نکات برتر ECG فصل اول مقدمه در اناتومی قلب

آناتومی قلب انسان

 

 

قلب، عضله قدرتمندی است که وظایف اولیه آن، پمپ خون بدون اکسیژن به ریه ها، یعنی محل  مبادله ی دی اکسید کربن- اکسیژن و پمپ خون حاوی اکسیژن در تمام بدن است. قسمت بالای قلب، «قاعده» و تحتانی ترین و کناری ترین قسمت آن «نوک» (اپکس؛ apex) نامیده می شود.

 

ابعاد تقریبی قلب در فرد بزرگسالا عبارتند از: حدود ۱۲ سانتی متر طول از قاعده تا نوک و حدود ۸ سانتی متر عرض در پهن ترین قسمت. اندازه ی قلب از نوزادی تا اوایل بلوغ به تدریج افزایش می یابد. معمولاً اندازه ی قلب در مردان کمی بزرگتر از زنان است.

 

قلب از چهار حفره تشکیل شده است.۲ حفره سمت راست(دهلیز و بطن راست) و۲ حفره در سمت چپ (دهلیز و بطن چپ) قرار دارند. این چهارحفره به شکل دو پمپ مجاور هم عمل میکنند که هریک از آنها خون را به یک سیستم کاملاً متفاوت گردش خون ارسال میکنند. قلب راست و چپ قلب توسط یک دیواره از یکدیگر جدا شده که مانع از حرکت جریان خون از یک سمت قلب به سمت دیگر میگردد پس خون دو سمت قلب هیچ ارتباطی با هم ندارند. سمت راست قلب، خون وریدی بدون اکسیژن را به دستگاه گردش خون ریوی میفرستد که خون بدون اکسیژن در بافت ریه از اکسیژنی که ما تنفس میکنیم، غنی میشود. سمت چپ قلب، خون حاوی اکسیژن و مواد غذایی را به تمام قسمتهای بدن جهت مصرف میفرستد.

 

حفرات قلب

دهلیزها حفره هایی از قلب هستند که خون را از خارج فلب (دهلیز چپ خون را از ریه ها و دهلیز راست از سایر قسمتهای بدن) دریافت میکند. بطنها حفره هایی از قلب هستند که خون را به خارج از قلب پمپ مینمایند. هر دو پمپ سمت راست و سمت چپ قلب، همزمان و هماهنگ با یکدیگر عمل میکنند. ابتدا دو دهلیز و سپس دو بطن همزمان با هم منقبض شده و پس از انقباض، همزمان با هم استراحت می نمایند.

 

 

نکته بالینی

نکته بالینی: قلب مخروطی شکل است نوک آن (APEX) درست بالایدیافراگم و به سمت چپ نسبت به خط وسط سینه می باشد. به خاطر شنیدن یا حس کردن  ضریه های قوی در سمت چپ تفکر این که قلب در سمت چپ است ایجاد شد.

.

لایه های قلب

دیواره ی قلب انسان از خارج به داخل شامل سه لایه است:


لایه ی خارجی، پریکارد نام دارد و از بافت پیوندی است که به آن، آبشامه ی قلب نیز می گویند.

لایه ی میانی، میوکارد نام دارد. قطور، عضلانی و قابل انقباض است.

لایه ی داخلی، آندوکارد نام دارد و از بافت پوششی است که سطح درونی حفرات قلب (دهلیزها و بطن ها) را می پوشاند.

میوکارد، قطورترین لایه ی قلب است.

لایه ی میوکارد قلب، علاوه بر ماهیچه ی معمولی قلب، بافت گرهی (هادی) نیز دارد که نوعی بافت ماهیچه ای تمایز یافته است.

دیواره دو دهلیز قلب، عضلانی و نازک و دیواره دو بطن آن عضلانی و ضخیم است و دیواره (تیغه) ای دو بطن را از یکدیگر جدا می کند که در ادامه به فضای بین دو دهلیز می رسد و موجب جدا شدن این دو از یکدیگر نیز می شود که در این ناحیه، به آن دیواره (تیغه) بین دهلیزی می گویند. این دیواره قلب را به دو سمت راست و چپ تقسیم می کند. سمت چپ قلب، خون دارای اکسیژن را به داخل سرخرگ اصلی قلب که بزرگترین سرخرگ بدن است و سرخرگ آئورت (aorta) نام دارد پمپ می کند و خون دارای اکسیژن از این راه به تمام قسمت های بدن می رسد. سمت راست قلب، خون بدون اکسیژن را از سیاهرگ اَجوَف (venae cavae) می گیرد و به داخل سرخرگ های ریوی پمپ می کند.

 

دریچه های قلب انسان

قلب دارای ۴ دریچه ی موسوم به دریچه سه لختی (سه لتی یا تری کوسپید؛ tricuspid valve)، دریچه دولختی (دو لَتی یا میترال یا بی کوسپید mitral valve; bicuspid valve)، دریچه نیمه هلالی آئورتی (semilunar aortic valve) است. ایمپالس (تکانه) قلبی که موجب انقباض دهلیز می شود به وسیله گره سینوسی دهلیزی (sinoatrial node) که در دهلیز راست قلب واقع است و تحت کنترل بصل النخاع در ساقه مغز قرار دارد شروع می شود گره دهلیزی بطنی (atrioventricular node) در نزدیکی دیواره تیغه ای دهلیز راست قرار دارد و تکانه ها را از راه دسته عصبی دهلیزی بطنی قلب (دسته هیس، bundle of His) و شاخه های آن منتشر می سازد که در نتیجه آن بطن ها منقبض می شوند. هر دو دهلیز قلب به طور همزمان منقبض می شوند و به دنبال آن انقباض هر دو بطن قلب به شکل همزمان روی می دهد.

 

 

ضربان قلب انسان

گره سینوسی دهلیزی قلب که در واقع گره پیش آهنگ است، سرعت و ریتم ضربان قلب را تنظیم می کند. سایر عوامل مؤثر بر ضربان قلب عبارتند از هیجان، ورزش، هورمون ها، دما، درد و استرس. قلب سالم در فرد بالغ با حدود ۷۰ کیلوگرم وزن، در هر دقیقه حدود ۷۰ بار ضربان دارد و هر دقیقه معادل ۶ لیتر خون را پمپ می کند. از آنجا که کل حجم خون در یک فرد بالغ ۲/۵ لیتر است، قلب، حجم کل خون بدن را در زمان کمتر از یک دقیقه پمپ می کند و این کار در تمام طول عمر به طور مداوم انجام می شود.

 

 

 

 

 

 

 

نکته بالینی: حفره پریکارد شامل مقدار کمی از مایع لوبریکانت جهت  جلوگیری از اصطکاک در طول انقباض قلب  می باشد

آناتومی سیستم قلب و عروقی

سیستم قلب و عروقی یک سیستم بسته است که شامل قلب و تمام رگ های خونی میشود.شریان ها و وریدها با ساختارهای کوچکی به هم متصل شده اند،که مواد مورد نیاز را برای ساخت و سوزسیستم های بدن حمل میکند و مواد زائد حاصل از سوخت و ساز بدن از بافت های مشابه را حذف میکند.سرخرگ ها خون را از قلب دور میکنند (به استثناء سرخرگ ریوی) و خون اکسیژن دار را منتقل میکنند .به جز رگهای ریوی که آنها خونی را که دارای اکسیژن کم و دی اکسید کربن زیادی است حمل میکنند.

 

سیستم قلب و عروق- سرخرگ های اصلی

 

سیستم قلب و عروق-سیاهرگ های اصلی

 

 

فیزیولوژی قلب

جریان خون طبیعی از قلب،از دهلیز راست شروع میشود ،که خون های وریدی سیستماتیک را از بزرگ سیاهرگ زیرین و زبرین (INF Vena cava & SUP Vena cava)دریافت میکند.خون فیزیولوژی از دهلیز راست عبور کرده و پس از انتقال از دریچه سه لختی به بطن راست وارد میشود.پس از آن در سراسر دریچه ریوی به سرخرگ ریوی پمپ میشود.

خارج از قلب،شریان ریوی چپ و راست خون را برای تبادل گاز در مویرگ های ریوی به ریه ها توزیع میکند. خون اکسیژن دار از طریق وریدهای ریوی چپ و راست به دهلیز چپ برگردانده میشود.خون بعد از عبور از از دریچه میترال، وارد بطن چپ میشود، و انجا از طریق دریچه آئورت  به شریان ائورت پمپ شده و از آن طریق به عروق کرونر و گردش عمومی خون  وارد شده و سرتاسر بدن را طی می نماید.

 

مکانیسم نقش قلب

فرآیند

عملکرد

چرخه قلبی

توالی رویدادها در یک ضربه قلبی .خون  از طریق سیستم قلب و عروق به تمام بدن پمپ میشود

سیستول

فاز انقباض-معمولا به انقباض بطن اشاره دارد

دیاستول

مرحله آرامش-دهلیز و بطن در حال پرشدن هستند.زمان آن بیشتر از سیستول طول میکشد

حجم ضربه ای (SV)

مقدار خون خارج شده از هر دو بطن در طی یک انقباض.قانون استارلینگ بیان میکند که درجه کشش عضله قلب میتواند خون خروجی را افزایش دهد.پرشدن بیشتر بطن از خون باعث افزایش SV میشود.

خروجی قلب(CO)

میزان خون پمپ شده به سیستم قلبی عروقی در هر دقیقه.CO=SV*HR

 

ویژگی سلول های قلبی

ویژگی

توانایی

اتوماتیسیتی

تولید ضربان الکتریکی به طور مستقل، بدون دخالت سیستم عصبی.

قابلیت تحرک

پاسخ به تحریک الکتریکی.

رسانایی

عبور یا انتشار ایمپالس های الکتریکی از یک سلول به سلول دیگر

انقباض

پاسخ های کوتاه به تحریک الکتریکی

 

سیستم هدایت الکتریکی قلب

الکتروفیزیولوژی

ساختار

نقش و جایگاه

گره سینوسی(SA)

ضربان ساز اصلی قلب-در بخش فوقانی دهلیز راست واقع شده است.اندازه 60-100bpm

مسیرهای میان گره ای

ضربان های الکتریکی مستقیم بین گره های SA&AV و سپس سراسر عضله دهلیزی پخش می شوند.

گره دهلیزی(AV)

بخشی از بافت سیناپسی AV که شامل بافت های اطراف آن بعلاوه دسته His میشود.سرعت انتقال آرام گره دهلیزی،کمی انتقال ایمپالسها به بطن ها را به تاخیر می اندازد. اندازه 40-60bpm

دسته His

در بالای تیغه بین بطنی قراد دارد.این دسته از فیبر، مستقیما از گره دهلیزی گسترش می یابد و ضربان ها را به انشعابات دسته انتقال میدهد

بخش چپ دسته

انتقال پیامهای الکتریکی به سمت بطن چپ

بخش راست دسته

انتقال پیامهای الکتریکی به سمت بطن راست

سیستم پورکنژ

انشعابات دسته،با این شبکه از فیبرها به پایان میرسد که به سرعت ضربان های الکتریکی را به سمت دیواره های بطنی گسترش میدهد.اندازه 20-40bpm

 

 


 

 

 

 

سیستم هدایت قلب

 

سیستم هدایت الکتریکی قلب

 

الکتروفیزیولوژی

عمل

اثر

دپلاریزاسیون

بار الکتریکی سلول  باتغییرالکترولیت ها در دو طرف غشا سلولی تغییر پیدا میکند.این تغییر باعث منقبض شدن فیبر ماهیچه  قلب میشود

رپلاریزاسیون

پمپ های شیمیایی یک بار منفی داخلی را مجددا برقرار میکنند که باعث برگشت سلول ها به حالت استراحت میشود

 

 

 

 

 

 

 

فرآیند دپلاریزاسیون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارتباط دپلاریزاسیون و رپلاریزاسیون با نوار قلب

نکته بالینی

مکانیسم و عملکرد الکتریکی قلب تحت تاثیر تعادل الکترولیت های مهمی چون پتاسیم، سدیم و کلسیم و منیزیم  می باشد

ا

 

فصل دوم انشقاق های قلبی

الکتروکاردیوگرام(نوار قلب)(ECG)

بدن به عنوان یک هدایتگر الکتریکی بزرگ عمل میکند.فعالیت الکتریکی که از قلب سرچشمه گرفته شده است میتواند توسط نوار قلب بر روی سطوح بدن ثبت گردد.الکترودها بر روی پوست قرار میگریند برای اندازه گیری تغییرات ولتاژ در سلول های بین دو الکترود.این تغییرات ولتاژی تقویت شده و بر روی نوسان نما و کاغذ گراف قابل مشاهده است.

  • یک نوار قلب شامل یک سری از موج ها و انحرافات ثبت شده از فعالیت الکتریکی بر روی کاغذ گراف  می باشد.
  • بیشتر مشاهدات،که هرکدام یک اشتقاق نامیده میشوند،تغییرات ولتاژ بین الکترود های قرار گرفته درمحل های متفاوتی از بدن را نشان میدهند.
  • اشتقاق های 1،2 و 3 اشتقاق های دو قطبی هستند و از دو الکترود با قطب های مخالف تشکیل شده اند(مثبت و منفی).الکترود سوم (زمین)فعالیت الکتریکی سایر منابع را به حداقل میرساند.
  • اشتقاق های aVL,aVr,aVF  تک قطبی هستند و شامل یک الکترود مثبت و یک نقطه مرجع(با پتانسیل الکتریکی منفی)میباشند.این اشتقاق ها در مرکز الکتریکی قلب قرار میگیرند.
  • اشتقاق های V1,V2 اشتقاق های تک قطبی هستند و شامل یک الکترود مثبت با یک نقطه مرجع منفی موجود در  مرکز الکتریکی قلب میباشد
  • نوار قلب در هر اشتقاقی متفاوت به نظر می آید زیرا زاویه ثبت تغییرات فعالیت الکتریکی هر اشتقاقی متفاوت است.
  • دستگاه نوار قلب می تواند برای هر الکترود مثبت یا منفی بر روی پوست تنظیم گردد.قطبیت به اشتقاقی که دستگاه در حال ثبت آن است بستگی دارد.
  • کابل متصل به بیمار به چند سیم رنگی متفاوت تقسیم میشود:سه،چهار یا پنج با هدف مانیتورینگ(پایش)،یا 10 سیم برای نوار قلب 12 اشتقاقی.
  • قرار دادن نادرست الکترود ها ممکن است یک  نوار قلب نرمال را به یک نوارغیر نرمال آن تغییر دهد

 

نکته بالینی:این مهم است که به یاد  داشته باشیم که نوار قلب تنها فعالیت الکتریکی قلب را به ما میگوید و چیزی در مورد چگونگی و کار مکانیکی قلب نمیگوید.

