي پاك  و اطلاعات تازه جايگزين آن مي‌شود.

به‌عنوان نمونه، فرض بگيريد براي بيماري اين دستگاه تجويز مي‌شود. مدلي از اين دستگاه كه مانند گردنبند است به بيمار داده و اندازه زنجير آن طوري تنظيم مي‌شود كه دستگاه تقريباً روي قلب قرار بگيرد طوري كه بتواند امواج الكتريكي قلب را به بهترين صورت ممكن دريافت كند. .

نكته مهم این است كه هولترمونیتورینگ در مواقعی كمك كننده است كه حملات ‏مكرر طپش قلب و یا سنكوپ وجود داشته باشد. در صورتی كه تعداد این حملات كم ‏باشد (مثلا یكبار در ماه و یا در سال) ثبت كننده های دیگر مانندloop recorder ‏(برای یك ماه) و یا ثبت كننده های كاشتنی در داخل بدن (برای 18 ماه) و یا در ‏صورت صلاحدید پزشك ، مطالعه الكتروفیزیولوژی مورد نیاز می باشد.

هولتر فشار خون

در این روش دستگاه فشار سنجی که توسط کامپیوتر برنامه ریزی می‌شود در فواصل تعیین شده به مدت 24 الی 48 ساعت درحالیکه شما به فعالیتهای معمول روزمره مشغول هستید فشار خون و ضربان قلب شما را اندازه گیری می‌کند. از این روش در موارد زیر می‌توان استفاده کرد:

* افرادی که در مراجعه به پزشک به علت استرس به طور کاذب دچار افزایش فشار خون می‌شوند.

* ارزیابی فشارخون مقاوم به دارو

* بررسی اثر داروهای پایین آورنده فشار خون

* بررسی علایم همراه با فشار خون بالا

* تصمیم گیری برای شروع دارو در بیماران

*  اطمینان از موثر بودن دارو در طول 24 ساعت

* تشخیص بالا رفتن فشار خون در طول شب

* بررسی فشار خون و نبض درحین کارهای روزانه

* بررسی فشار خون در زمان حاملگی

تپش قلب "راهنمای بیماران"

 اين مطلب براي افرادي است كه تپش قلب دارند و موارد زير را توضيح مي دهد :

 o انواع مختلف تپش قلب.

o پزشكان چگونه تپش قلب را تشخيص مي دهند.

o كدام يك از انواع تپش قلب خطرناك هستند و كدام نياز به درمان دارند.

 همچنين انواع مختلف درمان را شرح ميدهد.

اين كتابچه جايگزيني براي توصيه هاي متخصص قلب شما نمي باشد ،‌ چرا كه او شناخت كافي از وضعيت شما دارد.

 تپش قلب چيست؟

تپش قلب واژه اي است كه براي توصيف احساس شما ، آنگاه كه آگاه از ضربان قلب خود هستيد بكار مي رود.

قلب ممكن است ضربان نرمال ، سريع ، كند يا نامنظم داشته باشد.

بسياري از تپش هاي با وجود اين كه ناخوشايند يا هشدار دهنده هستند ،‌كاملا“ بي خطر مي باشند. همه افراد حتي آنهايي كه بيماري قلبي ندارند ، تپش قلب را تجربه كرده اند. ترس ،‌عصبانيت ، فعاليت بدني ، تب ، ناراحتي معده يا نوشيدن الكل از علل مختلف تپش قلب هستند.

 به هر حال ،‌در بعضي موارد تپش قلب به دنبال بيماري ايجاد مي شود. اين تپش ها ممكن است خيلي ناخوشايند باشند ،‌آنگاه كه ضربان قلب خيلي تند يا آهسته يا خيلي نامنظم است. ‌تپش قلب ممكن است براي چند ثانيه ،  چند دقيقه يا چند ساعت طول بكشد. بعضي افراد ممكن است بندرت دچار حملات تپش قلب شوند و بعضي ديگر ممكن است هر روز چنين حملاتي داشته باشند. بسياري از حملات بطور ناگهاني و غير منتظره اتفاق مي افتند ، اما تعدادي از آنها بدنبال مواردي نظير اضطراب يا ورزش ايجاد مي شوند . تپش هايي كه علائمي چون ‌تعريق ، ضعف ،‌درد سينه يا سرگيجه را باعث مي شوند ،‌معمولا“ بيانگر يك دگرگوني در ريتم قلب هستند كهنياز به بررسي بيشتر دارد.

 ريتم طبيعي قلب

قلب يك پمپ عضلاني است كه خون را در سرتاسر بدن و ريه ها به گردش در مي آورد . قلب شامل چهار حفره است ،‌دو حفره بالائي بنام دهليز راست و چپ و دو حفره پاييني بنام بطن راست و چپ.

 عملكرد پمپاژ قلب توسط ايمپالس هاي الكتريكي كوچكي كنترل مي شوند كه از بخش ويژه اي از دهليز راست  بنام ” گره  سينوسي“ توليد مي گردند.  گاهي  اوقات به آن ” پيس ميكر[1] “ طبيعي قلب گفته مي شود.

 ايمپالس هاي ريتميك ايجاد شده توسط گره سينوسي باعث انقباض دهليز ها و راندن خودن به داخل بطن ها مي شوند.

 دهليزها به بطن ها متصل هستند امـا تمـام ايمپالس هاي الكتريكي  از طـريق گـره دهلـيزي بطنـي  به بطـن ها منتقل مي گـردند. ايـن ناحيه گاهـي اوقات ” ناحـيه اتصال دهليزي بطني (AV Junction) “ ناميده مي شود.

 ايمپالس با تاخير از طريق فيرهايي بنام ”سيستم پوركنژ“ وارد بطن ها مي شود. وقتي ايمپالس به بطن ها مي رسد آنها را منقبض مي كند و خون را به خارج از قلب به سمت ريه ها و ساير اعضاي بدن مي راند. بنابراين ،‌در يك ريتم طبيعي قلب ، هر ايمپالس از پيس ميكر بطور منظم دهليزها و بطن ها را منقبض مي كند.

 گاهي اوقات ،‌ بسته به وضعيت سلامت و فعاليت بدن ،‌ضربان قلب تندتر يا آهسته تر مي شود. وقتي كه قلب تند تر مي زند ” تاكيكاردي سينوسي“ و وقتي كه كند تر مي زند ” براديكاردي سينوسي“ ناميده مي شود. اينها ريتم هاي طبيعي قلب هستند و به معناي بيماري قلبي نمي باشند.

    ريتم نرمال تند (تاكيكاردي سينوسي)

به هنگام استراحت ، پيس ميكر قلب بين 50 تا 100 ايمپالس در دقيقه توليد مي كند. پمپاژ خون نبض را بوجود مي آورد كه در مچ دست قابل لمس است. پزشكان با گرفتن نبض ، سرعت و ريتم قلب شما را بررسي مي كنند.

به هنگام فعاليت بدني و اكنش هاي خاصي در سيستم عصبي و مواد شيميايي بدن رخ مي دهد كه سرعت پيس ميكر قلب را افزايش مي دهد . وقتـي كـه ضربان قلب به بيش از 100 در دقيقه مي رسد ،‌ به اين ريتم ” تاكيكاردي سينوسي “ گفته مي شود.” تاكي “‌ به معناي تند و ” كاردي“ به معناي قلب است. مواد شيميايي مرتبط ” كاتكولامين“ ناميده مي شود كه يكي از آنها آدرنالين است. آدرنالين همچنين به هنگام ترس آزاد مي شود. ضربان قلب با سرعت و قدرت بيشتري خون را پمپاژ مي كند و بدن را آماده واكنش مي سازد. ضربان قلب ممكن است در پركاري غده تيروئيد ، تب يا كم خوني نيز افزايش يابد.

 ريتم نرمال كند (براديكاردي سينوسي)

 وقتي كه گره سينوسي ضربان قلب را به كمتر از 60 تا در دقيقه كاهش دهد ،‌اين  ريتم  ” براديكاردي  سينوسي“  ناميده  مي شود . ”برادي “  به  معناي  آهسته  و  ” كاردي “ به معناي قلب است. بسياري از ورزشكاران براديكاردي سينوسي دارند. همچنين وقتي كه احساس ناخوشي داريد طبيعي است كه قلب شما آهسته بزند. گاهي اوقات ،‌ممكن است ضربان قلب آنقدر آهسته شود كه شما از حال برويد.

 ضربان هاي نابجاي قلب

ضربانات نابجاي قلب بسيار شايع هستند . اين ضربان ها ممكن است از حفرات  فوقاني قلب (دهليزها) يا حفرات تحتاني قلب (بطن ها )‌باشند. ضربان هاي نابجا در افرادي كه بيماري قلب دارند شايع تر است ،‌ اما اكثر افراد حداقل يك ضربان نابجا در 24 ساعت دارند.

 اغلب ضربان هاي نابجا بي اهميت هستند. اگر به يك ضربان نابجا توجه كنيد ،‌ ممكن است بصورت يك صداي گنگ در قفسه سينه ، ريتم نامنظم قلب يا وقفه اي در ضربان قلب احساس شود.

 گاهي اوقات ،‌ ممكن است زماني كه در بستر دراز كشيده ايد و مي توانيد صداي ضربان قلب تان را بشنويد ،‌متوجه يك ضربان نابجا شويد. خستگي يا مصرف الكل مي توانند احساس ضربان نابجا را تشديد كنند. بعضي فكر مي كنند كه مصرف چاي يا قهوه مي تواند باعث تشديد ضربان نابجا شود اما چنين چيزي اغلب رخ نمي دهد. ضربان هاي نابجا خطرناك نيستند و به قلب شما آسيب نمي رسانند.

 ضربان قلب منظم و تند

 اگر شما احساس مي كنيد كه ضربان قلب شما خيلي تند شده است اما هنوز منظم مي باشد ،‌مي تواند مربوط به موارد زير باشد :

•  تاكيكاردي سينوسي نرمال

•  تاكيكاردي فوق بطني

•  تاكيكاردي بطني

 تاكيكاردي فوق بطني ( SVT يا PSVT)

 تاكيكاردي فوق بطني ،‌ اختلالي در ريتم قلب است كه در اثر فعاليت الكتريكي سريع در قسمت هاي فوقاني قلب (دهليز ها ) ايجاد مي شود. در اين حملات ، ضربان قلب خيلي تند و معمولا“ بين 140 تا 240 در دقيقه است. در اكثر موارد ،‌قلب از ساير نظرها نرمال است.

 علائم تاكيكاردي ممكن است باعث ناراحتي شوند اما آسيبي نمي رسانند‌. شايعترين علامت تپش قلب است ، اما ممكن است گاهي اوقات همراه با سرگيجه و در موارد خيلي كمتر همراه با از حال رفتن باشد.

 معمولا“ اين حملات در جواني شروع مي شود ،‌براي چند سال ادامه يافته و با افزايش سن كاهش مي يابد. در بعضي افراد موارد خاصي نظير هيجانات روحي ،‌ فعاليت بدني يا غذاها و نوشيدني هاي خاص مثل قهوه يا الكل باعث برانگيخته شدن اين حملات مي شود.

 يك حمله ممكن است براي چند ثانيه ،  چند دقيقه يا چند ساعت طول بكشد. گاهي اوقات اين حملات با روشي به نام ” مانور والسالوا“ متوقف مي شوند. مانور والسالوا به اين گونه است كه دم عميق انجام مي شود و سپس بازدم در برابر راه هوايي بسته در گلو و تحت فشار صورت مي گيرد ،‌ يا اينكه يك ماده سرد نظير بستني يا تكه هاي كوچك يخ بلعيده مي شود.

 ممكن است بتوان با پرهيز از غذاها يا نوشيدني هايي كه باعث برانگيخته شدن تپش قلب مي شوند از ايجاد آن جلوگيري كرد. شايد پزشك شما با تجويز داروهايي مانع ايجاد تپش شود. اگر اين حملات مشكل آفرين باشند، لازمست آزمايش هايي براي شما انجام شود. اين آزمايش ها ممكن است شامل يك نوار قلب يا يك هولتر ضربان قلب 24 ساعته يا هر دو باشند. اگر اين اقدامات علت را تشخيص ندهند ، ممكن است نياز به يك مطالعه الكترو فيزيولوژي داشته باشيد. همه اين آزمايش ها بعدا“ توضيح داده مي شوند.

دو گونه اصلي تاكيكاردي فوق بطني وجود دارند :

• AVNRT (Atrioventricular nodal re-entrant tachycardia) كه معمولا“ گره دهليزي بطني را درگير مي كند.

• AVRT (Atrioventricular re-entrant tachycardia) كه وقتي ايجاد مي شود كه يك ارتباط غير طبيعي بين دهليزها و بطن ها وجود دارد. اين نوع اغلب در افرادي ديده مي شود كه سندرم Wolff – Parkinson – White دارند.

اگر مبتلا به AVNRT يا AVRT باشيد ،‌ممكن است نياز به ارجاع شما به يك مركز تخصصي براي آزمايش ها و درمان بيشتر باشد.

 تاكيكاردي بطني

تاكيكاردي بطني به وضعيتي گفته مي شود كه بطن ها بطور غير طبيعي با سرعت بين 120 تا 200 در دقيقه ضربان داشته باشند. اين حالت ممكن است در نتيجه افزايش فعاليت ايمپالس هاي الكتريكي در بطن ها باشد. تاكيكاردي بطني معمولا“ در زمينه بيماري قلبي رخ مي دهد، اما گاهي اوقات در افراد سالم نيز ديده مي شود.

حملات تاكيكاردي ممكن است براي چند ثانيه ، چند دقيقه يا چند ساعت طول بكشد. اولين علائم ممكن است از حال رفتن ، تپش قلب منظم و تند همراه با تنگي نفس و گاهي اوقات درد سينه باشد. نوار قلب نشان مي دهد كه آيا تپش قلب ناشي از تاكيكاردي بطني است يا نوع ديگري از ريتم غير طبيعي قلب وجود دارد. لازم است چنين فردي فورا“ تحت مراقبت هاي پزشكي قرار گيرد ؛ شايد براي پايان دادن به حمله نياز به تزريق دارو يا شوك الكتريكي باشد. بسياري از حمله هاي تاكيكاردي بطني خودبخود متوقف مي شوند.

ممكن است پزشك دارويي نظير آميودارون براي جلوگيري از حمله هاي بعدي تجويز كند. شايد نياز به مطالعه الكتروفيزيولوژي باشد تا ميزان تاثير دارو مشخص شود و پزشك را براي كنترل بهتر تاكيكاردي راهنمائي نمايد.

اگردارو براي كنترل حملات تاكيكاردي موثرنباشد ، پزشك ممكن است يكي از درمانهاي زير را درنظر بگيرد :

•  جراحي يا درمان با كاتتر براي تشخيص و از بين بردن نقاطي از قلب كه باعث ريتم غيرطبيعي مي شوند.

•  گذاشتن ICD ، كه وسيله اي است براي مونيتور كردن ريتم قلب تا در موارد تاكيكاردي بطني با ايجاد شوك الكتريكي ريتم قلب را به حالت نرمال برگرداند.

انتخاب نوع درمان بستگي به تاريخچه بيماري شما دارد.

 ضربان قلب تند و نامنظم

فيبريلاسيون دهليزي

فيبريلاسيون دهليزي يك نوع خيلي شايع تپش قلب است. حدود 4 درصد افراد  بالاي 65 سال آن را تجربه كرده اند ،‌اما ممكن است در افراد جوان تر هم ديده شود. حملات ممكن است براي چند دقيقه يا چند ساعت طول بكشد يا ممكن است براي هميشه پايدار بماند.

فيبريلاسيون دهليزي يك نوع ضربان قلب نامنظم (آريتمي) است كه در آن دهليزها با سرعت بسيار تند تاحدود 400 بار در دقيقه مي تپند. چون گرهء دهليزي بطني نمي تواند تمام اين ايمپالس ها را هدايت كند ، ‌تنها تعدادي از آنها به بطن ها منتقل مي شوند. بطن ها بطور سريع و نامنظم تا حدود 180 بار در دقيقه منقبض مي شوند. سرعت بالا و بي نظمي آريتمي تپش قلب ناخوشايندي ايجاد مي كند. اگر فيبريلاسيون دهليزي خيلي تند باشد ،‌ عملكرد پمپاژ قلب ممكن است مختل شود و تنگي نفس ايجاد شود. خوشبختانه ،‌ فيبريلاسيون دهليزي معمولا“ بلافاصله خطرناك نيست. در بعضي موارد ،‌ ريتم نامنظم تند مي تواند باعث تشكيل لخته در قلب شود كه ممكن است لخته به سوي مغز پرتاب شده و موجب سكته مغزي گردد. فيبريلاسيون دهليزي نياز به بررسي و درمان دارد.

 عوامل مختلفي نظير مصرف زياد مشروبات الكلي ، پركاري غده تيروئيد ، فشار خون بالا ، عفونت هاي ريوي و بيماري قلبي مي توانند باعث فيبريلاسيون دهليزي شوند. اصطلاح ” فيبريلاسيون دهليزي منفرد“ وقتي بكار مي رود كه هيچ شواهدي از بيماري قلبي وجود ندارد.

راههاي گوناگوني براي درمان فيبريلاسيون دهليزي وجود دارد :

•  در مواردي كه ضربان قلب نرمال است و فقط گاهي حملات فيبريلاسيون دهليزي ايجاد مي شود‌ ،  درمان خاصي جز دوز كم آسپيرين نياز نيست.

•  ممكن است پزشك ، ديگو كسين يا داروي ديگري براي كنترل ريتم قلب يا براي باز گرداندن آن به ريتم نرمال تجويز كند.

•  در مواردي كه خطر تشكيل لخته خون زياد است ، نظير بيماري روماتيسمي قلب يا فيبريلاسيون دهليزي مداوم ،‌ داروي ضد انعقاد خون مانند وارفارين تجويز مي شود.

•  در بعضي موارد شوك الكتريكي براي بازگرداندن ريتم قلب به حالت نرمال به كار مي رود.

•  در مـواردي كه درمانهاي فـوق موثر نمي باشد ،‌ساير اقدامات نظير كاتتر ابليشن (Catheter ablation) و يا كاشتن پيس ميكر صورت مي گيرد.

 ضربان بسيار آهسته قلب

در مواردي كه قلب بسيار آهسته اما منظم مي زند ،‌ممكن است براديكاردي سينوسي نرمال يا نوعي از بلوك قلب باشد.

بلوك قلبي مي تواند موجب ضربانات آهسته و قوي شود و گاهي اوقات با سرگيجه و حملات از حال رفتن همراه است. بلوك قلبي بدنبال بيماري بافت هدايتي قلب ايجاد مي شود . گاهي اوقات ،‌ بيماري گرة سينوسي مي تواند موجب ” سندرم گره سينوسي بيمار (Sick Sinus Syndrome) “ شود كه تركيبي از براديكاردي و تاكيكاردي است. در موارد بلوك قلبي ،‌پزشك ممكن است پيس ميكر تعبيه كند.

چگونه پزشكان تپش قلب را تشخيص مي دهند؟

پزشك  در بارهء الگو و تناوب حملات و چگونگي احساس تپش سئوال مي كند. وي ممكن است از شما بخواهد با ضرب انگشتان ريتم تپش را تقليد كنيد. پزشك بايد تشخيص دهد كه آيا تپش شما يك ريتم طبيعي قلب است و نيازي به درمان ندارد يا يك آريتمي _ ريتم غيرطبيعي قلب_ است و بايد بررسي شود. در هر صورت ، ممكن است آزمايش خون براي بررسي كم خوني و كاركرد غدهء تيروئيد انجام شود.

 آزمايش هاي تشخيص تپش قلب

نوار قلب (الكتروكارديوگرام)

گاهي اوقات ، آريتمي ها  هيچ علامتي ايجاد نمي كنند و فقط با گرفتن نبض يا نوار قلب تشخيص داده مي شوند. نوار قلب آزمايشي است كه اطلاعاتي در باره ريتم و فعاليت الكتريكي قلب مي دهد . تقريبا“ از تمام بيماراني كه تپش قلب علامت دار دارند نوار قلب گرفته مي شود. نوارقلب به تشخيص منشاء ريتم غيرطبيعي كمك مي كند. گرفتن نوار قلب بدون درد است و حدود 5 دقيقه طول مي كشد. چسب هاي كوچكي به بازوها ، پاها و قفسه سينه چسبانده مي شوند و توسط سيم هايي به دستگاه ثبت نوار قلب متصل مي گردند.

 گاهي اوقات ” تست ورزش“ براي آناليز اختلالات ريتم قلب به كار مي رود. در اين آزمايش ،‌به هنگام دويدن روي ترد ميل نوار قلب گرفته مي شود.

 اگر تپش قلب ، گاهي اوقات رخ دهد و در نوار قلب تشخيص داده نشود ،‌ممكن است هولتر مونيتورينگ 24 ساعته ضربان قلب انجام گردد. در اين آزمايش ، يك دستگاه پرتابل ثبت نوار قلب به اندازه يك ضبط صوت كوچك به شما متصل مي گردد تا نوار قلب به مدت 24 ساعت در طي فعاليت روزمره شما ضبط گردد. شما هرگونه تپش قلب يا علائم ديگر را در اين مدت يادداشت مي كنيد . آناليز نوار قلب ضبط شده هر گونه آريتمي را مشخص مي كند. توجه ويژه به زماني است كه شما تپش قلب يا ساير علائم داشته ايد.

 اگر تپش قلب خيلي كم اتفاق افتد ممكن است يك دستگاه كوچك ثبت كننده نوار قلب(ريو يل) در زير پوست قفسه سينه كاشته شود. وقتي كه علامت دار مي شويد ، دستگاه را فعال مي كنيد و آن فعاليت الكتريكي قلب را ضبط مي كند. زماني كه به بيمارستان مراجعه مي كنيد پزشك مي تواند با آناليز دستگاه ، آريتمي را تشخيص دهد.

 مطالعه الكتروفيزيولوژي (Electro Physiologic study)

 اگر تپش قلب اختلال عمده اي ايجاد كند يا پزشك نتواند تشخيص دقيقي بر اساس آزمايشات نوار قلب داشته باشد ، مطالعه الكتروفيزيولوژي (EPS) ممكن است انجام شود. پزشك مي تواند با اين روش آناليز دقيق تري از فعاليت الكتريكي قلب داشته باشد.

 سيـم هاي نازكي به نام ” كاتتر الكترود“  وارد سياهرگ يا سرخرگ ، معمولا“ در ناحيه كشاله ران  ، مي شوند . سپس اين سيم ها به آرامي به سوي قلب هدايت مي شوند كه در آنجا مي توانند قلب را تحريك كرده و ايمپالس هاي الكتريكي را ثبت نمايند. اغلب ، آريتمي هاي غيرطبيعي كه باعث تپش قلب مي شوند مي توانند توسط يك پيس ميكر خارجي ايجاد يا متوقف گردند. اين روش به پزشكان در تشخيص و در مان آريتمي ها كمك مي كند.

 درمان تپش قلب

 اگر تپش قلب به دنبال افزايش توجه شما به كاركرد نرمال قلب باشد ،‌تنها دادن اطمينان خاطر به اين كه تپش شما بي خطر بوده و ريتم قلب طبيعي است كافي مي باشد. در بعضي موارد لازم است از موادي نظير قهوه ، الكل يا بعضي داروهاي خاص كه تپش را بوجود مي آورند پرهيز كرد.

 اگر تپش قلب پايدار و مشكل آفرين است ، نياز به تجويز دارو هاي ضد آريتمي مي باشد. پزشك متخصص مي تواند مناسب ترين دارو را تجويز كند. دقت كافي در انتخاب دارو صورت مي گيرد ، چرا كه ممكن است سالها نياز به مصرف آن باشد.

 گاهي اوقات داروها در كنترل ريتم غيرطبيعي موثر نيستند. در چند سال اخير ، پيشرفت قابل توجهي در درمان آريتمي رخ داده است كه شامل شوك الكتريكي ،‌پيس ميكر ، كاتتر ابليشن و دفيبريلاتور كاشتني (ICD) مي باشد.

  شوك الكتريكي (Cardio Version)

شوك الكتريكي يك درمان موفقيت آميز براي بسياري از انواع آريتمي هاي سريع (تاكيكاردي) نظير فيبريلاسيون دهليزي و تاكيكاردي بطني مي باشد. ابتدا بيهوشي عمومي داده مي شود. پزشك جريان الكتريكي مستقيم را به قفسهء سينه شما انتقال مي دهد. اين روش معمولا“ عوارض جانبي ندارد. اگر مبتلا به فيبريلاسيون دهليزي هستيد ، لازم است از چند هفته قبل تا چند هفته بعد از شوك الكتريكي داروي ضد انعقاد دريافت كنيد تا از ايجاد لخته خون جلوگيري شود. بعد از شوك الكتريكي ، بطور مكرر چكاپ مي شويد ، چون ممكن است تا 6 ماه بعد آريتمي برگردد. اگر چنين چيزي اتفاق افتاد ، ممكن است پزشك درمان را تكرار كند ،‌يا درمان ديگري را مد نظر قرار دهد.

شوك الكتريكي در افرادي كه از چند سال قبل مبتلا به فيبريلاسيون دهليزي هستند معمولا“‌توصيه نمي شود. علت اين امر احتمال بالاي بازگشت آريتمي و همچنين پرتاب لخته از قلب است.

 پيس ميكر (ضربان سازPacemaker = )

 در موارد بلوك قلبي يا فيبريلاسيون دهليزي كه به سختي كنترل مي شود ، ممكن است پيس ميكر تعبيه گردد. اكثر پيس ميكرها از طريق سياهرگ در طي مدت 30 تا 60 دقيقه كاشته مي شوند. اين كار معمولا“ تحت بي حسي موضعي انجام مي شود و ممكن است همراه با درد مختصري باشد. لازم است كه پس از اين عمل ،‌شب را در بيمارستان بمانيد و در بستر استراحت كنيد.

 خطر اندكي براي عفونت ناحيه تعبيه پيس ميكر وجود دارد. اگر متوجه قرمزي ،‌تورم يا خروج چرك از آن ناحيه شديد ، فورا“ به پزشك خود اطلاع دهيد تا از گسترش عفونت جلوگيري شود. در چنين مواردي ،‌پيس ميكر بايد خارج گردد. همچنين خطر كمي براي نشت هوا از ريه به قفسه سينه(پنوموتوراكس) در حين كاشتن پيس ميكر وجود دارد. به همين دليل ، قبل از ترخيص از بيمارستان ،‌يك عكس قفسه سينه كنترل گرفته مي شود.

 

كاتتر ابليشن (Catheter Ablation)

 كاتتر ابليشن ممكن است براي درمان تاكيكاردي فوق بطني ،‌فيبريلاسيون دهليزي ،‌تاكيكاردي بطني و سندرم Wolff – Parkinson – White به كار رود.

 كاتتر ابليشن با همان تكنيك مطالعه الكتروفيزيولوژي انجام مي شود. اين روش براي يك تا سه ساعت به طول مي انجامد. اين كار تحت بي حسي موضعي و تجويز آرام بخش صورت مي گيرد و معمولا“ دردناك نيست. لازم است تاچند ساعت پس از عمل در بيمارستان استراحت كنيد.

 مـنشاء آريتـمي مـولد تپـش قلـب مشخـص مـي گردد ،‌سپس انـــرژي راديــوفـركوئنـــــسي  (Radiofrequency) براي از بين بردن نقاطي كه باعث آريتمي مي شوند به كار مي رود.

در بعضي موارد كه مسير الكتريكي غير طبيعي وجود دارد ، مي توان قسمتي از اين مسير را بدون آسيب به مسير الكتريكي طبيعي از بين برد. در مواردي لازم است مسيرهاي الكتريكي در مجاورت گره دهليزي بطني  نابود شوند. در چنين حالتي ممكن است بيمار نياز به پيس ميكر پيدا كند.

در 90% موارد كاتتر ابليشن موفقيت آميز است.

در بسياري از بيماران ، مطالعه الكتروفيزيولوژي و كاتتر ابليشن بطور هم زمان انجام مي شود.

دفيبريلاتور كاشتني (Implantable Cardioverter Defibrillator =ICD)

 يك ICD تشكيل شده است از :

•  يك مولد (ژنراتور) الكتريكي كه وسيله اي است كوچك تر از يك قوطي كبريت با وزن حدود 75 گرم كه در زير پوست ياعضله كاشته مي شود.

•  سيم يا سيم هايي كه معمولا“‌از طريق سياهرگ به سوي قلب هدايت مي شود.

اين دستگاه ريتم قلب را مونيتور مي كند و اگر اختلال در ريتم بوجود آيد آن را تشخيص مي دهد. اگر اختلال چندان جدي نباشد ،‌دستگاه براي مدت كوتاهي ايمپالس هاي الكتريكي توليد مي كند. اگر اين امر موثر نباشد يا اختلال جدي تر باشد ، دستگاه شوك الكتريكي به قلب وارد مي كند . اين امر باعث خاتمه ريتم غير طبيعي و بازگرداندن آن به ريتم نرمال مي شود.

كاشتن ICD تحت بي حسي و تجويز آرام بخش و گاهي اوقات بيهوشي عمومي صورت مي گيرد. لازم است 1 تا 2 روز در بيمارستان بستري بمانيد. 

توضیحات کامل الکتروشوک (دفیبریلاتور)، AED و ICD


همانطور که میدانیم دستگاه الکتروشوک، در مواردی که فرد دچار ایست قلبی شده است با اعمال شوک الکتریکی باعث احیای بیمار می شود. در این مقاله با نحوه عملکرد دفیبریلاتور، انواع الکتروشوک، آموزش کار با آن، عیب یابی، تعمیر، راهنمای خرید، حفظ و نگهداری و موارد دیگری که لازم است در مورد الکتروشوک بدانید آموزش داده شده است.
از الکترو شوک برای اعمال یک شوک الکتریکی قوی به بیمارانی که قلب آنها به هر دلیل از کار باز ایستاده است به کار می رود و یکی از تجهیزات مهم اتاق عمل و مراکز درمانی به حساب می آید. وقتی‌ ضربان‌ قلب‌ متوقف‌ می‌شود و هیچ‌ نشانه‌ای‌ از گردش‌ خون‌ وجود ندارد، ایست‌ قلبی‌ رخ‌ داده‌ است‌. شایع‌ترین‌ علت‌ ایست‌ قلبی‌، یک‌ ریتم‌ غیرطبیعی‌ قلب‌ است‌ که‌ فیبریلاسیون‌ بطنی‌ نامیده‌ می‌شود. این‌ ریتم‌ غیرطبیعی‌ زمانی‌ اتفاقی‌ می‌افتد که‌ اکسیژن‌رسانی‌ به‌ قلب‌ ناکافی‌ باشد یا در نتیجه‌ حمله‌ قلبی‌، قلب‌ آسیب‌ ببیند. برای‌ تصحیح‌ ریتم‌ قلبی‌ می‌توان‌ از دستگاهی‌ به‌ نام‌ دفیبریلاتور خارجی‌ خودکار(دفیبریلاتور) استفاده‌ نمود.

دفیبریلاتور دستگاهی است که شوک الکتریکی را به عضله قلبی که تحت یک آریتمی (ریتم غیر نرمال) کشنده است می رساند. که باعث انقباض تمام سلولهای قلبی شده وسپس استراحت قلب وبدنبال ان به گره سینوسی اجازه ضربان سازی و در نهایت باعث تپش دوباره قلب میشود که در حقیقت از این دستگاه برای خنثی نمودن (بی اثر کردن) انقباضات ناهماهنگ قلبی و بازگرداندن انقباضات قلبی به حالت متعادل اولیه، همچنین در مواقعی که قلب از کار بازمی ایستد، برای شروع مجدد ضربان قلبی استفاده میشود
دفیبریلاتور از یک منبع تغذیه و یا یک باطری داخلی بزرگ برای شارژ نمودن یک خازن حجیم بین مقادیر ۵ تا ۴۰۰ ژول استفاده میکند. دو قطعه فلزی (پرلس) یا همان الکترودها (پدل) (پدال) به دفیبریلاتور متصل است و بر روی هر دو طرف سینه بیمار قرار میگیرد.
انرژی ذخیره شدن در درون خازن ازیک الکترود به الکترود دیگر از میان سینه بیمار (توسط سینه بیمار) آزاد یا دشارژ میگردد؛ که در نتیجه این شوک به قلب منتقل شده و ضربان ریتمیک (منظم) مجدداً به قلب بازمیگردد. دفیبریلاتورها همچنین یک مانیتور مربوط به ECG و ثبت کننده الکتروکاردیوگرام دارند که دایماً شکل موج ECG را نمایش میدهد و واحد اندازه گیری آن ژول است.
تا قبل از ۱۹۶۰ میلادی از مدلهای AC استفاده می گردید. این دستگاه جریانی معادل ۵ تا ۶ آمپر ۶۰ Hz AC را برای مدت ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ میلی ثانیه اعمال می کرد.
جریان AC به دلیل بی اثر بودن برای اصلاح فیبریلاسیون دهلیزی جای خود را به جریان DC داد. امروزه فقط از الکتروشوک های DC استفاده میشود.
تفاوت عمده بین دفیبریلاتور های DC در شکل موج شارژ داده شده به بیمار است.
دفیبریلاتور درلغت به معنی بی اثر کردن، خنثی کردن، در جهت معکوس = De = to undo , or reverse
غیرمتناسب، ناهماهنگ، نامتعادل بدون انقباضات قلبی = Fibrillate (فیبریله شدن)
دفیبریلاتور = دستگاهی برای خنثی نمودن (بی اثر کردن) انقباضات ناهماهنگ قلبی
قلب از دریچه فیزیولوژی
قلب توسط دسته‌ای از سلول‌های خاص که گره سینوسی یا S.A نامیده می‌شود تحریک و منقبض می شود. این گره در بالای دهلیز راست در محل اتصال ورید اجوف فوقانی و زائده دهلیز راست قرار گرفته است که در دقیقه حدود ۸۰ – ۷۰ بار تحریک می‌شود و به عنوان پیس میکر اصلی قلب عمل می‌کند و موج تحریکی را به تمام قلب می‌فرستد.
تحریک حاصله از سه را هدایتی که در داخل عضله دهلیز قرار دارد به گره دهلیزی ـ بطنی یا A.V. node می‌رسد. این گره در سمت راست دیواره بین دهلیزی جلوی سینوس کرونر و بالای قاعده لَت دیواره دریچه سه لَتی قرار دارد.
زمانی که موج به گره A.V می‌رسد سرعت آن کاهش می‌یابد، این امر سبب می‌شود دهلیزها فرصت کافی جهت انقباض را بدست آورده و خون وارد بطن شود.
این موج الکتریکی بعد از گره A.V از دسته هیس و شاخه‌های آن به عضله میوکارد بطن رسیده و آن را دپولاریزه می‌کند، از آنجایی که این سیستم فیزیولوژیک به دلیل عملکرد متناوب و حیاتی خود نیاز به نظم بسیار پیچیده و قابل توجهی دارد، تنها زمانی می‌تواند بازده مطلوب خود را داشته باشد که تمام فیبرهای ماهیچه‌ای آن بصورت همزمان منقبض شود.
در فیبربلاسیون بطنی (Ventricular Fibrillaition) انقباضات طبیعی بطن از بین رفته و به جای آن انقباضات بسیار سریع و نامنظم ظاهر می‌شود. این آریتمی در مرحله نهایی بیماری‌های قلبی اتفاق می‌افتد. در VF کانون‌های مختلفی در بطن‌ها شروع به صدور ایمپالس می‌نمایند، در نتیجه دپولاریزاسیون نامنظم و ناهماهنگی در بطن‌ها وجود دارد و عضله قلب بجای انقباض مؤثر دارای حرکات لرزش مانند (مانند کسیه پر از کِرم) می‌باشد، در نتیجه پمپاژ خون توسط قلب متوقف شده و برون ده قلبی و جریان خون مؤثر سریعاً کاهش می‌یابد ونهایتاً مرگ در عرض چند دقیقه در اثر آپنه و ایست قلبی رخ می‌دهد.
مطالعات و بررسی‌ها نشان داده تنها راه نجات استفاده از الکتروشوک می‌باشد.
دفیبریلاسیون با اعمال شوک الکتریکی به قلب که در آن سلول های میوکاردیال قلبی دپولاریزه شده و انقباضات ناهماهنگ از بین می‌رود، صورت می‌پذیرد. البته با اعمال احیاء قلبی ـ تنفسی (CPR) در طول  زمان انتظار جهت دفیبریلاسیون، می‌توان VF را کنترل کرد و از شروع مرگ تدریجی قلب پیشگیری کرد، امّا همواره بایدبه این مسأله توجه داشت که عمیات CPR در هیچ حالتی قادر نیست فیبریلاسیون بطنی را به ریتم سینوزال تبدیل کند.
زمان مناسب برای شوک:
فیبریلاسیون و ایست قلبی سه مرحله دارد:
۱٫    Electrical Phase 0 – 4 minutes
۲٫     Circulatory Phase 4 – 10 minutes
۳٫     Metabolic Phase > 10 minutes

مرحله اول یا Electrical Phase :زمان صفر تا چهار دقیقه اول فیبریلاسیون بطنی میباشد. بهترین زمان برای درمان و برطرف کردن فیبریلاسیون بطنی میباشد زیرا میزان ایسکمی کانونهای اصلی به حدی نیست که اجازه فعالیت به آنها را ندهد. در ایست قلبی شاهد در خارج از بیمارستان نباید انجام دفیبریلاسیون توسط احیاگران حرفه ای به تأخیر انداخته شود. در ایست قلبی در داخل بیمارستان با ریتم های قابل شوک دادن نیز نباید دفیبریلاسیون به تأخیر انداخته شود.
نکته: به خاطر داشته باشید تا زمان رسیدن دستگاه دفیبریلاتور استفاده از ماساژ قلبی یا Compression که یکی از مراحل احیا قلبی ریوی CPR میباشد به حفظ این زمان و کاهش ایسکمی ایجاد شده کمک شایانی مینماید. به همین علت هم بوده که در ارست شاهد قلبی ماساژ قلبی در پروتکلهای جدید CPR به اولین اقدام تبدیل شده است.
مرحله دوم Circulatory Phase : به زمان چهار تا ده دقیقه فیبریلاسیون بطنی اطلاق میشود. در این مرحله بعلت ایسکمی که در کانونهای اصلی قلب ایجاد شده دادن شوک نمیتواند به بازگشت و فعالیت مجدد کانونهای اصلی قلب کمک نماید لذا در این مرحله یا در زمانی که با ارست قلبی غیر شاهد یا با بیمار غیر پاسخگو که از زمان ایست قلبی آن اطلاعی نداریم فرض را بر این مرحله قرار میدهیم . در این مرحله ابتدا باید دو دقیقه CPR با پروتکل و رویکرد A.(Airway) – B.(Breathing)- C.(Circulation) انجام داد سپس اقدام به دفیبریلاسیون نمود. احیاگران حرفه ای که در ایست قلبی غیر شاهد در داخل بیمارستان شرکت می کنند باید قبل از انجام دفیبریلاسیون ۲ دقیقه CRR با نسبت ۳۰:۲ را بطور موثر انجام دهند.
مرحله سوم Metabolic Phase :بعد از گذشت ده دقیقه از شروع فیبریلاسیون قلب وارد این مرحله میشود در این مرحله تغییرات متابولیک شدیدی در قلب ایجاد شده و احتمال برگشت مجدد فعالیت کانون های اصلی شدیدا کاهش می یابد.
  انواع دفیبریلاتور
دفیبریلاتورها به انواع داخلی (قابل کاشت) و خارجی تقسیم می‌شوند.
۱ ـ دفیبریلاتور کاردیوورتر خودکار قابل کاشت
 ICD ـ (Implantable Cardioverter Defibrillator)


این دستگاه مؤثرترین درمان آریتمی‌های بطنی است، که در زیر پوست قرار گرفته و از طریق سیستم (لید)های خود ضربان و ریتم قلب را کنترل می‌کند. کامپیوتر ICD ضربان‌های سریع بطنی را تشخیص داده و به صورت اتوماتیک آن را خاتمه می‌دهد.
شوک الکتریکی ایجاد شده منجر به درد قفسه سینه و احساس ناخوشایند در بیمار می‌شود، با این حال با در نظر گرفتن مرگ حتمی در صورت عدم درمان آریتمی‌های خطرناک بطنی، درد آور بودن این درمان برای بیمار قابل درک خواهد بود.
عمل بقیه ICD در اطاق آنژیوگرافی با کنترل دستگاه فلوروسکوپی انجام می‌شود. میزان موفقیه ICD در خاتمه دادن به آریتمی‌های بطنی بیش از ۹۰ درصد است. ضمناً ICD قابلیت ضربان سازی (پیس میکر) را دارد و در صورتی که فرد دچار برادیکاردی به کمک بیمار خواهد آمد.
در بیماران دچار نارسایی قلب ممکن است ICD با توانایی درمان نارساییی قلب بکار رود. این ICD های تک حفره‌ای از طریق یک لید متصل به بطن راست، فقط فعالیت بطنی را کنترل می‌کنند ولی در ICD های دو حفره‌ای امکان مانیتورینگ و ضربان سازی برای دهلیز و بطن از طریق ۲ لید متصل به این حفرات امکان پذیر است و در مواردی که به عملکرد پیس میکر نیاز باشد برای بیمار استفاده می‌شود.
  ارزیابی عملکرد ICD
جهت بررسی عملکرد صحیح دفیبریلاتور تست OFT انجام می‌‌شود. پس از انجام بیهوشی سبک توسط تکنسین بهوشیع ICD با تحریکات برنامه‌ریزی شده آریتمی بطنی را در قلب بیمار ایجاد می‌کند، ICD در صورت عملکرد صحیح آن را تشخیص داده و به آن خاتمه می‌دهد. این تست بسیار کم خطر است و بیمار طی انجام آن در خواب عمیق است تا از اضطراب عمل و درد ناشی از شوک اجتناب شود.
 آنالیز دوره‌ای ICD
دستگاه پروگرامر (PSA) که معمولاً در مراکز تخصصی پیس میکر وجود دارد امکان آنالیز و بررسی ICD کاشته شده در بدن فرد را توسط امواج رادیوفرکانس فرهم می‌کند، عملکرد صحیح ICD و میزان باقی مانده از عمل باتری مورد ارزیابی قرار گرفته، آریتمی‌های ثبت شده توسط دستگاه و درمان‌های انجام شده بررسی و برنامه‌ریزی ICD بر اساس نیاز خود انجام میشود.
۲ ـ دفیبریلاتور خارجی: به دو دسته عمده خودکار و نیمه خودکار تقسیم می‌شود:


دفیبریلاتور خودکار یا (AED (Automated External Defibrilator
رایج‌ترین نوع دفیبریلاتور مورد استفاده در مراکز درمانی هستند و نوع خاصی از دفیبریلاتور هستد که می‌توانند ضربان قلب را پردازش کرده و در صورت لزوم شوک الکتریکی اعمال نماید بنابراین الزامی وجود ندارد که کاربر اصول تفسیر سیگنال ECG را بلد باشد، در این مدل کاربر الکترودهای دستگاه را روی سینه بیمار قرار داده و سیستم را روشن می‌کند، بدین ترتیب دستگاه سیگنال‌های ECG را از طریق الکترودهای قابل دسترس دفیبریلاتور دریافت می‌کند و بعد از تفسیر آن تعیین می‌کند که آیا نیازی به شوک هست یا خیر و دستگاه در صورت نیاز به صورت خودکار عملیات شارژ و دشارژ را انجام می‌دهد.
اما بسیاری از سیستم‌های تجاری، دفیبریلاتور خارجی نیمه خودکار را مورد استفاده قرار می‌دهند.
در دستگاه‌های نیمه خودکار، سیستم سیگنال ECG بیمار را تحلیل کرده و در زمان مقتضی کاربر را از نیاز به اعمال دفیبریلاسیون مطلع می‌کند تا وی عملیات شوک را آغاز نماید.

این رده از دستگاه‌ها به سه گروه اصلی تقسیم می‌شوند:
 ۱) سیستم‌های دارای نمایشگر ECG 
۲) سیستم‌های فاقد نمایشگر ECG
۳) دفیبریلاتور مانیتورهایی که امکان AED در آن وجود دارد
دفیبریلاتورهای نیمه خودکار می‌توانند با استفاده از پیام‌های تصویری، آلارم‌های صوتی و نیز آموزش‌های سمعی ـ بصری کاربر را از نحوه صحیح انجام عملیات آگاه سازند.
 شکل موج دفیبریلاتور
شکل موج AED ، نمودار خروجی ولتاژ این سیستم بر حسب زمان است. امروزه همه دفیبریلاتورهای خارجی از دو نوع شکل موج استفاده کنند:
۱) سیگنال سینوسی میرایی تک فاز یا The Monophasic Damped Sinusoid
۲) سیگنال نمایی تک فاز بریده شده یا The Monophasic Truncated Exponential
دفیبریلاتورهایی که دارای چنین شکل موجی هستند، معمولاً در هر بار اعمال جریان (شوک دادن)، حدود ۳۶۰ – ۲۰۰ ژول انرژی تخلیه می‌کنند تا فیبریلاسیون بطنی را به ریتم منظم و طبیعی بازگردانند. البته این مقدار انرژی با بهره‌گیری از خازن‌ها و باتری‌های خاصی که بسیار سبک وزن و  کوچک هستند حاصل می‌شود.
به تازگی از فن آوری منحصر به فردی که قبلاً در دفیبریلاتورهای کاشتنی (ICD) به کار می‌رفت، در دفیبریلاتورهای خودکار خارجی استفاده می‌شود. شکل موج به کار رفته در دستگاه های جدید دو قطبی است و به این دستگاه‌ها اصطلاحاً دستگاه‌های بی‌فازیک گفته می‌شود، که دارای دو مرحله (فاز) با دو پلاریته مخالف هستند. در فاز اول یک جریان ثابت باپلاریته مثبت به مدت ۶ میلی ثانیه و در مرحله دوم یک جریان با پلاریته منفی به مدت ۴ میلی ثانیه روی بدن بیمار تخلیه می‌شود تا با ایجاد فضای انتشار دو فازی مصرف انرژی بهینه را همراه با دفیبریلاسیون مؤثر تضمین نماید.
دفیبریلاتورهایی که از این فن آوری استفاده می‌کنند، کوچک‌تر و سبک‌تر بوده و نیاز کمتری به نگهداری و مصرف باطری دارند. مطالعات پژوهشگران نشان می‌دهد بیمارانی که با استفاده از این فن آوری شوک گرفته‌اند، نسبت به بیمارانی که به امواج تک فاز با انرژی بالا متصل بوده‌اند نرخ ضربان منظم‌تری به دست آورده‌اند که البته این امر ممکن است ناشی از کاهش تعداد سلول‌های آسیب دیده در جریان اعمال شوک.
مقایسه سطوح انرژی
Monophasic و  Biphasic
 
 طی یک سری آزمایشات کلینیکی که بر روی دفیبریلاسیون VF (فیبریلاسیون بطنی) و VT (تاکیکاری بطنی) و کاردیوورژن سینکرونایزه AF صورت گرفته مشخص شده که میزان اثر بخشی شوک اول در دستگاه‌های Biphasic (مثل دستگاه Zoll) 99٪ با انرژی ۱۲۰ ژول و در دستگاه‌های مونوفازیک ۹۳٪ با انرژی ۲۰۰ ژول بوده است.
اثر درمانی در بیماران با امپدانس قفسه سینه بالا در دستگاه‌های بی فازیک ۱۰۰٪ و در مونوفازیک ۶۳٪ بوده است.
اجزای دستگاه دفیبریلاتور خارجی (الکتروشوک)
دفیبریلاتورهای خارجی دارای بخشی جهت ضبط و ثبت نتایج همچون حافظه، کابل‌هایی با امکان استفاده مجدد که الکترود را به سیستم متصل می‌کند، الکترودها که از طریق آن ضربان قلب به سیستم منتقل شده و شوک الکتریکی داده می‌شود، و نیز یک نمایشگر مانند LCD دارند که پیام را به کاربر اعلام می‌کند و ECG بیمار را نمایش می‌دهد.
کابل برق : برای اتصال دستگاه به برق و تامین انرژی الکتریکی و شارژباطریهای دستگاه به کار می رود
پروب ثبت ECG : به جهت ثبت همزمان سیگنالهای قلبی و تشخیص بازگشت قلب و نیز جهت سینکرون کردن شوک ازاین پروبها استفاده می شود . با توجه به اینکه شوک الکتریکی اعمال شده به بیمار برای تقویت کننده های ECG دستگاه مشکل ساز بوده و موجب خرابی آنها می شود باید حتما از یک مدار محافظ استفاده نمود . الکترودهای به کار رفته در اکثر دستگاه های الکتروشوک از نوع چس لید می باشند .
باطری : عموما در الکتروشوکها یکی از دو نوع باطری زیر به کار می رود :
*باطریهای نیکل کادمیوم NI-Cd
*باطریهای سرب اسید SLA
باطری سرب اسید معمولا بزرگتر و سنگین تر است . باطریهای نیکل کادنیم کوچک هستند و برای تامین ولتاژ مورد نیاز باید چند عدد از آنها به صورت سری به کار برد .
الکترودهای اعمال شوک : به دو دسته کلی خارجی ( external ) و داخلی (internal ) تقسیم بندی می شوند
* الکترودهای خارجی که به آنها پدال دستی نیز گفته می شود . یکی از پدالها به نام APEX و دیگری به نام STERNUM می باشد . پدال STERNUM در محل قاعده قلب قرار می گیرد ( در بالا ) و پدال STERNUM در نوک قلب قرار می گیرد ( در پایین ) .
* الکترودهای داخلی ( internal ) که به الکترودهای قاشقی نیز موسوم می باشند جهت اعمال شوک مستقیم به
قلب در جریان اعمال جراحی قلب باز به کار می روند .
* نوع دیگری از الکترودهای external نیز وجود دارند که به صورت الکترودهای چسبی بوده ودر دو طرف
قلب بر روی پوست چسبانده می شوند . این نوع الکترودها در دستگاههای الکتروشوک اتوماتیک (AED ) و
نیمه اتوماتیک ( SEMI . AED ) به کار می روند .
منبع تغذیه : باید قادر باشد تا انرژی لازم جهت تخلیه را ایجاد کند.
صفحه نمایش : با توجه به نوع دستگاه می تواند اطلاعات گوناگونی را به نمایش بگذارد :
* انرژی انتخاب شده برای اعمال شوک
* تعداد ضربان قلب بیمار
* سیگنال قلبی بیمار
* وضعیت پروبهای اعمال شوک
* وضعیت خازن دستگاه به لحاظ شارژ و یا دشارژ بودن
* محل اعمال شوک بر روی سیگنال قلبی
صفحه کلید یا سلکتورهای مناسب : به هر شکل و با هر تکنولوژی که باشد باید قادر باشد تا انتخابهای زیر را اعمال نماید :
* روشن و خاموش نمودن دستگاه
* انتخاب انرژی مناسب بین ۵ تا ۴۰۰ ژول
* شارژ خازن
* دشارژ خازن
* انتخاب نحوه گرفتن نوار ECG (از طریق چس لید و یا پدال )
* انتخاب مد اعمال شوک از نظر SYNC یا ASYNC بودن
*پرینت سیگنال ECG از طریق چاپگر دستگاه
سیستم پردازش اطلاعات :
پیس میکر PACE MAKER
خازن
نکات ایمنی
باید اطمینان یابیم که دیگران با بیمار و یا تخت بیمار تماس ندارند و شوک را اعلام کنیم
بهتر است برای جلوگیری از انفجار جریان اکسیژن را قطع کنیم
در زمانهایی که از دستگاه استفاده نمیشود، لازم است تا شارژ کامل در دمای اتاق که معمولاً بسته به نوع سیستم ۴ تا ۲۴ ساعت به طول میانجامد، در حال شارژ مداوم باشد.
بیشتر سازندگان توصیه میکنند که باتریها بعد از هر استفاده حتماً شارژ شود و هر دو سال یک بار، باتریها به صورت کلی تعویض شود
روش‌های بکارگیری شوک الکتریکی
شوک الکتریکی با توجه به نوع آریتمی‌ها به دو صورت دفیبریلاسیون (شوک الکتریکی غیر سینکرونیزه) وکاردیوورسیون (شوک الکتریکی سینکرونیزه) استفاده می‌شود.
الف) دفیبریلاسیون Defibrillation: عبارتست از وارد کردن مقدار زیادی انرژی الکتریکی ۴۰۰ – ۲۰۰ ژول (یا وات بر ثانیه) به بیماری که دچار فیبریلاسیون بطنی شده است، این انرژی الکتریکی بصورت غیر سینکرونیزه (غیر هماهنگ با ریتم قلب) به قلب وارد می‌شود. شوک الکتریکی غیر سینکرونیزه در موارد تاکیکاردی بطنی سریع بدون نبض یا فلوتر بطنی نیز کاربرد دارد. برای انجام هر چه سریع‌تر و مؤثرتر دفیبریلاسیون توجه به نکات زیر ضروری است:
۱ ـ  در صورت وجود V.Tach (تاکیکاردی بطنی) بدون نبض یا VF باید سریعاً دفیبریلاسیون انجام شود زیرا درمان انتخابی VF دفیبریله کردن می‌باشد (باید توجه شود که در بیماران با VT دارای نبض و هوشیار از کاردیوورسیون یا شوک الکتریکی سینکرونیزه استفاده می‌شود) در صورت نبودن مانیتورینگ، باید به بیمار بدون نبض و بیهوش شوک الکتریکی داد زیرا اگر بیمار دچار آسیستول هم باشد استفاده از شوک الکتریکی صدمه زننده نیست.
۲ ـ در استفاده از دفیبریلاسیون برای درمان V.T یا V.F ، زمان بسیار مهم است. در صورت استفاده سریع از دفیبریلاسیون، میزان موفقیت بسیار زیاد است.
۳ ـ بعد از وقوع V.T (بدون نبض) یا V.F، ابتدا یک شوک الکتریکی به میزان ۲۰۰ ژول داده می‌شود، اگر مؤثر نبود شوک دوم با ۳۰۰ ژول داده می‌شود، اگر این میزان هم مؤثر نباشد بلافاصله شوک سوم با ۳۶۰ ژول داده می‌شود. بعد از هر بار دفیبریلاسیون، نبض و ECG بررسی می‌شود.
نکته: در اطفال شوک الکتریکی به میزان ۲ ژول به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن استفاده می‌شود در صورت عدم جواب، شوک الکتریکی با دو برابر میزان اولیه ادامه می‌یابد.
۴ ـ حتی الامکان شوک الکتریکی در مرحله بازدم داده شود. میزان موفقیت شوک الکتریکی در مرحله بازدم بیشتر است، زیرا مقاومت قفسه سینه در مرحله بازدم کمتر بوده و این حالت سبب رسیدن انرژی الکتریکی بیشتر به قلب شده و شوک الکتریکی مؤثرتر می‌شود.
۵ ـ اگر بیمار دچار فیبریلاسیون بطنی نرم (Fine V.F) باشد باید از داروی آدرنالین استفاده شود تا فیبریلاسیون بطنی نرم به فیبریلاسیون بطنی خشن
(Coarse V.F) تبدیل شود تا بهتر به دفیبریلاسیون پاسخ دهد (در V.F نرم، ارتفاع امواج بطنی کمتر از ۱ میلیمتر بوده و پیش آگهی بد است. در V.F خشن، ارتفاع امواج بطنی بیشتر از ۱ میلیمتر بوده و پیش آگهی بهتری نسبت به VF نرم دارد).
۶ ـ گاهی سلول‌های میوکارد به دفیبریلاسیون جواب نمی‌دهند که معمولاً در نتیجه کاهش اکسیژن، کاهش درجه حرارت، اسیدوز و عدم تعادل الکترولیتی است. در این موارد با تصحیح علت، دفیبریلاسیون مجدداً استفاده می‌شود.
۷ ـ اگر دفیبریلاسیون مؤثر واقع شود، علائم برگشت فعالیت قلب بصورت ریتم سینوسی در مانیتورینگ، نبض قوی، و فشار خون کافی ظاهر می‌شود.
۸ ـ اگر دفیبریلاسیون مؤثر واقع نشود، باید عملیات احیاء ادامه پیدا کند.
 ب) کاردیوورسیون Cardioversion (شوک الکتریکی سینکرونیزه):
استفاده از شوک الکتریکی سینکرونیزه برای قطع آریتمی‌هایی است که کمپلکس QRS دارند (مانند: PAT، فلاتر وفیبریلاسیون دهلیزی، تاکیکاردی بطنی دارای نبض)، معمولاً بصورت انتخابی و در بیماران هوشیار انجام می‌شود. بعبارت دیگر، کاردیوورسیون وارد نمودن مقدار معینی انرژی الکتریکی (معمولاً به مقدار کم) به قلب در زمان مناسب است، بطوری که تخلیه (شوک) الکتریکی از موج T (مرحله آسیب پذیری قلب) فاصله داشته و همزمان با موج R باشد.
در کاردیوورسیون مقدار ولتاژ معمولاً ۲۰۰ – ۲۵ می‌باشد و دکمه سینکرونیزه (SYNC) حتماً فعال می‌شود. اگر انرژی الکتریکی غیر سینکرونیزه (ناهماهنگ) به بیمار مبتلا به تاکیکاردی فوق بطنی و بطنی (دارای نبض) داده شود احتمال بروز V.F وجود دارد.
برای مانیتورینگ ریتم قلبی در کاردیوورسیون، باید لیدی انتخاب شود که بزرگ‌ترین موج R را داشته باشد.
نکته قابل توجه دیگر اینکه در زمان تخلیه شوک الکتریکی در حالت سینکرونیزه باید دکمه تخلیه شوک را تا زمان تشخیص موج R توسط دستگاه و اعمال شوک بفشاریم.
نکاتی که باید قبل از انجام کاردیوورسیون مورد توجه قرار گیرند عبارتند از:
۱ ـ گرفتن رضایت‌نامه از بیمار
۲ ـ بهتر است بیمار از چند ساعت قبل چیزی نخورده باشد
۳ ـ گرفتن یک خط وریدی
۴ ـ عدم مصرف دیژیتال حتی الامکان از ۴۸ ساعت قبل
۵ ـ اصلاح هیپوکالمی، هیپوکلسمی، و مصرف داروهای ضد آریتمی
۶ ـ توضیح تکنیک به بیمار برای کاهش اضطراب
۷ ـ استفاده از داروی آرامبخش قبل از انجام تکنیک
۸ ـ آماده بودن ترالی احیاء بربالین بیمار
۹ ـ کنترل علائم حیاتی و ECG بعد از کاردیوورسیون
 عوارض کاردیوورسیون
۱ ـ آریتمی، ۲ ـ ترومبوآمبولی، ۳ ـ هیپونسیون،  ۴ ـ سوختگی جلدی، 
۵ ـ تغیرات قطعه ST و موج T ، ۶ ـ نکروز میوکارد، ۷ ـ ادم ریوی
 تذکرات:
۱ ـ شوک الکتریکی سبب افزایش آنزیم‌های قلبی در خون می‌شود، لذا هنگام اندازه‌گیری آنزیم‌های قلبی این نکته مورد توجه قرار گیرد.
۲ ـ در درمان آریتمی‌های ناشی از مسمومیت با دیژیتال، نباید از شوک الکتریکی استفاده شود. استفاده از الکتروشوک در این موارد خطر تبدیل ریتم قلبی بیمار به ریتم خطرناک‌تر را بیشتر می‌کند.
۳ ـ در موارد استفاده از شوک الکتریکی جهت درمان فیبریلاسیون دهلیزی (AF) برای جلوگیری از رها شدن آمبولی، بیمار باید یک هفته قبل تا دو هفته بعد از کاردیوورسیون داروهای ضد انعقاد مصرف کند، PT بیمار باید ۵/۱ برابر حد طبیعی حفظ شود.
۴ ـ در بیماران با ۵ سال سابقه فیبریلاسیون دهلیزی همراه با هیپرترفی دهلیزها و نیز در بیماران مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزی ناشی از هیپرتیروئیدی نباید از شوک الکتریکی استفاده شود.
نکاتی در مورد پدلها
به منظور تأثیر بیشتر بهتر از پدل Apex که در خط زیر بغلی گذاشته میشود در محور عمودی قرار گیرد.
فشار روی پدلها در هنگام دادن شوک ۸ کیلوگرم در بزرگسالان و ۵ کیلوگرم در بچه های ۸-۱ سال میباشد.
نباید از وزن بدن جهت وارد کردن فشار به صفحات استفاده کرد زیرا باعث وارد آمدن فشار بیشتر و گاهی لغزندگی صفحات الکترود بر روی سینه بیمار میگردد
لازم است قبل از شوک الکتریکی مقاومت پوستی را پایین آورد ،زیرا در غیر این صورت مقداری از انرژی به حرارت و دود تبدیل خواهد شد و هدر خواهد رفت و ممکن است باعث سوختگی پوست نیز گردد کاهش مقاومت پوست با وسایل زیر صورت می گیرد :
با گازهای آغشته به نرمال سالین به شرط آنکه مایع آنها زیاد نبوده و باعث ایجاد پل و ارتباط در سطح پوست بین دو صفحه نگردد.
هرگز از گاز آغشته به الکل نباید استفاده شود که باعث ایجاد جرقه و انفجار و سوختگی خواهد شد.
به کار بردن ژل مخصوص الکترو که کاملا بین صفحات الکترود و پوست ارتباط برقرار می کند در استفاده از ژل نیز باید از ایجاد پدیده پل احتراز کرد .
مراحل آماده سازی دستگاه:
بطور کلی جهت آماده سازی باید چهار مرحله طی گردد که جهت سهولت کار در اکثر دستگاهها این مراحل بصورت یک تا چهار شماره گذاری شده: کلید روشن و خاموش کردن کلید پانتخاب انرژی که میتواند بروی دستگاه یا پدل یا هر دو قرار بگیرد کلید شارژ(در اکثر دستگاهها به محض اینکه انرژی به میزان لازم رسید چراغی روشن شده و صدای آلارمی به گوش میرسد و میزان انرژی به صورت اعداد نشان داده می شود) که میتواند بروی دستگاه یا پدل یا هر دو قرار بگیرد. کلید تخلیه که میتواند بصورت یک کلید (در صورت استفاده از پد) بر روی دستگاه ، یا دو کلید بر روی هر دو پدل قرار گرفته باشد
روش انجام شوک الکتریکی
اولین قدم انتخاب پدال مناسب است. پدال شوک در بزرگسالان دارای طول ۱۳ سانتیمتر و در کودکان ۸ سانتیمتر و در نوزادان ۴ سانتیمتر می‌باشد در اکثر دستگاه‌های DC شوک پدال‌های سایز اطفال در زیر پدال‌های بزرگسالان قرار دارند که معمولاً با فشردن دکمه‌ای از یکدیگر جدا می‌شوند.
 مرحله بعدی محل قرارگیری صحیح پدال‌ها می‌باشد باید قبل از قراردادن پدال‌ها روی پوست بیمار مقداری ژل روی سطح پدال‌ها بمالید و برای اطمینان از تقسیم ژل روی کل سطح، هر دو پدال را روی هم قرار داده تا ژل در کل سطح تماس فلزی پدال پخش شود.
می‌توان به جای ژل از دو عدد گاز آغشته به نرمال سالین یا آب مقطر استفاده کرد. باید توجه داشت که به هیچ وجه نباید از الکل استفاده شود زیرا خطر سوختگی پوست و آتش سوزی وجود دارد.
محل قرار گرفتن پدال‌ها
برای اعمال شوک به بیمار می‌توان از دو روش استفاده نمود:
الف) استفاده از پدال‌های مخصوص شوک
ب) استفاده از پدهای مولتی مانکشن در دستگاه‌هایی که علاوه بر مانیتورینگ و شوک امکانات پیس‌میکر نیز دارند.
با توجه به روش انتخابی برای اعمال شوک سه پوزیشن مختلف برای قرار گرفتن الکترودها پیشنهاد می‌شود:
۱ ـ Sternal – Apical
۲ ـ  Left – Anterior – Posterior
۳ ـ  Apical – Posterior
در روش اول پدالی که در سمت راست دستگاه قرار دارد و روی آن کلمه Sternum درج شده است در طرف راست قفسه سینه بیمار تقریباً زیر ترقوه و پدالی که روی آن کلمه Apex نوشته شده است و در طرف چپ دستگاه قرار دارد در نوک قلب در پنجمین فضای بین دنده‌ای در خط قدامی زیر بغل چپ قرار می‌گیرد.
  برای اتصال کامل و جلوگیری از سوختگی فشار برابر Kg 12 – ۱۰ روی بیمار و پدال‌ها وارد می‌شود. ایجاد جرقه نشان عدم تماس صحیح پوست و پدال‌ها می‌باشد.
گام بعدی انتخاب صحیح میزان انرژی الکتریکی می‌باشد که در دستگاه‌های یک قطبی از ۵ تا ۳۶۰ ژول و در دستگاه‌های دو قطبی از ۵ تا ۲۰۰ ژول می‌باشد، بعد از انتخاب میزان انرژی Charge (شارژ) را فشرده، دستگاه با صدای آلارم مخصوص‌آمادگی تخلیه شوک را اعلام می‌کند، با فشردن دکمه‌های تخلیه شوک که روی پدال‌ها قرار دارند شوک با انرژی تنظیم شده به بدن بیمار منتقل می‌شود.
در روش دوم و سوم برای اعمال شوک بایستی از پدهای مولتی فانکشن استفاده نمود. برای اینکار، ابتدا باید سطح سینه بیمار Shave و خشک شود، سپس پدها را از طریق کناره لبه پد به بدن بیمار متصل نمود به طوریکه بین سطح پد و پوست بیمار خلاء وجود نداشته باشد در روش Left – Anterior Posterior همانگونه که در شکل مشخص شده است یک پد مولتی فانکشن در ناحیه آنتریور Apex قلب چسبانیده می‌شود و پد دیگر در ناحیه پشت بیمار زیر استخوان کتف چپ قرار می‌گیرد.
در روش Apical – Posterior یک پد مولتی فانکشن دقیقاً در محل (Left Ventricular Apex) Apex چسبانیده می‌شود و پد دیگر در پشت بیمار زیر استخوان کتف چپ قرار می‌گیرد.
می‌توان جهت اعمال شوک بوسیله پدهای مولتی فانکش پدها را مطابق روش اول یعنی Sternal –Apical چسبانده قابل ذکر است که در پوزیشن Left – Anterior Posterior بیشترین کارایی شوک وارده را خواهیم داشت.
در رابطه با بیمارانی که پیس‌میکر دائم دارند باید دقت شود که پدال‌های الکتروشوک ۱۲ سانتیمتر دورتر از باطری پیس‌میکر قرار گیرد.