نکته بالینی:بیماران باید با توجه به علائم بیماریشان درمان شوند نه نوار قلبشان.

نکته بالینی:برای به دست آوردن یک نوار قلب 12اشتقاقی، چهار سیم به اندام و 6 سیم به نواحی مختلف قفسه سینه وصل میشوند.مجموع 10 سیم 12 مشاهده را نمایش میدهد.

اشتقاق های اندامی

الکترود ها در بازوی راست(RA)،بازوی چپ(LA)،پای راست (RL)و پای چپ(LL) قرار میگیرند.فقط با 4الکترود ،6 استقاق نمایش داده می شود.این اشتقاق ها شامل اشتقاق استاندارد I-II-III میشود و همین طور اشتقاق های تقویتیaVR,aVL,aVF

 

محل قرارگیری الکترود اشتقاق اندام استاندارد

 

 


 


 

اشتقاق های اندامی استاندارد

اشتقاق هایI-II-IIIاشتقاق های استاندارد را ایجاد میکند.اگر الکترود ها در بازوی راست،بازوی چپ و پای چپ قرار گرفته باشند، سه اشتقاق ایجاد میشود.اگر یک خط فرضی بین هر کدام از الکترود ها رسم کنیم ،یک محور بین هر جفت اشتقاق رسم میشود.محور این سه اشتقاق ایجاد یک مثلث متساوی الاضلاع میکند که قلب در وسط آن قرار دارد(مثلث اینتهون)

Standard Limb Leads

 

 

اساس اشتقاق های اندامی استاندارد

نمای قلب

الکترود منفی

الکترود مثبت

اشتقاق

جانبی

RA

LA

I

تحتانی

RA

LL

II

تحتانی

LA

LL

III

 

نکته بالینی:اشتقاقII معمولا اشتقاق مانیتورینگ با پایش نامیده میشود.این اطلاعات مربوط به ضربان قلب،نظم،زمان هدایت و ضربان های نابجا را فراهم میکند.وجود یا محل انفارکتوس میوکاردی حاد (MI) باید با 12 اشتقاق نوار قلب تشخیص داده شود.

 

 

اشتقاق های اندام تقویت شده

اشتقاق های aVR,aVL,aVF ایجاد اشتقاق های تقویتی را میکنند.هر کدام از اشتقاق های تقویتی به واژه ای خاص اشاره دارند.

a=تقویتی-V=ولتاژ-R=بازوی راست-L=بازوی چپ-F=پا(پای چپ)

Augmented Limb Leads

 

 

 

عناصر اشتاق های اندام تقویت شده

نمای قلب

الکترود مثبت

اشتقاق

ندارد

RA

aVR

جانبی

LA

aVL

تحتانی

LL

aVF

 

 

 

اشتقاق های قفسه سینه

قرارگیری الکترود های اشتقاق قفسه سینه استاندارد

اشتقاق های قفسه سینه به عنوان V1,V2,V3,V4,V5,V6 شناخته میشوند.هر کدام از الکترود ها در یک موقعیتV مناسب قرار میگیرند

عناصر اشتقاق های قفسه سینه

نمای قلب

مکان قرار گیری الکترود مثبت

اشتقاق

تیغه میانی

فضای بین دنده ای چهارم به سمت راست استرنوم

V1

تیغه میانی

فضای بین دنده ای چهارم به سمت چپ استرنوم

V2

قدامی

دقیقا بین V2 و V4

V3

قدامی

فضای بین دنده ای پنجم به سمت چپ خط  وسط کلاویکول

V4

جانبی

همسطح با V4 در سمت چپ خط بغل چپ

V5

جانبی

همسطح با V5 در سمت چپ وسط خط بغل چپ

V6

 

 

 

قرارگیری الکترود ها با استفاده از 3کابل سیم

 

 

 

 

 

قرارگیری الکترود ها با استفاده از 5 کابل سیم

 

 مانند فوق

 

نکته بالینی:واحد های اندازه گیری 5سیمی  معمولا در مانیتورینگ اشتقاق های I,II,III,aVR,aVL,aVF وV1 در تنظیمات مراقبت حیاتی استفاده 

حاملگی خارج رحمی از تشخیص تا درمان

شرح بيماري 

حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ عبارت‌ است‌ از حاملگي‌ در خارج‌ از رحم‌. شايع‌ترين‌ جايي‌ كه‌ حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ رخ‌ مي‌دهد لوله‌هاي‌ رحمي‌ هستند كه‌ از تخمدان‌ به‌ رحم‌ كشيده‌ شده‌اند. ساير جاها عبارتند از تخمدان‌، گردن‌ رحم‌، يا اصولاً خارج‌ از دستگاه‌ تناسلي‌ و در حفره‌ شكم‌. از نظر آماري‌ حدود 1 از هر 100 حاملگي‌ در خارج‌ از رحم‌ رخ‌ مي‌دهد.

حاملگی خارج رحمی وضعیتی شایع و گاهی مرگبار است.شاید بیان این نکته تکاندهنده باشد که حتی در کشوری مثل انگلستان تقریبا ۵ زن در سال به این علت میمیرند، چرا که با مشاهده علایم بیماری به پزشک مراجعه نمیکنند. نه، نگران نشوید! به یاد داشته باشید که در مقایسه با سقط جنین، حاملگی خارج رحمی هنوز نسبتا نادر است. تنها کافی است بهدنبال بروز علایم با پزشک خود مشورت کنید تا با تشخیص سریع و درمان به موقع از خطر جلوگیری کنید.
اصطلاح <اکتوپیک> به معنای <خارج از جایی> است و حاملگی اکتوپیک یعنی جنین در جایی خارج از رحم لانهگزینی کرده است. از آنجایی که محل لانهگزینی تخم بارور، فضای کافی برای تغذیه و پرورش جنین ندارد، حاملگی خارج رحم میتواند موجب تخریب دیواره محل لانهگزینی و پاره شدن یا ترکیدن آن عضو شود. لانهگزینی در جاهای زیادی از بدن ممکن است صورت گیرد: تخمدان، گردن رحم، لولههای رحمی، شکم (صفاق) و حتی جای زخم سزارین. البته بارداری خارج رحمی در بیش از ۸۹ درصد موارد در لولههای رحمی جایگزین میشود.

علايم‌ شايع‌

شروع بیسروصدا
متاسفانه علایم بارداری خارج رحمی میتواند بسیار گوناگون باشد. گاهی شما را طوری گول میزند که خیال میکنید دچار عفونت ادراری یا مشکلات گوارشی و مسمومیت شدهاید. حتی ممکن است با وجود بارداری خارج رحمی، خونریزی مشابه قاعدگی داشته باشید و متوجه نشوید که باردار شدهاید. تشخیص بارداری خارج رحمی معمولا مشکل است چرا که علایمش، علایم ابتدای یک حاملگی طبیعی است. تاخیر قاعدگی، حساس شدن پستانها، تهوع و استفراغ، تکرر ادرار. اولین علامت خطر، معمولا درد است. دردی که ممکن است در لگن،شکم یا حتی در شانه و گردن حس شود. اغلب زنان اظهار میکنند که دردشان تیز و خنجری است که ممکن است مداوم یا منقطع باشد. این مهمترین آژیر خطر برای حاملگی است، اما علایم دیگری هم هستند که باید به آنها توجه کرد.
از جمله خونریزی غیرطبیعی از مهبل که برخلاف قاعدگی معمولا تیره و آبکی است. سرگیجه و غش، بهدلیل افت فشارخون در اثر خونریزی نیز رخ میدهد.

مراحل‌ اوليه‌:

  • عدم‌ وقوع‌ قاعدگي‌ يا نامنظمي‌ زمان‌ قاعدگي‌
  • لكه‌بيني‌ يا خونريزي‌ بدون‌ توجيه‌
  • درد يا دل‌پيچه‌ در قسمت‌ پايين‌ شكم‌
  • ندرتاً درد در شانه‌

 

مراحل‌ انتهايي‌:

  • درد شكمي‌ شديد و تند و تيز به‌ صورت‌ ناگهاني‌ در اثر پارگي‌ لوله‌ رحمي‌
  • منگي‌، غش‌، و شوك‌ (رنگ‌پريدگي‌، تند شدن‌ ضربان‌ قلب‌، پايين‌ افتادن‌ فشار خون‌ و عرق‌ سرد).
  •  اين‌ علايم‌ گاهي‌ ممكن‌ است‌ قبل‌ از درد يا همراه‌ آن‌ رخ‌ دهند.

 

علل‌

مشکل در کجاست؟
تخم بارور شده به طور معمول ۴ تا ۵ روز طول میکشد تا مسیر لوله رحمی از تخمدان تا رحم را طی کند و حدود ۶ تا ۷ روز بعد از لقاح در رحم لانهگزینی کند. شایعترین علت حاملگی خارج رحمی، تخریب لوله رحمی و ایجاد انسداد یا تنگی لوله است. همچنین احتمال دارد مشکل در دیوارههای لوله وجود داشته باشد که نتواند مانند حالت طبیعی منقبض شده و تخم بارور را به داخل رحم به حرکت درآورد.
در شرایطی مثل آپاندیسیت و عفونتهای لگن نیز پیچخوردگی لوله یا چسبندگی موجب تاخیر عبور تخم از لوله و لانهگزینی آن میشود. پس هر علتی که موجب کندی حرکت تخم بارور در مسیر خود به سمت رحم شود میتواند موجب بارداری خارج رحمی شود. عفونت یا التهاب لوله در اثر بیماریهای التهابی لگن، اندومتریوز (رشد بافت رحم در جایی خارج از رحم) و بافت زخمی که در اثر جراحیهای قبلی در شکم ایجاد شده، هم میتواند موجب بارداری خارج رحمی شود.


● شما بیشتر مواظب باشید
خطر بارداری خارج رحمی در زنان ۵۳ تا ۴۴ سالهای که دچار بیماری التهابی لگن، حاملگی خارج رحمی قبلی، مشکلات نازایی (از جمله اندومتریوز) بودهاند یا سابقه جراحی شکم دارند و یا داروی محرک تخمکگذاری (در درمان نازایی) مصرف میکنند، بیشتر است. بعضی از روشهای جلوگیری از بارداری مانند آی.یو.دی و قرصهای خوراکی که فقط پروژسترون دارند (مینیپیل) و قرصی که صبح روز بعد از مقاربت مصرف میشود نیز میتوانند میزان بروز بارداری خارج رحمی را بالا ببرند.
● همه چیز از درد شروع میشود
اگر به محض ظهور علایم با شکایت درد شکمی به اورژانس مراجعه کنید ابتدا یک آزمایش ادرار برای اثبات حاملگی از شما گرفته میشود. این آزمایش بسیار ساده است و خیلی سریع انجام میشود. تشخیص سریع هم در درمان حاملگی خارج رحمی اهمیت زیادی دارد.اگر آزمایش ادرار حاملگی مثبت شود احتمالا آزمایش خون از نظر سطح هورمون HCG انجام میشود. اگر سطح HCG کمتر از میزان انتظار در هر مرحله از حاملگی باشد، پزشک یک قدم دیگر به تشخیص بارداری خارج رحمی نزدیک شده است. معاینه لگنی و سپس تصویربرداری به روش سونوگرافی از روشهای دیگری هستند که بهکار گرفته میشود.
سونوگرافی نشان خواهد داد که آیا رحم، جنین در حال رشد را در برگرفته یا اینکه توده در جای دیگری از شکم قرار دارد. البته ممکن است سونوگرافی نتواند همه حاملگیهای خارج رحمی را تشخیص دهد.
حتی با بهترین تجهیزات، مشاهده حاملگی پیش از ۶ هفته، دشوار است، بنابراین در صورت عدم تشخیص، لازم است بیمار تحت نظر باشد و هر چند روز یکبار سطح HCG او بررسی شود تا وقتی که بتوان از سونوگرافی استفاده کرد.

 

تخمكي‌ كه‌ از تخمدان‌ رها شده‌ در خارج‌ از رحم‌ با اسپرم‌ لقاح‌ مي‌يابد و در جايي‌ خارج‌ از رحم‌، كه‌ معمولاً لوله‌ رحمي‌ است‌، كاشته‌ مي‌شود. با بزرگ‌ شدن‌ رويان‌ كاشته‌ شده‌، لوله‌ رحمي‌ كش‌ آمده‌ و پاره‌ مي‌شود و خونريزي‌ داخلي‌ خطرناكي‌ كه‌ جان‌ زن‌ را به‌ خطر مي‌اندازد رخ‌ مي‌دهد.

عوامل تشديد كننده بيماري 

  • استفاده‌ از دستگاه‌ جلوگيري‌ از حاملگي‌ كه‌ داخل‌ رحم‌ كار گذاشته‌ مي‌شود (آي.‌يو.دي‌).
  • سابقه‌ عفونت‌هاي‌ شكمي‌ يا لگني‌
  • وجود چسبندگي‌ها (رشته‌هاي‌ بافت‌ جوشگاهي‌) در اثر اعمال‌ جراحي‌ قبلي‌
  • سابقه‌ حاملگي‌ در لوله‌هاي‌ رحمي‌
  • سابقه‌ جراحي‌ بر روي‌ لوله‌هاي‌ رحمي‌ يا رحم‌
  • سابقه‌ آندومتريت‌ (التهاب‌ آندومتريوم، بافت‌ پوشاننده‌ سطح‌ داخلي‌ رحم)
  • وجود ناهنجاري‌ در رحم‌

علایم اولیه بارداری خارج از رحم به علایم بارداری طبیعی شباهت فراوانی دارند و به همین دلیل ممکن است تشخیص بر اساس علایم برای پزشک دشوار باشد، اما پزشک می تواند توسط انجام چند آزمایش آن را تشخیص دهد.

  • معاینه بالینی توسط معاینه بالینی، پزشک می تواند تا حدی بارداری خارج از رحمی را تشخیص دهد. در صورت مشاهده علایم زیر در معاینه بالینی، پزشک احتمال بارداری خارج از رحم را بالا می داند:
  • اندازه رحم به حد طبیعی قبل از بارداری باشد و یا تنها مقدار کمی بزرگ شده است.
  • واژن دچار خونریزی شده است.
  • با لمس دهانه رحم دردی در ناحیه لگن احساس شود.
  • افزایش حجم تخمدان به طور قابل توجه، در حدی که با لمس کردن قابل تشخیص گردد.

معاینات بالینی نمی تواند به طور صد در صد وقوع بارداری خارج رحمی را تایید نماید، زیرا به عنوان مثال 30 درصد از بیماران مبتلا به بارداری نا به جا دچار خونریزی مهبلی نمی شوند و یا تنها در 10 درصد موارد توده تخمدان قابل لمس می باشد.

  • سونوگرافی سونوگرافی مهبلی یکی از قابل اعتماد ترین راه های تشخیص بارداری خارج رحمی می باشد. بارداری شما پس از گذشت شش هفته از آخرین دوره عادت ماهیانه توسط سونوگرافی قابل مشاهده است، پس در صورتی که تست های تشخیصی مانند آزمایش خون، بارداری شما را تایید کرد ولی در آزمایش سونوگرافی هیچ نشانه ای از جنین در رحم مشاهده نگردید، به احتمال زیاد بارداری خارج از رحم صورت گرفته است. همچنین پزشک سونوگرافی ممکن است به دلیل پارگی لوله یا خونریزی، مقداری خون در حفره شکم و یا توده ای در ناحیه لوله فالوپ یا تخمدان شما مشاهده نماید.
  • آزمایش خون انجام دو یا چند آزمایش خون جهت بررسی میزان هورمون بارداری یا hCG در فواصل زمانی مختلف، مثلا در هر 48 ساعت می تواند تا حدی مشخص کننده طبیعی یا غیر طبیعی بودن بارداری شما باشد. در طی هفته های اول یک بارداری طبیعی میزان هورمون بارداری هر دو روز تقریبا دو برابر می شود. پایین بودن یا افزایش کند سطح هورمون بارداری در اوایل می تواند نشان دهنده بارداری غیر طبیعی مانند بارداری خارج از رحم باشد. در صورتی که میزان hCG خون شما به طور غیر طبیعی کم باشد توسط انجام آزمایشات تکمیلی می توان علت آن را تشخیص داد.
  • جراحی لاپاروسکوپی گاهی اوقات توسط یک عمل جراحی با استفاده از لاپاروسکوپی می توان بارداری خارج از رحمی را تشخیص داد. از هفته پنجم بارداری به بعد می توان توسط لاپاروسکوپ این عارضه را تشخیص و درمان کرد. جهت اطلاعات بیشتر در مورد این جراحی می توانید مقالات مرتبط با لاپاروسکوپی را در سایت فرزند مطالعه نمایید.

 

پيشگيري

v   از روشي‌ غير از آي‌يودي‌ براي‌ جلوگيري‌ از حاملگي‌ استفاده‌ شود.

v   در صورت‌ بروز هر گونه‌ عفونت‌ لگني‌، سريعاً براي‌ درمان‌ مراجعه‌ شود.

 عواقب‌ مورد انتظار

حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ نمي‌تواند كامل‌ شود يا جنيني‌ را بپروراند كه‌ توانايي‌ زندگي‌ داشته‌ باشد. پاره‌ شدن‌ حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ يك‌ ‌ است‌ و بايد فوراً درمان‌ شود. با تشخيص‌ زود هنگام‌ و انجام‌ عمل‌ جراحي‌، احتمال‌ بهبود كامل‌ زياد است‌. در 85%-50% از بيماران‌، حاملگي‌هاي‌ بعدي‌ طبيعي‌ هستند.

عوارض‌ احتمالي‌

ü    عفونت‌

ü    كم‌ شدن‌ توانايي‌ باروري‌

ü    از دست‌ دادن‌ اعضايي‌ از دستگاه‌ تناسلي‌ در اثر دشوار بودن‌ عمل‌ جراحي‌

ü    شوك‌ و مرگ‌ در اثر خونريزي‌ داخلي‌

 اصول‌ كلي درمان‌

درمان، طبی یا جراحی؟
نوع درمان،بسته به اندازه و محل بارداری خارج رحمی و تمایل شما به مادر شدن مجدد،متفاوت است. در مراحل اولیه میتوان با داروی متوتروکسات تخم بارور شده را حل کرد تا توسط بدن باز جذب گردد. اما اگر زمان بیشتری از حاملگی گذشته باشد لازم است جراحی انجام گیرد. بعد از جراحی لازم است میزان HCG خون تا زمان به صفر رسیدن یعنی ۲۱ هفته بعد،اندازهگیری شود.
● زنگ خطر کی به صدا درمیآید؟
اگر جزء کسانی هستید که در معرض خطر بارداری خارج رحمی هستند (کسانی که در پاراگراف <شما بیشتر مواظب باشید> به آنها اشاره شد)، قبل از حاملگی با پزشکتان مشورت کنید. شاید نتوان برای جلوگیری از بارداری خارج رحمی کاری کرد اما تشخیص سریع حاملگی خارج رحمی اهمیت بسیار دارد. گاهی لازم است بدین منظور سطح هورمون HCG خون شما از روز دهم حاملگی ثبت شده و سونوگرافی در هفته ششم حاملگی، برای اطمینان از پیشرفت طبیعی بارداری انجام گیرد. در ضمن اگر حامله هستید و علایم بارداری خارج رحمی را مشاهده کردید، فورا به پزشک مراجعه کنید.
در پایان باید یادآوری کنیم زندگی پس از حاملگی خارج رحمی محکوم به تباهی نیست و بسیاری از زنان میتوانند بارداری موفقیتآمیزی داشته باشند. طبق نتایج بدست آمده ۵۶ درصد زنان طی ۸۱ ماه بعد از این بیماری، حاملگی طبیعی خواهند داشت که این میزان تا سالهای بعد، بیشتر هم خواهد شد. نکته اینجاست که بعد از بارداری خارج رحمی سه ماه زمان لازم است تا وضعیت جسمی برای بارداری طبیعی کاملا بهبود پیدا کند. تغذیه مناسب شامل مصرف سبزیجات تازه و ورزش سبک، بدن را در رسیدن به این آمادگی یاری میدهند. قطع سیگار و الکل و گاهی مصرف اسیدفولیک نیز برای آمادگی بدن توصیه میشود.

 

v   اقدامات‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ موارد زير باشند: حاملگي‌؛ سونوگرافي‌؛ كولدوسنتز (نمونه‌برداري‌ از مايع‌ لگني‌ با استفاده‌ از يك‌ سوزن‌ كه‌ به‌ سقف‌ مجراي‌ تناسلي‌ در عقب‌ وارد مي‌شود)؛ لاپاروسكوپي‌ (سوراخ‌هاي‌ كوچكي‌ در شكم‌ ايجاد مي‌شوند و از راه‌ آنها وسايل‌ لازم‌ براي‌ ديدن‌ و درآوردن‌ حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ وارد مي‌شوند)؛ D&C (گشاد كردن‌ و تراشيدن‌ رحم ‌با وسيله‌اي‌ به‌ نام‌ كورت‌)؛ و لاپاراتومي‌ (عمل‌ جراحي‌ باز) تفحصي‌.

v   شايد بتوان‌ ارزيابي‌ و درمان‌ را بدون‌ بستري‌ كردن‌ بيمار به‌ انجام‌ رساند.

v   البته‌ براي‌ انجام‌ عمل‌ جراحي‌ و مراقبت‌هاي‌ حمايتي‌ نياز است‌ كه‌ بيمار بستري‌ شود. امكان‌ دارد تزريق‌ خون‌ نيز ضرورت‌ يابد.

v   عمل‌ جراحي‌ براي‌ درآوردن‌ رويان‌ در حال‌ رشد، جفت‌، و هر گونه‌ بافت‌ آسيب‌ ديده‌. اگر نتوان‌ لوله‌ رحمي‌ را ترميم‌ نمود، اجباراً در آورده‌ خواهد شد. حاملگي‌ طبيعي‌ با لوله‌ رحمي‌ باقيمانده‌ (در طرف‌ مقابل‌) امكان‌پذير است‌. پس‌ از عمل‌ جراحي‌:

v   بعد از 24 ساعت‌ مي‌توان‌ روي‌ بخيه‌ها را شست‌.

v   براي‌ رفع‌ درد از گرما استفاده‌ كنيد. مي‌توانيد يك‌ صفحه‌ گرم‌ كننده‌ يا شيشه‌ آب‌ داغ‌ را روي‌ شكم‌ يا كمر قرار دهيد. حمام‌ آب‌ داغ‌ نيز باعث‌ تخفيف‌ ناراحتي‌ و شل‌ شدن‌ عضلات‌ مي‌شود. براي‌ اين‌ كار، 15-10 دقيقه‌ در وان‌ آب‌ داغ‌ بنشينيد. هرچند بار كه‌ لازم‌ باشد اين‌ كار را تكرار كنيد.

داروها

در بعضي‌ از موارد كه‌ حاملگي‌ خارج‌ رحمي‌ زود تشخيص‌ داده‌ مي‌شود، هنوز پاره‌ نشده‌ باشد، يا به‌ حالت‌ مزمن‌ درآمده‌ باشد مي‌توان‌ از داروي‌ متوتروكسات‌ (كه‌ در شيمي‌درماني‌ نيز استفاده‌ مي‌شود) بهره‌ جست‌. اين‌ دارو در حذف‌ بافت‌ حاملگي‌ مؤثر است‌. اگر تصميم‌ به‌ تجويز اين‌ دارو گرفته‌ شود، برنامه‌ريزي‌ و پيگيري‌ دقيق‌ بيمار ضرورت‌ دارد.

پس‌ از عمل‌ جراحي‌ ممكن‌ است‌ داروهاي‌ ضد بارداري‌ از گروه‌ داروهاي‌ ضدالتهابي‌ غير استروييدي‌ يا مخدرها براي‌ 7-2 روز تجويز شوند

 

 

داروهایی که بر رنگ مایعات بدن اثر می گذارند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!11

مایعات بدن برای فیزیولوژی اعمالی بدنی اهمیت اساسی دارند و از نظر گاههای متفاوتی به عنوان معیارهایی برای ارزیابی سلامتی مورد بحث قرارمی گیرند (مثل فشارخون، دزیدراته شدن، فشارداخل کره ی چشم، فشارداخل جمجمه و ...). حدود ۲۵ لیتر از ۴۰ لیتر مایع موجود در بدن یک مرد ۷۰ کیلویی در داخل تقریباً ۷۵ تریلیون سلول بدن قرار دارد.

مایع موجود در هر سلول محتوی اجزای مختلف مخصوص به خود است و غلظت این مایع از یک سلول تا سلول دیگر به طور قابل قبولی مشابه است.

۱۵ لیتر دیگر از این ۴۰ لیتر مایع در خارج سلول ها قرار دارد. این ۱۵ لیتر و ۲۵ لیتر مایع خارج سلولی و داخل سلولی به طور دائم در حال مخلوط شدن با یکدیگر هستند با این وجود در هر بخش از بدن مثل جمجمه، قسمت مغزی نخاعی، کره ی چشم، لوله ی گوارش و ... حجم معینی ازمایعات وجود دارد (حجم هر بخش ازمایعات بدن را می توان با وارد کردن یک ماده به داخل آن بخش و اجازه دادن به آن برای پخش شدن به طور یکنواخت در سراسر بخش مایع و سپس تعیین میزان رقیق شدن آن ماده تعیین کرد) اگر این حجم تغییر کند اختلالی در عملکرد آن بخش حادث می شود که از لحاظ سلامتی حائز اهمیت است، از طرف دیگر تغییر رنگ این مایعات در اثر مصرف داروها و سایر مواد غذایی هم از نظر ارزیابی پروتکل درمانی و سلامت بیمار و هم از نقطه نظر ترس بیمار و حساسیت او نسبت به سلامت خودش مهم است.