نکات فنی وایمنی
توجه به نکات ذیل موجب جلوگیری از ایجاد حوادث ناخواسته حین استفاده از دستگاه الکتروشوک خواهد شد.
باید دقت نمود که اگر بیمار روی تخت فلزی قرار دارد نباید هیچ یک از اعضای بدن وی با تخت در تماس باشد. در زمان تخلیه دستگاه باید اطمینان داشت که دیگران نیز با بیمار و تخت وی تماس ندارند و زمان تخلیه شوک باید این مسئله اعلام شود. باید از پراکنده شدن ژل در سایر قسمت‌های صفحات الکترود مطمئن شویم در صورتی که روی دسته پدال ژل وجود داشته باشد ممکن است اپراتور دچار سوختگی شود.
زمانی که الکترودها یا پدال‌های الکتروشوک در تماس با بیمار هستند آن را روشن یا خاموش نکنید.
هرگز دفیبریلاتور را در محیط‌های قابل اشتغال و داروهای بیهوشی یا اکسیژن با غلظت بالا بکار نبرید زیرا خطر انفجار وجود دارد. هنگام استفاده از دفیبریلاتور باید جریان اکسیژن را قطع کرد (خطر جرقه و انفجار)
مایعاتی مثل محلول سالین و رینگر رساناهای الکتریکی عالی هستند، جهت جلوگیری از ایجاد جریان‌های الکتریکی که بالقوه خطرناک هستند، دفیبریلاتور و وسایل اطراف آن باید همیشه خشک و تمیز باشد.
از قرار دادن دستگاه‌های دارای میدان الکترومغناطیسی و فرکانس رادیویی در شعاع یک متری دستگاه خودداری کنید، زیرا با ایجاد پارازیت در شکل موج ECG باعث اختلال در عملکرد دستگاه می‌شوند.
هنگام استفاده از دستگاه های جراحی الکتریکی (Electro Surgical Unit) از دفیبریلاتور استفاده نکنید زیرا عدم توجه به این مسئله باعث سوختگی الکتریکی شدید، شوک یا سایر صدمات احتمالی می‌شود.
برای تخلیه بار الکتریکی الکترودها که بطور آزمایشی شارژ شده‌اند هرگز نباید الکترودها را به هم تماس داد زیرا باعث خراب شدن خازن‌های دستگاه می‌شود. برای این کار و در واقع برای تست کردن دستگاه باید بعد از قراردادن الکترودها در جای خود و شارژ دستگاه به میزان مشخص شده برای تست دستگاه کلید تخلیه انرژی را فشرد تا دستگاه تخلیه شود. بعد از انجام تست، دستگاه خود بخود Record گرفته و کلمه Test Ok و یا در برخی دستگاه‌ها کلمه Delivery روی ECG ثبت می‌شود.
کالیبره کردن دفیبریلاتور (PM دفیبریلاتور)
DC  شوک‌ها جریان‌های زیادی را در پتانسیل الکتریکی بالا منتقل می‌کنند به محض این که مشکل ایجاد می‌شود، سریعاً پیشرفت می‌کند در نتیجه عقل حکم می‌کند که همیشه قبل از استفاده توسط تکنسین چک شوند.
برای کالیبره کردن دستگاه‌های DC شوک چندین مدل آزمایش کننده وجود دارد. اکثر آنها اساساً، ولت مترهای انتگرال‌گیری هستند که بر حسب وات ثانیه کالیبره می‌شوند. به عنوان نمونه، یک بار مصنوعی ۵۰ اهم داخل آزمایش کننده قرار داده می‌شود و بین یک جفت الکترود متصل می‌شود. پدال‌ها در مقابل الکترودها قرار می‌گیرند و خازن به داخل بار تخلیه می‌‌شود. دستگاه اندازه‌گیری، انرژی تحویل داده شده را بر حسب وات ثانیه ثبت می‌کند. بهتر است Tester یک خروجی اسیلوسکوپ داشته باشد. بطوری که شکل موج خروجی را بتوان روی اسیلوسکوپ مشاهده کرد. برای ارزشیابی مناسب کارایی الکتروشوک، باید هم میزان انرژی و هم شکل موج را چک کرد.
از آنجا که این دستگاه در مواقع بسیار حساس در تماس نزدیک با بیمار است ، از لحاظ صحت عملکرد دارای اهیمت ویژه ای است . به طوریکه کاربر باید از خروجی این دستگاه که شامل میزان انرژی (ژول) و زمان اعمال پالس و تاخر و تقدم آن در مد کاردیو ورژن است ، اطمینان حاصل کند.
یکی از مهم ترین دلایل عدم تخلیه دستگاه بر روی بیمار، پوشیده شدن سطح پدال ها با چربی سطح پوست بیمار است که با تمیز کردن آنها با پارچه ای آغشته به الکل قابل رفع است . 
تجهیزات آزمون در این دستگاه
• آنالیزور دیفیبریلاتور
• آنالیزور ایمنی الکتریکی
• دما – رطوبت سنج دیجیتال
• سیمولاتور بیمارECG/RESP/IBP
بررسی هایی که باید صورت گیرد شامل :
بدنه و شاسی ، دو شاخه ، سیم برق ، فیوز ، کانکتورها و اتصال ، برچسب ها و دفترچه راهنما ، کلیدها و کنترل ها ، آلارم ، نشانگر ها و نمایشگرها ، باتری و شارژ، وضعیت پدال ها ، دقت انرژی تحویلی (پدل خارجی و داخلی) ، زمان شارژ بلافاصله پس از دشارژ ، زمان شارژ درونی ، حساسیت دامنه ، توان مصرفی دستگاه ، کیفیت اتصال زمین ، جریان های نشتی و ….. است .
حفظ ونگهداری باطری
در AED ها عموماً از باطری‌های (Sealed – Lead Acid)  S.L.A استفاده می‌شود، برخی از سازندگان باطری‌ها از نوع نیکل ـ کادمیوم (Ni-CD) بهره می‌گیرند. معمولاً باطری‌های S.L.A به طور پیوسته (در دمای اطاق) قابل شارژ نیستند، مگر اینکه بطور کامل تخلیه شده باشند که این فرایند ۴ تا ۲۴ ساعت طول می‌کشد. انواع بسیار محدودی از سیستم‌های دفیبریلاتور خارجی از باطری‌های لیتوم که نیازی به شارژ مجدد ندارند استفاده می‌کنند.
اکثر قریب به اتفاق سازندگان سیستم‌های AED ، معتقدند که باطری‌ها باید بعد از هر بار استفاده، شارژ مجدد شوند و در عین حال هر دو سال تعویض گردند. اگر چه عمر یک باطری تا حد بسیار زیادی به نحوه نگهداری و استفاده از آن دارد، امّا تعویض منظم آن تضمین کننده و جوابگوی همه نیازهای سیستم در مواقع اضطراری می‌باشد.
طبق نظر سایر سازندگان دستگاه‌هایی که دارای باطری‌های قابل شارژ هستند بهتر است که هر چند روز یکبار دستگاه بدون اتصال به برق کارکند تا زمانی که باطری به طور کامل تخلیه شود و سپس مجدداً به طور کامل شارژ شود، این کار به افزایش طول عمر باطری کمک خواهد کرد.
نحوه تمیز کردن دستگاه الکتروشوک
باید توجه داشت که بعد از هر بار استفاده از دستگاه و اتمام شوک دادن به بیمار بلا فاصله پدال‌های الکتروشوک از ژل پاک شود، تا از خشک شدن ژل و نفوذ آن به داخل شیارهای پدال‌ها جلوگیری کند. باقی ماندن ژل روی پدال‌های الکتروشوک موجب تشکیل رسوبات و اختلال عملکرد پدال خواهد شد.
برای تمیز کردن پدال‌های الکتروشوک باید ابتدا ژل را از روی پدال‌هاپاک نمود و سپس با الکل آن را ضد عفونی کرد. سایر قسمت‌های دستگاه را باید با دستمال مرطوب تمیز کرد بخصوص جهت تمیز کردن صفحه نمایشگر ECG فقط از دستمال مرطوب استفاده کرد، بهتر است جهت جلوگیری از نفوذ آب، سرم و… به داخل دستگاه از کاور ضد آب استفاده شود ولی باید دقت داشت که هنگام شروع به کار باید کاور از روی دستگاه برداشته شود.
روش انجام بازبینی دوره های دستگاه
بازبینی های دوره ای دستگاه به دو دسته کمی و کیفی تقسیم بندی می شود. شایان ذکر است ازآنجایی که در دسته بندی تجهیزات پزشکی از نظر سطح خطر ،دستگاه الکتروشوک در سطح High  Risk یا سطح خطر بالاتر قرار می گیرد،براساس استاندارد های بین المللی ،انجام آزمون های کمی وکیفی این دستگاه  هر ۶ماه یک بار الزامی است.
تجهیزات مورد نیاز برای انجام آزمون های کمی وکیفی  عبارتند از:
۱)آنالایزر دفیبریلاتور،
۲)سیمولاتور ECG ،
۳)اهم سنج مقاوت زمین،
۴)آنالایزر ایمنی الکتریکی یا سنجش گر  نشتی جریان.
آزمون  های کیفی
دراین آزمون ها بیشتر به بازرسی  عینی ودیداری  تجهیزات پرداخته  می شود که در ادامه به تعدادی ازآن ها اشاره شده است:
بررسی بدنه و اسکلت دستگاه ، نحوه نصب دستگاه ، وضعیت  ترمزها وچرخ های دستگاه ،بررسی پریزها ،کابل ها و دو شاخه دستگاه ، وضعیت کنترل ها وسوییچ ها، کانکتورها،  پدال ها و الکترود ها ،میزان شارژ باتری ،وضعیت نمایش گرها و نشان گرها ،وضعیت مناسب آلارم ها،وجود و شرایط مناسب تجهیزات  جانبی مثل ژل، پدها یا الکترودها.
انجام آزمون های کیفی توسط پرسنل بخش نیز امکان پذیر است.
آزمون های کمی
در این آزمون ها بیشتر نکات فنی و تخصصی دستگاه مدنظر قرار می گیرد. انجام این آزمون صرفاًتوسط افراد متخصص باید صورت گیرد که در زیر به تعدادی ازآن ها اشاره شده است:
۱)کالیبراسیون ضربان:
با استفاده از سیمولاتور ECG ضربان های ۶۰و ۱۲۰ پالس دردقیقه را شبیه سازی کرده و اطمینان حاصل شود که نشانگر ضربان قلب ،ضربانی را که نشان می دهد،حداکثر ۵پالس در دقیقه یا ۵ درصد  نسبت به ضربان انتخاب شده (۵۵تا ۶۰ ضربه در دقیقه یا ۱۱۹تا۱۲۶ ضربه در دقیقه )اختلاف دارد.
۲)محدودیت انرژی در پدال های داخلی :
هنگامی که از پدال های داخلی در عمل  قلب باز که دفیبر یلاتوردر تماس مستقیم  با قلب  قرار  می گیرد ، استفاده می شود ،انرژی نباید از۵۰ ژول فراتر رود. این مشخصه باید در هر کدام از دستگا ه هایی که ممکن است به چنین مکان هایی منتقل شوند ، موردآزمایش  قرار گیرد . جهت انجام این تست ،پدال های داخلی به دفیبر یلاتور وصل شده و انرژی در حالت ماکزیمم تنظیم و داخل آنالایزر الکتروشوک تخلیه می شود. این انرژی نباید از ۵۰ ژول بیشتر باشد.
۳)انرژی خروجی:
انرژی خروجی را در حالت های مختلف انرژی (در تمامی سطوح انرژی)تنظیم و سپس  مقادیر خروجی دفیبریلاتور با تخلیه نمودن آن اندازه گیری  می شود، در حالتی که ازمدکاردیوورژن استفاده  شود ، سطح ۵۰ ژول برای رنج متوسط و مناسب خواهد بود .در هر سطح ،لازم است انرژی انتخاب شده ، انرژی نشان داده شده روی نشانگرخود دستگاه دفیبریلاتور و انرژی تخلیه شده در داخل آنالایزر را یادداشت کرد.
در رنج حداکثر ،دفیبریلاتور باید توانایی تحویل حداقل ۲۵۰ ژول را داشته باشد. انرژی خروجی در تنظیمات انرژی پایین – زیر ۲۵۰ ژول – باید در حدود ۴ ژول یا۱۵ درصد انرژی تنظیم  شده باشد. البته دیگرپارامترها از قبیل  جریان پیک،ولتاژ پیک،t50وt10 نیز بایستی یادداشت شود و محدوده مجاز هر کدام از آن ها بسته به نوع الکتروشوک دو فازی یاتک فازی ( BiphasicیاMonophasic) بر اساس استاندارد های بین المللی تجزیه و تحلیل شود.
۴)خروجی در حالت سنکرون:
جهت انجام این تست، لید های ECG دفیبریلاتور باید به سیمولاتور ECG وصل و یک ضربان سینوسی قلبی با ریتم ۸۰ ضربه در دقیقه برای آن شبیه سازی شود . در دستگاه  حالت sync انتخاب و دقت می شود که روی  نمایشگر دستگاه، توانایی تفکیک قله موج R در کمپلکسPQRS وجود داشته باشد . با انتخاب مقادیرمختلف انرژی ،دستگاه داخل آنالایزر دشارژوزمان اندازه گیری  شده توسط  آنالایزر ثبت می شود ،این زمان نباید از ۳۰ میلی ثانیه بیشتر باشد.
آزمون کمی دیگر عبارتند از :
اندازه گیری خروجی بعد از گذشت ۶۰ ثانیه از زمان شارژ، اندازه گیری زمان شارژ در انرژی  ماکزیمم،آلارم ضربان ،اندازه گیری جریان  نشتی بدنه و مقاومت  زمین ودیگر پارامترهای الکتریکی دستگاه.
در این دستگاه سطوح خطر مختلفی شامل:۱)Danger   ۲)Warning
۳  )Caution    و     ۴ )Note     وجود دارد به بررسی آنها می پردازیم:
Danger :علامت هشدار دهنده ۰وضعیت خطرناک است که باعث مرگ  یا آسیب جدی کاربر می شود.
Warning: علامت هشدار دهنده در مورد امکان آسیب ،مرگ یا دیگر یا دیگر واکنش های  شدیداً خطرناک در اثر استفاده نادرست  از دستگاه است.
Caution: علامت هشداردهنده ای است که احتمال آسیب یا وقوع مشکلات مرتبط با استفاده نادرست ازدستگاه را به کاربر گوشزد  می کند و ممکن است در اثر عملکرد غیر صحیح یا نقص دستگاه یا آسیب وارده به دستگاه  باشد.
Note:اطلاعات ویژه ای است که به صورت توصیه ،الزامات ،روش های جایگزینی یا اقدامات  تکمیلی بیان  می شود.
اهمیت اطلاعات ایمنی
الف)Danger (خطرناک)
هرگز دفیبریلاتور را در محیط های قابل اشتغال (دارو های بیهوشی ،اکسیژن با غلظت بالا و اکسیژن هایپرباریک )یا در محیطی که قوس های الکتریکی که می تواند انفجار ایجاد  نماید ،قرار ندهید.
ب)Warning
۱)محیط اطراف: مایعاتی مثل محلول سالین رینگر و خون رساناهای الکتریکی عالی  هستند. جهت جلوگیری از ایجاد جریان های الکتریکی که بالقوه خطرناک هستند ، دفیبریلاتور ووسایل اطراف آن باید همیشه خشک وتمیز باشد.
۲)میدان الکترومغناطیس و فرکانس رادیویی :  از قرار دادن  دستگاه های غیر ضروری  و غیر مراقبتی (non-essential   &   non-patient care) در شعاع یک متری از دفیبریلاتور خودداری نمایید.استفاده از این دستگاه ها که تابش کننده میدان  های الکترو مغناطیس یا فرکانس رادیویی هستند،با ایجاد نویز درشکل این موج ECG یا پیام های خطا  باعث اختلال در عملکرد  دفیبریلاتور می شود .بنابراین در صورتی که این دستگاه ها به صورت اتفاقی در مجاورت دفیبریلاتور قرار گر فته  باشند ، با یستی  هر چه زودتر آن را جا به جا نمایید .
۳) هنگامی که از دستگا ه های  جراحی الکتریکی (Electrosurgical unit) استفاده می شود،  بایستی موارد زیر رعایت شود:
۳-۱) از دفیبریلاتور استفاده نکنید.
۳-۲)از تماس پدال های خارجی ،داخلی و پدهای یک  بار مصرف با بیمار خود داری  نمایید.
عدم  توجه  به این هشدارها باعث  سوختگی الکتریکی  شدید ،شوک یا سایر صدمات  احتمالی  می شود. ضمناً زمانی می توانید ازESU استفاده  نمایید که دفیبریلاتور در مد مانیتورینگ باشد.
کنترل (Checks)
۱) هرگز Case دفیبریلاتور را باز نکنید . اپراتور نباید داخل آن را بازرسی کند، زیرا خطر ولتاژهای بالا وجود دارد . حتماً سرویس دستگاه را به افراد مجرب بسپارید.
۲) دفیبرلاتور و ضمایم آن را هر ماه کنترل نمایید.
اندازه گیری SPO2
۱) زمانی که بیمار دارای تب بالا یا گردش خون ناکافی است ، پروبSPO2 ممکن است سوختگی خفیفی ایجاد نماید ، زیرا پروب درجه حرارت پوست را ۲ تا ۳ درجه سانتی گراد (۴ تا۵ درجه فرانهایت ) افزایش می دهد .
۲) زمانی که اکسی هموگلوبین یا متموگلوبین (Metemo globin) بیمار به طور غیر طبیعی بالا باشد یا بیمار در حال شوک یا درحالت احیاء قلبی ریوی است ، اطلاعات حاصل ازSPO2 دقت لازم را نخواهد داشت.
۳)در صورتی که نیاز به اندازه گیری SPO2 نباشد ، پروب آن را از دستگاه جدا نمایید . اگر از پروب اکسی متری استفاده نمی شود ، ورود یک نور بسیار قوی به داخل پروب باعث نویز بر روی شکل موج ایجاد شده بر روی صفحه نمایش می شود . این شکل موج همراه با نویز و اندازه آن ممکن است به عنوان  یک شکل موج پالسی وspo2 تفسیر شود .
زنگ خطر (Alarm)
اغلب زمانی که آلارمHeart rate/ Pulse rate   یا SPO2 خاموش است ، بیمار باید تحت مراقبت ویژه باشد .
باتری(Battery)
۱) در صورتی که پیغام CHARGE  BATTERY  ظاهر شود ، دفیبریلاتور را در وضعیت AC قرار دهید.
۲) در صورت ظاهر شدن پیغام REPLACE   BATTERY  از یک باتری جدید استفاده نمایی.
۳) از باتری هایی که در طول ۶ ماه گذشته شارژ مجدد نشده اند ، نباید استفاده کرد . پس از نصب و جاگذاری باتری را امتحان کنید.
۴) جهت اطمینان از بهترین کارآیی ( Optimum Performance) هر ماه یک بار باتری ها را امتحان کنید.
۵) هر سال یک بار باتری ها را عوض کنید . در صورتی که به مدت یک سال از باتری ها استفاده نشود ، آنها را مصرف نکنید .
۶) زمانی که از دفیبریلاتور استفاده نمی شود ، برای باقی ماندن شارژ باتری آن را به برق شهر وصل کنید تا در مواقع ضروری بتوان از آن استفاده نمود.
۷) تنها در شرایط زیر از توان باتری دفیبریلاتور استفاده نمایید :
۷-۱) دمای محیط بین صفر تا ۴۵ درجه سانتی گراد باشد ،
۷-۲) رطوبت نسبی محیط ۳۰ تا ۹۵% (دمای محیط بین صفر تا ۴۰ درجه سانتی گراد ) ،
۷-۳) رطوبت نسبی محیط ۳۰ تا ۸۰% (دمای محیط بین ۴۹ تا ۴۵ درجه سانتی گراد) ، عدم رعایت موارد فوق باعث کاهش طول عمر باتری خواهد شد .
اتصال یک دستگاه خارجی
زمانی که یک دستگاه خارجی به کانکتور ورودی ECG متصل باشد ، اطمینان حاصل نمایید که دستگاه مورد نظر با استاندارد های ایمنی IEC601-1 تجهیزات پزشکی یا ملزومات ویژه (Particular requirement)  IEC601-2-27  مربوط به ایمنی دستگاه های مانیتورینگ الکتروکاردیوگراف مطابقت داشته باشد .
اندازه گیریSPO2
۱) در صورتی که محل تماس پروب با پوست دچار سوزش شده است ، محل آن را جابجا کنید.
۲) پروب را نباید روی دنده ای که جهت اندازه گیری NIBP  یا کاتتر IBP  استفاده می شود ، قرار دهید .
۳) جهت جلوگیری از ضعیف شدن جریان خون ، نوار را خیلی محکم نبندید .
۴) در مانیتورینگ مداوم با مشاهده رنگ پوست در محل اندازه گیری و شکل موج ، وضعیت جریان خون را کنترل نمایید .جهت جلوگیری از نارسایی جریان خون در محل اندازه گیری ، در زمان استفاده  از پروب های یک بار مصرف هر۸ ساعت ودر مورد پروب های انگشتی ، پروب Multisite یا پروب پایی هر ۴ ساعت یک بار محل پروب را عوض نمایید.
۵) در زمان اتصال پروب SPO2 ، مطمئن شوید که  Photoemitter و دتکتور پروب کاملاً روبه روی  هم باشند ، در غیر این صورت SPO2 دقت لازم را نخواهد داشت .
۶) هرگز از پروب یک با مصرف جهت سایر بیماران استفاده ننمایید.
۷) به هنگام استفاده از پروب های یک بار مصرف هر ۹۶ ساعت (۴ روز) یک بار آن را عوض کنید .
۸) وقتی از پروب انگشتی ، پروب Multisite یا پروب پایی استفاده می شود ، پس از باز کردن بسته هر یک سال یک بار عوض  کنید.
۹) اگر پروب با خون یا دیگر مایعات بدن کثیف شود ، باید آن را عوض نمائید .
ملاحظات خرید
کار با این سیستمها معمولاً ساده است و نیاز به آموزش چندانی ندارد. معمولاً بهتر است سیستمهایی خریداری شود که نمایشگر ECG نیز داشته باشد. این امر به کاربر کمک فراوانی جهت تشخیص برگشت بیمار به وضعیت عادی مینماید.
استفاده از الکترودهای یک بار مصرف و باتریهای غیرقابل شارژ، معمولاً هزینه های زیادی به سیستم درمان تحمیل میکند.
در مورد انواع کاشتنی، دوره خدمات پس از فروش به علت حساس بودن سیستم بسیار مهم است
نکات کاربردی در مورد الکتروشوک
۱ ـ مکانیسم اثر دستگاه الکتروشوک دپلاریزه کردن همزمان تمامی سلول‌های قلبی تحریک پذیر است تا هدایت الکتریکی قلب به گره سینوسی منتقل شود.
۲ ـ چهار ریتم می‌تواند منجر به ایست قلبی بدون نبض شوند:
فیبریلاسیون بطنی (V.F) ، تاکیکاردی بطنی (VT) ، فعالیت الکتریکی بدون نبض (PET)، آسیتول در حین ایست قلبی، CPR مقدماتی و دفیبریلاسیون زود هنگام از مهمترین اقدامات هستند و تجویز دارو‌ها در مرتبه دوّم اهمّیت قرار دارد.
۳ ـ بیشترین آریتمی که منجر به ایست قلبی می‌شود VF می‌باشد، که درمان مؤثر آن دفیبریلاسیون است.
احتمال دفیبریلاسیون موفق مستقیماً مربوط به زمان است که اگر در ۴ دقیقه اول انجام شود تأثیر بهتری خواهد داشت.
۴ ـ به تبدیل فعالیت الکتریکی قلب با ریتم غیر سینوس به ریتم سینوسی Cardio Version اطلاق می‌شود، که به سه طریق انجام می‌شود:
الف) مکانیکی Induced Cough, Pericardial Thamp
ب) شیمیایی (اپی نفرین، ایزوپرترنول)
ج) الکتریکی که به دو صورت، با جریان الکتریکی مستقیم (یک طرفه ـ Mono phasic) و جریان الکتریکی متناوب (دو طرفه ـ Biphasic) انجام می‌شود که بر طبق مطالعات انجام شده شوک با جریان بای‌ فازیک مؤثرتر از جریان مونو فازیک است.
۵ ـ عوامل مؤثر بر میزان اثر الکتروشوک:
ـ موقعیت الکترودها (Antero lateral معمول‌تر ولی Antero Posterior  مؤثرتر است)
ـ شکل امواج (حالت بای فازیک مؤثرتر است زیرا مقدار انرژی مورد نیاز تا ۵۰٪ کاهش می‌یابد)
ـ نوع و طــــول مدت آریتــمی (آریتمی‌های ارگانیزه شده نظیر، فلوتر دهــلیزی ـ Psvt ـ V.T مونومورفیک  به انرژی کمتری نیاز دارند تا آریتمی‌های غیر ارگانیزه مثل فیبریلاسیون دهلیزی و بطنی و V.T پلی مورفیک)
ـ هر چه طول مدت وجود آریتمی افزایش یابد احتمال موفقیت آمیز بودن شوک کاهش می‌یابد.
ـ موقعیت تنفسی (مقدار انرژی که به قلب وارد می‌شود در زمان بازدم بیشتر از زمان دم می‌باشد).
ـ مقدار انرژی مورد نیاز برای افراد چاق کمی بیشتر از افراد با جثه متوسط است.
۶ ـ D/C  شوک در بیماران با پیس‌میکر دائمی می‌تواند سبب اختلال پیس‌میکر شود. برای به حداقل رساندن آن باید پدال‌ها ۱۱ سانتی‌متر دورتر از باتری و پیس‌میکر قرار گیرند و در وضعیت قدامی ـ خلفی گذاشته شود.
۷ ـ انجام دفیبریلاسیون در ۳ دقیقه اول احتمال زنده ماندن را تا ۷۰٪ افزایش خواهد داد و با هر دقیقه تّأخیر این مقدار ۱۰ – ۷ ٪ کاهش می‌یابد و بعد از ۱۲ دقیقه تأخیر به ۵-۲٪ می‌رسد.
نکاتی در مورد ماساژ قلبی و دفیبریلاتور در CPR
۱ ـ CPR فوری می‌تواند شانس زنده ماندن فرد را ۲ تا ۳ برابر افزایش دهد. (به عبارتی شانس زنده ماندن را تا زمان استفاده از دفیبریلاسیون ۲ تا ۳ برابر نماید)
۲ ـ CPR باید تا زمانی که دفیبریلاتور اتوماتیک خارجی یا دفیبریلاتور دستی در دسترس قرار گیرد انجام شود.
۳ ـ برای اولین بار، یک نسبت کمی برای ماساژ قلبی ـ تهویه ۳۰ به ۲ در مورد کلیه افراد اعم از نوزادان ـ کودکان و بالغین (بجز نوزادان تازه متولد) تعیین شده است.
۴ ـ در مورد بیماران بدون پاسخ در همه سنین که دچار ایست قلبی شده‌اند، یک مراقبت کننده تنها، باید قبل از ترک بیمار جهت تماس با مرکز اورژانس و درخواست کمک فوری، ۵ سیکل از CPR (حدود ۲ دقیقه) را برای بیمار انجام دهد سپس احیاگر نزد بیمار برگشته و CPR را ادامه دهد تا نیروی کمکی برسد.
۵ ـ زنجیره‌ حیات شامل ۳ حلقه:
الف) تشخیص زودهنگام موارد اورژانسی.
ب) شروع عملیات CPR زودهنگام توسط اطرافیان.
ج) شروع شوک زودهنگام توسط دفیبریلاتور
۶ ـ مصدومین دارای ایست قلبی نیاز به CPR فوری دارند. CPR فوری می تواند جریان خون کم ولی مناسبی را برای مغز و قلب تأمین کند.
۷ ـ به ازای هر دقیقه تأخیر در انجام CPR شانس زنده ماندن فرد ۱۰ – ۷ ٪ کاهش می‌یابد.
۸ ـ توقف ماساژ قلبی حتی برای انجام تهویه نیز جایز نیست.
۹ ـ اجــرای کامل ماساژ قلبی می‌تواند حداکثر فشار سیستولیک را در حد mmHg 80-60  حفظ کند، برای انجام صحیح ماساژ قلبی مؤثر، قفسه سینه را با سرعت و محکم بفشارید و اجازه دهید قفسه سینه بعد از هر ماساژ به حالت اولیه برگردد به طوری که مدت زمان ماساژ و استراحت با هم برابر باشد.
۱۰ ـ تحقیقات روی انسان‌ها و حیوانات به اتفاق تعداد ماساژ قلبی بیش از ۸۰ ماساژ در دقیقه جهت دستیابی به بیشترین جریان خون ممکن را لازم می‌دانند.
۱۱ ـ ارتجاع ناکامل قفسه سینه در خلال CPR منجر به افزایش فشار داخلی آئورت شده، پرفیوژن عروق کرونر کاهش یافته و در نتیجه پرفیوژن مغزی نیز کاهش می‌یابد.
۱۲ ـ با افزایش تعداد ماساژ قلبی به میزان ۱۳۰ تا ۱۵۰ ماساژ در دقیقه، میزان پرفیوژن مغزی و فشار عروق کرونر در حد ۲۰ تا ۵۰ درصد افزایش می‌یابد.
۱۳ ـ اگر ۲ احیاگر در ۲ سمت بیمار قرار بگیرد، یکی از آنها آماده و منتظر خواهد بود تا هر ۲ دقیقه ماساژ را از طرف مقابل تحویل بگیرد.
۱۴ ـ احیاء‌گر باید یک دوره از CPR (حدود ۵ سیکل یا ۲ دقیقه) را قبل از کنترل ریتم یا آمادگی جهت دفیبریلاسیون انجام دهند.
۱۵ ـ دفیبریلاسیون قلب را دوباره بکار نمی‌اندازد، بلکه قلب را از فعالیت باز می‌دارد یعنی می‌تواند باعث توقف VF و سایر فعالیت‌های الکتریکی قلبی شود، پس از دفیبریلاسیون اگر قلب قابلیت زنده ماندن داشته باشد پیس‌میکر طبیعی قلب دوباره بکار افتاده و ریتم ECG طبیعی ایجاد شده، می‌تواند باعث تولید جریان خون کافی شود.
۱۶ ـ پس از ۵ دقیقه از شروع VF تنها با انجام دوره‌های منظم CPR، نتایج بهتری از شوک دادن به بیمار حاصل می‌شود چون خونرسانی کافی به عروق کرونر و شریان‌های مغزی صورت می‌گیرد.
با توجه به وجود دستگاه الکتروشوک Zoll در اکثر مراکز درمانی اشاره‌ای به طرز کار دستگاه فوق الذکر در ادامه ارائه خواهد شد.
 مشخصات دستگاه الکتروشوک Zoll
کاربرد کلیدهای روی دستگاه
۱ ـ سوئیچ انتخابی مُد کاری دستگاه:
این سوئیچ برای انتخاب مد کاری دستگاه در حالت‌های، Monitor (مانیتور) DEFIB (شوک) Pace Maker (پیس‌میکر) می‌باشد.
۲ ـ دکمه شوک (SHOCK):
با فشار دکمه SHOCK مقدار شوک انتخابی توسط دستگاه تخلیه خواهد شد که در صورت استفاده از پدهای مولتی فانکشن دکمه شوک روی پانل عمل خواهد کرد و در صورت استفاده از پدال‌های اکسترنال باید دو دکمه نارنجی رنگ تعبیه شده روی قسمت جلویی پدال‌ها را بطور همزمان فشرد.
۳ ـ سوئیچ تنظیم میلی‌آمپر خروجی پیس‌میکر (Pacer Out Put MA)
در مد کاری پیس‌میکر، این سوئیچ مقدار جریان تحویلی به پدهای مولتی فانکش را تنظیم می‌کند که مقدار عدد آن بر روی صفحه مانیتور قابل رؤیت است.
۴ ـ سوئیچ تنظیم ریت خروجی پیس‌میکر (Pacer Out Put Rate PPM):
در مد کاری پیس‌میکر، این سوئیچ مقدار ریت خروجی دستگاه را تنظیم می‌کند که مقدار عددی آن بر روی صفحه مانیتور قابل رؤیت می‌‌باشد.
۵ ـ دکمه انتخاب نوع لید (LEAD) ECG :
با فشار دادن این دکمه نوع لید انتخابی برای مانیتورینگ بر حسب نوع کابل مورد استفاده قابل دسترسی می‌باشد و به ترتیب:
PADS ,  V6 , V5 , V4 , V3 , V2 , V1 , AVR , AVF , AVL , III , II , I
۶ ـ نشانگر شارژ دستگاه:
هنگامی که دستگاه به برق شهر وصل باشد، نشانگر شارژ دستگاه روشن خواهد شد که اگر در حالت نارنجی رنگ باشد، دستگاه در حال شارژ شدن و در حالت سبز رنگ، دستگاه شارژ شده است. در صورتی که حالت چشمک زدن نارنجی ـ سبز باشد باطری دستگاه بطور صحیح در محل خود قرار نگرفته و یا در عملکرد باطری اشکال وجود دارد.
دفیبریلاتور
شوک از طریق پدال‌های اکسترنال
A : انتخاب مدکاری DEFIB
کلید گردان اصلی دستگاه را روی DEFIB قرار دهید، در این حالت روی صفحه مانیتور مقدار عددی ۱۲۰ ژول (در حالت Biphasic) ظاهر خواهد شد.
B : مقدار انرژی لازم را با دکمه ENERJEY SELECT انتخاب نمائید. مشابه این دکمه روی پدال استرنوم نیز وجود دارد.
برای دانلود کاتالوگ دفیبریلاتور Zoll R-Series  بر روی لینک زیر کلیک کنید.
bmecenter.ir RSeries_Brochure zoll
طرز استفاده از پدال‌های اکسترنال
پدال‌ها را از روی دستگاه برداشته و مقداری ژل روی آن بمالید، برای اطمینان از تقسیم ژل بر روی کل سطح، هر دو پدال را روی هم قرار داده تا ژل در کل سطح تماس فلزی پدال پخش شود. دقت نمایید ژل بیش از اندازه نباشد و به دیواره‌های کناری پدال‌ها مالیده نشود.
سپس پدالی که کلمه Sternum روی آن نوشته شده بر روی سینه بیمار در طرف راست، تقریباً زیر ترقوه و پدالی که کلمه APEX روی آن نوشته شده در چپ‌ترین طرف پستان بیمار قرار دهید. برای اتصال کامل و جلوگیری از سوختگی پوست بیمار فشاری تقریباً برابر ۱۲ – ۱۰ کیلوگرم روی بدن بیمار در زمان تخلیه شوک وارد نمایید.
در صورتی که فرصت کافی برای اتصال الکترودهای ECG نداشته باشید  با کمک همین پدال‌های اکسترنال نیز می‌توانید ECG بیمار را بر روی صفحه مانیتور مشاهده کنید، کافیست با فشردن دکمه LEAD حالت PADDLES را مورد استفاده قرار دهید.
C : شارژ دستگاه (CHARGE) :
پس از انتخاب انرژی، نوبت شارژ دستگاه است. با فشار دکمه شارژ یا از روی پانل دستگاه و یا از طریق دکمه‌ای که بر روی پدال APEX قرار گرفته پس از چند ثانیه با زدن بوق ممتد آماده تخلیه شوک خواهد شد که بر روی صفحه مانیتور نیز پیغام به طور مثال DEFIB So J READY ظاهر خواهد شد.
در صورتی که در این مرحله از اعمال شوک منصرف شوید پس از ۶۰ ثانیه، دستگاه شوک انتخابی را بر روی خود تخلیه خواهد کرد که در پایان این مدت، بوق ممتد دستگاه به بوق منقطع تبدیل و بعد از ۱۰ ثانیه قطع خواهد شد. در صورتی که تحمل کردن ۶۰ ثانیه بوق ممتد برای بیماران دیگر مشکل زا باشد با فشردن یکی از کلیدهای ENERGY SELECT می‌توانید زمان تخلیه دستگاه را جلو بیندازید.
D : تخلیه شوک (SHOCK) :
در صورت استفاده از پدال‌های اکسترنال پس از شنیدن بوق ممتد آماده بودن دستگاه با فشردن هر دو دکمه نارنجی رنگ پدال‌ها بطور همزمان، انرژی مورد نظر تخلیه خواهد شد که همزمان با آن بر روی صفحه مانیتور دو مقدار:
۱ ـ مقدار انرژی انتخاب شده DEFIB…J SELECT
۲ ـ مقدار انرژی تحویلی …J DELIVERED
ظاهر خواهد شد، پس از ۵۰ ثانیه مقدار عددی انرژی تحویلی از روی صفحه پاک و فقط مقدار انرژی انتخابی روی صفحه مانیتور باقی خواهد ماند.
توجه:
۱ ـ پس از استفاده از دستگاه حتماً ژل باقی مانده روی پدال‌ها را تمیز نمایید و از خشک شدن بر روی پدال‌ها خودداری کنید.
۲ ـ بعد از اعمال هر شوک در صورتی که دستگاه بر روی پرینت اتوماتیک ست شده باشد، بطور اتومات ۱۵ ثانیه از عملکرد بیمار پرینت خواهد گرفت که ۶ ثانیه مربوط به زمان قبل از اعمال شوک و ۸ ثانیه مربوط به زمان بعد از اعمال شوک می‌باشد، که علاوه بر موج سیگنال حاصله، تاریخ و زمان، مقدار ژول انتخابی و مقدار ژول تحویلی، دامنه سگینال ECG و نوع لید انتخابی امیداس بیمار، را نیز ثبت خواهد کرد.
شوک از طریق پد مالتی فانکش  MFE(Multi Function Electrode Pads)
MFE یا پدهای چند عملکرد که علاوه بر مانیتورینگ و پیس‌میکر، در مرحله شوک نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد، برای استفاده این پدها ابتدا در صورت نیاز، سطح سینه بیمار را Shave و خشک کنید سپس از طریق کناره لبه پد، پد را به بیمار متصل کنید بطوری که بین سطح پد و پوست بیمار خلاء وجود نداشته باشد، دقت نمایید که پدها بر روی چست لیدهای ECG قرار نگرفته و با آنها در تماس نباشند سپس سیم ارتباطی پد را به سیم اصلی دستگاه متصل نمایید در صورتی که اتصال پد به بیمار یا به سیم رابط درست انجام نگرفته باشد پیغام  CHECK PADS و
POOR PAD CONTACT روی صفحه ظاهر خواهد شد.
در صورتی که بین پدها نیز اتصال کوتاه برقرار شود، پیغام
 DEFIB PAD SHORT روی صفحه مانیتور ظاهر خواهد شد برای تأثیر کلینیکی بیشتر، طراحی پدها بر منبای یک پد در طرف چپ سینه بیمار و پد دیگر در مقابل آن در پشت بیمار قرار می‌گیرد، ولی در صورتی که به هر دلیل امکان چسبانیدن پد به پشت بیمار نباشد، بصورت استفاده در محل APEX و STERNUM نیز امکان پذیر است ولی باید توجه داشت در این حالت اثر کلینیکی کمتر از حالت قبل خواهد بود.
لازم به ذکر است که تمام مراحل شوک از طریق پدها مانند اعمال شوک از طریق پدال‌های اکسترنال می‌باشد با این تفاوت که فقط در مرحله‌ تخلیه شوک، دکمه تخلیه بر روی پانل جلویی قرار گرفته است (SHOCK) و هنگام آماده بودن برای اعمال شوک به رنگ قرمز، روشن خواهد شد.
SYNCHRONIZED CARDIOVERSION
در آریتمی‌های مشخص مثل تاکیکاردی بطنی (VT) وغیره، ضروری است که از حالت سنیکرونایزه شوک برای جلوگیری از فیبریلاسیون بطنی (VF) استفاده شود. در حالت SYNC ، دستگاه‌ با تشخیص موج R بیمار، زمانی که دکمه شوک فشرده و نگه‌داشته شود، بعد از اولین R تشخیصی تخلیه می‌شود و از تخلیه بر روی موج T جلوگیری می‌کند و مانع بلوک‌های قلبی خواهد شد. زمانی که دستگاه را در حالت SYNC استفاده می‌نمائید، دستگاه پس از تشخیص هر موج R بر روی صفحه مانیتور علامت پیکان را ثبت خواهد نمود، که با تغییر دکمه‌های SI2E و LEAD قابلیت تشخیص موج را بر روی صفحه مانیتور می‌توانید افزایش دهید.
 طرز کار
۱ ـ سوئیچ گردان اصلی را روی حالت DEFIB قرار دهید.
۲ ـ مقدار انرژی لازم را با فشار دکمه Energy Select انتخاب نمایید.
۳ ـ با فشردن دکمه (E) در پایین صفحه مانیتور، الکتروشوک به حالت Synchronized خواهد رفت، در این حالت بر روی R تشخیص داده شده، علامت پیکان ثبت خواهد شد و روی صفحه مانیتور پیغام (SYNC … J SET) ظاهر خواهد شد.
پیشنهاد می‌کنیم در طول استفاده از حالت SYNC از کابل استاندارد ECG استفاده نمایید. البته پدهای مالتی فانکشن در صورتی که اتصال کامل داشته باشند سیگنالی مشابه با حالت استفاده از ECG را خواهند داشت.
دقت نمایید دستگاه پس از هر شوک و یا با چرخاندن کلید اصلی به سمت Pacer یا Off از حالت SYNC خارج می‌شود. در موقع تخلیه شوک در حالت        SYNC باید دکمه تخلیه شوک را تا زمان تخلیه بصورت ممتد فشرده و نگه دارید تا دستگاه پس از تشخیص R انرژی انتخابی را روی بیمار تخلیه کند.
 پیس‌میکر موقت غیر تهاجمی (اکسترنال)
Non Invasive Temporary Pacing
۱ ـ ابتدا سطح سینه را خشک و در صورت نیاز سینه بیمار را Shave کنید تا اتصال کامل برقرار شود
۲ ـ الکترودهای ECG را در محل مناسب روی سینه بیمار وصل کنید.
۳ ـ پدهای مالتی فانکشن را در محل مناسب نصب کنید. (پدها پس از ۸ ساعت پیس دائم برای جلوگیری از سوختگی باید از روی سطح سینه بیمار جابجا کردند)
۴ ـ کابل مالتی فانکشن را به پدها متصل کنید
۵ ـ کلید چرخان اصلی را در حالت Pacer قرار دهید. در این حالت دستگاه به طور اتوماتیک در حالت Demand پیس میکر تنظیم خواهد شد و لغت (PACE) روی صفحه مانیتور ظاهر خواهد شد.
۶ ـ در هنگام روشن شدن پیس میکر دستگاه، جریان خروجی بطور اتوماتیک بر روی صفر میلی آمپر تنظیم شده و صفحه نمایش نیز مقدار آن را نشان می‌دهد. با چرخانیدن کلید سبز رنگ Pacer Out Put MA ، مقدار جریان خروجی قابل تنظیم می‌باشد، جریان را آنقدر افزایش دهید تا تحریکات مؤثر ایجاد شود.
۷ ـ مقدار ریت پیس دستگاه را با چرخاندن کلید سبز رنگ Rate PPM تنظیم نمایید، این مقدار را bpm 20-10 بالاتر از ریت بیمار قرار دهید، در صورتی که بیمار دارای ریت نمی‌باشد، مقدار ریت پیشنهادی bpm 100 می‌باشد.
 طرز تشخیص Ventricular Response
ارزیابی تحریکات پیس در حین عمل بسیار با اهمیت است، این موضوع باید هم از طریق الکتریکی و هم مکانیکی انجام شود. تشخیص الکتریکی، بوسیله حضور کمپلکس QRS می‌باشد که حتماً باید از طریق مشاهده موج ECG بر روی صفحه مانیتور بوسیله اتصال مستقیم کابل ECG به بیمار انجام گردد. ارزیابی مکانیکی از طریق احساس پالس نبض محیطی بیمار می‌باشد.
 طریقه تشخیص آستانه بهینه برای پیس
بهترین مقدار جریان خروجی برای بیمار حداقل مقدار جریان تحریک خواهد بود که این مقدار معمولاً ۱۰٪ بالاتر از حد آستانه تحریک می‌باشد. آستانه جریان معمولاً بین MA 40 تا MA 80 می‌باشد. محل قرارگیری پدهای MFE در اثر جریان تأثیر بسزایی دارد.
استفاده از این پدها باعث خواهد شد که با وجود حداقل آستانه، حداکثر اثرات را داشته و نیز با به حداقل رساندن انقباض ماهیچه‌های کالبدی تحمل بیمار برای استفاده از پیس بیشتر شود.
 دکمه ۴:۱
درمیان دو کلید چرخان Out Put MA و Rate دکمه ۴:۱ تعبیه گردیده که فشار دادن و نگه‌داشتن آن بصورت ممتد باعث می‌شود تحریکات پیس تنظیمی به ۴/۱ ریت تحویلی برسد در این زمان موج ریت خروجی بیمار نیز بر روی صفحه مانیتور قابل مشاهده خواهد بود.
هرگاه پیغام POOR PAD CONTACT یا CHECK PAD روی صفحه مانیتور نمایش داده شود و یا همراه آن آلارم صوتی دستگاه با چراغ Clear Pace Alarm روشن شود یکی از موارد زیر اتفاق افتاد است:
۱ ـ کابل مالتی فانکشن از پد جدا می‌باشد
۲ ـ کابل مالتی فانکشن دارای اشکال می‌باشد
۳ ـ کابل مالتی فانکشن به دستگاه متصل نمی‌باشد
۴ ـ اتصال پد با سطح بدن بیمار دارای اشکال می‌باشد
برای خاموش کردن آلارم صوتی با فشار دکمه (A) در پایین صفحه مانیتور، موقتاً تا اصلاح وضعیت، آلارم دستگاه خاموش خواهد شد.
 حالت Asynchronous پیس میکر
حالت کاری Async پیس باید فقط در مواقع اضطراری که جایگزین دیگری وجود ندارد استفاده شود. برای کار بر روی این مُد دکمه (E) زیر صفحه‌ مانیتور را فشار دهید، در این حالت روی صفحه مانیتور لغت  ASYNC PACE ظاهر می‌شود. برای برگشتن به حالت Demand پیس‌میکر دوباره دکمه (E)  را فشار دهید.
مانیتورینگ  ECG Monitoring
دستگاه Zool. M. Series می‌تواند هم برای کوتاه مدت و هم زمان طولانی جهت مانیتورینگ استفاده شود. الکترودهای مانیتورینگ در طول تخلیه شوک امکان پولاریزه شدن را دارند و باعث ناپدید شدن موج از روی صفحه خواهند شد ولیکن کیفیت بالای الکترودهای (نقره / کلرید نقره) Ag/Agcl این اثر را به حداقل خواهند رساند و موج جریان را در عرض چند ثانیه بر روی صفحه نمایش بر خواهند گرداند. موج ECG را از سه طریق می‌توان بدست آورد:
۱ ـ از طریق کابل استاندارد مانیتورینگ
۲ ـ از طریق پدهای مالتی فانکشن
۳ ـ از طریق پدال‌های اکسترنال شوک
*استفاده از کابل مانیتورینگ بیمار در طول پیس‌میکر ضروری می‌باشد.
 طرز کار
کلید چرخان اصلی دستگاه را بر روی Monitor تنظیم نمایید در این حالت بر روی صفحه مانیتور کلمه Monitor ظاهر خواهد شد.
LEAD : دکمه LEAD در طرف راست دستگاه قرار دارد که با فشار دکمه نوع لید مورد نظر بر روی مانیتور قابل رؤیت می‌باشد که بر مبنای نوع کابل بکار برده شده لیدهای  PADS ,  V6 , V5 , V4 , V3 , V2 , V1 , AVR , AVF , AVL , III , II , I قابل دسترسی می‌باشد.
SIZE : با فشردن این دکمه دامنه سیگنال قابل تغییر به مقادیر ۳ و ۲ و ۵/۱ و ۵/۰ می‌باشد.
ALARM : آلارم دستگاه بر حسب وضعیت فیزیولوژیک بیمار قابل تنظیم می‌باشد.
۱ ـ دکمه (D) ALARM زیر صفحه مانیتور را فشار دهید در این حالت صفحه تنظیم آلارم ظاهر خواهد شد.
۲ ـ با فشار دکمه Select Param (A) می‌توان پارامتر مورد نظر را در ستون عمودی مثلاً پالس اکسی متر برای تنظیم انتخاب نمود.
۳ ـ برای تنظیم پارامترها در ستون افقی با فشار دکمه Next Field (D) خانه مورد نظر را روشن نمایید.
۴ ـ برای تنظیم پارامتر LOW ابتدا با فشار دکمه Next Field (D) خانه مورد نظر را روشن و سپس با دکمه‌های (C) Dec کاهش یا (B) Inc افزایش، مقدار پارامتر را تغییر دهید.
۵ ـ در صورت لزوم عمل فوق را برای تنظیم پارامتر High نیز انجام دهید.
۶ ـ با روشن کردن خانه State می‌توان با استفاده از دکمه DEC و INC آلارم دستگاه را از وضعیت ENABLE (آلارم در صورت لزوم) به DISABLE (قطع کامل آلارم) و بالعکس تغییر داد.
۷ ـ‌ با فشار دکمه Return (E) به صفحه اصلی مانیتور بر خواهید گشت.
قطع موقت آلارم Suspending Alarms
با فشار Alarm Suspend ، آلارم دستگاه برای مدت تقریباً ۹۰ ثانیه قطع شده که علامت (×) بر روی زنگ چشمک زن بالای صفحه مانیتور ظاهر خواهد شد. برای فعال کردن دوباره آلارم دکمه Alarm Suspend را مجدداً فشار دهید. با فشار و نگه‌داشتن دکمه Alarm Suspend به مدت ۳ ثانیه، آلارم دستگاه کلاً غیر فعال خواهد شد، برای فعال کردن، مجدداً همین عمل را انجام دهید.
پرینتر Recorder
با فشار دکمه Record، دستگاه شروع به پرینت گرفتن از موج ECG بیمار خواهد کرد که در بالای آن زمان، تاریخ، سایز و ریت بیمار ثبت خواهد شد، در حالت کاری پیس میکر مقدار جریان خروجی و مقدار ریت تنظیمی پیس میکر و در حالت کاری دفیبریلاتور، مقدار انرژی انتخابی و مقدار انرژی تحویلی نیز ثبت خواهد شد.
در صورتی که پیغام CHECK RECORDER بر روی صفحه مانیتور ظاهر شود، به منزله این است که یا کاغذ دستگاه تمام شده و یا اینکه کاغذ داخل دستگاه دارای اشکال می‌باشد.
در صورتی که در طول مانیتورینگ هر کدام از لیدهای ECG قطع شود دستگاه پیغام ECG LEADS OFF را خواهد داد.
مانیتورینگ دستگاه M. Series.  .Zoll  قابلیت تشخیص سیگنال حاصل از پیس‌میکرهای دائم کاشتنی درون سینه بیمار (Implante Pace maker) را به صورت خط‌هایی (Spike) بر روی موج ECG دارد.
اطلاعات عمومی
تست دفیبریلاتور: دستگاه الکترو شوک Zoll در مد دفیبریلاتور در حالت استفاده از پدال‌ها به منظور ایمنی به هیچ عنوان در هوا تخلیه نمی‌کند، این دستگاه بر روی محل قرارگیری پدال‌ها نیز تخلیه نمی‌کند ولی به منظور چک کردن دستگاه:
روش اول
۱ ـ دستگاه را در مد کاری DEFIB قرار دهید.
۲ ـ با کمک دکمه ENERGEY SELECT مقدار ژول را تنظیم نمایید.
۳ ـ دکمه شارژ را فشار دهید.
۴ ـ در حالیکه پدال‌ها روی دستگاه قرار دارد، ۲ دکمه نارنجی روی پدال‌ها را همزمان فشار دهید.
۵ ـ در این حالت مقدار انرژی انتخابی بر روی دستگاه تخلیه شده و به مدت ۱۰ ثانیه لغت TEST OK بر روی صفحه نمایش ظاهر خواهد شد که اپراتور را از عملکرد صحیح شوک مطلع می‌کند.
ـ دقت نمایید تست الکترو شوک تنها در مقدار ۳۰ ژول و فقط بر روی خود دستگاه انجام خواهد شد.
روش دوم
این روش بیشتر برای امتحان شوک در حالت استفاده از قاشک‌های اینترنال در عمل قلب باز استفاده می‌شود. در این حالت:
۱ ـ انتهای کابل مالتی فانکشن را به Box مشکی رنگ متصل بر روی خود کابل وصل نمایید.
۲ ـ مقدار ۳۰ ژول را انتخاب نمایید.
۳ ـ دکمه شارژ روی پانل دستگاه را فشار دهید.
۴ ـ پس از شنیدن بوق دکمه SHOCK روی پانل دستگاه را فشار دهید
۵ ـ در این حالت نیز لغت TEST OK را بر روی صفحه نمایش خواهید دید
 تنظیم ساعت و تاریخ دستگاه
۱ ـ ابتدا دستگاه را به مدت ۱۰ ثانیه خاموش کنید
۲ ـ سپس همزمان با روشن کردن دستگاه دکمه (D) و (E) زیر صفحه مانیتور را فشار دهید
۳ ـ در این حالت صفحه تنظیم ساعت و تاریخ ظاهر می‌شود
۴ ـ برای تنظیم آیتم مربوطه ابتدا با کمک دکمه‌های Next Field و  Prev Field آن آیتم را انتخاب نمایید.
۵ ـ بوسیله دکمه‌های Dec و inc مقدار عددی آیتم مورد نظر را تغییر دهید
۶ ـ پس از اتمام تنظیمات با زدن دکمه Return دستگاه تغییرات را در حافظه ضبط خواهد نمود. در غیر اینصورت صفحه تنظیم پس از چند ثانیه بدون ضبط تغییرات به صفحه اصلی Monitoring بر خواهد گشت.
 