اندیشه و اطلاع کادر پزشکی از تغییر رنگی که در مایعات بدن به دلیل مصرف داروها و مکمل های غذایی و رژیم غذایی ایجاد می شود و گوشزد نمودن آن به بیماران در حین مصرف آن داروها و سایر مواردی که باعث تغییر رنگ مایعات بدن می شود ممکن است برای بیمار و اطرافیان او آرامبخش باشد. مهمترین داروهایی که سبب تغییر رنگ مایعات بدن می شود و تغییر رنگی که ایجاد می کنند عبارتند از:

 

مهمترين داروهايي که سبب تغيير رنگ مايعات بدن مي‌شود و تغيير رنگي که ايجاد مي‌کنند عبارتند از:

دسته دارویی

مثال

دفع غالباً از طریق

تغییر رنگ ادرار به رنگ

سایر تغییرات

Antide pressants Tricyclic

Amitriptyline

متابوليزکبدي دفع کلیوی

آبی متمایل به سبز

رنگ پريدگي پوست

Anticoagulants

Acenocoumarol و Warfarin

متابوليزکبدی و دفع کلیوی

کدورت

تيره شدن انگشتان،مدفوع و زرد شدن  چشمهاکبودي پوست

Antidotes

Methylene Blue

 

کلیوی و کمتر صفراوی

آبي متمايل به سبز

محلول هيپوکلريت پاک کردن پوست حين مصرف

Diuretics

Triametrene

متابوليزکبدي دفع کلیوی

آبي کمرنگ فلورسانس دار

 

از دسته‌ي دارويي Diuretics Thiazide

chlorthalidone و hydrochlorothiazide

کلیوی و کمتر کبدی*

رنگ دارو

زرد شدن چشمها يا پوست

Diagnostic Agents

Phenolsulfonphthalein

PSP

کلیوی و کمتر صفراوی

صورتي

 

 Anticonvulsants

دي فنيل هيدانتوئين و فن لوکسيمين

کلیوی

صورتي تا قرمز و قهوه‌يي

 

 Hemostatic Agents

تولونيون

کلیوی

آبي متمايل به سبز

 

Amebicides

Metronidazol که

کلیوی

تيره

 

Aminoquinolines

Chloroquine

کلیوی **

قهوه‌يي

 

Urinary Analgesics

Phenazopyridine

کلیوی **

نارنجي تا قرمز نارنجي

 

Antimalarials.

Primaquine

کلیوی و کبدی

زرد تيره

 

Anthelmintics

Quinacrine

کلیوی و کبدی

 زرد

 

Skeletal Muscle Relaxants

Methocarbamol

عمدتاً کليوي

رنگ قهوه‌يي تا سياه

 

Antitubercular

Rifampin

تغییر رنگ دایمی عدسی تماسی

دفع% 65 از طريق مدفوع 15% کلیوی

 نارنجي مايل به قرمز تا قرمز مايل به قهوه‌يي

مدفوع، بزاق، خلط، عرق و اشک از نارنجی تاقرمز و قهوه ای

 Tranquilizers

Phenothiazins

کليوي

صورتي تا قرمز و قهوه‌يي

 

Vitamins

Riboflavin) Vitamin B2

 کليوي

 زرد

 

Iron Preparation

Hematinic

 کليوي

 سياه

 

Antiprotozoal Agent

Quinine

 کليوي

 قهوه‌يي متمايل به سياه

 

 Anticoagulants.

 

ايندانديون و فن ايندين

کليوي

رنگ نارنجي(درادرارقليايي) و صورتي يا قرمز تاقهوه‌يي

 

*دارو به صورت تغییر نیافته در ادرار دفع می شود

**بیشتر دارو طی 24 ساعت به شکل متابوليت و داروي تغيير نيافته از راه ادرار دفع مي‌شود

اصطلاحات رایج مامایی

گراوید: Gravida

 تعداد بارداری. نخستین بارداری را نخست زا یا پرایمی گراوید primigravida , و بارداری بیش از یکی را چندزا یا مولتی گراوید Multigravida می نامند.

پارا : Para

تعداد تولد زنده در واقع تعداد دفعاتی که یک زنده باردار نوزاد زنده به دنیا می آورد.

مایع آمنیوتیک: Amniotic Fluid

مایع شفاف تقریبا مایل به زرد رنگ است که داخل رحم در دوران بارداری، جنین در آن شناور بوده، دور آن را کیسه ای ضخیم(غشای آمنیوتیک) فراگرفته است.

آمنیوتومی: Amniotomy

آمنیوتومی پاره کردن غشای ( پرده) آمنیوتیک یا همان کیسه آب است. روشی برای تحریک و القای زایمان است. در گذشته با سر سوزن انجام می شد ولی امروزه ابزار پلاستیکی و یک بار مصرف برای انجام آن به کار می رود. پیشتر ها این روش در مامایی بیشتر به کار می رفت ولی در مامایی (Natural) و نیز مامایی نوین از آن کم تر استفاده می شود.

آمنیوسنتز :Amniocentesis

آزمایشی در دوران بارداری است که در آن مقدار کمی از مایع آمنیوتیک برای آنالیز برداشته می شود. تقریبا در هفته های ۱۵ تا ۲۰ انجام می شود و می تواند ناهنجاری های کروموزومی مانند نشانگان( سندروم) سیستیک فیبروزیس و ... را نشان دهد. هم چنین برای تشخیص جنس جنین، احتمال خطر ابتلا به اسپینا بیفیدا( حالتی که در آن مغز و یا نخاع جنین رشد و نمو کامل ندارند) به کار می رود.

مجرای زایمان : Birth Canal

مجرا یا کانالی است که بین دهانه ورودی واژن و گردن رحم قرار دارد. نوزاد شما پس از خروج از رحم از این راه به دنیای بیرون پا می گذارد.

علامت تولد: Birth Mark

وجود رنگدانه (پیگمانتاسیون) روی پوست نوزاد در هنگام تولد است. برخی نوزادان هنگامی که بدنیا می آیند علامتی روی پوست شان است و وقتی با پزشک مشاورتان در میان می گذارید، می گوید چیز مهمی

نیست و نشان تولد است.

انقباضات برکستون هیکس :Braxton Hicks Contractions

انقباض های رحم در مرحله نخست بارداری است. به آن دردهای کاذب زایمانی و یا تمرینی برای انقباض زایمانی نیز می گویند. این انقباض ها سبب بازشدن سرویکس نمی گردند و بی خطر به شمار می آیند.

  کریونیک ویلی Chorionic Villi

پرز ها و برآمدگی های ظریف و انگشت مانند جفت بلاستوسیست است که به دیواره رحم می چسبد و در اثر تکامل، جفت را بوجود می آورند.

کریونیک ویلوس سمپلینگ (chorionic villus sampling (CVS

آزمایش نمونه برداری جفتی: این آزمایش بین هفته های ۱۰ و ۱۲ بارداری انجام می شود و می تواند مانند آمنیوسنتز برخی از ناهنجاری های کروموزومی و اختلالات ژنتیک را نشان دهد. هم چنین با کمک این آزمایش می توان جنسیت نوزاد و احتمال خطر اسپینا بیفیدا را هم تخمین زد.

دیلاتاسیون: Dilatation

باز و گشاد شدن دهانه رحم (سرویکس) در هنگام زایمان است. با این کار امکان خروج سر جنین فراهم می گردد. در برخی سقط ها با بازشدن دهانه رحم (دیلاتاسیون)، محصول بارداری خارج می شود.

حاملگی خارج رحمی (اکتوپیک پرگننسی ): Ectopic pregnancy 

اگرتخمک بارورشده در جایی به جز حفره رحم کاشته شود، آبستنی خارج رحمی است. بیشتر موارد در محل آمپول لوله که گشادتر است کاشته می شود اما می تواند در تخمدان، سرویکس و یا حفره شکمی نیز قرار داشته باشد.

اکلمسیا: Eclampsia

اکلامپسی یک عارضه جدی در بارداری است که با فشارخون بالا و ادم همراه است و از پره اکلامپسی بسیار شدیدتر است. اگر پیشینه ابتلا به پره اکلامپسی یا اکلامپسی را داشتید، حتما زیر نظر گروه مامایی برای باردارشدن اقدام کنید.

تخمین تاریخ زایمان :EDD Estimated Delivery Date

زمان تخمین زده شده برای زایمان. زمانی است که گروه مامایی تان پس از این که دریافتید، باردار هستید به شما اعلام می کند که در آن تاریخ، احتمالا زایمان خواهید داشت.

امبریو (رویان (:Embryo

تخمک بارور شده توسط اسپرم است. به شکل سلول هایی سازمان یافته است و از مرحله مورولا (Moroula) تا هفته ۱۰ بارداری به این نام خوانده می شود.

جنین (فیتوس):Fetus (Foetus)

هشت هفته پس از از بسته شدن نطفه تا هنگام زایمان، دوره جنینی است. از هفته ۱۰ بارداری، دیگر رویان نیست و جنین نامیده می شود.

گراویدا (بارداری ): Gravida

گراوید یعنی چندمین باری است که یک زن باردار می شود. تعداد بارداری. نخستین بارداری را نخست زا یا پرایمی گراوید primigravida , و بارداری بیش از یکی را چندزا یا مولتی گراوید Multigravida می نامند.

هاش سی جی : HCG

گنادوتروپیسن انسانی :Human Corionic Gonadotropin

نوعی هورمون بارداری است و در خون و ادرار یافت می گردد.

لانه گزینی :Implantation

لانه گزینی یا کاشته شدن. رسیدن بلاستوسیست به رحم و جایگزین شدن آن در اندومتر رحم است.

سرویکس نارسا : Incompetent Cervix

نارسایی و عدم کفایت دهانه رحم(سرویکس) است. عامل مهمی است که در بررسی های سونوگرافی سه ماهه نخست و نیز در سقط ها، اهمیت دارد. در سونوگرافی هفته های پایین طول سرویکس را اندازه گیری میکنند.

 

 

 

پنو موني در كودكان و مبحث مسمومیت با اکسیژن!!!!!!!!!!!!!!

 

تنگی نفس یا دیس پنه

 

-حس تنگی نفس یک تجربه ناخوشایند و نگران کننده است، مخصوصا زمانی که تا به حال آنرا تجربه نکرده اید. تنگی نفس ممکن است در اثر اختلالات قلبی یا ریوی و یا کم خونی ایجاد شود.

خوشبختانه اکثر عوامل تنگی نفس به سرعت پس از شناسایی عامل ایجاد کننده درمان می شوند. بسیاری از تنگی نفس ها ناشی از مشکلات ساده و کوتاه مدتی چون عفونت های دستگاه تنفسی و حساسیت هاست.

 

 

علل تنگی نفس

تنگی نفس حاد که به صورت ناگهانی وطی چند دقیقه تا چند ساعت رخ می دهد که معمولا دارای علل متفاوتی نسبت به تنگی نفس مزمن است که طی هفته ها تا ماهها ایجاد می شود.

تنگی نفس حاد :

علل شایع تنگی نفس حاد عبارتند از:

  • عفونت های دستگاه تنفسی مثل پنومونی، كه معمولا همراه با علائمی چون تب و سرفه خلط دار است.
  • واکنش های حاد آلرژیک (آنافیلاکسی)، که معمولا باعث خارش، تورم و کهیر می شود.
  • آسم که معمولا منجر به سرفه و خس خس سینه می شود .
  • انسداد مسیر تنفسی که به طور اتفاقی در اثر ورود مواد خارجی مثل بادام زمینی یا گوشت کم جویده شده، ایجاد می شود.
  • لخته ی خون و انسداد در شریان ریوی.
  • ریه ی جمع شده در اثر ورود هوا به جدار قفسه سینه (پنوموتوراکس).
  • تداخل در جریان خون در عضله قلب که در طی حمله قلبی ممکن است رخ دهد. وقتی عامل تنگی نفس حمله قلبي باشد علائم ديگري چون درد و فشار در قفسه سینه نیز ایجاد می شود.
  • نارسایی قلبی که در آن توانایی پمپاژ خون در بدن توسط قلب مختل می شود.
  • تغییرات دستگاه گردش خون و دستگاه تنفس در طول بارداری، حتی قبل از اینکه زن به وضوح باردار باشد، این نوع تنگی نفس در طی بارداری طبیعی تلقی می شود.
  • تنگی نفس مزمن : برخی از علل ایجاد کننده تنگی نفس حاد باعث تنگی نفس مزمن هم می شوند. به عنوان مثال، علائم آسم و نارسایی قلبی می توانند منجر به تنگی نفس طی ماهها تا سالها شوند.

 شایع ترین علل تنگی نفس مزمن عبارتند از:

  • آسم
  • بیمای های انسدادی مزمن ریوی – شرایطی که اغلب در سیگاری های فعلی یا سابق وجود دارد و شامل برونشیت مزمن و آمفیزم است.
  • بیماری بافت بینابینی ریه – مجموعه ای از بیماری های ریوی که باعث آسیب به بافت ریه می شوند.
  • اختلالات عضلانی قلب – شرایطی که طی آن اندازه و شکل قلب و توانایی پمپاز خون به نواحی بدن تغییر می کند.
  • عدم آمادگی – یک اصطلاح تکنيكی مبنی بر عدم تناسب فرد است، به عنوان مثال اگر شما به طور منظم ورزش نکنید، به سرعت دچار تنگی نفس هنگام بالا رفتن از پله ها می شوید.
  • چاقی نیز به عنوان بار اضافه بر قفسه سینه و ریه ها می تواند از علل تنگی نفس به حساب آید.
  • افزایش فشار خون شريان ریوی

علائم تنگی نفس

بيماران علائم تنگی نفس را به صورت های مختلفی توصیف می کنند، برخی می گویند ولع به هوا دارند ،برخی دیگر می گویند، نمی توانند نفس عمیق بکشند. این گونه توصیفات می تواند اطلاعات مهمی درباره علل احتمالی این مشکل در اختیار پزشك قرار دهد.

هر کس که دچار تنگی نفس شود به ویژه اگر در زمان استراحت باشد، باید به پزشک مراجعه کند. اگر شما تنگی نفس شدید و یا درد قفسه سینه و تهوع دارید باید به نزدیکترین  مراجعه کنید. تنگی نفس علامتی نیست که نادیده گرفته شود.

تشخیص تنگی نفس

پزشک از طریق توصیفات شما از مشکل و بررسی سایر علائم همراه، همچنین طی معاینه و از طریق سمع قلب و ریه ی شما به وسیله گوشی پزشکی و ارزیابی اندام هاي تحتانی از نظر تورم، اطلاعات فراواني کسب می کنند.