 

آموزش هموویژلانس برای پرستاران در بالین

ار انجا که انتقال و تزریق خون یکی از پر خطر ترین و مهمترین اقدامات پرستاری می باشد لازم است در این رابطه خط مشی و پاور پوینت اموزشی همویژلانس را خدمتتان ارائه نمایم 

باشد که مورد استفاده همه دانشجویان و همکاران گرامی قرار گیرد 

همچنان منتظر نظرات ، انتقادات و پیشنهادات سازنده شما دوستان و همکاران و دانشجویان عزیز هستم 

خط مشی هموویژلانس 

 

عنوان خط مشي : هموویژلانس

دامنه خط مشی و روش:  بخشهای جراحی (جراحی عمومی، جراحی مغز و اعصاب، ارولوژی، جراحی قلب و ارتوپدی)

کدخط مشي : HG - PL - 084  

صفحه :1 از 8

تاريخ ابلاغ : 01/02/1392

تاریخ آخرین  بازنگری : -

تاریخ بازنگری بعدی:01/02/1393

تعاريف :

انتقال خون راهی است که از طریق آن مقدار یک واحد یا بیشتر از خون یک شخص گرفته شده و پس از انجام آزمایشات و آماده سازي و تائید توسط بانک خون به فرد دیگري که به آن احتیاج دارد تزریق می شود .

همو به معنای خون و VIGILANCE به معنای مراقبت است و هموویژلانس به معنای مراقبت از دریافت کنندگان خون و فرآورده های خونی در مقابل عوارض نا خواسته ناشی از انتقال خون است.

خط مشي :

از آنجا که انتقال خون در پزشكی جنبه حیاتی دارد، بیمارستان با هدف تامین خون و فرآورده‌های خونی سالم که مهم‌ترین هدف انتقال خون است، سیاست رعایت نظام هموویژلانس را اتخاذ نموده است.

فرد پاسخگوی خط مشی:

سرپرستار بخش

روش نظارت بر اجرای خط مشی:

مشاهده و بررسی فرم های تکمیل شده درخواست خون

روش اجرايي:

نکات کلی در تهیه نمونه خون قبل از تزریق:

تایید هویت بیمار:

1-چناچه بیمار هوشیار است قبل از نمونه گیری از خود فرد نام و نام خانوادگی و تاریخ تولد را پرسیده و مشخصات بیمار را با پرونده و اطلاعات موجود در فرم های ذیل مطا بقت دهید:

الف- فرم در خواست خون و فرآورده ها ی خونی

ب- فرم نظارت بر تزریق پلاسمای تازه ی منجمد، پلاکت، کرایو یا فرم نظارت بر خون کامل و فرآورده گلبول قرمز

ج- مچ بند

2- چنانچه بیمار هوشیار نیست یا در موارد اورژانس :

                     

عنوان خط مشي : هموویژلانس

دامنه خط مشی و روش:  بخشهای جراحی (جراحی عمومی، جراحی مغز و اعصاب، ارولوژی، جراحی قلب و ارتوپدی)

کدخط مشي : HG - PL - 084  

صفحه :2 از 8

تاريخ ابلاغ : 01/02/1392

تاریخ آخرین  بازنگری : -

تاریخ بازنگری بعدی:01/02/1393

می توان از نام مستعار یا شماره پرونده بیمار جهت شناسایی استفاده کرد. 

پاور پوینت آموزشی هموویژلانس جهت استفاده پرستاران، دانشجویان پرستاری و سایر شاخه های پیراپزشکی جهت دانلود کلیک نمایید

استاندارد ها ،راهنمای بالینی و دستور العمل های پرستاری و تعدادی از آخرین مصوبات  در سیستم بهداشت و د

از انجاییکه در کمتر وبسایت و یا وبلاگی به استانداردها و دستور العمل ها توجهی شده بر آن شدم تا قسمتی از این استاندار ها و دستور العمل ها را در ادامه بیاورم امیدوارم با درج نظرات و پیشنهادات خود حقیر را در ادامه دادن این مطالب کمک نمایید 

 با سپاس 

  • خلاصه الزامات، استانداردها و ضوابط فضای فیزیکی بیمارستان

                1 - خلاصه الزامات، استانداردها و ضوابط فیزیکی بخش اورژانس در راستای ارتقاء کیفیت هتلینگ بیمارستان های کشور در برنامه تحول نظام سلامت

              2 - خلاصه الزامات، استانداردها و ضوابط فضای فیزیکی بخش اعمال جراحی در راستای ارتقاء کیفیت هتلینگ بیمارستان های کشور در برنامه تحول نظام سلامت

             3 - ضوابط مربوط به رنگ آمیزی فضا در فضاهای درمانی در راستای ارتقاء کیفیت هتلینگ بیمارستان های کشور در برنامه تحول نظام سلامت

               4 - طراحی بخش جراحی بیمارستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

            Maternal mortality- 2 (42 case)

             Maternal mortality- 3 (119 case)

  • دستورالعملهای رسیدگی به اسناد سرپایی

                                             بخش یک

                                             بخش دو

 با سپاس فراوان از اینکه با ثبت نظرات خود حقیر را در مدیریت وبلاگ یاری می رسانید

توجه توجه:علائم و درمان مسمومیت با سرب در مددجویان باسوء مصرف موادمخدر(تریاک) به صورت خوراکی

همكاران محترم در مراكز درماني لطفا توجه بفرماييد 

با توجه به اینکه قاچاقچیان مواد مخدر جهت افزایش سود آوری و کمتر شدن جرم در صورت گرفتار شدن در چنگال قانون اقدام به مخلوط کردن مواد افیونی با سرب نموده و اخیراً مکرراً موارد مسمومیت با سرب در مراکز درمانی گزارش شده است و موارد "مسموميت با سرب" در بخشهاي مختلف كشور به سرعت رو به افزايش است.

 علت اصلي مسموميت موارد جديد، مصرف (عمدتا خوراكي) مواد مخدر(بويژه ترياك) مي باشد كه  با تركيبات سرب مخلوط شده اند.

 اين بيماري ممكن است جزء تشخيص افتراقي تظاهرات شكم حاد و كاهش سطح هوشياري در نظر گرفته نشود و به مرگ بيمار منتهي گردد.

 ضمن درخواست  موكد براي اطلاع رساني به ساير همكاران، تظاهرات مسموميت با سرب و درمان آن درادامه جهت ياداوري تقديم مي گردد

 علایم مسمومیت با سرب:

مسمومیت حاد و مزمن می باشد

 علائم در مسمومیت حاد:

 مواجه با سرب بالا از طريق دستگاه گوارش يا تنفس منجر به گرفتگي عضلاني،دردهاي شكمي كوليكي و يبوست مي شود .

 دردهاي شكمي شديد، همراه با تهوع، استفراغ و مدفوع خوني مي باشد.

 علايم ابتدايي مواجه با سرب شامل خستگي، حواس پرتي و درد هاي گوارشي واگي مي باشد.

 درد مفاصل، درد عضلات دست و پا می تواند رخ دهد.

 سردرد، گيجي، كاهش سطح هوشياري، كما، صرع، التهاب عصب بينايي و بي خوابي از علائم مسمومیت نورونی هستند.

 در مواجهه بيشتر علايم سيستم عصبي مركزي شامل بي خوابي، گيجي، اختلال تمركز و حافظه بيشترديده مي شود در مواجهه های طولانی مدت نوروپاتي حركتي انتهايي، آنسفالوپاتي، صرع و كما می تواند بروز کند.

 اختلالات سیستم تولیدمثلی مانند نازایی در مردان، سقط خود به خودي،آرتريت ناشي از نقرس و اختلالات کلیوی گزارش شده است.

 علائم در مسمومیت مزمن:

 آنمی رنگ پريدگي ظاهر شده و زردي يا يرقان ممكن است در هموليز حاد ديده شود.آزمایش لثه، یک خط خاکستری- آبی (خط سرب) را نشان می دهد.

 در كودكان علايم شايع مسموميت مزمن، كاهش وزن، ضعف، كم خوني و تغييرات رفتاري هستند.

تشخیص مسمومیت با سرب:

 متداول ترین تظاهر کلینیکی مسمومیت با سرب کولیت روده ای (اسپاسم روده کوچک) است و معمولا حالت توسعه یابنده داشته و همیشه با یبوست شدیدی همراه است.

 درد در اطراف یا پایین ناف متمرکز می باشد.

 نشانه دیگر مسمومیت خاکستری رنگ شدن لثه ها است.

 لازم به ذکر است جهت سنجش تماس از سنجش محیطی و سنجش بیولوژیک استفاده می شود.

 سطح خوني بالاتر از mcg/dl40 احتمال مسموميت با سرب را مطرح مي كند.

درمان مسموميت با سرب:

 درمان اصلی در این افراد استفاده ازعوامل شلاته كننده دي مركاپرول ( dimerceprol)  وCaNa2-EDTA  جهت كاهش سرب بالاي جذب شده بدن می باشد.

 پني سيلامين (penicillamine) هم به عنوان شلاته كننده دهاني استفاده مي شود، گرچه تاثیرآن مثل EDTA نیست.

 در بيماران با اختلالات کلیوی، چون دفع عمدتاً به جاي ادرار در صفرا است، دي مركاپرول توصيه مي شود. EDTA سرب را از استخوان ها به بافت نرم حرکت می دهد و مي تواند سميت حاد را شديدتر كند در صورتی که همراه دي مركاپرول داده نشود.

 دردرمان بچه ها با سرب خون بيشتر از45g/dl (succimer) DMSA  تنها عامل شلاته كننده دهاني توصيه شده و  موردتاييدFDA  می باشد.

ورزش و سرطان

ورزش کردن ریسک ابتلا به ۱۳ نوع سرطان را کاهش می دهد

 

 

 سرطان مری با کاهش ۴۲ درصدی ریسک ابتلا

 

 سرطان کبد با کاهش ۲۷ درصدی

 

 سرطان ریه با کاهش ۲۶ درصدی

 

 سرطان کلیه با کاهش ۲۳ درصدی

 

 سرطان معده با کاهش ۲۲ درصدی

 

 سرطان اندومتر رحم با کاهش ۲۱ درصدی

 

 

 سرطان مغز استخوان با کاهش ۲۰ درصدی

 

 تومور بدخیم مغز استخوان با کاهش ۱۷ درصدی

 

 سرطان روده با کاهش ۱۶ درصدی

 

 سرطان سر و گردن با کاهش ۱۵ درصدی

 

 سرطان روده بزرگ با کاهش ۱۳ درصدی

 

سرطان مثانه با کاهش ۱۳ درصدی

 

سرطان سینه با کاهش ۱۰ درصدی

 

داروی مترونیدازول

 

 موارد مصرف دارو:

  عفونت های بی هوازی ( از جمله عفونت های دندان )

 ریشه کنی هلیکوباکترپیلوری

 عفونت های تک یاخته ای

 درمان واژینوز باکتریایی ناشی از هموفیلوس یا گاردنلا یا کورینه باکتریوم، واژینیت غیر اختصاصی و واژینوز بی هوازی

 فارماكينتيك:

این دارو از راه خوراکی به خوبی جذب می شود و در اغلب مایعات و ترشحات بدن منتشر می شود.

 غلظت سرمی دارو 2-1 ساعت پس از مصرف خوراکی به اوج خود می رسد.

 نیمه عمر مترونیدازول در بزرگسالان 12-6 ساعت است که در صورت عیب کار کبد به 29-10 ساعت افزایش می یابد.

 دفع این دارو عمدتاً کلیوی است و تا 15 در صد از دارو ممکن است از راه مدفوع دفع شود.

 20% از دارو بعد از مصرف واژینال به صورت سیستمیک جذب می شود.

 موارد منع مصرف:

در صورت وجود عیب کار کبد و آناسفالوپاتی کبدی، مصرف این دارو باید با احتیاط فراوان صورت گیرد.

 عوارض جانبی دارو:

 تهوع

 استفراغ

 طعم بد دهان

 زبری زبان

 اختلالات گوارشی

 

 بثورات جلدی

 کهیر و آنژیوادم

 به ندرت خواب آلودگی

 سردرد

 سرگیجه

 آتاکسی

 تیره شدن ادرار

 خارش

درد هنگام آمیزش

ترشحات غلیظ سفید رنگ

  چند نکته مهم:

پیگیری وضعیت بالینی و آزمایشگاهی بیمار در صورتی که طول درمان از 10 روز تجاوز کند، توصیه می شود.

در صورت بروز تحریک گوارشی، مترونیدازول را می توان با غذا مصرف کرد.

مترونیدازول تزریقی فقط باید به صورت انفوزیون آهسته وریدی مصرف شود. که در این صورت انفوزیون محلول ها یا سرم های دیگر باید قطع شود.

شستن دست ها قبل و بعد از استعمال واژینال دارو توصیه می شود. همچنین رعایت اصول بهداشتی برای جلوگیری از بروز مجدد عفونت ضروری است.

در صورت بروز حساسیت یا تحریک، مصرف دارو باید قطع شود.

در صورت مصرف شکل واژینال این دارو در درمان تریکوموناز، استفاده از کاندوم به منظور پیشگیری از بروز مجدد عفونت ضروری است. ممکن است به طور همزمان مردان نیز به مصرف این دارو نیاز داشته باشند.

در صورت بروز سر گیجه یا منگی با مصرف این داروباید احتیاط نمود.

در طول مصرف شکل واژینال این دارو، به منظور پیشگیری از عفونت متقاطع، عفونت مجدد یا رقیق شدن دوز دارو، باید از مقاربت جنسی خودداری نمود.

 در واژینوز باکتریایی یا تریکوموناز، 500mg هر شب به مدت 10 یا 12 روز متوالی از راه واژینال مصرف می شود.

 تداخلات دارویی:

اثر وارفارین در صورت مصرف همزمان با این دارو ممکن است افزایش یابد. مترونیدازول متابولیسم فنی توئین را مهار می کنند و غلظت پلاسمایی این دارو را افزایش می دهند.

فنوباربیتال، متابولیسم مترونیدازول را افزایش و غلظت پلاسمایی آن را کاهش می دهد.

مترونیدازول متابولیسم فلوئورواوراسیل را مهار می کند و احتمال مسمومیت با لیتیم با مصرف همزمان مترونیدازول گزارش شده است.

واکنش شبه دی سولفیرام با مصرف همزمان مترونیدازول و فراورده های حاوی الکل ممکن است بروز کند.

 

 

 

خلاصه ای از داروی مخدر مورفین

 حلالیت در چربی کمی دارد و بی دردی طولانی حدود 1 تا 3 ساعت ایجاد می کند.

مورفین در انفارکتوس میوکارد به دلیل ایجاد برادی کاردی،گشادی عروق و کاهش نیاز میوکارد به اکسیژن استفاده می شود.

در درمان دیس پنه ناشی از ادم ریوی استفاده می شود.

 متابولیسم مورفین در کبد صورت میگیرد.

 متابولیت مورفین خاصیت تشنج دارد و همچنین باعث کاهش عملکرد کلیوی می شود.

 به دلیل آزاد سازی هیستامین باعث کهیر،افت فشار خون و اسپاسم برونش می شود و در افراد آسمی با احتیاط مصرف شود.

 ممکن برخی افراد به سولفات آلرژی داشته باشند در این افراد مورفین سولفات با احتیاط مصرف شود.

 

راهکارهای موفقیت در  ازمون های تستی:1-روشهای تست زنی در کنکور

 با توجه به این که به ازمون کارشناسی ارشد نزدیک میشویم لازم دیدم جهت داوطلبین نکاتی را در زمینه تکنیک های تست زنی بیاورم .

 

امیدوارم مورد توجه شما قرار بگیرد .

لازم به ذکر است که نکات گفته شده فقط به داوطلبین کارشناسی ارشد مربوط نشده و تمامی افرادی که میخواهند در ازمون های تستی موفق باشند میتوانند از این راهکار ها استفاده نمایند.

-مقدمه
افراد بسیاری در امتحاناتی چون کنکور شرکت می‌کنند اما قبول نمی‌شوند. در مواردی علل عدم قبولی آنها به مسائلی غیر از عدم مطالعه یا مطالعه ناکافی مربوط می‌شود. آنها در واقع شیوه‌های پاسخ دادن به سوالات چهار گزینه‌ای را نمی‌دانند. و این مهارتی است که با کمی تکرار و تمرین بدست می‌آید. با این شیوه‌ها شما می‌توانید درصد پاسخهای درستی را که به سوالات می‌دهید افزایش دهید و احتمال قبولی خود را بالا ببرید. این نکات را به ذهن بسپارید و حتما تمرین کنید.

بررسی اجمالی از سوالها داشته باشید.
سوالها را بطور اجمالی بررسی کنید.راهنماییها را به دقت بخوانید و متوجه تعداد و نوع سوالها باشید و وقت خود را بر طبق ارزش سوالها زمان‌بندی کنید. این بررسی اجمالی کمک زیادی می‌تواند به شما داشته باشد و از احتمال بروز اشتباه در درک سوالات جلوگیری نماید. همچنین گام اساسی برای شروع کار تست زنی است.

زمان را در نظر داشته باشید
زمان یکی از عواملی است که قبل از تست زدن و پاسخگویی به آزمونهای تستی باید مدنظر باشد. سعی کنید وقت خود را با توجه به ارزش زمان‌بندی کنید. بسیار مهم است که مدت زمانی که برای پاسخگوی به هر سوال در نظر می‌گیرید با مدت زمانی که برای پاسخگویی آن سوال تعیین شده هماهنگ باشد. خوب است برای ایجاد هماهنگی ، در منزل شرایطی شبیه به آزمون سراسری بوجود بیاورید و ساعتی که زمان آن قابل تنظیم باشد را در نظر بگیرید و به تعدادی سوال با زمان مشخص پاسخ دهید.
سرعت عمل داشته باشید.
برخی افراد در کارهایشان سرعت کمتری دارند این افراد بنا به دلایلی میزانی از وقت خود را هدر می‌دهند. این زمانهای از دست رفته در برخی کارها و فعالیتها چندان مشهود نیست ولی در کارهایی چون تست زنی و بویژه سر جلسه کنکور اهمیت اساسی دارد. معمولا کسانی که تمرکز بیشتری دارند و مطالب را خوب خوانده باشند در پاسخگویی حضور ذهن دارند و با سرعت عمل بیشتری پیش می‌روند.

ولی برخی افراد به دلیل کندی عمل نه به خاطر فقدان تمرکز وقت را از دست می‌دهند. این افراد باید بیشتر و بیشتر تمرین کنند و سرعت عمل خود را افزایش دهند. برای اینکار بهتر است علت کندی عمل خود را تشخیص دهند و اقدام به رفع آن کنند. برای افزایش سرعت عمل می‌توانید زمانی را برای انجام کارهای خود و بویژه تست زدن اختصاص دهید و سپس سعی کنید در این فاصله تعدادی تست بزنید. رفته رفته سعی کنید تعداد تستهایی را که در این فاصله زمانی می‌زنید افزایش دهید.

دقت کنید
اکثر اشتباهات که در هنگام تست زدن پیش می‌آید مربوط به افعال جملات است. سوالاتی که آخرشان با کلماتی چون می‌شود و نمی‌شود، می‌باشد و نمی‌باشد، است و نیست و … تمام می‌شود ممکن است داوطلب را دچار خطا کند. عدم دقت در هنگام تست زدن موجب می‌شود که فرد گزینه اشتباه را انتخاب کند. نکته دیگر اینکه در آزمونهای چهار گزینه‌ای معمولا چهار گزینه شباهت زیادی بهم دارد و ممکن است داوطلب با خواندن اولین گزینه آن را صحیح بداند و از خواندن سه گزینه دیگر خودداری کند. توجه داشته باشید که چهار گزینه را حتما بخوانید و با مقایسه آنها را انتخاب کنید.

در سوالات جور کردنی به تدریج که موارد را باهم جور می‌کنید آنها را حذف کنید در این صورت پاسخها کمتر خواهند شد و احتمال کاربرد مجدد آنها کاهش خواهد یافت. در موقع حدس زدن معمولا اولین حدس شما درست است. بنابراین زیاد وسواس به خرج ندهید تا جواب را عوض کنید مگر در مواقعی که مطمئن هستید. پاسخهایی را که می‌بینید غلط است را کنار بگذارید و بدین طریق تعداد پاسخها را محدود کنید تا احتمال پیدا کردن پاسخ صحیح را بیشتر کنید. سوالات آسان را زودتر جواب دهید. اگر احساس می‌کنید سوالی پیچیده است وقت خودتان را زیاد روی آن سوال تلف نکنید. کنار آن علامت بگذارید تا بعدا به آن پاسخ دهید. همه سوالها را جواب ندهید.

سوالاتی که تصادفی پاسخ داده می‌شود شانس موفقیت فرد را کمتر می‌کند چون هر پاسخ منفی نمره‌ای منفی در پی دارد. بنابراین تا جایی که امکان دارد از پاسخهای تصادفی پرهیز کنید. در نهایت پاسخها را مرور کنید اما سعی در عوض کردن پاسخ را نداشته باشید. سوالاتی که احساس می‌کنید اشتباه پاسخ داده‌اید یکبار دیگر بررسی کنید. به عقب برگردید و دوباره با دقت بیشتری مطالب مربوط به آن را بخوانید تا اشکال برطرف شود. خلاصه‌ای از آنچه را که در پاسخگویی به سوالات چهار گزینه‌ای و انتخاب گزینه صحیح لازم معرفی می‌شود مدتی همراه خود داشته باشید و مرور کنید به این ترتیب موارد بیشتر در ذهنتان حک خواهد شد و سر جلسه بهتر خواهید توانست آنها را رعایت کنید.

تمرینات تست زنی را به موقع شروع کنید.
تست زنی باید در سه مقطع انجام شود.مقطع اول که همزمان با شروع مطالعه مباحث درسی است یعنی اینکه مبحثی که خوانده می‌شود باید تستهای همان مبحث را زد. مقطع دوم زمانی که مباحث و کل کتاب تمام می‌شود و باید تست همه مباحث را زد و مقطع سوم در حقیقت بعد از عید نوروز است و زمانی است که کل دروس تمام شده باشد و حالا باید تست سالهای قبل را زد. این تستهای مختلط و تست کنکور سالهای قبل باعث می‌شود که شخص عادت کند که در یک زمان تست دروس مختلف را بزند و قاطعی هم نکند یعنی به راحتی بتواند در یک زمان تست ریاضی ، شیمی ، فیزیک ، ادبیات و … را بزند و در این میان آنچه در ذهن دارد گم نکند.

با انواع سوالات تستی آشنا شوید
علاوه بر مطالعه دقیق، آنچه در کنکور اهمیت دارد آشنایی با نوع سوالات تستی است. مسلما کسی که با شیوه پاسخ به سوالات تستی آشنایی داشته باشد در آزمون بهتر عمل می‌کند تا افرادی که هیچگونه آشنایی نداشته باشند و این امر با تمرین آسان می‌شود.

سخن آخر
خیلی از عوامل می‌توانند شیوه پاسخ فرد به سوالات را تحت تاثیر قرار دهند. اگر فرض کنیم که تمام شرایط مطلوب وجود داشته باشد و فرد با آگاهی کامل در جلسه امتحان حضور پیدا کرده باشد شیوه تست زنی عامل بسیار مهمی است که به صورت یک کانال ارتباطی دانسته‌های او را بر پاسخ نامه منتقل می‌کند. موارد ساده‌ای چون افزایش سرعت عمل ، دقت و رعایت نکاتی در مورد شیوه پاسخ دادن به سوالها می‌توانند کارآیی شما را بالا ببرند

 

نکات طلایی جهت امادگی در ازمون

 

 

نکات زیر را برای عملکرد بهتر در آزمون کنکوربکار گیرید:

۱) با آمادگی کامل و به موقع در سر جلسه امتحان حاضر شوید. وسایل مورد نیاز مثل مداد، پاک کن، تراش و ساعت را به همراه داشته باشید. با این کار همه چیز در دسترس شما خواهد بود و نیازی به قرض گرفتن وسایل دیگران پیدا نخواهید کرد.

۲) با اطمینان خاطر و آرامش کامل در امتحان شرکت کنید. مثبت اندیشی کنید. همواره این جملات را در ذهن خود تکرار کنید: «من برای امتحان کاملا آماده ام و به خوبی از عهده آن برمی آیم». نگرانی را از خود دور کنید. هر گاه احساس نگرانی کردید، چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید. قبل از امتحان با دوستانتان راجع به اضطراب و دلشورهصحبت نکنید. بهتر است بدانید که نگرانی همچون یک بیماری مسری قابل سرایت به دیگران است.

۳) آرام ولی هوشیار باشید. به پشتی نیمکت تکیه دهید و راحت باشید.