 

تست های تشخیصی

  • هماتوکریت جهت بررسي کم خونی، شرایطی که طی آن توانایی خون در رساندن اکسیژن تحت تاثیر قرار می گیرد.
  • عکس از قفسه ی سینه برای پنومونی و یا التهاب یا اسکار ریه.
  • نوار قلب جهت بررسی عملکرد قلب و بررسی از نظر سکته ی قلب.
  • اسپیرومتری جهت بررسی ظرفیت حجمی ریه ها و قدرت تخلیه هوا از ریه. این تست می تواند آسم یا آمفیزم را نشان دهد.
  • اکسیمتری براي تخمين میزان اکسیژن خون

 

درمان تنگی نفس

درمان تنگی نفس به علل ایجاد کننده آن بستگی دارد، به عنوان مثال تنگی نفس ناشی از آسم به یک نوع درمان نیاز دارد، در حالیکه تنگی نفس ناشی از نارسایی قلبی به درمان دیگری نیاز دارد. بعد از بررسي هاي لازم و بر حسب تشخيص پزشك و شرايط بيمار، درمان مناسب تجويز مي شود.

بارداری و مصرف  داروها

داروهای غیر نسخه ای (OTC)


به خاطر داشته باشید که محصولاتی همانند کافئین، ویتامین ها و داروهای گیاهی می توانند بر روی جنین در حال رشد تاثیر بگذارند. با پزشکتان در خصوص قطع مصرف کافئین و نوع ویتامین مصرفی مورد نیاز خود صحبت کنید. هیچ گاه پیش از مشورت با پزشکتان از فراورده های گیاهی استفاده نکنید.
تمام داروهای غیر نسخه ای دارای برچسب هستند. این برچسب بر روی تمام داروهای OTC وجود دارد. این برچسب استفاده از دارو را آسان تر می سازد. یک قسمت از این برچسب به استفاده از دارو در دوران بارداری اختصاص دارد. برچسب های داروهای OTC غالباً به خانم های باردار این پیام را می رسانند که قبل از مصرف دارو با پزشکشان صحبت کنند. بعضی از داروهای OTC مشکلات مشخصی را در خلال بارداری ایجاد می کنند. برچسب های این داروها به خانم های باردار این مورد را یادآوری می کند که چرا و در چه زمانی نباید از این دارو استفاده کنند. در اینجا چند مثال از آن ها وجود دارد:

* مصرف داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی (NSAIDs) مانند ایبوپروفن (Advil®,Motrin®) ، ناپروکسن (Aleve®) و آسپرین (استیل سالی سیلات) در سه ماهه آخر بارداری (پس از هفته 28) می توانند مشکلات جریان خون جدی را در نوزادان به وجود آورند. هم چنین آسپرین ممکن است باعث افزایش احتمال مشکلات خونریزی در مادر و نوزاد در خلال بارداری یا در هنگام زایمان شود.
*
* برچسب های داروهای نیکوتینی همانند چسب و قرص مکیدنی نیکوتین این مورد را به خانم ها یادآوری می کند که سیگار کشیدن می تواند برای نوزادانشان زیان آور باشد. اگرچه تصور می شود که دارو از سیگار کشیدن ایمن تر است ولی با این وجود خطرات دارو به طور کامل شناخته نشده است. به خانم های باردار توصیه می شود که مصرف سیگار را بدون مصرف داروی نیکوتین ترک کنند.


 


پیش از بارداری چه راهکارهایی می تواند انجام گیرد؟



اگر تا الان باردار نشده اید می توانید برای داشتن یک فرزند سالم راهکارهایی را در پیش گیرید. از کنترل پیش از بارداری بهره جویید و در ملاقات با پزشک خود در مورد داروها، ویتامین ها و محصولات گیاهی که استفاده می کنید صحبت کنید. این نکته بسیار حائز اهمیت است که پیش از بارداری به درمان مشکلات سلامتی خود بپردازید. در مورد ویتامین های مورد نیاز پیش از بارداری از پزشک خود اطلاعاتی را دریافت کنید. تمام خانم هایی که قصد باردار شدن را دارند باید از ویتامین های گروه B (فولیک اسید) به منظور جلوگیری از نقایص جنینی همانند مشکلات مغزی و طناب نخاعی استفاده کنند. شما باید مصرف این ویتامین ها را پیش از باردار شدن یا در زمان بارداری استفاده کنید. هم چنین ایده خوبی است که با پزشکتان در مورد مصرف کافئین، الکل و سیگار کشیدن صحبت کنید.


آیا مصرف دارو در زمان تصمیم به بارداری ایمن و بی خطر است؟
دانستن زمان دقیق بارداری مشکل است. وقتی شما باردار می شوید ممکن است برای مدت 10 تا 14 روز از آن بی اطلاع باشید. مناسب است که پیش از باردار شدن ملاقاتی با پزشک خود داشته باشید و در خصوص داروهایی که به صورت روزانه، هم اکنون یا در آینده می خواهید مصرف کنید با او صحبت کنید. گاهی از اوقات داروها باید تغییر کنند و گاهی پیش از باردار شدن نیاز به قطع داروها احساس می شود. این حالت برای هر خانمی متفاوت است. بنابراین شما پیش از قطع داروی خود باید با پزشکتان مشورت کنید.اگر شما باردار هستید یا تصمیم به بارداری گرفته اید:

*
* پیش از گفتگو با پزشکتان هیچ داروی نسخه ای را قطع نکنید.
*
* پیش از مصرف هر گونه داروی بدون نسخه با پزشکتان مشورت کنید.
*

در زمان بیماری و نیاز به مصرف دارو در زمان بارداری چه تدابیری باید به کار گیرم؟


اگر شما باردار هستید یا تصمیم به بارداری گرفته اید در خصوص داروهای مصرفی باید با پزشکتان صحبت کنید. خودسرانه آن ها را قطع نکنید یا به تغییر آن ها اقدام نکنید. این داروها شامل داروهای افسردگی، آسم، دیابت، تشنج (صرع) و سایر بیماری ها هستند.


مرکز جلوگیری و کنترل بیماری ها (CDC) برای خانم های مبتلا به HIV مصرف زیدوودین (AZT) را در خلال بارداری توصیه می کند. تحقیقات حاکی از آنند که خطر سرایت بیماری HIV به نوزدانی که مادرانشان دارای این بیماری هستند با مصرف زیدوودین کاهش می یابد. اگر یک خانم مبتلا به دیابت در طی بارداری از داروی خود استفاده نکند خطر احتمال سقط جنین، نوزاد مرده و برخی از نقائص جنینی در او افزایش می یابد. اگر بیماری آسم و فشار خون در خلال بارداری کنترل نشوند مشکلات مربوط به جنین ممکن است حادث شود.


آیا مصرف ویتامین ها در زمان بارداری ایمن و بی خطر است؟


مصرف منظم ویتامین ها و ویتامین های مخصوص خانم های باردار در طی بارداری ایمن بوده و می توانند موثر و کمک کننده باشد. خانم هایی که باردار هستند یا تصمیم به بارداری دارند باید از ویتامین هایی که حاوی 400 میکروگرم فولیک اسید هستند استفاده کنند. بهتر است خانم ها پیش از بارداری مصرف این ویتامین ها را آغاز کنند. فولیک اسید احتمال ابتلای جنین به نقص لوله عصبی همانند اسپینا بیفیدا را کاهش می دهد. در این بیماری، نخاع یا مغز به صورت کامل و مناسب رشد نخواهند کرد. مصرف آهن نیز می تواند از آنمی جلوگیری کند. بسیار مهم است که دوز مصرفی ویتامین شما بر اساس نظر پزشکتان معین شود. مقادیر زیاد ویتامین می تواند برای شما مضر باشد. به عنوان مثال سطوح بالای ویتامین A با نقایص شدید جنینی همراه است.


واکسن ها و بارداری
واکسن ها شما را در مقابل بیماری ها محافظت می کنند. دریافت بعض از واکسن ها در طی بارداری مناسب و بی خطر نیست. در خصوص بعضی از واکسن ها تصمیم به دریافت واکسن در خلال بارداری بستگی به موقعیت و شرایط خانم باردار دارد. یک پزشک قبل از تجویز واکسن به خانم باردار باید از جواب سئوالات زیر مطلع شود:

*
آیا احتمال زیادی وجود دارد که خانم باردار در معرض بیماری قرار گیرد؟
*
آیا عفونت برای مادر و جنین خطر ساز است؟
*
آیا واکسن باعث به وجود آمدن خطری می شود؟

*

طبق توصیه کمیته ایمن سازی، دریافت واکسن هپاتیت B برای خانم هایی که در معرض هپاتیت B هستند در طول بارداری ضروری است. هم چنین تجویز واکسن غیر فعال آنفلوانزا نیز برای خانم های باردار در طول فصل شیوع آنفلوانزا نیز باید مورد توجه قرار گیرد. از طرف دیگر خانم بارداری که در مقابل سرخجه (سرخجه آلمانی) مصون نیست تا پایان دوره بارداری خود نباید از این واکسن استفاده کند. با پزشک خود در این مورد صحبت کنید تا از مصونیت خود در برابر این بیماری مطمئن شوید. مرکز جلوگیری و کنترل بیماری ها (CDC) راهنمای واکسنی را برای خانم های باردار فراهم می سازد.

 

گروه

مصرف در بارداری

A

 ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﺍﺭ ﺑﯽ ﺧﻄﺮﺑﻮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺧﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﯿﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻧﺮﺳﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺧﯽ ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﯿﺪ ﻓﻮﻟﯿﮏ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.

B

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯾﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﻮﺍﻫﺪﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺭﻭﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻄﺮﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻧﺘﯽ ﺑﯿﻮﺗﯿﮑﻬﺎﯾﯽ( ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﻨﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ - ﺁﻣﻮﮐﺴﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ- ﺳﻔﯿﮑﺴﯿﻢ - ﺳﻔﺎﻟﮑﺴﯿﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.)

C

 ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺑﯽ ﺧﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﺎﻣﻼ ﺭﺩ ﮐﺮﺩ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﻫﻢ ﯾﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺧﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻮﺍﯾﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻀﺮﺍﺕ ﺳﻨﺠﯿﺪ . ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎﯼ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺗﺠﻮﯾﺰ ﻧﻤﻮﺩ.

D

 ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺷﺎﻣﻞ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻮﺍﻫﺪﯼ ﺍﺯ ﺑﺮﻭﺯ ﺧﻄﺮ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺯ ﭘﮋﻭﻫﺸﻬﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺑﺮﻭﺯ ﺧﻄﺮﺍﺗﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻨﯿﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺧﺎﺻﯽ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻀﺮﺍﺕ ﺁﻥ ﻏﻠﺒﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺩﺍﺭﻭﯼ ﮐﻢ ﺧﻄﺮﺗﺮﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﻧﺪ

X

ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ ﻣﻨﻊ ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺭﻭﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻧﺸﺎﻧﺪﻫﻨﺪﻩ ﺑﺮﻭﺯ ﺧﻄﺮﺍﺕ ﺟﺪﯼ ﺍﺳﺖ.

 

ﻟﯿﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯾﯽ ﺁﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﺍﺭﻭﯾﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﻬﺖ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺫﮐﺮ ﺷﺪﻩ :

آ  ﺍﺱ ﺁ : ﺭﺩﻩ D

 ﺍﺭﮔﻮﺗﺎﻣﯿﻦ ﺳﯽ : ﺭﺩﻩ X

 ﺍﺭﯾﺘﺮﻭﻣﺎﯾﺴﯿﻦ : ﺭﺩﻩ B

 ﺍﺳﭙﯿﺮﻭﻧﻮﻻﮐﺘﻮﻥ : ﺭﺩﻩ D

 ﺍﺳﺘﺎﻣﯿﻨﻮﻓﻦ : ﺭﺩﻩ B

 ﺍﺳﺘﺎﻣﯿﻨﻮﻓﻦ ﮐﺪﺋﯿﻦ : ﺭﺩﻩ C

 ﺍﺳﺘﺮﻭﮊﻥ ﮐﻮﻧﮋﻭﮔﻪ ﻭ ﻗﺮﺹ ﻫﺎﯼ ﺿﺪ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﮐﻼ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻫﻮﺭﻣﻮﻧﯽ ﺯﻧﺎﻧﻪ : ﺭﺩﻩ X

 ﺍﺳﯿﺪ ﻓﻮﻟﯿﮏ : ﺭﺩﻩ A

ﺍﮐﺴﭙﮑﺘﻮﺭﺍﻧﺖ : ﺭﺩﻩ C

ﺍﮐﺴﭙﮑﺘﻮﺭﺍﻧﺖ ﮐﺪﺋﯿﻦ : ﺭﺩﻩ C

 ﺁﻟﭙﺮﺍﺯﻭﻻﻡ : ﺭﺩﻩ D

 ﺍﻣﮕﺎ 3 : ﺭﺩﻩ C

 ﺁﻟﻮﻣﯿﻨﯿﻮﻡ ﺍﻡ ﺟﯽ ﺍﺱ : ﺭﺩﻩ C

 ﺁﻣﻮﮐﺴﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ : ﺭﺩﻩ B

 ﺍﻣﭙﺮﺍﺯﻭﻝ : ﺭﺩﻩ C

 ﺁﻧﺘﯽ ﻫﻤﻮﺭﻭﺋﯿﺪ : ﺭﺩﻩ C

ﺍﯾﺒﻮﭘﺮﻭﻓﻦ (ﮊﻟﻮﻓﻦ – ﺍﺩﻭﯾﻞ) : ﺭﺩﻩ B

 ﺍﯾﺰﻭ ﺗﺮﺗﯿﻨﻮﺋﯿﻦ (ﺭﻭﺁﮔﻮﺗﺎﻥ- ﺁﮐﻮﺗﺎﻥ) : ﺭﺩﻩ X

ﻣﺸﺘﻘﺎﺕ ﭘﻨﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ (ﺁﻣﻮﮐﺴﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ ﻭ ﺁﻣﭙﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ ) : ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﯽ ﺧﻄﺮﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﺼﺮﻑ ﭘﻨﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ.