۴) در ابتدا نگاهی گذرا به سوالات بیندازید. حدودا ۱۰ درصد از وقت خود را برای این کار صرف کنید. کلمات کلیدی (در سوالات) را مشخص کنید و برای پاسخ دادن به سوالات زمانبندی کنید. در حالی که سوالات را می خوانید، نکاتی که به ذهنتان می رسد و می تواند مفید باشد را در کنار آنها یادداشت کنید.

۵) برای پاسخگویی به سوالات از یک برنامه منظم پیروی کنید. ابتدا به سوالات ساده تر پاسخ دهید و بعد به آنها که نمره بیشتری دارند. سپس به ترتیب به سوالاتی پاسخ دهید که:
مشکل تر هستند.
جواب دادن به آنها وقت بیشتری می گیرد.
نمره کمتری دارند.

۶) در امتحانات تستی برای انتخاب پاسخ درست دقت کنید.
ابتدا پاسخ هایی را که می دانید اشتباه است، کنار بگذارید.
اگر تست نمره منفی ندارد، از بین پاسخ های باقی مانده، پاسخ صحیح را انتخاب نمایید و یا حدس بزنید.
اگر امتحان نمره منفی دارد و شما دلیل خاصی برای انتخاب پاسخ خود ندارید، حدس نزنید.
شک نکنید، معمولا اولین گزینه ای که انتخاب می کنید، پاسخ صحیح است. پس پاسخ خود را تغییر ندهید، مگر این که واقعا به نتیجه قطعی رسیده باشید.

۷) در امتحانات تشریحی، قبل از پاسخ دادن به سوالات خوب فکر کنید.
ابتدا نکات مهمی را که راجع به سوالات به ذهنتان می رسد، در چرک نویس یادداشت کنید.
این نکات را به ترتیب شماره گذاری کنید.
سپس آنها را تنظیم کرده و پاکنویس کنید.

۸) در پاسخ به سوالات تشریحی، به اصل موضوع بپردازید و حاشیه نروید.
در جمله اول موضوع اصلی را بیان کنید.
مقدمه ای برای آن بنویسید.
سپس موضوع را با جزییات بیشتری شرح دهید.
به سوال توجه کنید و فقط به آنچه از شما خواسته شده پاسخ دهید.از توضیحات غیرضروری و مثال های اضافی بپرهیزید.

۹) ده درصد از وقت امتحان را برای مرور مطالب کنار بگذارید.
برای ترک کردن جلسه امتحان عجله نکنید.
در انتها تمام سوالات را مرور کنید.
مطمئن شوید که به تمام سوالات پاسخ داده اید.
پاسخ ها را یک بار دیگر بخوانید و در صورت لزوم جمله بندی، املای کلمات و… را تصحیح کنید.

۱۰) وقتی نتیجه امتحان را گرفتید، آن را بررسی کنید.
به اشکالات خود توجه کرده و سعی کنید در آن زمینه بیشتر مطالعه کنید.
برای امتحانات آخر سال، سوالات امتحانات کلاسی را دوره کنید تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.
بهترین روش یادگیری را که برای شما موثر بوده، انتخاب کنید.
روش هایی که برای شما کارآیی لازم را نداشته، کنار بگذارید.
سعی کنید بهترین روش را پیدا کرده و بر روی آن تمرین کنید تا به نتیجه مطلوب برسید.

منبع: شبکه‌ی آموزشگاه‌های تهران

 

 

در  تست  زدن چگونه عمل کنیم؟

 

چرا تست بزنیم

قطعاً هر کدام از شما در طول زندگی با نوعی آزمون روبرو شده اید می‌دانید که هر آزمونی چه به صورت کتبی، شفاهی و یا عملی، از سؤالات مختلفی تشکیل شده است. در هر آزمون پاسخی که داوطلب به سؤالات می‌دهد، باید با توجه به نوع سؤالات مطرح شده باشد.

در یک آزمون ممکن است نوع سؤالات به صورت انتخاب کردن باشد و شرکت کننده مجبور باشد که پاسخ صحیح را از بین جواب های داده شده به سؤالات انتخاب کند و یا مجبور باشد به سؤال هایی که به آنها سؤالات جواب دادنی می‌گویند، پاسخ دهد. در آزمون سراسری معمولاً سؤالات به صورت انتخاب کردنی است؛ یعنی یک سؤال با چهار گزینه همراه است و داوطلب باید پس از خواندن سؤال یکی از چهار گزینه را به عنوان پاسخ صحیح انتخاب و در فرم مخصوص پاسخنامه در خانه مربوط سیاه کند. به همین دلیل برای موفقیت در آزمون سراسری اهمیت دارد که علاوه بر مطالعه دقیق مطالب درسی، آشنایی با نوع سؤال های تستی را نیز بیاموزیم. مسلماً داوطلبانی که تست تمرین کرده و با شیوه پاسخ به سؤال های تستی آشنایی داشته باشند، در آزمون نسبت به افرادی که هیچ گونه آشنایی با این گونه سؤالات نداشته باشند، بهتر عمل می‌کنند.البته گاهی تعدادی از داوطلبان به جای مطالعه همزمان با تست فقط تلاش در کسب مهارت در تست زدن کرده و تمام زمان خود را صرف تمرین تست می‌کنند. این دسته از داوطلبان فقط شکل ظاهری سؤال‌ها و پاسخ‌ها را حفظ می‌کنند؛ بدون اینکه تلاشی برای فهمیدن داشته باشند و قطعاً در کنکور دچار مشکل می‌شوند. دلیل این مسأله آن است که ممکن است نحوه سؤال و جواب در کنکور، متفاوت از آن چیزی باشد که داوطلب قبلاً تمرین کرده است. برای اینکه داوطلب درکنکور موفق عمل کند، باید تمرین تست زنی را در سه مرحله انجام دهد.

مرحله اول باید همزمان با درس خواندن باشد؛ یعنی بعد از خواندن هر بخش، می‌بایست تست همان بخش را تمرین کرد.
در مرحله دوم باید بعد از مطالعه کل کتاب، تمام تست های آن کتاب را تمرین کرد.
مرحله سوم بعد از عید نوروز است؛ یعنی زمانی که کل دروس تمام شده است. در این مرحله باید تست های همه دروس تمرین شود.تمرین تست های مختلط، آمادگی داوطلب را برای کنکور بیشتر می‌کند. اگر در پاسخ دادن به تستی دچار مشکل شدید، باید به سراغ کتاب یا جزوه تان بروید و دوباره مبحث مربوط به آن تست را بخوانید تا هیچ نکته مبهمی در ذهنتان باقی نماند. همچنین شرکت در آزمون های معتبر بسیار مفید است. چنانچه امکان شرکت در آزمون های معتبر نباشد، می‌توانید خودتان شرایطی را شبیه به آزمون سراسری به وجود آورید؛ یعنی با استفاده از سؤال های تستی که در اختیار دارید و با تعیین تعداد سؤال‌ها و مدت زمان پاسخگویی برای هر درس، از خود آزمون به عمل آورید.

عوامل مؤثر در تست زدن

زمان

یکی از مشکلاتی که داوطلبان در حین پاسخگویی به سؤال‌ها با آن روبرو می‌شوند، کم آوردن وقت و دستپاچه شدن آنهاست. برای برطرف نمودن این مشکل باید سعی کنید که وقت خود را با توجه به ارزش هر سؤال زمان بندی کنید و مدت زمانی که برای پاسخگویی به آن سؤال تعیین شده، هماهنگ باشد.

سرعت عمل سرعت عمل باعث استفاده مطلوب ما از مزان می‌شود و در آزمون های تستی اهمیت بسزایی دارد. چنانچه داوطلب با آمادگی کامل در جلسه آزمون شرکت کند، با حضور ذهن می‌تواند پاسخ دهد؛ زیرا سؤال‌ها برای او آشنا خواهد بود و با مشکل اتلاف وقت روبرو نمی شود. نکته مهم در سرعت عمل این است که اگر شما در موقع پاسخگویی، پاسخ سؤالی را فراموش کرده باشید، می‌توانید کنار آن سؤال تیک بزنید و به بقیه سؤال‌ها بپردازید ودر مرحله آخر که وقت اضافه آوردید، با خونسردی و آرامش بیشتر در مورد آن سؤال فکر کنید.

دقت

دقت نکته مهم دیگر در تست زدن دقت است. در پاسخ به سؤال های چهار گزینه ای باید دقت کنید که خانه را اشتباه پر نکنید. خیلی از داوطلبان با آمادگی کامل سر جلسه حضور می‌یابند، ولی با یک بی دقتی، پاسخ سؤالی را در یک خانه دیگر که مربوط به سؤال دیگری است، پر می‌کنند و بدون توجه به شماره سؤال ها، همه پاسخ‌ها را تا آخر جابجا می‌زنند. لذا دقت کنید که در موقع پر کردن پاسخنامه دچار چنین اشتباهی نشوید و شماره هر سؤال را با شماره پاسخنامه تطبیق دهید. سؤال‌ها و جواب‌ها را دقیقاً بخوانید. نکات ریزی در سؤال های چهار جوابی هست که ممکن است خواننده را دچار اشتباه کند که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم:

در سؤال هایی که آخر آنها به کلمهمی‌شود ” و ” نمی شود ” ختم می‌شود، ممکن است داوطلبی که سؤال را دقیق نمی خواند، این کلمات را اشتباه ببیند و در نتیجه گزینه را اشتباه انتخاب کند.
نکته دیگر این است که در آزمون های چهار گزینه ای معمولاً چهار گزینه شباهت زیادی به هم دارد و ممکن است داوطلب با خواندن اولیه گزینه، آن را صحیح بداند و از خواندن سه گزینه دیگر صرف نظر کند.توجه داشته باشید که چهار گزینه را حتماً بخوانید و با مقایسه آنها با یکدیگر صحیحترین گزینه را انتخاب کنید.
در سؤال های جور کردنی بتدریج که موارد را با هم جور می‌کنید، آنها را حذف کنید. در این صورت پاسخ‌ها کمتر خواهد شد و احتمال کاربری مجدد آنها کاهش خواهد یافت.
در موقع حدس زدن معمولاً اولین حدس شما درست است. بنابراین زیاد وسواس به خرج ندهید تا جواب را عوض کنید؛ مگر در مواقعی که مطمئن هستید.
پاسخ هایی را که می‌دانید غلط است، کنار بگذارید و بدین طریق تعداد پاسخ‌ها را محدود کنید تا احتمال پیدا کردن پاسخ صحیح را بیشتر کنید.
سؤال های آسان را زودتر جواب دهید.اگر احساس می‌کنید که سؤالی پیچیده است، وقت خود را زیاد روی آن سؤال تلف نکنید؛ کنار آن علامت بگذارید تا بعداً به آن پاسخ دهدی.
همه سؤال‌ها را جواب ندهید. سؤال هایی که تصادفی پاسخ داده می‌شود، شانس موفقیت فرد را کمتر می‌کند؛ چون هر پاسخ غلط، نمره ای منفی در پی دارد. بنابراین تا جایی که امکان دارد، از دادن پاسخ های تصادفی پرهیز کنید. در نهایت پاسخ‌ها را مرور کنید، اما سعی در عوض کدرن پاسخ‌ها نداشته باشید.
سؤال هایی را که احساس می‌کنید اشتباه پاسخ داده اید، یک بار دیگر بررسی کنید. به عقب برگردید و دوباره با دقت بیشتری مطالب مربوط به آن را بخوانید تا اشکالتان برطرف شود. خلاصه ای از آنچه را که در پاسخگویی به سؤال های چهار گزینه ای و انتخاب گزینه صحیح لازم می‌دانستیم، برایتان آوردیم. با به کار گیری نکات مذکور می‌توانید توانایی روش صحیح تست زدن را در خود افزایش دهید و نقاط ضعف خود را از بین برده تا بهتر بتوانید خود را برای آزمون سراسری آماده سازید. ما هم برای همه شما آروزی توفیق می‌کنیم

 

 

CHICKEN WINGS

It’s Dangerous!

Avoid eating chicken wings frequently -ladies, especially; a true story...!

A friend of mine recently had a growth in her womb and she underwent an operation to remove a cyst.

The cyst removed was filled with a dark colored blood. She thought that she would recover after the surgery but she was terribly wrong.

A relapse occurred just a few months later. Distressed , she rushed down to her gynecologist for a consultation.

During her consultation, her doctor asked her a question that puzzled her.

He ask if she was a frequent consumer of chicken wings and she replied yes wondering as to how he knew of her eating habits.

You see, the truth is in this modern day and age chickens are injected with steroids to accelerate their growth so that the needs of this society can be met.

This need is none other than the need for food.

Chickens that are injected with steroids are usually given the shot at the neck or the wings.

Therefore, it is in these places that the highest concentration of steroids exists.

These steroids have terrifying effects on the body as they accelerate growth.

It has an even more dangerous effect in the presence of female hormones, this leads to women being more prone to the growth of a cyst in the womb. Therefore, I advise the people out there to watch their diets and to lower their frequency of consuming chicken wings!

People, who receive this email, please forward it to your friends and loved ones. I am sure no one wants to see him or her suffer!

 

‌تاکی‌کاردی یا تپش قلب سریع TachyCardia      

 

 این حالت به افزایش ضربان قلب به بیش از ۱۰۰ ضربان در هر دقیقه گفته می‌شود.

 

 تاکی کاردی در برخی موارد بیماری تلقی نمیشود مانند زمان ورزش در پاسخ به افزایش نیاز بدن به اکسیژن.

 

 تند شدن غیرطبیعی ضربان قلب حالتی است که قلب بسیار سریع تر از حالت طبیعی می زند بدون این که فرد فعالیت زیادی داشته باشد.

 

 تاکی کارد میتواند سبب سرگیجه و سنکوپ شود که میتواند برای فرد کشنده باشد.

 

 

علائم تاکی کاردی:

 

 تپش‌ قلب‌ (نبض‌ بين‌ 180-100 بار در دقیقه)

 سرفه‌ ناخودآگاه‌

 تنگي‌ نفس‌

 غش کردن و بیهوشی

 درد قفسه‌ سينه‌

 

علل تاکی کاردی:

 

 بیماری سرخرگ های قلب

 بیماریهای قلبی مانند آریتمی یا

بی نظمی ضربان قلب

 استرس و اضطراب

 سیگار کشیدن

 مصرف برخی از مواد و داروها، مثل کافئین ، کوکایین ، افدرین یا سایر داروهای تقویت کننده دستگاه سمپاتیک

 عفونت ریوی

 کم آبی بدن

 مصرف داروهای ضد اشتها

 اختلالات غده تیروئید

 عفونت خونی که منجر به تب شدید شده

 کم خونی

 فشار خون پائین

 

 

درمان بیماری:

 

 استراحت و دراز کشیدن در زمان بروز تاکی کاردی

 

 بستری در بیمارستان در صورت ادامه دار بودن تاکی کاردی

 

 استفاده از شوک الکتریکی کنترل شده

 

 تجویز داروهایی مانند دیژیتال ، کینیدین ، مسدودکنندهای کانال کلسیم ، پروکاینامید، و مسدودکننده های بتا آدرنرژیک در مواردی که حمله تند ضربانی تکرار می شود.

 

 تجویز داروهای ضد اضطراب در صورتی که اضطراب و استرس سبب بروز تاکی کاردی باشند.

 

اقدامات درمانی خود فرد به هنگام تاکی کاردی:

 

 نگاه‌ داشتن‌ نفس‌ به‌طور کوتاه‌مدت‌

 نیشگون‌ گرفتن‌ از پوست‌ بازو به‌ قدری‌ که‌ باعث‌ درد شود.

 پاشیدن آب‌ سرد به‌ صورت‌، فرو بردن‌ سر در آب‌ سرد به‌ مدت‌ کوتاه‌، یا دوش‌ سرد .

اختصارات رایج پزشکی و پرستاری

V/S

Vital Sign

ﻋﻼﺋﻢ ﺣﯿﺎﺗﯽ

BP

Blood Pressure

ﻓﺸﺎﺭ ﺧﻮﻥ

T

Temperature

ﺩﺭﺟﻪ ﺣﺮﺍﺭﺕ

P

Pulse

ﻧﺒﺾ

BS

Blood Sugar

ﻗﻨﺪ ﺧﻮﻥ

FBS

Fast Blood Sugar

ﻗﻨﺪ ﺧﻮﻥ ﻧﺎﺷﺘﺎ

CBC

Cell Blood Count

ﺷﻤﺎﺭﺵ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯼ ﺧﻮﻥ

I.V

Intravenous

ﻭﺭﯾﺪﯼ ‏( ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻭﺭﯾﺪ ‏)

I.M

Intramuscular

ﺩﺭﻭﻥ ﻋﻀﻼﻧﯽ

S.C

Subcutaneous

ﺯﯾﺮ ﺟﻠﺪﯼ

SBP

Systolic blood pressure

ﻓﺸﺎﺭ ﺧﻮﻥ ﺳﯿﺴﺘﻮﻟﯿﮏ ‏( ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ‏)

U/A

Urin analysis

ﺗﺠﺰﯾﻪ ﺍﺩﺭﺍﺭ

HTN

Hypertension(-sive ‏)

ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻓﺸﺎﺭ ﺧﻮﻥ ‏( ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺁﻥ ‏)

I.D

Intra dermal

ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻠﺪﯼ ‏( ﭘﻮﺳﺘﯽ ‏) ‏( ﺗﺴﺖ ﭘﻨﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ ‏)

N.G Tube

Nasogastric Tube

ﻟﻮﻟﻪ ﺑﯿﻨﯽ - ﻣﻌﺪﻩ ﺍﯼ

ETT

Endo Tracheal tube

ﻟﻮﻟﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻧﺎﯼ

ETT

Exercise Tolerance Test

ﺗﺴﺖ ﺗﺤﻤﻞ ﻭﺭﺯﺵ

Fx

Fracture

ﺷﮑﺴﺘﮕﯽ

D.C

Dis Continue

ﻋﺪﻡ ﭘﯿﮕﯿﺮﯼ

O.B

Occult blood

ﺧﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﺪﻓﻮﻉ ‏( ﻣﺨﻔﯽ ‏) ‏( ﺗﺴﺖ ﮔﺎﯾﺎﮎ ‏)

N&V

Nausea and Vomiting

ﺗﻬﻮﻉ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺮﺍﻍ

R.O.S

Review of systems

ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻫﺎ

HF

Heart Failure

ﻧﺎﺭﺳﺎﯾﯽ ﻗﻠﺒﯽ

CHF

Congestive heart failure

ﻧﺎﺭﺳﺎﯾﯽ ﺍﺣﺘﻘﺎﻧﯽ ﻗﻠﺒﯽ

P.E

Pulmonary Embolism

ﺁﻣﺒﻮﻟﯽ ﺭﯾﻮﯼ

DVT

Deep Venous Thrombosis

ﺗﺮﻭﻣﺒﻮﺯ ‏( ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻟﺨﺘﻪ ‏) ﻭﺭﯾﺪﯼ ﻋﻤﻘﯽ

MI

Myocardial Infarction

ﺍﻧﻔﺎﺭﮐﺘﻮﺱ ﻣﯿﻮﮐﺎﺭﺩ ‏( ﺳﮑﺘﻪ ﻗﻠﺒﯽ ‏)

CVA

Cerebrovascular accident

ﺣﺎﺩﺛﻪ ﻋﺮﻭﻕ ﻣﻐﺰﯼ ‏( ﺳﮑﺘﻪ ﻣﻐﺰﯼ ‏)

 

NPO

Non per oral

ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺩﻫﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺨﻮﺭﺩ ‏(ﻧﺎﺷﺘﺎ ‏)

ECG

Electrocardiogram (-ograph ‏)

ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﮐﺎﺭﺩﯾﻮﮔﺮﺍﻡ ‏(ﻧﻮﺍﺭ ﻗﻠﺐ ‏)

PSA

Prostate specific antigen

ﺁﻧﺘﯽ ﮊﻥ ﺍﺧﺘﺼﺎﺻﯽ ﭘﺮﻭﺳﺘﺎﺕ

LDL

Low Density Lipoprotein

ﻟﯿﭙﻮﭘﺮﻭﺗﺌﯿﻦ ﺑﺎ ﭼﮕﺎﻟﯽ ﮐﻢ

HDL

High Density Lipoprotein

ﻟﯿﭙﻮﭘﺮﻭﺗﺌﯿﻦ ﺑﺎ ﭼﮕﺎﻟﯽ ﺯﯾﺎﺩ

HBV

Hepatitis B virus

ﻭﯾﺮﻭﺱ ﻫﭙﺎﺗﯿﺖ ﺏ

AM

ante meridiem(L) before noon

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ

MD

Median Day

ﻣﯿﺎﻧﻪ ‏( ﻭﺳﻂ ‏) ﺭﻭﺯ

MN

Median Night

ﻣﯿﺎﻧﻪ ‏( ﻭﺳﻂ ‏) ﺷﺐ

M&N

Morning and Night

ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺐ

PM

Post mortem(L) after death

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ

OR

Operating Room

ﺍﺗﺎﻕ ﻋﻤﻞ

ABG

Arterial blood gasses

ﮔﺎﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﻥ ﺷﺮﯾﺎﻧﯽ

BMI

Body Mass Index

ﺷﺎﺧﺺ ﺗﻮﺩﻩ ﺑﺪﻥ

BPH

Benign Prostatic Hypertrophy

ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺧﻮﺵ ﺧﯿﻢ ﭘﺮﻭﺳﺘﺎﺕ

Amp

Ampoule

ﺁﻣﭙﻮﻝ

Tab

Tablet

ﻗﺮﺹ

PT

Prothrombin Time

ﺯﻣﺎﻥ ﭘﺮﻭﺗﺮﻭﻣﺒﯿﻦ

PTT

Partial Thromboplastin Time

ﺯﻣﺎﻥ ﻧﺴﺒﯽ ﺗﺮﻭﻣﺒﻮﭘﻼﺳﺘﯿﻦ

INR

International Normal Range

ﺭﻧﺞ ﻧﺮﻣﺎﻝ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﯽ

PRN

Pro-Ri-Nata(L) as required

ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﯿﺎﺯ ‏( ﻟﺰﻭﻡ ‏)

q.S

Quantum sufficit(L) as much as will suffice

ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ‏( ﻣﻘﺪﺍﺭ ‏) ﮐﺎﻓﯽ

https://telegram.me/nurse

 

N.S

Normal Saline

ﻧﺮﻣﺎﻝ ﺳﺎﻟﯿﻦ

DW

Distilled Water

ﺁﺏ ﻣﻘﻄﺮ

D-5-W

Dextrose 5% in water

ﺩﮐﺴﺘﺮﻭﺯ 5% ﺩﺭ ﺁﺏ

D10W

10% dextrose(in water) injection

ﺗﺰﺭﯾﻖ ﺩﮐﺴﺘﺮﻭﺯ 10 ﺩﺭﺻﺪ ‏( ﺩﺭ ﺁﺏ ‏)

D20W

20% dextrose(in water) injection

20 ﺗﺰﺭﯾﻖ ﺩﮐﺴﺘﺮﻭﺯ ﺩﺭﺻﺪ ‏( ﺩﺭ ﺁﺏ ‏)

D50W

50% dextrose(in water) injection

ﺗﺰﺭﯾﻖ ﺩﮐﺴﺘﺮﻭﺯ 50 ﺩﺭﺻﺪ ‏( ﺩﺭ ﺁﺏ ‏)

D/S

Dextrose and Saline

ﺩﮐﺴﺘﺮﻭﺯ ﺳﺎﻟﯿﻦ

RBC

Red Blood Cell

ﺳﻠﻮﻝ ‏( ﮔﻠﺒﻮﻝ ‏) ﻗﺮﻣﺰ ﺧﻮﻥ

WBC

Whole Blood Cell Count; White Blood Cell

ﮔﻠﺒﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﻥ

BUN

Blood urea nitrogen

ﻧﯿﺘﺮﻭﮊﻥ ﺍﻭﺭﻩ ﺧﻮﻥ

FFP

Fresh Frozen Plasma

ﭘﻼﺳﻤﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﻨﺠﻤﺪ ﺷﺪﻩ

Ab

Antibody

ﺁﻧﺘﯽ ﺑﺎﺩﯼ ‏( ﭘﺎﺩﺗﻦ ‏)

HGB

Haemoglobin

ﻫﻤﻮﮔﻠﻮﺑﯿﻦ

Hg

Hydrargyrum(L)mercury

‏( ﻻﺗﯿﻦ ‏) ﺟﯿﻮﻩ

T3

Triiodothyronin

ﺗﺮﯼ ﯾﺪﻭﺗﯿﺮﻭﻧﯿﻦ

T4

Thyroxine

ﺗﯿﺮﻭﮐﺴﯿﻦ

TSH

Thyroid–sti. mulating (thyrotrophic) hormone

ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﻣﺤﺮﮎ ﺗﯿﺮﻭﯾﯿﺪ ‏( ﺗﯿﺮﻭﺗﺮﻭﻓﯿﮏ ‏)

ESR

Erythrocyte Sedimentation Rate

ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺭﺳﻮﺏ ﮔﻠﺒﻮﻝ ﻗﺮﻣﺰ

DZP

Diazepam

ﺩﯾﺎﺯﭘﺎﻡ

K

Kalium(L) potassium

ﭘﺘﺎﺳﯿﻢ

Ca

Calcium

ﮐﻠﺴﯿﻢ

Na

Natrium(L) sodium

ﺳﺪﯾﻢ

Mg

Magnesium

ﻣﻨﯿﺰﯾﻢ

Cr

Creatinine

ﮐﺮﺍﺗﯿﻨﯿﻦ

TG

Triglyceride

ﺗﺮﯼ ﮔﻠﯿﺴﺮﯾﺪ

Chol

Cholesterol

ﮐﻠﺴﺘﺮﻭﻝ

Pen

Penicillin

ﭘﻨﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ

MCH

Mean Corpuscular Haemoglobin

ﻫﻤﻮﮔﻠﻮﺑﯿﻦ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﮔﻮﯾﭽﻪ ﺍﯼ

MCV

Mean Corpuscular Volume

ﺣﺠﻢ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﮔﻮﯾﭽﻪ ﺍﯼ

inj

Injectable,inject(ion ‏)

ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺰﺭﯾﻖ، ﺗﺰﺭﯾﻖ ﮐﺮﺩﻥ

FHR

Fetal Heart Rate

ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻗﻠﺐ ﺟﻨﯿﻦ

CCU

Cardiac Care Unit

ﻭﺍﺣﺪ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻗﻠﺒﯽ

ICU

Intensive Care Unit

ﻭﺍﺣﺪ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻫﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩ

ENT

Ear,Nose and Throat

ﮔﻮﺵ، ﺣﻠﻖ ﻭ ﺑﯿﻨﯽ

EMS

Emergency Medical Service

ﺧﺪﻣﺎﺕ ﻓﻮﺭﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﭘﺰﺷﮑﯽ

bd

Bis die(L)twice a day

‏( ﻻﺗﯿﻦ ‏) ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ

qh

quaque hora(L) every hour

ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺖ ‏( ﻻﺗﯿﻦ ‏)

q2h

quaque secunda hora(L) every two hours

ﻫﺮ ﺩﻭ ﺳﺎﻋﺖ ‏( ﻻﺗﯿﻦ ‏)

q3h

quaque tetria hora(L) every three hours

ﻫﺮ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ‏( ﻻﺗﯿﻦ ‏)

qid

Quarter in die(L) four rimes a day

ﭼﻬﺎﺭ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ‏( ﻻﺗﯿﻦ ‏)

tds

Ter die sumendum(L) tobe taken three times a day

ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﻮﺩ ‏( ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ‏) ‏( ﻻﺗﯿﻦ ‏)

syr

Syrupus(L) syrup

ﺷﺮﺑﺖ ‏

NCLEX RN

STANDARD PRECAUTIONS

(BODY SUBSTANCE ISOLATION/UNIVERSAL PRECAUTIONS)

INTRODUCTION

Standard Precautions represents a system of barrier precautions to be used by all personnel for contact with blood, all body fluids, secretions, excretions, non intact skin, and mucous membranes of ALL patients, regardless of the patient's diagnosis. These precautions are the "standard of care." This system embodies the concepts of "Universal Precautions" and "Body Substance Isolation".

 

Standard Precautions focuses on reducing the risk of transmission of microorganisms. The use of barriers is determined by the care provider's "interaction" with the patient and the level of potential contact with body substances

 

 

I. POLICY

 

A. The purpose is to reduce transmission of infectious agents between

patients, caregivers, and others in the medical center environment, and

to reduce the incidence of nosocomial infections among patients.

 

B. Hospital departments and clinics will incorporate Standard Precautions

into departmental policies and procedures to be reviewed at least every

two years by that department and the Infection Control Committee.

 

C. Ongoing education concerning Standard Precautions principles will be

given to newly hired employees involved directly or indirectly in patient

care. Review classes will be provided as needed for dissemination of new

information or for reinforcement upon request of the department manager.

Documentation of training will be maintained by the individual

departments.

 

D. Standard Precautions will be followed by all personnel and will be based

on the degree of anticipated exposure to body substances. It is the

responsibility of the individual to comply with all isolation precautions.

 

II. HAND HYGIENE

 

A. Because nosocomial infections are most frequently spread by contact

and the most common form of contact is hand contact, handwashing

is the most important and most effective means of preventing nosocomial

transmission of organisms.

Employees have a responsibility for maintaining hand hygiene by adhering to specific infection control practices. Artificial fingernail enhancements contribute to nail changes that can increase the risk of colonization and transmission of pathogens to patients. Outbreaks of infections have been traced to the artificial fingernails of health care workers. For those reasons they are prohibited for anyone having patient contact. The natural nails of healthcare workers are to be kept neatly manicured and should not extend past the fingertips. Artificial nail enhancements are not to be worn by anyone who has direct patient contact or staff who handle patient care products. Nail polish is permitted provided it is not chipped. Anything else applied to natural nails other than polish is considered an enhancement. This includes, but is not limited to artificial nails, tips, wraps, appliques, acrylics, gels, and any additional items applied to the nail surface.

B. Indications for Handwashing and Hand Antisepsis include:

1. Before having direct contact with patients.

2. Before donning gloves and performing an invasive procedure.

3. After removing gloves or other personal protective equipment.

4. After contact with body substances or articles/surfaces contaminated

with body substances.

5. After contact with patient's intact skin (e.g. taking a pulse, blood

pressure or lifting a patient).

6. Before preparing or eating food (do not use alcohol gel).

7. After personal contact that may contaminate hands (e.g. covering

sneeze, blowing nose, using bathroom - do not use alcohol gel).

 

C. Hand Hygiene Products

1. In patient care areas, alcohol gel, liquid or foam soap will be used for

hand hygiene.

2. Alcohol gel hand rub is recommended as the primary hand hygiene

product if hands are not visibly dirty, soiled with proteinaceous

material or visiby soiled with blood or body fluids.

3. Antimicrobial agents, including alcohol gel or soap, are recommended

for use prior to invasive procedures, in critical care units, and for

patients on special organism precautions.

4. Staff with skin sensitivities should consult with Employee Health

regarding the use of alternative hand hygiene products (preferably in

dispenser form).

 

D. Handwashing Procedure with Liquid or Foam Soap

1. Wet hands first with water.

2. Apply an amount sufficient for lather to cover all surfaces of hands

and wrists.

3. Rub hands together will covering all surfaces of the hands and fingers

with special attention to areas around nails and between fingers for a

minimum of 15 seconds.

4. Rinse well with running water.

5. Dry thoroughly with paper towel.

6. Use paper towel to turn off faucet.

7. Avoid using hot water as repeated exposure to hot water may

increase risk of dermatits.

E. Hand Antisepsis Procudure Utilizing Alcohol Gel

1. Apply to dry hands that are not visibly soiled.

2. Rub hands vigorously to apply gel to all surfaces of hands, fingers

and fingernails, until hands are dry. If hands feel dry after rubbing

hands together for 10 - 15 seconds, insufficient volume of product

was applied.

F. Skin Care

Healthcare workers should use hospital approved hand lotion to minimize

the occurrence of irritant contact dermatitis associated with hand

antisepsis or handwashing.

 

III. PERSONAL PROTECTIVE EQUIPMENT (PPE)

 

A. Gloves

Disposable (single use) gloves shall be readily available in patient care

and specimen handling areas.

 

1. Gloves must be worn for:

a. anticipated contact with moist body substances, mucous

membranes, tissue, and non-intact skin of all patients;

b. contact with surfaces and articles visibly soiled/contaminated by

body substances;

c. performing venipuncture or other vascular access procedures (IV

starts, phlebotomy, in-line blood draws);

d. handling specimens when contamination of hands is anticipated.

 

2. Don gloves at bedside, immediately prior to task.

 

3. Replace torn, punctured or otherwise damaged gloves as soon as

patient safety permits.

 

4. Remove and discard gloves after each individual task involving

body substance contact, before leaving the bedside.

 

Gloves should not be worn:

* away from the bedside or lab bench

* at the nursing station

* to handle charts, clean linen, clean equipment or patient care supplies

* in hallways or elevators.

5. Perform handwashing or hand antisepsis (per above

indications) as soon as possible after glove removal, or removal

of other protective equipment. Gloves are not to be washed or

decontaminated for reuse (exception: utility gloves)

 

6. Caution: Gloves do not provide protection from needlesticks or other

puncture wounds caused by sharp objects. Use extreme caution

when handling needles, scalpels, etc.

 

7. Additional Glove Information:

a. Unsterile gloves: Vinyl and latex gloves are equally effective in

preventing skin contact with microorganisms.

i. Vinyl gloves are used for all activities that require application

of non-sterile gloves. They are used for protection during

routine patient care tasks where cntact with blood and body

fluids is intermittent and episodic.

ii. Nitrile gloves are used for contact with chemotherapy agents,

handling hazardous drugs or chemicals, or prolonged contact

with body fluids where the wearer may not have the opportunity

to change gloves frequently (e.g. some laboratory tasks.)

 

b. Sterile gloves are available on supply carts in patient care areas

and should be worn when aseptic technique is required.

 

c. Hypoallergenic and powder-free gloves are available for

individuals who are allergic to latex or powder (request through

manager).

 

d. Utility gloves (not for direct patient care) used by house keepers,

plumbers, etc. may be decontaminated and reused provided the

integrity of the glove is not compromised. They must be discarded

if cracked, peeling, torn, punctured or show other signs of

deterioration or when their ability to function as a barrier is

compromised.

 

B. Masks, Eye Protection and Face Shields

 

Wear masks in combination with eye protection devices (goggles or

glasses with side shields) or chin-length face shields during procedures

that are likely to generate droplets, spray, or splash of body substances

to prevent exposure to mucous membranes of the mouth, nose and eyes.

Masks are also worn to protect personnel from the transmission of

infectious droplets during close contact with the symptomatic patient.

 

Situations which may increase risk of splash/splatter include the

following:

 

1. trauma care

2. surgery or delivery of newborn

3. intubation/suctioning/extubation (including code situations)

4. bronchoscopy/endoscopy

5. emptying bedpans/suction canisters into hopper/toilet

6. code blue

7. patient care of coughing patient with suspected infectious etiology

 

C. Aprons, Gowns, and Other Protective Body Clothing

 

The appropriate type of garment shall be based on the task and the

degree of exposure anticipated. Gowns are worn to prevent contamination

of clothing and protect the skin of personnel from blood/body fluid

exposure.

 

1. Wear plastic aprons or gowns during patient care procedures that are

likely to soil clothing with body substances.

 

2. Wear lab coats in laboratory settings.

 

3. Remove protective body clothing before leaving the immediate work

area.

 

4. In surgical or autopsy areas, additional protective attire may include

surgical caps or hoods and shoe covers or boots.

 

For further information, please refer to Attachment A: Table: "Guidelines

for Use of Personal Protective Equipment".

 

IV. PATIENT PLACEMENT

 

A. Private rooms are required for Infection Control reasons for the following

groups of patients:

 

1. Those who soil the environment with body substances. For example,

children or adults with altered mental status.

2. Those requiring precautions for airborne diseases.

3. Those who are considered to be severely immunosuppressed.

4. Patients with the same infectious disease/organism may be cohorted

(housed in the same room) after consultation with Infection Control.

 

B. Patients who are currently on isolation precautions for any infection may

not be admitted to the Comfort Care Suites. Any questions regarding

this policy may be addressed to the Department of Epidemiology and

Infection Control.