 ﺳﻔﺎﻟﻮﺳﭙﻮﺭﯾﻨﻬﺎ : ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻄﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

 ﻣﺘﺮﻭﻧﯿﺪﺍﺯﻭﻝ : ﻣﺘﺮﻭﻧﯿﺪﺍﺯﻭﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﮐﺎﺭﺳﯿﻨﻮﮊﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﻭﺳﺒﺐ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺟﻨﯿﻦ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻣﺘﺮﻭﻧﯿﺪﺍﺯﻭﻝ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ. ﻣﺘﺮﻭﻧﯿﺪﺍﺯﻭﻝ ﺩﺭ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻄﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﺗﺠﻮﯾﺰ ﺩﻭﺯ ۲ ﮔﺮﻣﯽ ﺩﺍﺭﻭ ، ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ۲۴ – ۱۲ ﺳﺎﻋﺖ ﻗﻄﻊ ﺷﻮﺩ.

 ﺁﻣﯿﻨﻮﮔﻠﯿﮑﻮﺯﯾﺪﻫﺎ : ﺗﺠﻮﯾﺰ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺧﻄﺮ ﺍﺗﻮﺗﻮﮐﺴﯿﺴﯿﺘﻪ(ﺁﺳﯿﺐ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ) ﺩﺭ ﺟﻨﯿﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ  ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻋﻔﻮﻧﺘﻬﺎﯼ ﮔﺮﻡ ﻣﻨﻔﯽ ﺷﺪﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ.ﺁﻣﯿﻨﻮﮔﻠﯿﮑﻮﺯﯾﺪﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﻣﻨﻊ ﻣﺼﺮﻑ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.

 ﮐﻮﺗﺮﯾﻤﻮﮐﺴﺎﺯﻭﻝ : ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﺩﺭ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﻣﺨﺘﺼﺮﯼ ﺑﺮ ﺧﻄﺮ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻘﺎﯾﺺ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻮﻟﺪ ( ﺑﻮﯾﮋﻩ ﻧﻘﺎﯾﺺ ﻗﻠﺒﯽ ﻋﺮﻭﻗﯽ ) ﻣﯽ ﺍﻓﺰﺍﯾﺪ. ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺑﺮ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺧﻄﺮﺍﺑﺘﻼ ﺟﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﻧﻘﺎﯾﺺ ﻟﻮﻟﻪ ﻋﺼﺒﯽ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﺩﺭ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺸﻮﺩ. ﺩﺭ ﻧﻮﺯﺍﺩﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻫﯿﭙﺮﺑﯿﻠﯽ ﺭﻭﺑﯿﻨﻤﯽ(ﺯﺭﺩﯼ) ﺷﻮﺩ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﺿﻊ ﺣﻤﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺸﻮﺩ.ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ.

ﻧﯿﺘﺮﻭﻓﻮﺭﺍﻧﺘﻮﺋﯿﻦ : ﺩﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﮐﻤﺒﻮﺩ G6PD (ﻓﺎﻭﯾﺴﻢ) ﻧﯿﺘﺮﻭﻓﻮﺭﺍﻧﺘﻮﺋﯿﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﺁﻧﻤﯽ ﻫﻤﻮﻟﯿﺘﯿﮏ (ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺍﺯ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻡ ﺑﻪ ﮐﻢ ﺧﻮﻧﯽ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯼ ﻗﺮﻣﺰ ﺧﻮﻥ ﺍﺳﺖ)ﺷﻮﺩ. ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺸﻮﺩ. ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﺩﺭﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﻣﻨﻊ ﻣﺼﺮﻑ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

 ﺍﺭﯾﺘﺮﻭﻣﺎﯾﺴﯿﻦ ﻭﺁﺯﯾﺘﺮﻭﻣﺎﯾﺴﯿﻦ : ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﭘﻨﯽ ﺳﯿﻠﯿﻨﻬﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﻣﺼﺮﻑ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺩﺭ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﺑﻼﻣﺎﻧﻊ ﺍﺳﺖ.

 ﺗﺘﺮﺍﺳﯿﮑﻠﯿﻨﻬﺎ : ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺳﺒﺐ ﺭﻧﮕﯽ ﺷﺪﻥ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺍﺳﮑﻠﺘﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻄﺮﺍﺕ ﻭ ﻓﻮﺍﯾﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻫﻢ ﺳﻨﺠﯿﺪﻩ ﺷﻮﺩ. ﺳﯿﺎﻩ ﺯﺧﻢ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺍﮐﺴﯽ ﺳﯿﻠﯿﻦ ﺑﺮﻋﻮﺍﺭﺽ ﺁﻥ ﺑﺮﺗﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ.

 ﮐﯿﻨﻮﻟﻮﻧﻬﺎ : ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺳﯿﭙﺮﻭﻓﻠﻮﮐﺴﺎﺳﯿﻦ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻏﻀﺮﻭﻑ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺷﺪ ( ﺩﺭﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ)ﺍﺛﺮ ﺗﻮﮐﺴﯿﮏ ﯾﺎ ﺳﻤﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﺠﺰ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺷﺪﯾﺪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩ.

 ﺁﻧﺘﯽ ﻫﯿﺴﺘﺎﻣﯿﻨﻬﺎ : ﺑﯿﺸﺘﺮﺁﻧﺘﯽ ﻫﯿﺴﺘﺎﻣﯿﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻄﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﻡ ﻓﻨﯿﺮﺍﻣﯿﻦ ﺑﺎﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺧﻄﺮ ﻧﺎﻫﻨﺠﺎﺭﯼ ﺟﻨﯿﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﺁﻧﺘﯽ ﻫﯿﺴﺘﺎﻣﯿﻨﻬﺎﯼ ﺑﯽ ﺧﻄﺮ ﺩﺭﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﻠﺮﻓﻨﯿﺮﺍﻣﯿﻦ ، ﮐﻠﻤﺎﺳﺘﯿﻦ ، ﺩﯾﻔﻦ ﻫﯿﺪﺭﺍﻣﯿﻦ ﻭﺩﺍﮐﺴﯿﻼﻣﯿﻦ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ. ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻧﺘﯽ ﻫﯿﺴﺘﺎﻣﯿﻨﻬﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪﺗﺮ( ﺁﺳﺘﻤﯿﺰﻭﻝ ،ﺳﯿﺘﺮﯾﺰﯾﻦ ، ﻟﻮﺭﺍﺗﺎﺩﯾﻦ ) ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﮐﺎﻓﯽ ﺩﺭﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﺧﻂ ﺩﻭﻡ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ.

 ﺩﮐﻮﻧﮋﺳﺘﺎﻧﻬﺎ : ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﮐﻮﻧﮋﺳﺘﺎﻧﻬﺎﯼ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺳﻤﭙﺎﺗﻮﻣﯿﻤﺘﯿﮏ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﭘﺰﻭﺩﻭﺍﻓﺪﺭﯾﻦ ، ﻓﻨﯿﻞ ﺍﻓﺮﯾﻦ ﻭ ﻓﻨﯿﻞ ﭘﺮﻭﭘﺎﻧﻮﻻﻣﯿﻦ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ. ﻣﺼﺮﻑ ﭘﺰﻭﺩﻭﺍﻓﺪﺭﯾﻦ ﺩﺭ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﺑﺎ ﮔﺎﺳﺘﺮﻭﺷﺰﯼ(ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺣﺸﺎ ﺷﮑﻤﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﻮﺍﺭﻩ ﺷﮑﻢ) ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

. ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺿﺪ ﺳﺮﻓﻪ : ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻧﻈﯿﺮ ﮐﺪﺋﯿﻦ ﻭ ﺩﮐﺴﺘﺮﻭﻣﺘﻮﺭﻓﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﺑﯽ ﺧﻄﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

 ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺿﺪ ﺁﺳﻢ : ﺁﺳﻢ ﺷﺎﯾﻌﺘﺮﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺗﻨﻔﺴﯽ ﻣﺰﻣﻦ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﺯﻭﺩﺭﺱ - ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﻧﻮﺯﺍﺩ … ﺷﻮﺩ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺁﻧﻔﻮﻻﻧﺰﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﻨﻨﺪ.

 ﺑﺘﺎﺁﮔﻮﻧﯿﺴﺘﻬﺎ : ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻧﻈﯿﺮ ﺁﻟﺒﻮﺗﺮﻭﻝ ، ﺗﺮﺑﻮﺗﺎﻟﯿﻦ ﻭ ﻣﺘﺎ ﭘﺮﻭﺗﺮﻧﻮﻝ ﺍﺳﺘﻨﺸﺎﻗﯽ ﺧﻂ ﺍﻭﻝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺁﺳﻢ ﺣﺎﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺁﮔﻮﻧﯿﺴﺘﻬﺎﯼ ﺍﺳﺘﻨﺸﺎﻗﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪﻩ ﺑﺘﺎ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﻭﺷﯿﺮﺧﻮﺍﺭﮔﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻄﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺳﺒﺐ ﺗﺎﮐﯽ ﮐﺎﺭﺩﯼ ﻭﺩﯾﮕﺮ ﺍﺛﺮﺍﺕ ﻗﻠﺒﯽ ﻋﺮﻭﻗﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﺍﺛﺮﺍﺕ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺧﻔﯿﻒ ﻭﺧﻮﺩﻣﺤﺪﻭﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

 ﮔﻠﻮﮐﻮﮐﻮﺭﺗﯿﮑﻮﺋﯿﺪﻫﺎ : ﺍﺳﺘﺮﻭﺋﯿﺪﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﻨﺸﺎﻗﯽ ( ﺑﮑﻠﻮﻣﺘﺎﺯﻭﻥ ) ﻧﯿﺰ ﺧﻂ ﺍﻭﻝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺁﺳﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﺮﺍﺗﻮﮊﻥ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﯿﺮﺩﻫﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩ. ﮔﻠﻮﮐﻮﮐﻮﺭﺗﯿﮑﻮﺋﯿﺪﻫﺎﯼ ﺳﯿﺴﺘﻤﯿﮏ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺧﻄﺮ ﺷﮑﺎﻑ ﻟﺐ ﻭ ﮐﺎﻡ ﺭﺍ ﺗﺎ ۵ ﺑﺮﺍﺑﺮﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﻨﺪ

داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی NSAIDS(فارماکولوژی)

 

آسپرین و سایر NSAID  ها :
آسپرین ( استیل سالی سیلیک اسید)یک نمونه اصلی سالی سیلاتها است.NSAID  های قدیمی دیگر مانند  ایبوپروفن ،‌ایندومتاسین و ترکیبات دیگر) عمدتا در Potency   و اثرات ضد درد و ضد التهاب و مدت اثرشان با هم تفاوت دارند. Naproxene  , Ibuprofen دارای اثربخشی متوسطی هستند، Indomethacin دارای اثربخشی ضد دردقوی تری می باشد. Rofecoxib و Celecoxibاولین ترکیبات ازگروه جدید NSAID هامی باشند که مهارکننده انتخابی Cox-2 می باشند. 
الف) مکانیسم عمل:

 

آنزیم سیکلوژناز باعث تبدیل اسید آراشیدونیک به پروستاگلاندینها می شودکه حداقل در۲ایزوفرم وجود دارد: Cox-1وCox-2
Cox-1 عمدتاَ درسلولهای غیرالتهابی یافت می شوند،درحالی که Cox-2   درلمفوسیتهای فعال وپلی مورفونوکلئرها وسایر سلولهای التهابی یافت می شود.
آسپیرین وNSAID های غیرانتخابی قدیمی سبب مهار هر ۲ نوع سیکلوژناز می شود ودر نتیجه کاهش سنتز پروستا گلاندین وترومبوکسان درسراسربدن می شوند.آزادسازی پروستاگلاندینها برای حفظ عملکردhomeostaticبدن ضروری است.ازنظرتئوری مهار کننده های انتخابی Cox-2 اثر کمتری بر روی پروستاگلاندینهایی که درگیربا عملکرد Homeostatic بدن هستند،دارند.

خصوصا پروستاگلاندینهایی که در دستگاه گوارشی عمل می کنند کمتر تحت تاثیر قرار می گیرند.تفاوت بین آسپرین و  سایر  NSAID های دیگر در این است که آسپرین بطور غیر قابل برگشت سیکلو اکسی ژناز را مهار میکند ، در حالیکه NSAID های دیگر بطور برگشت پذیر سیکلواکسی ژنازرا مهارمی کند.نتیجه این مهار غیر قابل برگشت سیکلواکسی ژناز توسط آسپرین دوره ی اثر بلندتر ضدپلاکتی این دارو را توجیه می کند.
ب) اثرات
پروستاگلاندین ها مهمترین مدیاتورها  در ایجاد التهاب می باشند ،مهار کننده های سیکلواکسی ژناز (NSAIDs) التهاب را کاهش می دهند ، اگرچه که آنها هیچ اثری بر روی بافت صدمه دیده و واکنشهای ایمونولوژیک ندارند.
سنتز پروستاگلاندین ها در CNS  توسط پیروژنها تحریک میشود که نتیجه آن بالارفتن درجه حرارت بدن می باشد. NSAID ها  با مهار سنتز پروستاگلایندها در  CNS  باعث کاهش تب  (antipyretic action)    ‌می شوند.
NSAID 


مکانیسم اثرضدد NSAID ها بخوبی شناخته نشده است.   بنظر می رسدکاهش تولیدپروستاگلاندینها دربافتهای آسیب دیده سبب کم شدن فعالیت گیرندهای محیطی درد می شود.علاوه براین ممکن است یک مکانیسم مرکزی در کار باشد. مهارکننده های سیکلواکسی ژنازباعملکرد Homeostatic پروستاگلاندینها مداخله می کنند.