 

V. ENVIRONMENT

 

A. Waste Disposal: Refer to Section 4.10, Waste Management.

 

B. Spill management/Housekeeping

 

1. Spills of body substances should be cleaned up promptly. Workers

should wear gloves and use other protective equipment if there is risk

of splash. Encapsulator products may be used to solidify liquid waste

or pickup. Area should then be disinfected with hospital grade

disinfectant/detergent.

 

2. Broken glass will be handled as stated in Section 3.2, VII, K.

 

3. Areas not routinely cleaned by Environmental Services personnel shall

be cleaned by department personnel.

 

a. Work surfaces shall be cleaned and decontaminated after contact

with blood or other potentially infectious materials.

 

b. Contaminated surfaces shall be cleaned and decontaminated with

an appropriate disinfectant after the completion of procedures;

whenever feasible if the surface work area becomes overtly

contaminated; or at the end of the workshift. A tuberculocidal

disinfectant is required to clean spills of blood or other potentially

infectious materials.

 

c. Additional cleaning is required for certain precautions (Special

Organism Precautions).

 

C. Soiled Linen Handling

 

1. Wear gloves to handle moist or visibly soiled linen.

2. Place soiled linen in plastic laundry bags.

3. Securely close laundry bag when bag is three-fourths full and place

in storage area.

4. Laundry workers must always wear gloves.

 

D. Food Service

 

No special trays are needed. After patient use, food trays are sent

directly for cleaning and disinfection.

 

E. Pediatric Patients

 

For pediatric patients with C. difficile, rotavirus, or VRE that require

diaper weighing for I & O measurement, a dedicated scale in the patient

room is required.

 

VI. WORK PRACTICES

 

A. Eating, drinking, smoking, applying cosmetics and lip balm and handling

contact lenses in any work areas where there is a reasonable likelihood of

occupational exposure is prohibited, e.g. specimens are, at times,

temporarily left at a nurse's station. Prior to the consumption of food or

drink, after handling potentially infectious materials, employees will

remove potentially contaminated PPE, wash hands, and exit the work

area.

 

B. Food and drink will not be kept in freezers, refrigerators, counter tops,

shelves, and cabinets where blood or other potentially infectious materials

are stored or handled.

 

C. Procedures which could potentially generate aerosols or other inhalation

hazards shall be performed in a manner that will minimize pathogen

transmission.

 

D. Emergency ventilation devices, such as Ambu bags, will be readily

available in patient care areas.

 

VII. HANDLING AND DISPOSAL OF SHARPS

 

A. SHARPS DISPOSAL IS THE RESPONSIBILITY OF THE USER OF THE

SHARP. SHARPS DISPOSAL MAY BE DELEGATED ONLY TO A

PERSON CURRENTLY PRESENT IN THE ROOM (i.e., NEVER LEFT

FOR ANOTHER PERSON TO DISPOSE OF LATER). THE ONLY

EXCEPTION TO THE DELEGATION POLICY WOULD BE IN THE

SURGICAL SUITE.

 

B. Puncture-resistant sharps containers shall be readily available in areas

where sharps waste (needle, all syringes, scalpels, glass slides or

pipettes, etc.) may be generated.

1. DO NOT place sharps in the regular trash.

2. Dispose of sharps as close as possible to the point of use.

 

C. Contaminated needles shall not be recapped or removed from syringes

UNLESS the employee can demonstrate that no alternative is feasible or

patient safety is threatened.

1. If recapping is required, then it shall be performed by mechanical

means or by a one-handed technique.

2. If needle removal is required, use needle removal device on sharps

container or an instrument such as a plastic clamp to distance the

hand from the needle. Disposable clamps are available on supply

carts.

3. When not piercing the skin of the patient, use needleless systems

(for example, when accessing an IV line).

 

D. Needle clippers and other devices which shear, bend, or break

contaminated needles are prohibited from use.

 

E. DO NOT OVERFILL sharps containers.

1. Look closely at the sharps container before placing a used sharp

inside to assure that nothing is protruding from the container or that

the container is not overfilled.

2. When sharps container is 2/3 full (to "full" line), close securely,

remove and discard as biohazardous waste, and replace with empty

sharps container.

 

F. DO NOT place needles, introducers, or other sharps on food trays or

patient bed. DO NOT stick needles into the mattress after use or while

performing a procedure.

 

G. Surgical instruments with sharp edges (e.g. scalpel) should not be

passed hand-to-hand but should be placed on a neutral surface (e.g. tray

or basin).

 

H. Reusable Sharps:

1. Reusable sharps will be placed in puncture-resistant containers for

transport.

2. Reusable sharps that are contaminated with blood or other potentially

infectious materials will not be stored or processed in a manner that

requires an employee to reach by hand into the container where these

sharps have been placed.

3. Containers for reusable sharps will be decontaminated before reuse.

4. Each department that handles reusable sharps will have written

procedures for appropriate use. Each department that decontaminates

containers will have written procedures in compliance with the policies

and procedures of Section 6.

 

I. Sharps Container Safety

1. All sharps containers are marked with the BIOHAZARD SYMBOL.

2. Whenever possible, have sharps container at point of use i.e., patient

area, treatment room. Avoid walking to container with a used sharp.

3. An open, in-use sharps container should never be on the floor, located

under a sink or any other poorly visible area.

 

J. Sharps Container Placement

1. Mount and/or secure box whenever possible. Use wire racks, counter

holders and other mountings to prevent a loose container from falling

over.

2. Mounting of box with holder should be at a level such that the user can

easily see into the opening where sharps are to be placed.

3. Sharps containers should be kept out of public areas when at all

possible. Public area placement should be limited to only those

required for personnel safety and mounted/placed with public safety

consideration. Children, must be supervised by the adult

accompanying them to prevent an accident.

 

K. Broken glassware which may be contaminated will not be directly

handled with a gloved or bare hand. It will be handled by mechanical

means (tongs, dust pan and broom). Contaminated broken glass will be

placed in a puncture-resistant container and disposed of as biohazardous

waste.

 

L. Teeth or bone fragments extracted during surgery that are to be disposed

of will be considered as sharps and handled as such. Disposal of such

teeth or bone fragments will be into a sharps container. Larger bone

pieces will be handled in a manner to minimize accidental cutting and will

be placed in a biohazard box lined with a red bag.

 

VIII. SPECIMEN HANDLING and TRANSPORT

 

A. Standard Precautions will be used to obtain, transport, and handle ALL

specimens. It is not necessary to label specimens as biohazardous.

Packaging of specimens to be transported outside of the Medical Center

will be handled as described in "D" below.

 

B. Specimens of blood or other potentially infectious materials will be placed

in a well sealed primary container and a secondary plastic bag (ziplock)

to prevent leakage during handling, processing, storage, transport or

shipping. During transport, gloves are not required because the specimen

is already in a secondary plastic bag.

Exception: Within each building, blood specimens in vacutainer tubes

may be transported in the phlebotomist's tray without a

secondary container, provided that the exterior of the tube

is not visibly contaminated with blood. If the exterior is

visibly soiled, then it will be wiped clean.

 

C. Specimens in syringes should be capped off (needle removed) before

transporting to the laboratory. The exception to this is a fine-needle

aspirate.

 

D. Specimen containers for transport or shipping outside of the immediate

Medical Center will be labeled with the universal biohazard symbol or

color-coded prior to transport.

 

IX. EQUIPMENT CLEANING, TRANSPORTING AND SERVICING

 

A. Used equipment will be enclosed in containers or bags to prevent

inadvertent exposure to patients or personnel.

 

B. Equipment which is contaminated with body substances will be

cleaned/decontaminated if possible prior to transport. If this is not

possible, place equipment in containers or bags and label.

 

C. If equipment cannot be cleaned/decontaminated, the receiving department

or individual will be notified of that contamination so that adequate

precautions can be taken.

 

 

References

Boyce JM. Guideline for Hand Hygiene in Health-Care Settings. MMWR October 25, 2002/51 (RR16):1-44.

 

آسیت  یا  آب_اوردن_شكم

 آب‌آوردگی شکم یا آسیت (#Ascites)‏ به معنای جمع شدن مایع اضافی در شكم و ورم شكم است. آب‌آوردگی شکم دلایل گوناگونی می‌تواند داشته باشد از جمله سیروز کبدی و سرطان‌های گوارشی.

 تشخیص آسیت با ماتیته جابجا شونده در دق (پزشکی) و سونوگرافی قابل انجام است. از نظر بالینی وقتی آسیت قابل تشخیص است که حجم مایع بیش از 500 سی سی باشد.

  علل آسیت

 آسیت می‌تواند فرم پیشرفته ورم اندام‌ها به دنبال بیماری نارسایی قلبی باشد، یعنی وقتی نارسایی قلبی به درجات خیلی شدید می‌رسد، ورم پاها از مچ به ساق و از ساق به ران و در نهایت به شكم گسترش می‌یابد.

  در مورد بیماری‌های كلیه كه یكی از آنها دفع شدید پروتئین از كلیه‌هاست نیز در صورت وخامت می‌تواند بیماری آسیت ایجاد شود.

  اما عامل اصلی آسیت، سیروز كبدی است، سیروز كبدی به معنای آسیب ساختمان و عملكرد كبدی است.

  اما سیروز چگونه باعث تجمع مایع در شكم یا آسیت می‌شود؟

 درمان اولیه با محدودیت سدیم در غذا (کاهش مصرف نمک)، کاهش مصرف مایعات و استفاده از داروهای ادرارآور انجام می شود

از آنجا كه خون سیاهرگی بیشتر احشای شكمی‌ ‌باید قبل از رسیدن به قلب از كبد رد شود و در آنجا فیلتر شود، وقتی ساختمان كبد در اثر سیروز به هم می‌ریزد، راه رسیدن خون به قلب سد می‌شود و به این ترتیب مایع در شكم تجمع می‌كند.

 از طرفی كبد كه محل اصلی ساختن آلبومین است، در اثر بیماری سیروز نمی‌تواند آلبومین بسازد و كم شدن آلبومین خون باعث خروج پلاسما از داخل رگ‌ها به بیرون آنها و بروز ورم می‌شود.

  علت دیگر آسیت می‌تواند انواع سرطان‌های داخل شكم مثل سرطان معده، سرطان كبد و سرطان روده بزرگ باشد كه البته شیوع كمتری نسبت به سیروز کبدی دارند، ولی به عنوان اولین تظاهر این بیماری‌ها اهمیت دارند.

  درمان آسیت

درمان اولیه با محدودیت سدیم در غذا (کاهش مصرف نمک)،

 کاهش مصرف مایعات و استفاده از داروهای مدر (ادرارآور) یا دیورتیک مانند اسپیرونولاکتون و فورزماید، برای كم كردن حجم خون است كه باعث می‌شود مقداری از حجم خون كم شود و مایع داخل شكم به تدریج كمتر شود.

  این روش برای بیمار آسان است، ولی داروهای مدر دارای عوارضی هستند كه می‌تواند باعث آزار بیمار شود و از طرفی در برخی موارد، بیماری با این داروها خوب كنترل نمی‌شود.

  كشیدن مایع آسیت به تناوب مثلا هر دو هفته یا هر ماه نیز برای درمان آسیت مفید است.

 اگر چه این روش برای بیمار اندكی سخت است و نیاز به بستری شدن موقت دارد، ولی گاهی تنها راه درمان است.

 در آسیت مقاوم گاهی نیاز به تخلیه مکرر آسیت یا ایجاد شنت داخل صفاقی و آناستوموز ورید باب به ورید اجوف تحتانی می باشد.

  در نهایت اگر بتوان علت اصلی بیماری را بر طرف كرد، مثلا پیوند كبد برای درمان سیروز انجام شود، آسیت به كلی درمان خواهد شد.

بواسیر یا هِموروئید ( Hemorrhoid)


به اتساع رگ‌های وریدی در مجرای مقعدی می‌گویند که به کنترل مدفوع کمک می‌کنند.

آن‌ها زمانی‌که متورم یا ملتهب می‌شوند «بیمارگونه» یا همان بواسیر می‌شوند.

 آن‌ها در حالت فیزیولوژیک خود مانند بالشتکی مرکب از مجرای سرخرگی-سیاهرگی و بافت همبند عمل می‌کنند.

علائم بواسیر بستگی به نوع آن دارد.

 بواسیر داخلی معمولاً همراه با خونریزی مقعدی بی‌درد است،

 اما بواسیر خارجی ممکن است علائم کمتری داشته‌باشد یا اگر ترومبوز باشد همراه با درد و تورم در ناحیه مقعد خواهد بود.

 بسیاری از مردم به اشتباه هرنوع علامت رخ‌داده در اطراف منطقه مقعدی-راست روده‌ای را «بواسیر» می‌دانند و دلایل جدی این علائم را نادیده می‌گیرند.

 اگرچه علت اصلی بواسیر ناشناخته است، تعدادی از عوامل که باعث بالا رفتن فشار درون شکمی می‌شوند، به‌ویژه یبوست، نقش اصلی را در رشد آن دارند.


1. No Breakfast

1.نخوردن صبحانه
People who do not take breakfast are going to have a lower blood sugar level.. This leads to an insufficient supply of nutrients to the brain causing brain degeneration.

كساني كه صبحانه نمي خورند قند خونشان به سطح پائينتري افت مي كند. اين امر باعث تامين نامناسب مواد غذائي براي مغز و در نتيجه افت فعاليت مغزي مي شود.

2 . Overeating

2. پرخوري
It causes hardening of the brain arteries, leading to a decrease in mental power..

اين امر باعث تصلب شرائين (سختي ديواره رگهاي) مغز شده و منجر به كاهش قدرت ذهني مي شود..

3. Smoking

3- دخانياتIt causes multiple brain shrinkage and may lead to Alzheimer disease.

اين امر باعث كوچك شدن چند برابري مغز و منجر به آلزايمر مي شود.

4. High Sugar consumption

4. استفاده زياد قند و شكرToo much sugar will interrupt the absorption of proteins and nutrients causing malnutrition and may interfere with brain development.

استفاده زياد قند و شكر جذب پروتئين و مواد غذائي را متوقف مي كند و منجر به سوء تغذيه و احتمالا اختلال در رشد مغزي خواهد شد

5. Air Pollution

5. آلودگي هوا 
The brain is the largest oxygen consumer in our body. Inhaling polluted air decreases the supply of oxygen to the brain, bringing about a decrease in brain efficiency.

مغز بزرگترين مصرف كننده اكسيژن در بدن ماست. دميدن هواي آلوده باعث كاهش اكسيژن تاميني مغز شده و منجر به كاهش كارآيي مغز مي شود.

6 . Sleep Deprivation

6. كمبود خواب
Sleep allows our brain to rest.. Long term deprivation from sleep will accelerate the death of brain cells..

خواب به مغزمان اجازه استراحت مي دهد. دوره طولاني كاهش خواب منجر به شتاب گيري مرگ سلولهاي مغزي خواهد شد.

7. Head covered while sleeping

7. پوشاندن سر به هنگام خواب
Sleeping with the head covered increases the concentration of carbon dioxide and decrease concentration of oxygen that may lead to brain damaging effects.

خوابيدن با سر پوشيده باعث افزايش تجمع دي اكسيد كربن و كاهش تجمع اكسيژن شده و منجر به تأثيرات مخرب مغزي خواهد شد.

8. Working your brain during illness

8.كار كشيدن از مغزتان در هنگام بيماري
Working hard or studying with sickness may lead to a decrease in effectiveness of the brain as well as damage the brain.

كار سخت يا مطالعه در زمان بيماري ممكن است منجر به كاهش كارآئي مغز و در نتيجه صدمه مغزي شود

9. Lacking in stimulating thoughts

9.كاهش افكار مثبت 
Thinking is the best way to train our brain, lacking in brain stimulation thoughts may cause brain shrinkage.

فكر كردن بهترين راه براي تمرين دادن به مغزمان است. كاهش افكار مثبت مغزي ممكن است باعث كوچك شدن مغز شود.

10. Talking Rarely

10. كم حرفيIntellectual conversations will promote the efficiency of the brain

مكالمات انتزاعي منجر به رشد كارآئي مغز خواهد شد.

The main causes of liver damage are:

عوامل اصلي صدمات كبد عبارتند از:

 

1. Sleeping too late and waking up too late are main cause.

1. عامل اصلي خيلي دير خوابيدن و خيلي دير بيدار شدن است.

2. Not urinating in the morning.

ادرار نكردن در صبح

3 . Too much eating.

پرخوري

4. Skipping breakfast.

ترك صبحانه

5. Consuming too much medication.

مصرف بيش از حد داروها

6. Consuming too much preservatives, additives, food coloring, and artificial sweetener.

مصرف بيش از حد ‌[مواد غذائي محتوي] نگهدارنده ها، افزودني ها [ي غير طبيعي]، رنگهاي خوراكي، و قندهاي مصنوعي

7.. Consuming unhealthy cooking oil.

مصرف روغن هاي پخت و پز ناسالم
As much as possible reduce cooking oil use when frying, which includes even the best cooking oils like olive oil. Do not consume fried foods when you are tired, except if the body is very fit.

تا آنجا كه ممكن است ازاستفاده از روغن هاي پخت و پز جهت سرخ كردن بكاهيد، حتي بهترين روغن ها مثل روغن زيتون. وقتي حال نداريد از مصرف غذاهاي سرخ شده بپرهيزيد اگرچه از اندام متناسبي برخورداريد.

8. Consuming raw (overly done) foods also add to the burden of liver.

8. مصرف غذاهاي نيم پز(فرآوري شده) نيز كاركبد را زياد مي كند.Veggies should be eaten raw or cooked 3-5 parts. Fried veggies should be finished in one sitting, do not store.

سبزيجات مي بايست خام خورده شوند و در صورت پختن بايست 3-5 نوبت خورده شود. سبزيجات سرخ شده مي بايست در يك وعده خورده شود، از نگهداري آنها بپرهيزيد.
We should prevent this without necessarily spending more. We just have to adopt a good daily lifestyle and eating habits. Maintaining good eating habits and time condition are very important for our bodies to absorb and get rid of unnecessary chemicals according to 'schedule.'

اين پيشگيري ها نياز به خرج اضافي ندارد. فقط بايد رابطه مان را با سبك زندگي و رفتارهاي غذائي سالم خوب كنيم. اصلاح رفتار عذائي سالم و شرايط زماني جهت جذب [مواد غذائي] و خلاص شدن از مواد شيميايي غير ضروري برابر برنامه زمانبندي شده براي بدنمان خيلي مهم است .


The top five cancer-causing foods are:

پنج عامل اصلي غذائي موثر در سرطان عبارتند از:

1.. Hot Dogs

1.هات داگ (سوسيس)


Because they are high in nitrates, the Cancer Prevention Coalition advises that children eat no more than 12 hot dogs a month. If you can't live without hot dogs, buy those made without sodium nitrate. بخاطر اينكه آنها مقدار زيادي نيترات دارند، ائتلاف پيشگيري از سرطان توصيه كرده كه بچه ها بيشتر از 12 هات داگ (سوسيس) در ماه نخورند. اگه بدون هات داگ (سوسيس) نمي توانيد زندگي كنيد، هات داگ هاي بدون نيترات سديم بخريد.

2. Processed meats and Bacon

2. گوشتهاي فرآوري شده و بيكن


Also high in the same sodium nitrates found in hot dogs, bacon, and other processed meats raise the risk of heart disease. The saturated fat in bacon also contributes to cancer.

همانقدر كه نيترات هاي سديم در هات داگها شناسائي شده در بيكن و ساير گوشتهاي فرآوري شده نيز وجود دارد كه خطر بيماري هاي قلبي را افزايش مي دهد. همچنين چربي هاي اشباع شده موجود در بيكن منجر به سرطان خواهد شد.

3. Doughnuts

دونات ها (پيراشكي)


Doughnuts are cancer-causing double trouble.. First, they are made with white flour, sugar, and hydrogenated oils, then fried at high temperatures. Doughnuts may be the worst food you can possibly eat to raise your risk of cancer.

دوناتها نيز عامل سرطاني هستند، آنها از آرد سفيد، شكر، روغنهاي هيدروژنه كه در دماي بالا سرخ مي شوند ساخته شده است. دوناتها ممكن است بدترين غذائي باشد كه ممكن است بخوريد و خطر سرطان را افزايش دهد.

4. French fries

4. سيب زميني سرخ كرده


Like doughnuts, French fries are made with hydrogenated oils and then fried at high temperatures. They also contain cancer- causing acryl amides which occur during the frying process. They should be called cancer fries, not French fries.

مانند دوناتها، سيب زميني سرخ كرده نيز بوسيله روغنهاي هيدروژنه اي و در دماي بالا تهيه مي شود. همچنين حاوي آكريل آميدهايي هستند كه در خلال فرآيند سرخ شدن تشكيل شده است. آنها نيز بايد سرطان سرخ كرده ناميده شود، نه سيب زميني سرخ كرده..

5. Chips, crackers, and cookies

چيپس ها، بيسكوئيت هاي كراكر، و كلوچه ها


Even the ones whose labels claim to be free of trans-fats generally contain small amounts of trans-fats.

حتي آنهايي كه روي پاكتشان نوشته شده بدون چربي هاي ترانس عموما حاوي اندكي چربي هاي ترانس هستند

 

سندروم ری!

هرچند که ری،سندروم نادری در میان کودکان است، ولی یک بیماری جدی است که بر مغز و کبد اثر منفی می گذارد و معمولاً در میان کودکان دیده می شود که در حال بهبود و ریکاوری از یک عفونت ویروسی هستند.

تعریف سندروم ری ◀️

سندرم ری آسیب مغزی (آنسفالوپاتی) ناگهانی(حاد) و مشکلات عملکرد کبد است که علت آن ناشناخته است. این سندرم به دلیل استفاده آسپیرین برای درمان آبله مرغان یا آنفولانزا در کودکان پدیدار می شود. با این حال که آسپرین به دارویی معمولی تبدیل شده است اما دیگر آسپرین برای استفاده معمول در کودکان توصیه نمی شود.

اگرچه سندرم ری می تواند در هر سنی ایجاد شود ولی این بیماری اساساً مخصوص کودکان است. این بیماری تمام ارگان های بدن را تحت تاثیر قرار می دهد اما عارضه اصلی آن بر روی مغز و کبد پدیدار می شود.سندرم ری نادر است، اما گاهی شدید می شود و موجب مرگ در کودکان و نوجوانان می گردد.

این بیماری که نامش از داگلاس ری، پاتولوژیست استرالیایی گرفته شده است، اولین نفری بود که این سندروم را در سال 1963 تشخیص داد، ولی هنوز هم این سندروم به خوبی شناخته نشده است. مطالعات مختلف این سندروم را به استفاده از آسپیرین (با نام دیگر سالیسیلات) یا داروهای حاوی آسپیرین به عنوان عامل ایجاد سندروم ری، در مدت ابتلای فرد به بیماری ویروسی ربط داده اند.

از زمانی که این ارتباط کشف شد، موارد ابتلا به آن کاهش یافت و پزشکان دیگر برای کودکان و نوجوانان به خصوص در مدت ابتلا به بیماری های ویروسی، آسپیرین تجویز نکردند.

 درباره سندروم ری◀️

سندرم ری باعث افزایش حاد فشار در مغز و تجمع چربی در کبد و سایر اندام ها می شود.

سندرم ری به صورت یک بیماری دو مرحله ای آغاز می شود زیرا این بیماری به طور معمول همراه با یک عفونت ویروسی از قبیل آنفلوانزا یا آبله مرغان ایجاد می شود. این بیماری معمولاً در خلال دوره بهبودی عفونت های ویروسی ایجاد می شود ولی با وجود این سندرم ری می تواند 3 تا 5 روز پس از بیماری های ویروسی نیز ایجاد شود.

سندرم ری غالباً با آنسفالیت، مننژیت، دیابت، افزایش مصرف بیش از حد دارو، مسمومیت، سندرم ناگهانی مرگ نوزادان یا بیماری های روانی اشتباه می شود.

سندروم ری بیشتر در میان کودکان 4 تا 14 سال دیده می شود و بیشتر زمانی شیوع می یابد که بیماری های ویروسی زیاد می شوند، مثلاً در ماه های زمستان و پس از شیوع آبله مرغان یا آنفلوانزای نوع ب این سندروم بیشتر رخ می دهد. مدت آن به شدت بیماری بستگی دارد و ممکن است ملایم و کوتاه باشد و به ندرت پیش آمده که پس از چند ساعت به مرگ بینجامد. با آنکه شدت این بیماری در میان بیماران متفاوت است، ولی سندرومی است جان کودک را تهدید می کند و باید فوراً به صورت اورژانس درمان شود.

 تشخیص فوری و درمان سریع در این مورد الزامی است و اگر این سندروم در مراحل اولیه تشخیص داده شود، شانس بهبود و ریکاوری کامل بیشتر است.

این سندرم موجب ورم مغز و کبد می گردد. کودکان مبتلا دچار استفراغ و تغییرات روحی می شود. این بیماری می تواند خود به خود بهبود یابد و یا به مرحله کما و مرگ بیانجامد.

نشانه ها و علائم سندروم ری ◀️

نشانه های سندروم ری همیشه با یک بیماری ویروسی مانند عفونت مجرای فوقانی تنفسی (مانند سرماخوردگی یا آنفلوانزا)، بیماری اسهالی یا آبله مرغان شروع می شود. بسیاری از موارد این سندروم ملایم هستند و اصلاً شناسایی نمی شوند. بعضی موارد شدید بوده و باید مراقبت دقیقی از بیمار صورت گیرد.

 

سندرم ری غالبا با استفراغ شروع می شود، که برای ساعت های زیادی به طول می انجامد. پس از استفراغ به سرعت رفتار فرد تحریک پذیر و پرخاش گر می شود.

سندروم ری معمولاً یک روز تا دو هفته پس از بیماری ویروسی ادامه دارد. بیماری های ویروسی که به این سندروم می انجامند، واگیردار هستند، ولی خود این سندروم واگیردار نیست.

نشانه ها سندروم ری:◀️

نشانه های سندرم ری شامل موارد زیر هستند:

•تهوع و استفراغ ادامه دار یا عود کننده

•بی حالی یا خواب آلودگی

•تغییرات شخصیتی شامل تحریک پذیری یا حالت تهاجمی

•اختلال در جهت یابی یا گیجی

•هذیان

•تشنج

•از دست دادن هوشیاری

• در نوزادان: اسهال و تنفس تند

• بدخلقی یا رفتار تهاجمی

دیگر نشانه هایی که می توانند همراه با این اختلال رخ دهند عبارتند از:

دید دوتایی

کاهش قدرت شنوایی

از دست دادن عملکرد عضلات، یا فلج بازوها یا پاها

مشکلات در گفتار

ضعف در بازوها یا پاها

 

اگر این نشانه ها در طول بیماری های ویروسی یا اندکی پس از بروز آن ها پدیدار شوند بیمار باید تحت نظارت و توجه قرار گیرد. نشانه های سندرم ری در نوزادان از یک الگوی معمول پیروی نمی کند به عنوان مثال تهوع همیشه ایجاد نمی شود.

در مراحل آخر، کودک ممکن است رفتار غیرمعقول، گیجی، ضعف عضلانی شدید، تشنج از خود نشان دهد. معمولاً کودک در این مراحل تب نمی کند. نشانه های دیگر شامل تغییراتی در دید، مشکل در شنوایی و تکلم آنورمال می شود.

سندروم ری امروزه بسیار نادر است و در ایالات متحده فقط چند مورد در سال گزارش می شود. ولی باید دقت کرد که کودکی که دائماً استفراغ می کند و وضعیت روانی یا رفتاری او تغییر کرده است، حتماً نزد پزشک برده شود و اگر اخیراً بیماری ویروسی داشته است، باید احتمال سندروم ری بررسی شود.

 

 

چه عواملی باعث سندرم ری می شوند؟◀️

دلیل این سندرم نامشخص است. اما محققان مشخص کرده اند که برخی عفونت های ویروسی و استفاده از داروهای آسپیرین، موجب بروز این سندرم می شوند. این عفونت های ویروسی مثل آبله مرغان، آنفلوانزا و اسهال و استفراغ می باشند. افرادیکه اختلالات متابولیکی دارند هم ممکن است به این بیماری دچار شوند. قرار گرفتن در معرض حشره کش ها، علف کش ها و رنگ ها ممکن است فرد را به این سندرم مبتلا کند.

سندرم ری موجب اختلال عملکرد کبد و افزایش مقدار آمونیاک سرم و افزایش سایر سموم می گردد. این سموم باعث افزایش فشار در مغز و تورم مغز می شود و در نتیجه عملکرد مغز دچار اختلال می گردد و می تواند فرد را به سوی مرگ ببرد. عوامل به وجود آورنده سندرم ری در هاله ای از ابهام باقی مانده اند. با وجود این بررسی حاکی از آنند که مصرف آسپرین یا سایر سالیسیلات های حاوی داروهایی که برای درمان بیماری های ویروسی به کار می روند باعث افزایش بروز سندرم ری می شوند.

یک پزشک قبل از تجویز هر گونه آسپرین یا داروهای ضد تهوع به کودکان در خلال بیماری های ویروسی باید جانب احتیاط را رعایت کند زیرا این داروها می توانند نشانه های سندرم ری را بپوشانند.

 

عوامل خطر سندروم ری ◀️

- سابقه عفونت ویروسی در کودک

- کودکان مبتلا به آبله مرغان و آنفلوانزا

- کودکان مبتلا به اسهال و استفراغ

- استفاده از آسپیرین برای کاهش تب کودک

 

پیشگیری سندروم ری ◀️

آسپیرین و داروهای دیگر خانواده سالیسیلات هرگز نباید برای درمان آبله مرغان، آنفلوانزا و بیماری های ویروسی دیگر بکار برده شود. بسیاری از داروهای بدون نسخه حاوی سالیسیلات هستند، بنابراین قبل از مصرف آنها از روی برچسب محتویات آنها را مطالعه کنید یا از پزشک خود سوال کنید و مطمئن شوید که برای کودک شما ضرری ندارند.

در کل آسپیرین (سالیسیلات) نباید برای کودکان و نوجوانان تجویز شود، مگر در مواردی که پزشک برای شرایط خاص صلاح ببیند.

 

درمان سندروم ری ◀️

متاسفانه درمانی برای سندرم ری وجود ندارد.

عملکرد موفق که بستگی به تشخیص زودهنگام علایم اولیه بیماری دارد اساساً می تواند از طریق کاهش تورم مغز از آسیب های غیر قابل برگشت مغزی جلوگیری کند. اقدامات اولیه هم چنین می تواند آسیب متابولیک را معکوس کرده، از آسیب های ریه ممانعت به عمل آورده و از ایست قلبی قابل انتظار نیز جلوگیری کند.

تصور بر این است که پاره ای از اختلالات متابولیسمی در بدو تولد که از نشانه های سندرم ری پیروی می کنند ممکن است تظاهرات آنسفالوپاتی همراه با اختلال کبدی باشند. این نشانه ها در تمام موارد مشکوک به سندرم ری باید مورد توجه قرار گیرند.

بعضی از شواهد حاکی از آنند که درمان سندرم ری در مراحل پایانی به وسیله محلول گلوکز هیپرتونیک به صورت وریدی ممکن است از پیشرفت این سندرم جلوگیری کند.

 

کودکانی که به سندروم ری مبتلا هستند معمولاً در بیمارستان بستری می شوند و کودکانی که سندروم ری وخیم دارند باید به ICU منتقل شوند.

همانطور که گفتیم در کل، درمانی برای این سندروم وجود ندارد، و تیم کلینیکی تمرکز خود را روی آبرسانی به بدن بیمار و حفظ تعادل الکترولیتی او می گذارد و بر تغذیه و وضعیت قلبی-تنفسی بیمار نظارت می کند. تا وقتیکه این موارد تعادل داشته باشند، شانس بهبود بسیار بالاست. آزمایشاتی که روی این نوع بیماران انجام می شود شامل آزمایش خون و نظارت بر الکترولیت های بدن و کار کبد و مطالعه تصویر سی تی اسکن یا ام آر آی مغز است.

 

تهویه مکانیکی (دستگاه تنفس مصنوعی و ماسک اکسیژن) در مواردی که تنفس فرد کند می شود لازم است. فشار درون مغزی و فشار خون نیز باید تحت نظارت باشد. گاهی دوزهای پایینی از انسولین به بیمار تزریق می شود تا متابولیسم گلوکز افزایش یابد، کورتیکواستروئیدها برای کاهش التهاب مغزی و داروهای پیشاب آور برای بیرون راندن مایع اضافی بدن استفاده می شوند. اگر بیمار تشنج کرد باید با دارو درمان شود.

پیش شناخت سندروم ری در کودکان بهبود یافته است. به لطف تشخیص زودهنگام و درمان بهتر، نرخ بهبود به 80 درصد رسیده است. هرچه این سندروم زودتر شناسایی شود، شانس بهبود بیشتر است. کودکانی که تا مراحل آخر این سندروم پیش می روند و هیچ درمانی روی آنها صورت نمی گیرد، دچار آسیب مغزی و معلولیت می شوند.

 

چه زمانی نزد پزشک برویم؟◀️

 اگر فرزندتان استفراغ می کند، رفتارش عوض شده یا خواب آلودگی شدید دارد، به خصوص اگر این نشانه ها پس از یک بیماری ویروسی مانند سرماخوردگی یا آنفلوانزا ظاهر شده اند، باید فوراً او را نزد پزشک یا بیمارستان ببرید.

درست است که بسیاری از کودکانی که ویروس می گیرند این نشانه ها را دارند و بیشتر اوقات سندروم ری ندارند. ولی در هر صورت باید دانست که شناسایی فوری این سندروم به درمان موفقیت آمیز آن کمک زیادی می کند.

چشم انداز و دورنمای مربوط به سندرم ری چیست؟

بهبودی از سندرم ری به طور مستقیم با شدت تورم مغز ارتباط دارد. بعضی از افراد به طور کامل بهبود می یابند در حالی که دیگران ممکن است درجات متغیری از آسیب های مغزی را با خود به همراه داشته باشند. تشخیص بیماری در مواردی که در آن ها این اختلال به سرعت پیشرفت کرده و بیمار به سمت کما می رود نسبت به بیماران با شرایط بهتر ضعیف تر بوده است.

آمار ها نشان داده اند زمانی که سندرم ری تشخیص داده می شود و در مراحل آغازین تحت درمان قرار می گیرد تغییرات بهبودی و رهایی از بیماری عالی است. زمانی که تشخیص و درمان به تعویق می افتد شانس بهبودی موفقیت آمیز و زنده ماندن به شدت کاهش می یابد. در صورت عدم تشخیص و درمان موفق سندرم ری مرگ پس از گذشت چند روز به وقوع می پیوندد.

  نتیجه :

به کودکان زیر 20 سال مخصوصا زمانی که به عفونت ویروسی مبتلا شده اند آسپرین  یا ترکیبات حاوی اسپرین ندهیم.

ارجح ترین داروها برای کودکان مبتلا به تب شامل استامینوفن (تایلنول)، ایبوپروفن (ادویل، موترین) و ناپروکسن سدیم (Aleve ) هستند.

حاملگی خارج رحمی از تشخیص تا درمان

شرح بيماري 

حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ عبارت‌ است‌ از حاملگي‌ در خارج‌ از رحم‌. شايع‌ترين‌ جايي‌ كه‌ حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ رخ‌ مي‌دهد لوله‌هاي‌ رحمي‌ هستند كه‌ از تخمدان‌ به‌ رحم‌ كشيده‌ شده‌اند. ساير جاها عبارتند از تخمدان‌، گردن‌ رحم‌، يا اصولاً خارج‌ از دستگاه‌ تناسلي‌ و در حفره‌ شكم‌. از نظر آماري‌ حدود 1 از هر 100 حاملگي‌ در خارج‌ از رحم‌ رخ‌ مي‌دهد.

حاملگی خارج رحمی وضعیتی شایع و گاهی مرگبار است.شاید بیان این نکته تکاندهنده باشد که حتی در کشوری مثل انگلستان تقریبا ۵ زن در سال به این علت میمیرند، چرا که با مشاهده علایم بیماری به پزشک مراجعه نمیکنند. نه، نگران نشوید! به یاد داشته باشید که در مقایسه با سقط جنین، حاملگی خارج رحمی هنوز نسبتا نادر است. تنها کافی است بهدنبال بروز علایم با پزشک خود مشورت کنید تا با تشخیص سریع و درمان به موقع از خطر جلوگیری کنید.
اصطلاح <اکتوپیک> به معنای <خارج از جایی> است و حاملگی اکتوپیک یعنی جنین در جایی خارج از رحم لانهگزینی کرده است. از آنجایی که محل لانهگزینی تخم بارور، فضای کافی برای تغذیه و پرورش جنین ندارد، حاملگی خارج رحم میتواند موجب تخریب دیواره محل لانهگزینی و پاره شدن یا ترکیدن آن عضو شود. لانهگزینی در جاهای زیادی از بدن ممکن است صورت گیرد: تخمدان، گردن رحم، لولههای رحمی، شکم (صفاق) و حتی جای زخم سزارین. البته بارداری خارج رحمی در بیش از ۸۹ درصد موارد در لولههای رحمی جایگزین میشود.

علايم‌ شايع‌

شروع بیسروصدا
متاسفانه علایم بارداری خارج رحمی میتواند بسیار گوناگون باشد. گاهی شما را طوری گول میزند که خیال میکنید دچار عفونت ادراری یا مشکلات گوارشی و مسمومیت شدهاید. حتی ممکن است با وجود بارداری خارج رحمی، خونریزی مشابه قاعدگی داشته باشید و متوجه نشوید که باردار شدهاید. تشخیص بارداری خارج رحمی معمولا مشکل است چرا که علایمش، علایم ابتدای یک حاملگی طبیعی است. تاخیر قاعدگی، حساس شدن پستانها، تهوع و استفراغ، تکرر ادرار. اولین علامت خطر، معمولا درد است. دردی که ممکن است در لگن،شکم یا حتی در شانه و گردن حس شود. اغلب زنان اظهار میکنند که دردشان تیز و خنجری است که ممکن است مداوم یا منقطع باشد. این مهمترین آژیر خطر برای حاملگی است، اما علایم دیگری هم هستند که باید به آنها توجه کرد.
از جمله خونریزی غیرطبیعی از مهبل که برخلاف قاعدگی معمولا تیره و آبکی است. سرگیجه و غش، بهدلیل افت فشارخون در اثر خونریزی نیز رخ میدهد.

مراحل‌ اوليه‌:

  • عدم‌ وقوع‌ قاعدگي‌ يا نامنظمي‌ زمان‌ قاعدگي‌
  • لكه‌بيني‌ يا خونريزي‌ بدون‌ توجيه‌
  • درد يا دل‌پيچه‌ در قسمت‌ پايين‌ شكم‌
  • ندرتاً درد در شانه‌

 

مراحل‌ انتهايي‌:

  • درد شكمي‌ شديد و تند و تيز به‌ صورت‌ ناگهاني‌ در اثر پارگي‌ لوله‌ رحمي‌
  • منگي‌، غش‌، و شوك‌ (رنگ‌پريدگي‌، تند شدن‌ ضربان‌ قلب‌، پايين‌ افتادن‌ فشار خون‌ و عرق‌ سرد).
  •  اين‌ علايم‌ گاهي‌ ممكن‌ است‌ قبل‌ از درد يا همراه‌ آن‌ رخ‌ دهند.

 

علل‌

مشکل در کجاست؟
تخم بارور شده به طور معمول ۴ تا ۵ روز طول میکشد تا مسیر لوله رحمی از تخمدان تا رحم را طی کند و حدود ۶ تا ۷ روز بعد از لقاح در رحم لانهگزینی کند. شایعترین علت حاملگی خارج رحمی، تخریب لوله رحمی و ایجاد انسداد یا تنگی لوله است. همچنین احتمال دارد مشکل در دیوارههای لوله وجود داشته باشد که نتواند مانند حالت طبیعی منقبض شده و تخم بارور را به داخل رحم به حرکت درآورد.
در شرایطی مثل آپاندیسیت و عفونتهای لگن نیز پیچخوردگی لوله یا چسبندگی موجب تاخیر عبور تخم از لوله و لانهگزینی آن میشود. پس هر علتی که موجب کندی حرکت تخم بارور در مسیر خود به سمت رحم شود میتواند موجب بارداری خارج رحمی شود. عفونت یا التهاب لوله در اثر بیماریهای التهابی لگن، اندومتریوز (رشد بافت رحم در جایی خارج از رحم) و بافت زخمی که در اثر جراحیهای قبلی در شکم ایجاد شده، هم میتواند موجب بارداری خارج رحمی شود.


● شما بیشتر مواظب باشید
خطر بارداری خارج رحمی در زنان ۵۳ تا ۴۴ سالهای که دچار بیماری التهابی لگن، حاملگی خارج رحمی قبلی، مشکلات نازایی (از جمله اندومتریوز) بودهاند یا سابقه جراحی شکم دارند و یا داروی محرک تخمکگذاری (در درمان نازایی) مصرف میکنند، بیشتر است. بعضی از روشهای جلوگیری از بارداری مانند آی.یو.دی و قرصهای خوراکی که فقط پروژسترون دارند (مینیپیل) و قرصی که صبح روز بعد از مقاربت مصرف میشود نیز میتوانند میزان بروز بارداری خارج رحمی را بالا ببرند.
● همه چیز از درد شروع میشود
اگر به محض ظهور علایم با شکایت درد شکمی به اورژانس مراجعه کنید ابتدا یک آزمایش ادرار برای اثبات حاملگی از شما گرفته میشود. این آزمایش بسیار ساده است و خیلی سریع انجام میشود. تشخیص سریع هم در درمان حاملگی خارج رحمی اهمیت زیادی دارد.اگر آزمایش ادرار حاملگی مثبت شود احتمالا آزمایش خون از نظر سطح هورمون HCG انجام میشود. اگر سطح HCG کمتر از میزان انتظار در هر مرحله از حاملگی باشد، پزشک یک قدم دیگر به تشخیص بارداری خارج رحمی نزدیک شده است. معاینه لگنی و سپس تصویربرداری به روش سونوگرافی از روشهای دیگری هستند که بهکار گرفته میشود.
سونوگرافی نشان خواهد داد که آیا رحم، جنین در حال رشد را در برگرفته یا اینکه توده در جای دیگری از شکم قرار دارد. البته ممکن است سونوگرافی نتواند همه حاملگیهای خارج رحمی را تشخیص دهد.
حتی با بهترین تجهیزات، مشاهده حاملگی پیش از ۶ هفته، دشوار است، بنابراین در صورت عدم تشخیص، لازم است بیمار تحت نظر باشد و هر چند روز یکبار سطح HCG او بررسی شود تا وقتی که بتوان از سونوگرافی استفاده کرد.

 

تخمكي‌ كه‌ از تخمدان‌ رها شده‌ در خارج‌ از رحم‌ با اسپرم‌ لقاح‌ مي‌يابد و در جايي‌ خارج‌ از رحم‌، كه‌ معمولاً لوله‌ رحمي‌ است‌، كاشته‌ مي‌شود. با بزرگ‌ شدن‌ رويان‌ كاشته‌ شده‌، لوله‌ رحمي‌ كش‌ آمده‌ و پاره‌ مي‌شود و خونريزي‌ داخلي‌ خطرناكي‌ كه‌ جان‌ زن‌ را به‌ خطر مي‌اندازد رخ‌ مي‌دهد.

عوامل تشديد كننده بيماري 

  • استفاده‌ از دستگاه‌ جلوگيري‌ از حاملگي‌ كه‌ داخل‌ رحم‌ كار گذاشته‌ مي‌شود (آي.‌يو.دي‌).
  • سابقه‌ عفونت‌هاي‌ شكمي‌ يا لگني‌
  • وجود چسبندگي‌ها (رشته‌هاي‌ بافت‌ جوشگاهي‌) در اثر اعمال‌ جراحي‌ قبلي‌
  • سابقه‌ حاملگي‌ در لوله‌هاي‌ رحمي‌
  • سابقه‌ جراحي‌ بر روي‌ لوله‌هاي‌ رحمي‌ يا رحم‌
  • سابقه‌ آندومتريت‌ (التهاب‌ آندومتريوم، بافت‌ پوشاننده‌ سطح‌ داخلي‌ رحم)
  • وجود ناهنجاري‌ در رحم‌

علایم اولیه بارداری خارج از رحم به علایم بارداری طبیعی شباهت فراوانی دارند و به همین دلیل ممکن است تشخیص بر اساس علایم برای پزشک دشوار باشد، اما پزشک می تواند توسط انجام چند آزمایش آن را تشخیص دهد.

  • معاینه بالینی توسط معاینه بالینی، پزشک می تواند تا حدی بارداری خارج از رحمی را تشخیص دهد. در صورت مشاهده علایم زیر در معاینه بالینی، پزشک احتمال بارداری خارج از رحم را بالا می داند:
  • اندازه رحم به حد طبیعی قبل از بارداری باشد و یا تنها مقدار کمی بزرگ شده است.
  • واژن دچار خونریزی شده است.
  • با لمس دهانه رحم دردی در ناحیه لگن احساس شود.
  • افزایش حجم تخمدان به طور قابل توجه، در حدی که با لمس کردن قابل تشخیص گردد.

معاینات بالینی نمی تواند به طور صد در صد وقوع بارداری خارج رحمی را تایید نماید، زیرا به عنوان مثال 30 درصد از بیماران مبتلا به بارداری نا به جا دچار خونریزی مهبلی نمی شوند و یا تنها در 10 درصد موارد توده تخمدان قابل لمس می باشد.

  • سونوگرافی سونوگرافی مهبلی یکی از قابل اعتماد ترین راه های تشخیص بارداری خارج رحمی می باشد. بارداری شما پس از گذشت شش هفته از آخرین دوره عادت ماهیانه توسط سونوگرافی قابل مشاهده است، پس در صورتی که تست های تشخیصی مانند آزمایش خون، بارداری شما را تایید کرد ولی در آزمایش سونوگرافی هیچ نشانه ای از جنین در رحم مشاهده نگردید، به احتمال زیاد بارداری خارج از رحم صورت گرفته است. همچنین پزشک سونوگرافی ممکن است به دلیل پارگی لوله یا خونریزی، مقداری خون در حفره شکم و یا توده ای در ناحیه لوله فالوپ یا تخمدان شما مشاهده نماید.
  • آزمایش خون انجام دو یا چند آزمایش خون جهت بررسی میزان هورمون بارداری یا hCG در فواصل زمانی مختلف، مثلا در هر 48 ساعت می تواند تا حدی مشخص کننده طبیعی یا غیر طبیعی بودن بارداری شما باشد. در طی هفته های اول یک بارداری طبیعی میزان هورمون بارداری هر دو روز تقریبا دو برابر می شود. پایین بودن یا افزایش کند سطح هورمون بارداری در اوایل می تواند نشان دهنده بارداری غیر طبیعی مانند بارداری خارج از رحم باشد. در صورتی که میزان hCG خون شما به طور غیر طبیعی کم باشد توسط انجام آزمایشات تکمیلی می توان علت آن را تشخیص داد.
  • جراحی لاپاروسکوپی گاهی اوقات توسط یک عمل جراحی با استفاده از لاپاروسکوپی می توان بارداری خارج از رحمی را تشخیص داد. از هفته پنجم بارداری به بعد می توان توسط لاپاروسکوپ این عارضه را تشخیص و درمان کرد. جهت اطلاعات بیشتر در مورد این جراحی می توانید مقالات مرتبط با لاپاروسکوپی را در سایت فرزند مطالعه نمایید.

 

پيشگيري

v   از روشي‌ غير از آي‌يودي‌ براي‌ جلوگيري‌ از حاملگي‌ استفاده‌ شود.

v   در صورت‌ بروز هر گونه‌ عفونت‌ لگني‌، سريعاً براي‌ درمان‌ مراجعه‌ شود.

 عواقب‌ مورد انتظار

حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ نمي‌تواند كامل‌ شود يا جنيني‌ را بپروراند كه‌ توانايي‌ زندگي‌ داشته‌ باشد. پاره‌ شدن‌ حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ يك‌ ‌ است‌ و بايد فوراً درمان‌ شود. با تشخيص‌ زود هنگام‌ و انجام‌ عمل‌ جراحي‌، احتمال‌ بهبود كامل‌ زياد است‌. در 85%-50% از بيماران‌، حاملگي‌هاي‌ بعدي‌ طبيعي‌ هستند.

عوارض‌ احتمالي‌

ü    عفونت‌

ü    كم‌ شدن‌ توانايي‌ باروري‌

ü    از دست‌ دادن‌ اعضايي‌ از دستگاه‌ تناسلي‌ در اثر دشوار بودن‌ عمل‌ جراحي‌

ü    شوك‌ و مرگ‌ در اثر خونريزي‌ داخلي‌

 اصول‌ كلي درمان‌

درمان، طبی یا جراحی؟
نوع درمان،بسته به اندازه و محل بارداری خارج رحمی و تمایل شما به مادر شدن مجدد،متفاوت است. در مراحل اولیه میتوان با داروی متوتروکسات تخم بارور شده را حل کرد تا توسط بدن باز جذب گردد. اما اگر زمان بیشتری از حاملگی گذشته باشد لازم است جراحی انجام گیرد. بعد از جراحی لازم است میزان HCG خون تا زمان به صفر رسیدن یعنی ۲۱ هفته بعد،اندازهگیری شود.
● زنگ خطر کی به صدا درمیآید؟
اگر جزء کسانی هستید که در معرض خطر بارداری خارج رحمی هستند (کسانی که در پاراگراف <شما بیشتر مواظب باشید> به آنها اشاره شد)، قبل از حاملگی با پزشکتان مشورت کنید. شاید نتوان برای جلوگیری از بارداری خارج رحمی کاری کرد اما تشخیص سریع حاملگی خارج رحمی اهمیت بسیار دارد. گاهی لازم است بدین منظور سطح هورمون HCG خون شما از روز دهم حاملگی ثبت شده و سونوگرافی در هفته ششم حاملگی، برای اطمینان از پیشرفت طبیعی بارداری انجام گیرد. در ضمن اگر حامله هستید و علایم بارداری خارج رحمی را مشاهده کردید، فورا به پزشک مراجعه کنید.
در پایان باید یادآوری کنیم زندگی پس از حاملگی خارج رحمی محکوم به تباهی نیست و بسیاری از زنان میتوانند بارداری موفقیتآمیزی داشته باشند. طبق نتایج بدست آمده ۵۶ درصد زنان طی ۸۱ ماه بعد از این بیماری، حاملگی طبیعی خواهند داشت که این میزان تا سالهای بعد، بیشتر هم خواهد شد. نکته اینجاست که بعد از بارداری خارج رحمی سه ماه زمان لازم است تا وضعیت جسمی برای بارداری طبیعی کاملا بهبود پیدا کند. تغذیه مناسب شامل مصرف سبزیجات تازه و ورزش سبک، بدن را در رسیدن به این آمادگی یاری میدهند. قطع سیگار و الکل و گاهی مصرف اسیدفولیک نیز برای آمادگی بدن توصیه میشود.

 

v   اقدامات‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ موارد زير باشند: حاملگي‌؛ سونوگرافي‌؛ كولدوسنتز (نمونه‌برداري‌ از مايع‌ لگني‌ با استفاده‌ از يك‌ سوزن‌ كه‌ به‌ سقف‌ مجراي‌ تناسلي‌ در عقب‌ وارد مي‌شود)؛ لاپاروسكوپي‌ (سوراخ‌هاي‌ كوچكي‌ در شكم‌ ايجاد مي‌شوند و از راه‌ آنها وسايل‌ لازم‌ براي‌ ديدن‌ و درآوردن‌ حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ وارد مي‌شوند)؛ D&C (گشاد كردن‌ و تراشيدن‌ رحم ‌با وسيله‌اي‌ به‌ نام‌ كورت‌)؛ و لاپاراتومي‌ (عمل‌ جراحي‌ باز) تفحصي‌.

v   شايد بتوان‌ ارزيابي‌ و درمان‌ را بدون‌ بستري‌ كردن‌ بيمار به‌ انجام‌ رساند.

v   البته‌ براي‌ انجام‌ عمل‌ جراحي‌ و مراقبت‌هاي‌ حمايتي‌ نياز است‌ كه‌ بيمار بستري‌ شود. امكان‌ دارد تزريق‌ خون‌ نيز ضرورت‌ يابد.

v   عمل‌ جراحي‌ براي‌ درآوردن‌ رويان‌ در حال‌ رشد، جفت‌، و هر گونه‌ بافت‌ آسيب‌ ديده‌. اگر نتوان‌ لوله‌ رحمي‌ را ترميم‌ نمود، اجباراً در آورده‌ خواهد شد. حاملگي‌ طبيعي‌ با لوله‌ رحمي‌ باقيمانده‌ (در طرف‌ مقابل‌) امكان‌پذير است‌. پس‌ از عمل‌ جراحي‌:

v   بعد از 24 ساعت‌ مي‌توان‌ روي‌ بخيه‌ها را شست‌.

v   براي‌ رفع‌ درد از گرما استفاده‌ كنيد. مي‌توانيد يك‌ صفحه‌ گرم‌ كننده‌ يا شيشه‌ آب‌ داغ‌ را روي‌ شكم‌ يا كمر قرار دهيد. حمام‌ آب‌ داغ‌ نيز باعث‌ تخفيف‌ ناراحتي‌ و شل‌ شدن‌ عضلات‌ مي‌شود. براي‌ اين‌ كار، 15-10 دقيقه‌ در وان‌ آب‌ داغ‌ بنشينيد. هرچند بار كه‌ لازم‌ باشد اين‌ كار را تكرار كنيد.

داروها

در بعضي‌ از موارد كه‌ حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ زود تشخيص‌ داده‌ مي‌شود، هنوز پاره‌ نشده‌ باشد، يا به‌ حالت‌ مزمن‌ درآمده‌ باشد مي‌توان‌ از داروي‌ متوتروكسات‌ (كه‌ در شيمي‌درماني‌ نيز استفاده‌ مي‌شود) بهره‌ جست‌. اين‌ دارو در حذف‌ بافت‌ حاملگي‌ مؤثر است‌. اگر تصميم‌ به‌ تجويز اين‌ دارو گرفته‌ شود، برنامه‌ريزي‌ و پيگيري‌ دقيق‌ بيمار ضرورت‌ دارد.

پس‌ از عمل‌ جراحي‌ ممكن‌ است‌ داروهاي‌ ضد بارداري‌ از گروه‌ داروهاي‌ ضدالتهابي‌ غير استروييدي‌ يا مخدرها براي‌ 7-2 روز تجويز شوند

 

 

اصطلاحات رایج مامایی

گراوید: Gravida

 تعداد بارداری. نخستین بارداری را نخست زا یا پرایمی گراوید primigravida , و بارداری بیش از یکی را چندزا یا مولتی گراوید Multigravida می نامند.

پارا : Para

تعداد تولد زنده در واقع تعداد دفعاتی که یک زنده باردار نوزاد زنده به دنیا می آورد.

مایع آمنیوتیک: Amniotic Fluid

مایع شفاف تقریبا مایل به زرد رنگ است که داخل رحم در دوران بارداری، جنین در آن شناور بوده، دور آن را کیسه ای ضخیم(غشای آمنیوتیک) فراگرفته است.

آمنیوتومی: Amniotomy

آمنیوتومی پاره کردن غشای ( پرده) آمنیوتیک یا همان کیسه آب است. روشی برای تحریک و القای زایمان است. در گذشته با سر سوزن انجام می شد ولی امروزه ابزار پلاستیکی و یک بار مصرف برای انجام آن به کار می رود. پیشتر ها این روش در مامایی بیشتر به کار می رفت ولی در مامایی (Natural) و نیز مامایی نوین از آن کم تر استفاده می شود.

آمنیوسنتز :Amniocentesis

آزمایشی در دوران بارداری است که در آن مقدار کمی از مایع آمنیوتیک برای آنالیز برداشته می شود. تقریبا در هفته های ۱۵ تا ۲۰ انجام می شود و می تواند ناهنجاری های کروموزومی مانند نشانگان( سندروم) سیستیک فیبروزیس و ... را نشان دهد. هم چنین برای تشخیص جنس جنین، احتمال خطر ابتلا به اسپینا بیفیدا( حالتی که در آن مغز و یا نخاع جنین رشد و نمو کامل ندارند) به کار می رود.

مجرای زایمان : Birth Canal

مجرا یا کانالی است که بین دهانه ورودی واژن و گردن رحم قرار دارد. نوزاد شما پس از خروج از رحم از این راه به دنیای بیرون پا می گذارد.

علامت تولد: Birth Mark

وجود رنگدانه (پیگمانتاسیون) روی پوست نوزاد در هنگام تولد است. برخی نوزادان هنگامی که بدنیا می آیند علامتی روی پوست شان است و وقتی با پزشک مشاورتان در میان می گذارید، می گوید چیز مهمی

نیست و نشان تولد است.

انقباضات برکستون هیکس :Braxton Hicks Contractions

انقباض های رحم در مرحله نخست بارداری است. به آن دردهای کاذب زایمانی و یا تمرینی برای انقباض زایمانی نیز می گویند. این انقباض ها سبب بازشدن سرویکس نمی گردند و بی خطر به شمار می آیند.

  کریونیک ویلی Chorionic Villi

پرز ها و برآمدگی های ظریف و انگشت مانند جفت بلاستوسیست است که به دیواره رحم می چسبد و در اثر تکامل، جفت را بوجود می آورند.

کریونیک ویلوس سمپلینگ (chorionic villus sampling (CVS

آزمایش نمونه برداری جفتی: این آزمایش بین هفته های ۱۰ و ۱۲ بارداری انجام می شود و می تواند مانند آمنیوسنتز برخی از ناهنجاری های کروموزومی و اختلالات ژنتیک را نشان دهد. هم چنین با کمک این آزمایش می توان جنسیت نوزاد و احتمال خطر اسپینا بیفیدا را هم تخمین زد.

دیلاتاسیون: Dilatation

باز و گشاد شدن دهانه رحم (سرویکس) در هنگام زایمان است. با این کار امکان خروج سر جنین فراهم می گردد. در برخی سقط ها با بازشدن دهانه رحم (دیلاتاسیون)، محصول بارداری خارج می شود.

حاملگی خارج رحمی (اکتوپیک پرگننسی ): Ectopic pregnancy 

اگرتخمک بارورشده در جایی به جز حفره رحم کاشته شود، آبستنی خارج رحمی است. بیشتر موارد در محل آمپول لوله که گشادتر است کاشته می شود اما می تواند در تخمدان، سرویکس و یا حفره شکمی نیز قرار داشته باشد.

اکلمسیا: Eclampsia

اکلامپسی یک عارضه جدی در بارداری است که با فشارخون بالا و ادم همراه است و از پره اکلامپسی بسیار شدیدتر است. اگر پیشینه ابتلا به پره اکلامپسی یا اکلامپسی را داشتید، حتما زیر نظر گروه مامایی برای باردارشدن اقدام کنید.

تخمین تاریخ زایمان :EDD Estimated Delivery Date

زمان تخمین زده شده برای زایمان. زمانی است که گروه مامایی تان پس از این که دریافتید، باردار هستید به شما اعلام می کند که در آن تاریخ، احتمالا زایمان خواهید داشت.

امبریو (رویان (:Embryo

تخمک بارور شده توسط اسپرم است. به شکل سلول هایی سازمان یافته است و از مرحله مورولا (Moroula) تا هفته ۱۰ بارداری به این نام خوانده می شود.

جنین (فیتوس):Fetus (Foetus)

هشت هفته پس از از بسته شدن نطفه تا هنگام زایمان، دوره جنینی است. از هفته ۱۰ بارداری، دیگر رویان نیست و جنین نامیده می شود.

گراویدا (بارداری ): Gravida

گراوید یعنی چندمین باری است که یک زن باردار می شود. تعداد بارداری. نخستین بارداری را نخست زا یا پرایمی گراوید primigravida , و بارداری بیش از یکی را چندزا یا مولتی گراوید Multigravida می نامند.

هاش سی جی : HCG

گنادوتروپیسن انسانی :Human Corionic Gonadotropin

نوعی هورمون بارداری است و در خون و ادرار یافت می گردد.

لانه گزینی :Implantation

لانه گزینی یا کاشته شدن. رسیدن بلاستوسیست به رحم و جایگزین شدن آن در اندومتر رحم است.

سرویکس نارسا : Incompetent Cervix

نارسایی و عدم کفایت دهانه رحم(سرویکس) است. عامل مهمی است که در بررسی های سونوگرافی سه ماهه نخست و نیز در سقط ها، اهمیت دارد. در سونوگرافی هفته های پایین طول سرویکس را اندازه گیری میکنند.

 

 

 

تنگی نفس یا دیس پنه

 

-حس تنگی نفس یک تجربه ناخوشایند و نگران کننده است، مخصوصا زمانی که تا به حال آنرا تجربه نکرده اید. تنگی نفس ممکن است در اثر اختلالات قلبی یا ریوی و یا کم خونی ایجاد شود.

خوشبختانه اکثر عوامل تنگی نفس به سرعت پس از شناسایی عامل ایجاد کننده درمان می شوند. بسیاری از تنگی نفس ها ناشی از مشکلات ساده و کوتاه مدتی چون عفونت های دستگاه تنفسی و حساسیت هاست.

 

 

علل تنگی نفس

تنگی نفس حاد که به صورت ناگهانی وطی چند دقیقه تا چند ساعت رخ می دهد که معمولا دارای علل متفاوتی نسبت به تنگی نفس مزمن است که طی هفته ها تا ماهها ایجاد می شود.

تنگی نفس حاد :

علل شایع تنگی نفس حاد عبارتند از:

  • عفونت های دستگاه تنفسی مثل پنومونی، كه معمولا همراه با علائمی چون تب و سرفه خلط دار است.
  • واکنش های حاد آلرژیک (آنافیلاکسی)، که معمولا باعث خارش، تورم و کهیر می شود.
  • آسم که معمولا منجر به سرفه و خس خس سینه می شود .
  • انسداد مسیر تنفسی که به طور اتفاقی در اثر ورود مواد خارجی مثل بادام زمینی یا گوشت کم جویده شده، ایجاد می شود.
  • لخته ی خون و انسداد در شریان ریوی.
  • ریه ی جمع شده در اثر ورود هوا به جدار قفسه سینه (پنوموتوراکس).
  • تداخل در جریان خون در عضله قلب که در طی حمله قلبی ممکن است رخ دهد. وقتی عامل تنگی نفس حمله قلبي باشد علائم ديگري چون درد و فشار در قفسه سینه نیز ایجاد می شود.
  • نارسایی قلبی که در آن توانایی پمپاژ خون در بدن توسط قلب مختل می شود.
  • تغییرات دستگاه گردش خون و دستگاه تنفس در طول بارداری، حتی قبل از اینکه زن به وضوح باردار باشد، این نوع تنگی نفس در طی بارداری طبیعی تلقی می شود.
  • تنگی نفس مزمن : برخی از علل ایجاد کننده تنگی نفس حاد باعث تنگی نفس مزمن هم می شوند. به عنوان مثال، علائم آسم و نارسایی قلبی می توانند منجر به تنگی نفس طی ماهها تا سالها شوند.

 شایع ترین علل تنگی نفس مزمن عبارتند از:

  • آسم
  • بیمای های انسدادی مزمن ریوی – شرایطی که اغلب در سیگاری های فعلی یا سابق وجود دارد و شامل برونشیت مزمن و آمفیزم است.
  • بیماری بافت بینابینی ریه – مجموعه ای از بیماری های ریوی که باعث آسیب به بافت ریه می شوند.
  • اختلالات عضلانی قلب – شرایطی که طی آن اندازه و شکل قلب و توانایی پمپاز خون به نواحی بدن تغییر می کند.
  • عدم آمادگی – یک اصطلاح تکنيكی مبنی بر عدم تناسب فرد است، به عنوان مثال اگر شما به طور منظم ورزش نکنید، به سرعت دچار تنگی نفس هنگام بالا رفتن از پله ها می شوید.
  • چاقی نیز به عنوان بار اضافه بر قفسه سینه و ریه ها می تواند از علل تنگی نفس به حساب آید.
  • افزایش فشار خون شريان ریوی

علائم تنگی نفس

بيماران علائم تنگی نفس را به صورت های مختلفی توصیف می کنند، برخی می گویند ولع به هوا دارند ،برخی دیگر می گویند، نمی توانند نفس عمیق بکشند. این گونه توصیفات می تواند اطلاعات مهمی درباره علل احتمالی این مشکل در اختیار پزشك قرار دهد.

هر کس که دچار تنگی نفس شود به ویژه اگر در زمان استراحت باشد، باید به پزشک مراجعه کند. اگر شما تنگی نفس شدید و یا درد قفسه سینه و تهوع دارید باید به نزدیکترین  مراجعه کنید. تنگی نفس علامتی نیست که نادیده گرفته شود.

تشخیص تنگی نفس

پزشک از طریق توصیفات شما از مشکل و بررسی سایر علائم همراه، همچنین طی معاینه و از طریق سمع قلب و ریه ی شما به وسیله گوشی پزشکی و ارزیابی اندام هاي تحتانی از نظر تورم، اطلاعات فراواني کسب می کنند.

 

تست های تشخیصی

  • هماتوکریت جهت بررسي کم خونی، شرایطی که طی آن توانایی خون در رساندن اکسیژن تحت تاثیر قرار می گیرد.
  • عکس از قفسه ی سینه برای پنومونی و یا التهاب یا اسکار ریه.
  • نوار قلب جهت بررسی عملکرد قلب و بررسی از نظر سکته ی قلب.
  • اسپیرومتری جهت بررسی ظرفیت حجمی ریه ها و قدرت تخلیه هوا از ریه. این تست می تواند آسم یا آمفیزم را نشان دهد.
  • اکسیمتری براي تخمين میزان اکسیژن خون

 

درمان تنگی نفس

درمان تنگی نفس به علل ایجاد کننده آن بستگی دارد، به عنوان مثال تنگی نفس ناشی از آسم به یک نوع درمان نیاز دارد، در حالیکه تنگی نفس ناشی از نارسایی قلبی به درمان دیگری نیاز دارد. بعد از بررسي هاي لازم و بر حسب تشخيص پزشك و شرايط بيمار، درمان مناسب تجويز مي شود.

بارداری و مصرف  داروها

داروهای غیر نسخه ای (OTC)


به خاطر داشته باشید که محصولاتی همانند کافئین، ویتامین ها و داروهای گیاهی می توانند بر روی جنین در حال رشد تاثیر بگذارند. با پزشکتان در خصوص قطع مصرف کافئین و نوع ویتامین مصرفی مورد نیاز خود صحبت کنید. هیچ گاه پیش از مشورت با پزشکتان از فراورده های گیاهی استفاده نکنید.
تمام داروهای غیر نسخه ای دارای برچسب هستند. این برچسب بر روی تمام داروهای OTC وجود دارد. این برچسب استفاده از دارو را آسان تر می سازد. یک قسمت از این برچسب به استفاده از دارو در دوران بارداری اختصاص دارد. برچسب های داروهای OTC غالباً به خانم های باردار این پیام را می رسانند که قبل از مصرف دارو با پزشکشان صحبت کنند. بعضی از داروهای OTC مشکلات مشخصی را در خلال بارداری ایجاد می کنند. برچسب های این داروها به خانم های باردار این مورد را یادآوری می کند که چرا و در چه زمانی نباید از این دارو استفاده کنند. در اینجا چند مثال از آن ها وجود دارد:

* مصرف داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی (NSAIDs) مانند ایبوپروفن (Advil®,Motrin®) ، ناپروکسن (Aleve®) و آسپرین (استیل سالی سیلات) در سه ماهه آخر بارداری (پس از هفته 28) می توانند مشکلات جریان خون جدی را در نوزادان به وجود آورند. هم چنین آسپرین ممکن است باعث افزایش احتمال مشکلات خونریزی در مادر و نوزاد در خلال بارداری یا در هنگام زایمان شود.
*
* برچسب های داروهای نیکوتینی همانند چسب و قرص مکیدنی نیکوتین این مورد را به خانم ها یادآوری می کند که سیگار کشیدن می تواند برای نوزادانشان زیان آور باشد. اگرچه تصور می شود که دارو از سیگار کشیدن ایمن تر است ولی با این وجود خطرات دارو به طور کامل شناخته نشده است. به خانم های باردار توصیه می شود که مصرف سیگار را بدون مصرف داروی نیکوتین ترک کنند.


 


پیش از بارداری چه راهکارهایی می تواند انجام گیرد؟



اگر تا الان باردار نشده اید می توانید برای داشتن یک فرزند سالم راهکارهایی را در پیش گیرید. از کنترل پیش از بارداری بهره جویید و در ملاقات با پزشک خود در مورد داروها، ویتامین ها و محصولات گیاهی که استفاده می کنید صحبت کنید. این نکته بسیار حائز اهمیت است که پیش از بارداری به درمان مشکلات سلامتی خود بپردازید. در مورد ویتامین های مورد نیاز پیش از بارداری از پزشک خود اطلاعاتی را دریافت کنید. تمام خانم هایی که قصد باردار شدن را دارند باید از ویتامین های گروه B (فولیک اسید) به منظور جلوگیری از نقایص جنینی همانند مشکلات مغزی و طناب نخاعی استفاده کنند. شما باید مصرف این ویتامین ها را پیش از باردار شدن یا در زمان بارداری استفاده کنید. هم چنین ایده خوبی است که با پزشکتان در مورد مصرف کافئین، الکل و سیگار کشیدن صحبت کنید.


آیا مصرف دارو در زمان تصمیم به بارداری ایمن و بی خطر است؟
دانستن زمان دقیق بارداری مشکل است. وقتی شما باردار می شوید ممکن است برای مدت 10 تا 14 روز از آن بی اطلاع باشید. مناسب است که پیش از باردار شدن ملاقاتی با پزشک خود داشته باشید و در خصوص داروهایی که به صورت روزانه، هم اکنون یا در آینده می خواهید مصرف کنید با او صحبت کنید. گاهی از اوقات داروها باید تغییر کنند و گاهی پیش از باردار شدن نیاز به قطع داروها احساس می شود. این حالت برای هر خانمی متفاوت است. بنابراین شما پیش از قطع داروی خود باید با پزشکتان مشورت کنید.اگر شما باردار هستید یا تصمیم به بارداری گرفته اید:

*
* پیش از گفتگو با پزشکتان هیچ داروی نسخه ای را قطع نکنید.
*
* پیش از مصرف هر گونه داروی بدون نسخه با پزشکتان مشورت کنید.
*

در زمان بیماری و نیاز به مصرف دارو در زمان بارداری چه تدابیری باید به کار گیرم؟


اگر شما باردار هستید یا تصمیم به بارداری گرفته اید در خصوص داروهای مصرفی باید با پزشکتان صحبت کنید. خودسرانه آن ها را قطع نکنید یا به تغییر آن ها اقدام نکنید. این داروها شامل داروهای افسردگی، آسم، دیابت، تشنج (صرع) و سایر بیماری ها هستند.


مرکز جلوگیری و کنترل بیماری ها (CDC) برای خانم های مبتلا به HIV مصرف زیدوودین (AZT) را در خلال بارداری توصیه می کند. تحقیقات حاکی از آنند که خطر سرایت بیماری HIV به نوزدانی که مادرانشان دارای این بیماری هستند با مصرف زیدوودین کاهش می یابد. اگر یک خانم مبتلا به دیابت در طی بارداری از داروی خود استفاده نکند خطر احتمال سقط جنین، نوزاد مرده و برخی از نقائص جنینی در او افزایش می یابد. اگر بیماری آسم و فشار خون در خلال بارداری کنترل نشوند مشکلات مربوط به جنین ممکن است حادث شود.


آیا مصرف ویتامین ها در زمان بارداری ایمن و بی خطر است؟


مصرف منظم ویتامین ها و ویتامین های مخصوص خانم های باردار در طی بارداری ایمن بوده و می توانند موثر و کمک کننده باشد. خانم هایی که باردار هستند یا تصمیم به بارداری دارند باید از ویتامین هایی که حاوی 400 میکروگرم فولیک اسید هستند استفاده کنند. بهتر است خانم ها پیش از بارداری مصرف این ویتامین ها را آغاز کنند. فولیک اسید احتمال ابتلای جنین به نقص لوله عصبی همانند اسپینا بیفیدا را کاهش می دهد. در این بیماری، نخاع یا مغز به صورت کامل و مناسب رشد نخواهند کرد. مصرف آهن نیز می تواند از آنمی جلوگیری کند. بسیار مهم است که دوز مصرفی ویتامین شما بر اساس نظر پزشکتان معین شود. مقادیر زیاد ویتامین می تواند برای شما مضر باشد. به عنوان مثال سطوح بالای ویتامین A با نقایص شدید جنینی همراه است.