بطور خیلی مهم مهار کننده های سیکلوژناز(NSAID) سبب کاهش پروستاگلاندین محافظ دستگاه گوارش وکاهش پروستاگلاندینی که   موجب Autoregulation  عملکرد کلیه می گردد.

 

فارماکوکنیتیک ومصارف بالینی:
۱- آسپیرین


آسپیرین در دوز کمترازmg/day300دارای اثرکاهش درتجمع پلاکتی می باشد.همچنین آسپرین در دوزهای بالاتردارای اثرضددرد- ضدتب وضدالتهاب می باشد.آسپرین به آسانی جذب می شودودرخون ودربافتها به استات وسالی سیلیک اسید هیدرولیز می شود دفع آسپیرین ازطریق کلیه هامی باشد.


۲٫NSAID  های دیگر:
سایر NSAID ها از طریق خوراکی بخوبی جذب می شوند.ایبوپروفن دارای نیمه عمر ۲ ساعت می باشد و بطور نسبی Safe  می باشد و نسبت به سایر NSAID های غیر انتخابی قدیمی ارزان می باشد. ایندومتاسین یک NSAID  ، Potent  باسمیت افزایش یافته می باشد.

 

ناپروکسن و پیروکسیکام دارای نیمه عمر بلندتر می باشند که اجازه ی دفعات مصرف کمتر این دارو در روز را می دهد.NSAID  ها برای درمان درد خفیف تا متوسط خصوصا دردهای التهابی مانند آرتریت و نقرس موثر هستند.

 

مهار کننده های Cox-2 عمدتا برای اختلالات التهابی بکار می روند.NSAID های انتخابی در اختلالات دیگر مانند دیسمنوره و سر درد بکار می روند.مصرف دراز مدت NSAID ها باعث کاهش ریسک ابتلاء به کانسر کولون می شود.

ج) سمیت
۱٫آسپرین


 شایعترین عوارض جانبی این دارو عوارض گوارشی آن می باشد.در استفاده مزمن از این دارو ممکن است زخم معده ، خونریزی از قسمت فوقانی دستگاه گوارش ایجاد شود.

اثرات کلیدی شامل نفریت Interstitial  می باشد.آسپرین زمان خونریزی را افزایش می دهد.بعضی از افراد ممکن است افزایش حساسیت نسبت به آسپرین نشان دهند که در این صورت باید از مصرف سایر  NSAID ها در آن افراد اجتناب کرد.
دردوزهای سمی آسپرین ،‌ ایجاد مسمومیت می نماید.
دربچه ها با عفونت ویروسی اگر آسپرین داده شود احتمال افزایش ریسک برای ابتلاء به   reyes syndrome   وجود دارد(این سندرم با دژنراسیون چربی در کبد و انسفالوپاتی بروزمی کند
۲٫ NSAID  های غیر انتخابی
این داروها  مانند آسپرین سبب بروز عوارض گوارشی می شوند ( ولی شیوع این عوارض با این دارو ها کمتر از آسپرین است.
   ها ریسک ابتلا به صدمه کلیوی وجود دارد، NSAID  با هر کدام از این خصوصا در بیمارانی که زمینه بیماریهای کلیوی از قبل در آنها وجود داشته باشد.چون این داروها از طریق کلیه ها دفع می شوند ، صدمه کلیوی ناشی از این داروها سبب افزایش غلظت سمی آنها در خون می شود.

 

۳٫مهار کننده های انتخابی COX-2
 Celecoxib – Rofecoxib – ValdeCoxib  شامل Cox-2 مهار کننده های انتخابی
COX-2 Selective Inhibitors باعث کاهش ریسک ابتلا به عوارض گوارشی مانند زخم معده و خونریزیهای دستگاه گوارش می شوند. آنها در دوز های معمولی خاصیت ضد پلاکتی ندارند و در نتیجه دارای  اثر حمایت قلبی نمی باشند.
مصرف آنها در اختلالات کلیوی توصیه نمیشود زیرا Cox-2 در کلیه ها فعال می باشد

ایبو بروفن

 

طی 1-2 ساعت حداکثر اثر آن بروز کرده و برای 4-6 ساعت اثرگذار است. اما زمانیکه بمنظور خصلت ضد التهابی از این دارو استفاده می شود، شروع اثرش 7 روز بعد آغاز شده و در ظرف 1-2 هفته از زمان مصرف به حداکثر رسیده با اینحال مدت اثربخشی آن نامشخص است.

منع مصرف: به افرادی که به آسپیرین یا  داروهای ضدالتهابی غیر استروئیدی مانند دیکلوفناک، پیروکسیکام، مفنامیک اسید حساسیت شدید دارند نباید استفاده کنند.

عوارض: عوارض خطرناک و تهدید کننده حیات شامل خونریزی گوارشی، واکنشهای حساسیت پذیری بیش از حد و هپاتیت می باشد. در صورت بروز هر کدام از این موارد باید فورأ به  مراجعه کرد. بیماران آسمی، افراد دارای پولیپ بینی خطر بروز حساسیت شدید بیشتر است. عوارض دیگر که شایع بوده ولیکن تهدیدی برای بیمار نیست شامل سردرد، یبوست، سوء هاضمه، تهوع و استفراغ می باشد.

مسمومیت :

بیمارانی که اقدام به مصرف میزان بالایی از دارو می کنند می توانند با علائم متنوع و متفاوتی به  مراجعه کنند. علائم مغزی شامل دوبینی، سردرد و حتی کاهش سطح هوشیاری است. در سیستم قلب و عروق می تواند با افت فشار خون و اختلال در ضربان آهنگ قلب همراه باشد. در موارد مسمومیت اگر نارسایی حاد کلیوی رخ بدهد می تواند با افت در کلسیم و منیزیم و افزایش پتاسیم خون همراه باشد. با وجود علائم گوارشی ناشی از مصرف و بروز خونریزی گوارشی در دوزهای معمول درمانی با اینحال در موارد مسمومیت خطر خونریزی افزایش نمی یابد. بسته به داروی مصرفی شروع علائم میتواند متغیر باشد. هر بیماری که دچار مسمومیت با این دسته دارویی شده است باید سریعأ به  انتقال داده شود.

تداخلات دارویی:

-مصرف همزمان با آسپیرین میتواند اثر حمایتی آسپیرین برروی قلب را کاهش دهد. از طرفی آسپیرین نیز اثرات درمانی ایبوبروفن را کاهش می دهد. مصرف ایندو میتواند اثرات و عوارض گوارشی را تشدید نماید.

-این دارو زمانیکه با داروهای استروئیدی همچون دگزامتازون، پردنیزولون مصرف گردد خطر بروز عوارض گوارشی بیشتر می شود.

-مصرف بروفن و بعضی از داروهای فشار خون مانند ادرارآورها و یا اتنولول، متورال میتواند اثر بخشی این داروها را کاهش داده و بیمار را در معرض عدم کنترل فشار خون قرار دهد.

-بیماران دیابتی، تحت درمان با داروهای خوراکی یا انسولین، در صورت مصرف بروفن مستعد افت قند خون هستند.

-افرادی که تحت درمان با والپروات سدیم، وارفارین، کلوپیدوگرل(پلاویکس)، تیکلوپیدین هستند مستعد خونریزی است.

-مصرف زنجبیل یا سیر با بروفن فرد را مستعد خونریزی میکند

 

همه چیز در مورد ترامادول


  • ترامادول رو سه دسته از افراد مصرف میكنن:
    1- افرادی كه معتاد بودن و حالا در ترك هستن.
    2- افرادی كه به اصطلاح خودشون میخوان فاز بگیرن. (این افراد عده‌ایشون فكر میكنن ترامادول اعتیاد آور نیست و فقط میخوان خوش باشن و چون به شكل قرص هم هست كسی بهشون مشكوك نمیشه. عده دیگه‌ای از این افراد هم معتادان بدبختی هستن كه حتی پول خرید مواد رو هم ندارن و از روی خماری به ترامادول متوسل میشن، چون ارزونه! (ایرانیش برگی 500 الی 600 تومان)
    3- افرادی كه دچار انزال زودرس هستن .
    صراحتاً اعلام میكنم كه ترامادول به مرور و در طول زمان اعتیادآوره و عوارض جبران ناپذیری رو به بدن وارد میكنه.
    ترامادول یک داروی مسکن شبه تریاک است. این دارو برای تسکین درد متوسط تا شدید تجویز می‌شود. ترامادول بر روی گیرنده‌های مو (μ) اوپیوئید، و سیستم نورآدرنرژیک و سروتونرژیک اثر می‌کند. این دارو توسط شرکت آلمانی گروننثال (Grünenthal) در دهه ۱۹۷۰ با نام تجاری ترامال ساخته شد. گروننثال در سالهای بعد حق تولید ترامادول را به شرکتهای متعددی در سراسر دنیا واگذار کرد.
    ترامادول معمولا به شکل نمک هیدروکلراید تولید شده و به دو شکل خوراکی (بیشتر کپسول و قرص) و آمپول به بازار عرضه می‌شود. مقدار جذب و تأثیر فرم تزریقی ترامادول بسیار بیشتر از فرم خوراکی است. ترکیب ترامادول و استامینوفن نیز در بازار موجود است (که در ایران عرضه نمی‌شود.
    عوارض ناشی از مصرف ترامادول
  • عوارض سیستم عصبی مرکزی:
    سرگیجه، سردرد، خواب آلودگی، تحریک دستگاه عصبی مرکزی، اضطراب، کاهش هوشیاری، اختلال تعادل، سرخوشی، عصبی شدن، اختلال خواب، تشنج، ضعف.
  • عوارض قلبی عروقی:
    اتساع عروق
    عوارض پوستی:
    خارش، تعریق بیش از حد، ضایعات جلدی
  • عوارض چشمی:
    اختلالات بینایی
  • عوارض گوارشی:
    تهوع، یبوست، استفراغ، سوءهاضمه، خشکی دهان، اسهال، درد شکم، بی‌اشتهایی، نفخ
  • عوارض ادراری و تناسلی:
    احتباس ادراری، تکرر ادرار، دفع پروتئین در ادرار، علائم یائسگی
  • عوارض خونی:
    کاهش سطح هموگلوبین
  • عوارض کبدی:
    افزایش سطح آنزیم‌های کبدی
  • عوارض تنفسی:
    دپرسیون تنفسی (مهار سیستم تنفسی)

v       موارد مصرف قانونی:
ترامادول برای تسکین دردهای متوسط تا شدید در بزگسالان استفاده می شود.
اطلاعاتی که در مورد ترامادول باید بدانیم
نکته مهم: افرادی که به مواد مخدر یا الکل معتاد هستند نباید از ترامادول استفاده کنند. در این افراد در صورت مصرف ترامادول ممکن است تشنج ایجاد شود.احتمال تشنح در افرادی که سابقه ی تشنج یا سابقه ی جراحت مغزی دارند و یا از داروهایی مثل ضدافسردگی ها،شل کننده های عضلانی و داروهای ضد تهوع و استفراغ استفاده می کنند،بیشتر است. 
استفاده بیش از حد (Overdose ) می تواند کشنده باشد.علایم Overdose دارو عبارتند از: خواب آلودگی،تنفس کم عمق،کندی ضربان قلب،ضعف مفرط،پوست سرد و مرطوب ، احساس سبکی سر،غش یا کما.
به دلیل وابستگی که ترامادول ایجاد می کند،نباید مصرف آن را به دیگران توصیه کرد(به ویژه فردی که سابقه اعتیاد دارویی دارد) و تنها باید توسط فردی که دارو برای او تجویز شده استفاده شود.ترامادول می تواند باعث اختلال واکنش های عصبی و قدرت تفکر فرد شود، از این رو هنگام استفاده از این دارو از رانندگی خودداری شود.
مصرف ترامادول را نباید به طور ناگهانی قطع کرد، قطع ناگهانی ترامادول باعث سندرم ناخوشایند قطع مصرف می شود که علایم آن عبارتند از: اضطراب،تعریق،تهوع،اسهال،ت رمور(رعشه)،لرز،ت
وهم،اختلال خواب یا مشکلات تنفسی .
نباید ترامادول را همراه با این مواد استفاده کرد:
- الکل یا مواد مخدر
-داروهای مخدر ضد درد
- داروهای آرامش بخش از قبیل والیوم
- داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب
- داروهای ضد اختلالات دو قطبی و اسکیزوفرنی(جنون جوانی)
ترامادول در دوران حاملگی و شیردهی به دلیل اثرات مضر بر روی جنین و نوزاد منع مصرف دارد. ترامادول نباید برای افراد زیر 18 سال تجویز شود.
نحوه مصرف دارو
قرص های ترامادول را نباید خرد کرد (از پودر قرص خرد شده نباید به صورت استنشاقی یا رقیق شده با مایع استفاده کرد چون باعث اثرات تهدید کننده حیات،Overdose یا مرگ می شود)،این دارو تنها به صورت قرص خوراکی استفاده می شود.در صورتی که با تجویز پزشک ترامادول مصرف می کنید،بدون کم و کاست از نسخه ی پزشک پیروی کرده و از مصرف دوزهای بالاتر دارو خودداری کنید.نباید بیش از 300 میلی گرم در روز استفاده شود.ترامادول را با یک لیوان پر آب مصرف کنید.هم چنین می توان دارو را با یا بدون غذا مصرف کرد اما هر بار به روشی مشابه از دارو استفاده کنید(مثلاً اگر بار اول با غذا مصرف می کنید تا آخر دوره درمانی همین روش را ادامه دهید.
اگر از قرص های آهسته رهش استفاده می کنید ممکن است قرص را در مدفوع خود ببینید که امری طبیعی است.دوزهای مصرفی خود را بدون نظر پزشک تغییر ندهید.
در صورت فراموش کردن یک دوز در اولین فرصت دوز فراموش شده را مصرف کنید ، اگر نزدیک دوز بعدی دارو باشد،بدون توجه به دوز فراموش شده،زمان بندی دارویی را رعایت کنید.
تداخلات دارویی ترامادول
- مهارکننده های MAO از قبیل : ایزوکربوکساید (Marplan)،ترانیل سیپرومین (Parnate)،فنلزین (Nardil)،سلژلین (Eldepryl, Emsam).