واکسن ها و بارداری
واکسن ها شما را در مقابل بیماری ها محافظت می کنند. دریافت بعض از واکسن ها در طی بارداری مناسب و بی خطر نیست. در خصوص بعضی از واکسن ها تصمیم به دریافت واکسن در خلال بارداری بستگی به موقعیت و شرایط خانم باردار دارد. یک پزشک قبل از تجویز واکسن به خانم باردار باید از جواب سئوالات زیر مطلع شود:

*
آیا احتمال زیادی وجود دارد که خانم باردار در معرض بیماری قرار گیرد؟
*
آیا عفونت برای مادر و جنین خطر ساز است؟
*
آیا واکسن باعث به وجود آمدن خطری می شود؟

*

طبق توصیه کمیته ایمن سازی، دریافت واکسن هپاتیت B برای خانم هایی که در معرض هپاتیت B هستند در طول بارداری ضروری است. هم چنین تجویز واکسن غیر فعال آنفلوانزا نیز برای خانم های باردار در طول فصل شیوع آنفلوانزا نیز باید مورد توجه قرار گیرد. از طرف دیگر خانم بارداری که در مقابل سرخجه (سرخجه آلمانی) مصون نیست تا پایان دوره بارداری خود نباید از این واکسن استفاده کند. با پزشک خود در این مورد صحبت کنید تا از مصونیت خود در برابر این بیماری مطمئن شوید. مرکز جلوگیری و کنترل بیماری ها (CDC) راهنمای واکسنی را برای خانم های باردار فراهم می سازد.

 

گروه

مصرف در بارداری

A

 ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﺍﺭ ﺑﯽ ﺧﻄﺮﺑﻮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺧﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﯿﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻧﺮﺳﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺧﯽ ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﯿﺪ ﻓﻮﻟﯿﮏ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.

B

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯾﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﻮﺍﻫﺪﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺭﻭﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻄﺮﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻧﺘﯽ ﺑﯿﻮﺗﯿﮑﻬﺎﯾﯽ( ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﻨﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ - ﺁﻣﻮﮐﺴﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ- ﺳﻔﯿﮑﺴﯿﻢ - ﺳﻔﺎﻟﮑﺴﯿﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.)

C

 ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺑﯽ ﺧﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﺎﻣﻼ ﺭﺩ ﮐﺮﺩ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﻫﻢ ﯾﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺧﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻮﺍﯾﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻀﺮﺍﺕ ﺳﻨﺠﯿﺪ . ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎﯼ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺗﺠﻮﯾﺰ ﻧﻤﻮﺩ.

D

 ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺷﺎﻣﻞ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻮﺍﻫﺪﯼ ﺍﺯ ﺑﺮﻭﺯ ﺧﻄﺮ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺯ ﭘﮋﻭﻫﺸﻬﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺑﺮﻭﺯ ﺧﻄﺮﺍﺗﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻨﯿﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺧﺎﺻﯽ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻀﺮﺍﺕ ﺁﻥ ﻏﻠﺒﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺩﺍﺭﻭﯼ ﮐﻢ ﺧﻄﺮﺗﺮﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﻧﺪ

X

ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ ﻣﻨﻊ ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺭﻭﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻧﺸﺎﻧﺪﻫﻨﺪﻩ ﺑﺮﻭﺯ ﺧﻄﺮﺍﺕ ﺟﺪﯼ ﺍﺳﺖ.

 

ﻟﯿﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯾﯽ ﺁﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﺍﺭﻭﯾﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﻬﺖ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺫﮐﺮ ﺷﺪﻩ :

آ  ﺍﺱ ﺁ : ﺭﺩﻩ D

 ﺍﺭﮔﻮﺗﺎﻣﯿﻦ ﺳﯽ : ﺭﺩﻩ X

 ﺍﺭﯾﺘﺮﻭﻣﺎﯾﺴﯿﻦ : ﺭﺩﻩ B

 ﺍﺳﭙﯿﺮﻭﻧﻮﻻﮐﺘﻮﻥ : ﺭﺩﻩ D

 ﺍﺳﺘﺎﻣﯿﻨﻮﻓﻦ : ﺭﺩﻩ B

 ﺍﺳﺘﺎﻣﯿﻨﻮﻓﻦ ﮐﺪﺋﯿﻦ : ﺭﺩﻩ C

 ﺍﺳﺘﺮﻭﮊﻥ ﮐﻮﻧﮋﻭﮔﻪ ﻭ ﻗﺮﺹ ﻫﺎﯼ ﺿﺪ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﮐﻼ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻫﻮﺭﻣﻮﻧﯽ ﺯﻧﺎﻧﻪ : ﺭﺩﻩ X

 ﺍﺳﯿﺪ ﻓﻮﻟﯿﮏ : ﺭﺩﻩ A

ﺍﮐﺴﭙﮑﺘﻮﺭﺍﻧﺖ : ﺭﺩﻩ C

ﺍﮐﺴﭙﮑﺘﻮﺭﺍﻧﺖ ﮐﺪﺋﯿﻦ : ﺭﺩﻩ C

 ﺁﻟﭙﺮﺍﺯﻭﻻﻡ : ﺭﺩﻩ D

 ﺍﻣﮕﺎ 3 : ﺭﺩﻩ C

 ﺁﻟﻮﻣﯿﻨﯿﻮﻡ ﺍﻡ ﺟﯽ ﺍﺱ : ﺭﺩﻩ C

 ﺁﻣﻮﮐﺴﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ : ﺭﺩﻩ B

 ﺍﻣﭙﺮﺍﺯﻭﻝ : ﺭﺩﻩ C

 ﺁﻧﺘﯽ ﻫﻤﻮﺭﻭﺋﯿﺪ : ﺭﺩﻩ C

ﺍﯾﺒﻮﭘﺮﻭﻓﻦ (ﮊﻟﻮﻓﻦ – ﺍﺩﻭﯾﻞ) : ﺭﺩﻩ B

 ﺍﯾﺰﻭ ﺗﺮﺗﯿﻨﻮﺋﯿﻦ (ﺭﻭﺁﮔﻮﺗﺎﻥ- ﺁﮐﻮﺗﺎﻥ) : ﺭﺩﻩ X

ﻣﺸﺘﻘﺎﺕ ﭘﻨﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ (ﺁﻣﻮﮐﺴﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ ﻭ ﺁﻣﭙﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ ) : ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﯽ ﺧﻄﺮﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﺼﺮﻑ ﭘﻨﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ.

 ﺳﻔﺎﻟﻮﺳﭙﻮﺭﯾﻨﻬﺎ : ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻄﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

 ﻣﺘﺮﻭﻧﯿﺪﺍﺯﻭﻝ : ﻣﺘﺮﻭﻧﯿﺪﺍﺯﻭﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﮐﺎﺭﺳﯿﻨﻮﮊﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﻭﺳﺒﺐ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺟﻨﯿﻦ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻣﺘﺮﻭﻧﯿﺪﺍﺯﻭﻝ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ. ﻣﺘﺮﻭﻧﯿﺪﺍﺯﻭﻝ ﺩﺭ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻄﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﺗﺠﻮﯾﺰ ﺩﻭﺯ ۲ ﮔﺮﻣﯽ ﺩﺍﺭﻭ ، ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ۲۴ – ۱۲ ﺳﺎﻋﺖ ﻗﻄﻊ ﺷﻮﺩ.

 ﺁﻣﯿﻨﻮﮔﻠﯿﮑﻮﺯﯾﺪﻫﺎ : ﺗﺠﻮﯾﺰ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺧﻄﺮ ﺍﺗﻮﺗﻮﮐﺴﯿﺴﯿﺘﻪ(ﺁﺳﯿﺐ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ) ﺩﺭ ﺟﻨﯿﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ  ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻋﻔﻮﻧﺘﻬﺎﯼ ﮔﺮﻡ ﻣﻨﻔﯽ ﺷﺪﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ.ﺁﻣﯿﻨﻮﮔﻠﯿﮑﻮﺯﯾﺪﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﻣﻨﻊ ﻣﺼﺮﻑ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.

 ﮐﻮﺗﺮﯾﻤﻮﮐﺴﺎﺯﻭﻝ : ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﺩﺭ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﻣﺨﺘﺼﺮﯼ ﺑﺮ ﺧﻄﺮ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻘﺎﯾﺺ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻮﻟﺪ ( ﺑﻮﯾﮋﻩ ﻧﻘﺎﯾﺺ ﻗﻠﺒﯽ ﻋﺮﻭﻗﯽ ) ﻣﯽ ﺍﻓﺰﺍﯾﺪ. ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺑﺮ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺧﻄﺮﺍﺑﺘﻼ ﺟﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﻧﻘﺎﯾﺺ ﻟﻮﻟﻪ ﻋﺼﺒﯽ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﺩﺭ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺸﻮﺩ. ﺩﺭ ﻧﻮﺯﺍﺩﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻫﯿﭙﺮﺑﯿﻠﯽ ﺭﻭﺑﯿﻨﻤﯽ(ﺯﺭﺩﯼ) ﺷﻮﺩ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﺿﻊ ﺣﻤﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺸﻮﺩ.ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ.

ﻧﯿﺘﺮﻭﻓﻮﺭﺍﻧﺘﻮﺋﯿﻦ : ﺩﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﮐﻤﺒﻮﺩ G6PD (ﻓﺎﻭﯾﺴﻢ) ﻧﯿﺘﺮﻭﻓﻮﺭﺍﻧﺘﻮﺋﯿﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﺁﻧﻤﯽ ﻫﻤﻮﻟﯿﺘﯿﮏ (ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺍﺯ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻡ ﺑﻪ ﮐﻢ ﺧﻮﻧﯽ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯼ ﻗﺮﻣﺰ ﺧﻮﻥ ﺍﺳﺖ)ﺷﻮﺩ. ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺸﻮﺩ. ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﺩﺭﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﻣﻨﻊ ﻣﺼﺮﻑ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

 ﺍﺭﯾﺘﺮﻭﻣﺎﯾﺴﯿﻦ ﻭﺁﺯﯾﺘﺮﻭﻣﺎﯾﺴﯿﻦ : ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﭘﻨﯽ ﺳﯿﻠﯿﻨﻬﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﻣﺼﺮﻑ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺩﺭ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﺑﻼﻣﺎﻧﻊ ﺍﺳﺖ.

 ﺗﺘﺮﺍﺳﯿﮑﻠﯿﻨﻬﺎ : ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺳﺒﺐ ﺭﻧﮕﯽ ﺷﺪﻥ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺍﺳﮑﻠﺘﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻄﺮﺍﺕ ﻭ ﻓﻮﺍﯾﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻫﻢ ﺳﻨﺠﯿﺪﻩ ﺷﻮﺩ. ﺳﯿﺎﻩ ﺯﺧﻢ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺍﮐﺴﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ ﺑﺮﻋﻮﺍﺭﺽ ﺁﻥ ﺑﺮﺗﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ.

 ﮐﯿﻨﻮﻟﻮﻧﻬﺎ : ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺳﯿﭙﺮﻭﻓﻠﻮﮐﺴﺎﺳﯿﻦ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻏﻀﺮﻭﻑ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺷﺪ ( ﺩﺭﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ)ﺍﺛﺮ ﺗﻮﮐﺴﯿﮏ ﯾﺎ ﺳﻤﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﺠﺰ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺷﺪﯾﺪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩ.

 ﺁﻧﺘﯽ ﻫﯿﺴﺘﺎﻣﯿﻨﻬﺎ : ﺑﯿﺸﺘﺮﺁﻧﺘﯽ ﻫﯿﺴﺘﺎﻣﯿﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻄﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﻡ ﻓﻨﯿﺮﺍﻣﯿﻦ ﺑﺎﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺧﻄﺮ ﻧﺎﻫﻨﺠﺎﺭﯼ ﺟﻨﯿﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﺁﻧﺘﯽ ﻫﯿﺴﺘﺎﻣﯿﻨﻬﺎﯼ ﺑﯽ ﺧﻄﺮ ﺩﺭﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﻠﺮﻓﻨﯿﺮﺍﻣﯿﻦ ، ﮐﻠﻤﺎﺳﺘﯿﻦ ، ﺩﯾﻔﻦ ﻫﯿﺪﺭﺍﻣﯿﻦ ﻭﺩﺍﮐﺴﯿﻼﻣﯿﻦ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ. ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻧﺘﯽ ﻫﯿﺴﺘﺎﻣﯿﻨﻬﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪﺗﺮ( ﺁﺳﺘﻤﯿﺰﻭﻝ ،ﺳﯿﺘﺮﯾﺰﯾﻦ ، ﻟﻮﺭﺍﺗﺎﺩﯾﻦ ) ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﮐﺎﻓﯽ ﺩﺭﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﺧﻂ ﺩﻭﻡ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ.

 ﺩﮐﻮﻧﮋﺳﺘﺎﻧﻬﺎ : ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﮐﻮﻧﮋﺳﺘﺎﻧﻬﺎﯼ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺳﻤﭙﺎﺗﻮﻣﯿﻤﺘﯿﮏ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﭘﺰﻭﺩﻭﺍﻓﺪﺭﯾﻦ ، ﻓﻨﯿﻞ ﺍﻓﺮﯾﻦ ﻭ ﻓﻨﯿﻞ ﭘﺮﻭﭘﺎﻧﻮﻻﻣﯿﻦ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ. ﻣﺼﺮﻑ ﭘﺰﻭﺩﻭﺍﻓﺪﺭﯾﻦ ﺩﺭ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﺎ ﮔﺎﺳﺘﺮﻭﺷﺰﯼ(ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺣﺸﺎ ﺷﮑﻤﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﻮﺍﺭﻩ ﺷﮑﻢ) ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

. ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺿﺪ ﺳﺮﻓﻪ : ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻧﻈﯿﺮ ﮐﺪﺋﯿﻦ ﻭ ﺩﮐﺴﺘﺮﻭﻣﺘﻮﺭﻓﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﺑﯽ ﺧﻄﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

 ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺿﺪ ﺁﺳﻢ : ﺁﺳﻢ ﺷﺎﯾﻌﺘﺮﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺗﻨﻔﺴﯽ ﻣﺰﻣﻦ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﺯﻭﺩﺭﺱ - ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﻧﻮﺯﺍﺩ … ﺷﻮﺩ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺁﻧﻔﻮﻻﻧﺰﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﻨﻨﺪ.

 ﺑﺘﺎﺁﮔﻮﻧﯿﺴﺘﻬﺎ : ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻧﻈﯿﺮ ﺁﻟﺒﻮﺗﺮﻭﻝ ، ﺗﺮﺑﻮﺗﺎﻟﯿﻦ ﻭ ﻣﺘﺎ ﭘﺮﻭﺗﺮﻧﻮﻝ ﺍﺳﺘﻨﺸﺎﻗﯽ ﺧﻂ ﺍﻭﻝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺁﺳﻢ ﺣﺎﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺁﮔﻮﻧﯿﺴﺘﻬﺎﯼ ﺍﺳﺘﻨﺸﺎﻗﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪﻩ ﺑﺘﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﻭﺷﯿﺮﺧﻮﺍﺭﮔﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻄﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺳﺒﺐ ﺗﺎﮐﯽ ﮐﺎﺭﺩﯼ ﻭﺩﯾﮕﺮ ﺍﺛﺮﺍﺕ ﻗﻠﺒﯽ ﻋﺮﻭﻗﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﺍﺛﺮﺍﺕ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺧﻔﯿﻒ ﻭﺧﻮﺩﻣﺤﺪﻭﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

 ﮔﻠﻮﮐﻮﮐﻮﺭﺗﯿﮑﻮﺋﯿﺪﻫﺎ : ﺍﺳﺘﺮﻭﺋﯿﺪﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﻨﺸﺎﻗﯽ ( ﺑﮑﻠﻮﻣﺘﺎﺯﻭﻥ ) ﻧﯿﺰ ﺧﻂ ﺍﻭﻝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺁﺳﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﺮﺍﺗﻮﮊﻥ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩ. ﮔﻠﻮﮐﻮﮐﻮﺭﺗﯿﮑﻮﺋﯿﺪﻫﺎﯼ ﺳﯿﺴﺘﻤﯿﮏ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺧﻄﺮ ﺷﮑﺎﻑ ﻟﺐ ﻭ ﮐﺎﻡ ﺭﺍ ﺗﺎ ۵ ﺑﺮﺍﺑﺮﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﻨﺪ

داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی NSAIDS(فارماکولوژی)

 

آسپرین و سایر NSAID  ها :
آسپرین ( استیل سالی سیلیک اسید)یک نمونه اصلی سالی سیلاتها است.NSAID  های قدیمی دیگر مانند  ایبوپروفن ،‌ایندومتاسین و ترکیبات دیگر) عمدتا در Potency   و اثرات ضد درد و ضد التهاب و مدت اثرشان با هم تفاوت دارند. Naproxene  , Ibuprofen دارای اثربخشی متوسطی هستند، Indomethacin دارای اثربخشی ضد دردقوی تری می باشد. Rofecoxib و Celecoxibاولین ترکیبات ازگروه جدید NSAID هامی باشند که مهارکننده انتخابی Cox-2 می باشند. 
الف) مکانیسم عمل:

 

آنزیم سیکلوژناز باعث تبدیل اسید آراشیدونیک به پروستاگلاندینها می شودکه حداقل در۲ایزوفرم وجود دارد: Cox-1وCox-2
Cox-1 عمدتاَ درسلولهای غیرالتهابی یافت می شوند،درحالی که Cox-2   درلمفوسیتهای فعال وپلی مورفونوکلئرها وسایر سلولهای التهابی یافت می شود.
آسپیرین وNSAID های غیرانتخابی قدیمی سبب مهار هر ۲ نوع سیکلوژناز می شود ودر نتیجه کاهش سنتز پروستا گلاندین وترومبوکسان درسراسربدن می شوند.آزادسازی پروستاگلاندینها برای حفظ عملکردhomeostaticبدن ضروری است.ازنظرتئوری مهار کننده های انتخابی Cox-2 اثر کمتری بر روی پروستاگلاندینهایی که درگیربا عملکرد Homeostatic بدن هستند،دارند.

خصوصا پروستاگلاندینهایی که در دستگاه گوارشی عمل می کنند کمتر تحت تاثیر قرار می گیرند.تفاوت بین آسپرین و  سایر  NSAID های دیگر در این است که آسپرین بطور غیر قابل برگشت سیکلو اکسی ژناز را مهار میکند ، در حالیکه NSAID های دیگر بطور برگشت پذیر سیکلواکسی ژنازرا مهارمی کند.نتیجه این مهار غیر قابل برگشت سیکلواکسی ژناز توسط آسپرین دوره ی اثر بلندتر ضدپلاکتی این دارو را توجیه می کند.
ب) اثرات
پروستاگلاندین ها مهمترین مدیاتورها  در ایجاد التهاب می باشند ،مهار کننده های سیکلواکسی ژناز (NSAIDs) التهاب را کاهش می دهند ، اگرچه که آنها هیچ اثری بر روی بافت صدمه دیده و واکنشهای ایمونولوژیک ندارند.
سنتز پروستاگلاندین ها در CNS  توسط پیروژنها تحریک میشود که نتیجه آن بالارفتن درجه حرارت بدن می باشد. NSAID ها  با مهار سنتز پروستاگلایندها در  CNS  باعث کاهش تب  (antipyretic action)    ‌می شوند.
NSAID 


مکانیسم اثرضدد NSAID ها بخوبی شناخته نشده است.   بنظر می رسدکاهش تولیدپروستاگلاندینها دربافتهای آسیب دیده سبب کم شدن فعالیت گیرندهای محیطی درد می شود.علاوه براین ممکن است یک مکانیسم مرکزی در کار باشد. مهارکننده های سیکلواکسی ژنازباعملکرد Homeostatic پروستاگلاندینها مداخله می کنند.

بطور خیلی مهم مهار کننده های سیکلوژناز(NSAID) سبب کاهش پروستاگلاندین محافظ دستگاه گوارش وکاهش پروستاگلاندینی که   موجب Autoregulation  عملکرد کلیه می گردد.

 

فارماکوکنیتیک ومصارف بالینی:
۱- آسپیرین


آسپیرین در دوز کمترازmg/day300دارای اثرکاهش درتجمع پلاکتی می باشد.همچنین آسپرین در دوزهای بالاتردارای اثرضددرد- ضدتب وضدالتهاب می باشد.آسپرین به آسانی جذب می شودودرخون ودربافتها به استات وسالی سیلیک اسید هیدرولیز می شود دفع آسپیرین ازطریق کلیه هامی باشد.


۲٫NSAID  های دیگر:
سایر NSAID ها از طریق خوراکی بخوبی جذب می شوند.ایبوپروفن دارای نیمه عمر ۲ ساعت می باشد و بطور نسبی Safe  می باشد و نسبت به سایر NSAID های غیر انتخابی قدیمی ارزان می باشد. ایندومتاسین یک NSAID  ، Potent  باسمیت افزایش یافته می باشد.

 

ناپروکسن و پیروکسیکام دارای نیمه عمر بلندتر می باشند که اجازه ی دفعات مصرف کمتر این دارو در روز را می دهد.NSAID  ها برای درمان درد خفیف تا متوسط خصوصا دردهای التهابی مانند آرتریت و نقرس موثر هستند.

 

مهار کننده های Cox-2 عمدتا برای اختلالات التهابی بکار می روند.NSAID های انتخابی در اختلالات دیگر مانند دیسمنوره و سر درد بکار می روند.مصرف دراز مدت NSAID ها باعث کاهش ریسک ابتلاء به کانسر کولون می شود.

ج) سمیت
۱٫آسپرین


 شایعترین عوارض جانبی این دارو عوارض گوارشی آن می باشد.در استفاده مزمن از این دارو ممکن است زخم معده ، خونریزی از قسمت فوقانی دستگاه گوارش ایجاد شود.

اثرات کلیدی شامل نفریت Interstitial  می باشد.آسپرین زمان خونریزی را افزایش می دهد.بعضی از افراد ممکن است افزایش حساسیت نسبت به آسپرین نشان دهند که در این صورت باید از مصرف سایر  NSAID ها در آن افراد اجتناب کرد.
دردوزهای سمی آسپرین ،‌ ایجاد مسمومیت می نماید.
دربچه ها با عفونت ویروسی اگر آسپرین داده شود احتمال افزایش ریسک برای ابتلاء به   reyes syndrome   وجود دارد(این سندرم با دژنراسیون چربی در کبد و انسفالوپاتی بروزمی کند
۲٫ NSAID  های غیر انتخابی
این داروها  مانند آسپرین سبب بروز عوارض گوارشی می شوند ( ولی شیوع این عوارض با این دارو ها کمتر از آسپرین است.
   ها ریسک ابتلا به صدمه کلیوی وجود دارد، NSAID  با هر کدام از این خصوصا در بیمارانی که زمینه بیماریهای کلیوی از قبل در آنها وجود داشته باشد.چون این داروها از طریق کلیه ها دفع می شوند ، صدمه کلیوی ناشی از این داروها سبب افزایش غلظت سمی آنها در خون می شود.

 

۳٫مهار کننده های انتخابی COX-2
 Celecoxib – Rofecoxib – ValdeCoxib  شامل Cox-2 مهار کننده های انتخابی
COX-2 Selective Inhibitors باعث کاهش ریسک ابتلا به عوارض گوارشی مانند زخم معده و خونریزیهای دستگاه گوارش می شوند. آنها در دوز های معمولی خاصیت ضد پلاکتی ندارند و در نتیجه دارای  اثر حمایت قلبی نمی باشند.
مصرف آنها در اختلالات کلیوی توصیه نمیشود زیرا Cox-2 در کلیه ها فعال می باشد

ایبو بروفن

 

طی 1-2 ساعت حداکثر اثر آن بروز کرده و برای 4-6 ساعت اثرگذار است. اما زمانیکه بمنظور خصلت ضد التهابی از این دارو استفاده می شود، شروع اثرش 7 روز بعد آغاز شده و در ظرف 1-2 هفته از زمان مصرف به حداکثر رسیده با اینحال مدت اثربخشی آن نامشخص است.

منع مصرف: به افرادی که به آسپیرین یا  داروهای ضدالتهابی غیر استروئیدی مانند دیکلوفناک، پیروکسیکام، مفنامیک اسید حساسیت شدید دارند نباید استفاده کنند.

عوارض: عوارض خطرناک و تهدید کننده حیات شامل خونریزی گوارشی، واکنشهای حساسیت پذیری بیش از حد و هپاتیت می باشد. در صورت بروز هر کدام از این موارد باید فورأ به  مراجعه کرد. بیماران آسمی، افراد دارای پولیپ بینی خطر بروز حساسیت شدید بیشتر است. عوارض دیگر که شایع بوده ولیکن تهدیدی برای بیمار نیست شامل سردرد، یبوست، سوء هاضمه، تهوع و استفراغ می باشد.

مسمومیت :

بیمارانی که اقدام به مصرف میزان بالایی از دارو می کنند می توانند با علائم متنوع و متفاوتی به  مراجعه کنند. علائم مغزی شامل دوبینی، سردرد و حتی کاهش سطح هوشیاری است. در سیستم قلب و عروق می تواند با افت فشار خون و اختلال در ضربان آهنگ قلب همراه باشد. در موارد مسمومیت اگر نارسایی حاد کلیوی رخ بدهد می تواند با افت در کلسیم و منیزیم و افزایش پتاسیم خون همراه باشد. با وجود علائم گوارشی ناشی از مصرف و بروز خونریزی گوارشی در دوزهای معمول درمانی با اینحال در موارد مسمومیت خطر خونریزی افزایش نمی یابد. بسته به داروی مصرفی شروع علائم میتواند متغیر باشد. هر بیماری که دچار مسمومیت با این دسته دارویی شده است باید سریعأ به  انتقال داده شود.

تداخلات دارویی:

-مصرف همزمان با آسپیرین میتواند اثر حمایتی آسپیرین برروی قلب را کاهش دهد. از طرفی آسپیرین نیز اثرات درمانی ایبوبروفن را کاهش می دهد. مصرف ایندو میتواند اثرات و عوارض گوارشی را تشدید نماید.

-این دارو زمانیکه با داروهای استروئیدی همچون دگزامتازون، پردنیزولون مصرف گردد خطر بروز عوارض گوارشی بیشتر می شود.

-مصرف بروفن و بعضی از داروهای فشار خون مانند ادرارآورها و یا اتنولول، متورال میتواند اثر بخشی این داروها را کاهش داده و بیمار را در معرض عدم کنترل فشار خون قرار دهد.

-بیماران دیابتی، تحت درمان با داروهای خوراکی یا انسولین، در صورت مصرف بروفن مستعد افت قند خون هستند.

-افرادی که تحت درمان با والپروات سدیم، وارفارین، کلوپیدوگرل(پلاویکس)، تیکلوپیدین هستند مستعد خونریزی است.

-مصرف زنجبیل یا سیر با بروفن فرد را مستعد خونریزی میکند

 

همه چیز در مورد ترامادول


  • ترامادول رو سه دسته از افراد مصرف میكنن:
    1- افرادی كه معتاد بودن و حالا در ترك هستن.
    2- افرادی كه به اصطلاح خودشون میخوان فاز بگیرن. (این افراد عده‌ایشون فكر میكنن ترامادول اعتیاد آور نیست و فقط میخوان خوش باشن و چون به شكل قرص هم هست كسی بهشون مشكوك نمیشه. عده دیگه‌ای از این افراد هم معتادان بدبختی هستن كه حتی پول خرید مواد رو هم ندارن و از روی خماری به ترامادول متوسل میشن، چون ارزونه! (ایرانیش برگی 500 الی 600 تومان)
    3- افرادی كه دچار انزال زودرس هستن .
    صراحتاً اعلام میكنم كه ترامادول به مرور و در طول زمان اعتیادآوره و عوارض جبران ناپذیری رو به بدن وارد میكنه.
    ترامادول یک داروی مسکن شبه تریاک است. این دارو برای تسکین درد متوسط تا شدید تجویز می‌شود. ترامادول بر روی گیرنده‌های مو (μ) اوپیوئید، و سیستم نورآدرنرژیک و سروتونرژیک اثر می‌کند. این دارو توسط شرکت آلمانی گروننثال (Grünenthal) در دهه ۱۹۷۰ با نام تجاری ترامال ساخته شد. گروننثال در سالهای بعد حق تولید ترامادول را به شرکتهای متعددی در سراسر دنیا واگذار کرد.
    ترامادول معمولا به شکل نمک هیدروکلراید تولید شده و به دو شکل خوراکی (بیشتر کپسول و قرص) و آمپول به بازار عرضه می‌شود. مقدار جذب و تأثیر فرم تزریقی ترامادول بسیار بیشتر از فرم خوراکی است. ترکیب ترامادول و استامینوفن نیز در بازار موجود است (که در ایران عرضه نمی‌شود.
    عوارض ناشی از مصرف ترامادول
  • عوارض سیستم عصبی مرکزی:
    سرگیجه، سردرد، خواب آلودگی، تحریک دستگاه عصبی مرکزی، اضطراب، کاهش هوشیاری، اختلال تعادل، سرخوشی، عصبی شدن، اختلال خواب، تشنج، ضعف.
  • عوارض قلبی عروقی:
    اتساع عروق
    عوارض پوستی:
    خارش، تعریق بیش از حد، ضایعات جلدی
  • عوارض چشمی:
    اختلالات بینایی
  • عوارض گوارشی:
    تهوع، یبوست، استفراغ، سوءهاضمه، خشکی دهان، اسهال، درد شکم، بی‌اشتهایی، نفخ
  • عوارض ادراری و تناسلی:
    احتباس ادراری، تکرر ادرار، دفع پروتئین در ادرار، علائم یائسگی
  • عوارض خونی:
    کاهش سطح هموگلوبین
  • عوارض کبدی:
    افزایش سطح آنزیم‌های کبدی
  • عوارض تنفسی:
    دپرسیون تنفسی (مهار سیستم تنفسی)

v       موارد مصرف قانونی:
ترامادول برای تسکین دردهای متوسط تا شدید در بزگسالان استفاده می شود.
اطلاعاتی که در مورد ترامادول باید بدانیم
نکته مهم: افرادی که به مواد مخدر یا الکل معتاد هستند نباید از ترامادول استفاده کنند. در این افراد در صورت مصرف ترامادول ممکن است تشنج ایجاد شود.احتمال تشنح در افرادی که سابقه ی تشنج یا سابقه ی جراحت مغزی دارند و یا از داروهایی مثل ضدافسردگی ها،شل کننده های عضلانی و داروهای ضد تهوع و استفراغ استفاده می کنند،بیشتر است. 
استفاده بیش از حد (Overdose ) می تواند کشنده باشد.علایم Overdose دارو عبارتند از: خواب آلودگی،تنفس کم عمق،کندی ضربان قلب،ضعف مفرط،پوست سرد و مرطوب ، احساس سبکی سر،غش یا کما.
به دلیل وابستگی که ترامادول ایجاد می کند،نباید مصرف آن را به دیگران توصیه کرد(به ویژه فردی که سابقه اعتیاد دارویی دارد) و تنها باید توسط فردی که دارو برای او تجویز شده استفاده شود.ترامادول می تواند باعث اختلال واکنش های عصبی و قدرت تفکر فرد شود، از این رو هنگام استفاده از این دارو از رانندگی خودداری شود.
مصرف ترامادول را نباید به طور ناگهانی قطع کرد، قطع ناگهانی ترامادول باعث سندرم ناخوشایند قطع مصرف می شود که علایم آن عبارتند از: اضطراب،تعریق،تهوع،اسهال،ت رمور(رعشه)،لرز،ت
وهم،اختلال خواب یا مشکلات تنفسی .
نباید ترامادول را همراه با این مواد استفاده کرد:
- الکل یا مواد مخدر
-داروهای مخدر ضد درد
- داروهای آرامش بخش از قبیل والیوم
- داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب
- داروهای ضد اختلالات دو قطبی و اسکیزوفرنی(جنون جوانی)
ترامادول در دوران حاملگی و شیردهی به دلیل اثرات مضر بر روی جنین و نوزاد منع مصرف دارد. ترامادول نباید برای افراد زیر 18 سال تجویز شود.
نحوه مصرف دارو
قرص های ترامادول را نباید خرد کرد (از پودر قرص خرد شده نباید به صورت استنشاقی یا رقیق شده با مایع استفاده کرد چون باعث اثرات تهدید کننده حیات،Overdose یا مرگ می شود)،این دارو تنها به صورت قرص خوراکی استفاده می شود.در صورتی که با تجویز پزشک ترامادول مصرف می کنید،بدون کم و کاست از نسخه ی پزشک پیروی کرده و از مصرف دوزهای بالاتر دارو خودداری کنید.نباید بیش از 300 میلی گرم در روز استفاده شود.ترامادول را با یک لیوان پر آب مصرف کنید.هم چنین می توان دارو را با یا بدون غذا مصرف کرد اما هر بار به روشی مشابه از دارو استفاده کنید(مثلاً اگر بار اول با غذا مصرف می کنید تا آخر دوره درمانی همین روش را ادامه دهید.
اگر از قرص های آهسته رهش استفاده می کنید ممکن است قرص را در مدفوع خود ببینید که امری طبیعی است.دوزهای مصرفی خود را بدون نظر پزشک تغییر ندهید.
در صورت فراموش کردن یک دوز در اولین فرصت دوز فراموش شده را مصرف کنید ، اگر نزدیک دوز بعدی دارو باشد،بدون توجه به دوز فراموش شده،زمان بندی دارویی را رعایت کنید.
تداخلات دارویی ترامادول
- مهارکننده های MAO از قبیل : ایزوکربوکساید (Marplan)،ترانیل سیپرومین (Parnate)،فنلزین (Nardil)،سلژلین (Eldepryl, Emsam).

-داروهای ضد افسردگی از قبیل آمی تریپتیلین (Elavil)،سیتالوپرام(Celexa)،کلومی پرامین (Anafranil)،دزی پرامین(Norpramin)،فلوکستین(Prozac, Sarafem).
در صورت مصرف کاربامازپین، وارفارین، دیگوکسین، کتوکنازول، اریترومایسین، ریفامپین و کینیدین قبل از استفاده از ترامادول ،پزشک خود را در جریان بگذارید.

مسمومیت با ترامادول

برخورد با بیماری که ترامادول خورده است ، میزانی از دارو که سمی محسوب می‌شود بیش از 400 تا 500 میلی‌گرم است. اما دوزی که بتواند تشنج بدهد ایدیوسینکراتیک بوده و ارتباطی با مقدار مصرف ندارد. گاهی بیماران دچار تشنج با مقادیر کم(50 میلی‌گرم) شده در حالی که با مقادیر بسیار بالا در خیلی از بیماران مسموم تشنج نمی‌دهد.

بیماری که ترامادول خورده بر اساس میزان مصرف و علایم موجود قابل بررسی و درمان بوده و بر اساس شرح حال میتواند تعیین کرد که فرد را باید بستری کرد یا خیر .

هر بیماری با هر مقداری از دارو که تشنج کند باید برای 24 ساعت تحت نظر باشد.

اگر بیمار دوز غیرسمی مصرف کرده و علامتی ندارد، نیازی به بستری ندارد. اما اگر همین بیمار علامتی داشته باشد، تنها کافی است که علایم بیمار را کنترل کرد و وی را ترخیص نمود.

اگربیمار دوز سمی را مصرف کرده و علامتی ندارد و یا علامتی بجز تشنج و آپنه دارد، باید برای 12 ساعت تحت نظر باشد.

تعدادی از بیماران دچار آپنه در دوز سمی می‌شوند که در این شرایط بهتر است بیمار را برای 24 ساعت تحت نظر داشت تا اطمینان حاصل شود که مجددا دچار آپنه نمی‌شود.

نالوکسان پادزهر مسمومیت با اپیوئیدهاست. اما در مورد ترامادول دادن این پادزهر خطر بروز تشنج را به همراه دارد. اگر بیمار بر روی دوزی از ترامادول دچار آپنه شد، برای رفع آپنه می‌توان از نالوکسان بهره گرفت اما برای کاهش هوشیاری که با تنفس بیمار تداخل ندارد بهتر است که نالوکسان استفاده نشود.