-داروهای ضد افسردگی از قبیل آمی تریپتیلین (Elavil)،سیتالوپرام(Celexa)،کلومی پرامین (Anafranil)،دزی پرامین(Norpramin)،فلوکستین(Prozac, Sarafem).
در صورت مصرف کاربامازپین، وارفارین، دیگوکسین، کتوکنازول، اریترومایسین، ریفامپین و کینیدین قبل از استفاده از ترامادول ،پزشک خود را در جریان بگذارید.

مسمومیت با ترامادول

برخورد با بیماری که ترامادول خورده است ، میزانی از دارو که سمی محسوب می‌شود بیش از 400 تا 500 میلی‌گرم است. اما دوزی که بتواند تشنج بدهد ایدیوسینکراتیک بوده و ارتباطی با مقدار مصرف ندارد. گاهی بیماران دچار تشنج با مقادیر کم(50 میلی‌گرم) شده در حالی که با مقادیر بسیار بالا در خیلی از بیماران مسموم تشنج نمی‌دهد.

بیماری که ترامادول خورده بر اساس میزان مصرف و علایم موجود قابل بررسی و درمان بوده و بر اساس شرح حال میتواند تعیین کرد که فرد را باید بستری کرد یا خیر .

هر بیماری با هر مقداری از دارو که تشنج کند باید برای 24 ساعت تحت نظر باشد.

اگر بیمار دوز غیرسمی مصرف کرده و علامتی ندارد، نیازی به بستری ندارد. اما اگر همین بیمار علامتی داشته باشد، تنها کافی است که علایم بیمار را کنترل کرد و وی را ترخیص نمود.

اگربیمار دوز سمی را مصرف کرده و علامتی ندارد و یا علامتی بجز تشنج و آپنه دارد، باید برای 12 ساعت تحت نظر باشد.

تعدادی از بیماران دچار آپنه در دوز سمی می‌شوند که در این شرایط بهتر است بیمار را برای 24 ساعت تحت نظر داشت تا اطمینان حاصل شود که مجددا دچار آپنه نمی‌شود.

نالوکسان پادزهر مسمومیت با اپیوئیدهاست. اما در مورد ترامادول دادن این پادزهر خطر بروز تشنج را به همراه دارد. اگر بیمار بر روی دوزی از ترامادول دچار آپنه شد، برای رفع آپنه می‌توان از نالوکسان بهره گرفت اما برای کاهش هوشیاری که با تنفس بیمار تداخل ندارد بهتر است که نالوکسان استفاده نشود.

NURSING PROSESS IN FLUID AND ELECTROLYTE EMBALANCES

Fluid and Electrolyte Imbalances

l  Nursing Management

l  Nursing Care Plan

l  Discharge Planning

l  Core Competencies

l  Nursing Care Plan

Priorities

  • Restore homeostasis
  • Prevent/minimize complications
  • Provide information about condition/prognosis and treatment needs

Discharge Goals

l  Homeostasis be restored

l  Free of complications

l  Condition/prognosis and treatment understood

l  Plan in place to meet needs after discharge

Fluid Imbalances

l  Fluid Volume Excess (Hypervolemia)

l  Fluid Volume Deficit (Hypovolemia)

  • Fluid Volume Excess
    • Predisposing Factors
    • Excess Na intake
    • Rapid administration of hypertonic/isotonic fluids
    • Increased release of ADH
    • Decreased plasma proteins
    • CKD/ARF; Heart failure

 

  • Assessment
  •                                              Fatigue
  • Increased BP
  • Edema
  • Decreased UO; polyuria (normal kidneys)
  • Increased abdominal girth
  • Weight gain
  • LOC changes
  • SOB; increased RR with or without dyspnea
    • Desired Outcomes
    • Patient will demonstrate stabilized fluid volume as evidenced by balanced I & O, vital signs within normal range, stable weight and absence of edema.
    • Patient will verbalize understanding of individual dietary/fluid restrictions.
    • Patient will demonstrate behaviors to monitor fluid status and prevent/limit its recurrence.
      • Interventions

                                                                                                                     1.         Vital signs taking, also CVP

                                                                                                                     2.         Auscultate lungs and heart sounds

                                                                                                                     3.         Assess for presence of edema, neck and peripheral distention

                                                                                                                     4.         Maintain accurate I & O; note urine output and fluid balance on 24 hour calculations

                                                                                                                     5.         Weigh as indicated

                                                                                                                     6.         Give oral fluids with caution

                                                                                                                     7.         Monitor infusion of fluids

                                                                                                                     8.         8. Encourage deep breathing exercise

                                                                                                                     9.         9. Maintain semi-fowler’s position

                                                                                                                   10.       10. Turn, reposition and provide skin care

                                                                                                                   11.       11. Provide safety precautions

  • Interventions

(Collaborative)

  • Assist with identification and treatment of underlying cause
  • Monitor lab studies
  • Provide balanced CHON, decrease Na in diet and restrict fluids
  • Prepare to administer diuretics
    • Fluid Volume Deficit
      • Predisposing Factors
      • Excessive fluid losses
      • Decreased fluid intake
      • Systemic infections, fever
      • Intestinal obstruction or fistulas
      • DI, Kidney disease
        • Assessment
        • Decreased BP
        • Flattened neck veins
        • Decreased urine volume
        • Weight loss
        • Tingling of extremities
        • Increased RR, rapid shallow breathing
          • Desired Outcomes
          • Patient will maintain fluid volume at a functional level as evidenced by adequate urine output with normal specific gravity, stable vital signs, moist mucous membranes, good skin turgor and prompt capillary refill.
          • Patient will verbalize understanding of causative factors and purpose of therapeutic interventions.
          • Patient will demonstrate behaviors to monitor and correct deficit.
            • Interventions

                                                                                                                     1.         Vital signs taking, also CVP; watch out for postural BP changes and observe for fever

                                                                                                                     2.         Palpate peripheral pulses; note capillary refill

                                                                                                                     3.         Monitor urine output and measure/estimate fluid losses from all sources

                                                                                                                     4.         Weigh as indicated and compare with 24 hours fluid balance

                                                                                                                     5.         Evaluate patient’s ability to swallow

                                                                                                                     6.         Ascertain patient’s beverage preference

                                                                                                                     7.         Turn frequently, massage skin and protect bony prominences

                                                                                                                     8.         Provide skin and mouth care

                                                                                                                     9.         Apply lotion as indicated

                                                                                                                   10.       Provide safety precautions

                                                                                                                   11.       Investigate reports of sudden sharp chest pain, dyspnea, cyanosis and restlessness

  • Interventions

(Collaborative)

  • Assist with identification and treatment of cause
  • Monitor laboratory studies
  • Administer IV solutions as indicated
  • Administer sodium bicarbonate, if indicated
  • Provide tube feedings, including free water

Electrolyte Imbalances

Hyponatremia

Hypernatremia

Hypokalemia

Hyperkalemia

Hypochloremia

Hyperchloremia

Hypocalcemia

Hypercalcemia

Hypomagnesemia

Hypermagnesemia                

  • Sodium

-          135-145 mEq/L

-          Major cation of ECF

-          Neuromuscular conduction/transmission of                             impulses

-          Maintains acid-base balance

  • Potassium

-          3.5-5.0 mEq/L

-          Major cation of ICF

-          Regulates neuromuscular excitability

-          Aids in maintenance of acid-base balance

-          Helps in synthesis of protein and metabolism of carbohydrate

  • Chloride

-          95-108mEq/L

-          Aids cell integrity by osmotic pressure

-          Acid-base balance

-          Water balance

-          Competes with bicarbonate to combine with sodium

-          Usually in combination with hydrochloric acid and sodium chloride

  • Calcium

-          4.5-5.3 mEq/L or 2.1 – 2.6 mEq/L (ionized calcium)

-          Bone formation/reabsorption

-          Neural transmission/muscle contraction

-          Regulation of enzyme systems

-          Coenzyme in blood coagulation

  • Magnesium

-          1.5-2.5 mEq/L

-          Influences carbohydrate metabolism

-          Affects secretion of PTH, Na/K transport across the cell membrane and synthesis of protein and nucleic acid

Electrolyte Imbalance Care Plan

Predisposing Factors

  • Assess for the contributing factors that may lead to excess or deficit of a specific electrolyte.

Assessment

  • Look for specific signs and symptoms characteristic to the electrolyte imbalances based on their functions in the body.

Desired Outcomes

  • Make sure that the patient will be able to manifest signs and symptoms which are stable and leading towards recovery.
  • Aside from this, patient should manifest behavior geared towards the attainment of balance in the body: e.g. monitoring dietary intake, noting fluid and electrolyte balance.

Nursing Diagnoses

  • Depends on the manifestations exhibited by the patient.
  • Depends on the current needs both of the patient and their families.
  • It is a must to be keen in observing the verbal and nonverbal cues of the patient and family. Once needs are identified, prioritize them well.

Interventions

                                                                                               1.         Monitor for abnormal serum electrolytes, as available

                                                                                               2.          Monitor for manifestations of electrolyte imbalance

                                                                                               3.         Maintain patent IV access Administer fluids, as prescribed, if appropriate

                                                                                               4.         Maintain accurate intake and output record

                                                                                               5.         Maintain intravenous solution containing electrolyte(s) at constant flow rate, as appropriate

                                                                                               6.         Administer supplemental electrolytes (e.g., oral, NG, and IV) as prescribed, if appropriate

                                                                                               7.         Consult physician on administration of electrolyte-sparing medications (e.g., spiranolactone), as appropriate

                                                                                               8.         Administer electrolyte-binding or -excreting resins (e.g., Kayexalate) as prescribed, if appropriate

                                                                                               9.         Obtain ordered specimens for laboratory analysis of electrolyte levels (e.g., ABG, urine, and serum levels), as appropriate

                                                                                             10.       Monitor for loss of electrolyte-rich fluids (e.g., nasogastric suction, ileostomy drainage, diarrhea, wound drainage, and diaphoresis)

                                                                                             11.       Institute measures to control excessive electrolyte loss (e.g., by resting the gut, changing type of diuretic, or administering antipyretics), as appropriate

                                                                                             12.       Irrigate nasogastric tubes with normal saline

                                                                                             13.       Minimize the amount of ice chips or oral intake consumed by patients with gastric tubes connected to suction

                                                                                             14.       Provide diet appropriate for patient's electrolyte imbalance (e.g., potassium-rich, low-sodium, and low-carbohydrate foods)

                                                                                             15.       Instruct the patient and/or family on specific dietary modifications, as appropriate

                                                                                             16.       Provide a safe environment for the patient with neurological and/or neuromuscular manifestations of electrolyte imbalance

                                                                                             17.       Promote orientation

                                                                                             18.       Teach patient and family about the type, cause, and treatments for electrolyte imbalance, as appropriate

                                                                                             19.       Consult physician if signs and symptoms of fluid and/or electrolyte imbalance persist or worsen

                                                                                             20.       Monitor patient's response to prescribed electrolyte therapy

                                                                                             21.       Monitor for side effects of prescribed supplemental electrolytes (e.g., GI irritation)

                                                                                             22.       Monitor closely the serum potassium levels of patients taking digitalis and diuretics

                                                                                             23.       Place on cardiac monitor, as appropriate

                                                                                             24.       Treat cardiac arrhythmias, according to policy

                                                                                             25.       Prepare patient for dialysis (e.g., assist with catheter placement for dialysis), as appropriate

Core Competencies

میاستنی گراویس

 

تشخیص غده تیموس غیر طبیعی و یا وجود تومور در غده تیموس به کار می رود.

- آزمایش عملکرد ریوی: قدرت تنفس را اندازه گیری می کند.

هنگامی که این بیماری بر عضلات تنفسی اثر کند و موجب ضعف تنفس گردد، نیاز فوری به بررسی پزشکی دارد

درمان

امروزه، این بیماری کنترل شده است.

 داروهای مورد استفاده عبارتند از: عوامل Anticholinesterase مانند: asneostigmine و pyridostigmine که کمک به بهبود انتقال عصبی می کند و قدرت عضلانی را افزایش می دهد.

 داروهای سرکوب گر سیستم ایمنی از جمله: Asprednisone، سیکلوسپورین و Azathioprinemay مورد استفاده قرار می گیرند. این داروها قدرت عضلانی را بهبود می بخشند. این داروها با تجویز پزشک باید مصرف شوند.

 تیمکتومی ( Thymectomy) که عمل جراحی برداشتن غده تیموس است.

 پالسمافرز، روشی است که در آن آنتی بادی های غیرطبیعی خون را از خون برمی دارند و گلوبولین های ایمنی بدن را از طریق ورید داخل بدن می کنند.

متخصص مغز و اعصاب بر اساس سن، مشکلات پزشکی و شدت ضعف، مشخص می کند که کدام یک از این روش های درمانی برای بیمار باید در نظر گرفته شود.

خطر

هنگامی که این بیماری بر عضلات تنفسی اثر کند و موجب ضعف تنفس گردد، نیاز فوری به بررسی پزشکی دارد.

 

مراقبت از بیمار

برای از بین بردن خستگی:

  • به مقدار کافی استراحت کنید.
  • صرفه جویی در انرژی بدن کنید.
  • چشمانتان را استراحت دهید.
  • در طول روز، چندین بار چشمانتان را ببندید و دراز بکشید.
  • با پزشک متخصص مغز و اعصاب تان همکاری کنید.
  • غذاهای سالم مصرف کنید

  آبله‌ مرغان‌

 

آبله‌ مرغان‌عبارت‌ است‌ از یك‌ بیماری‌ خفیف‌ و بسیار مسری‌ كه‌ توسط‌ ویروس‌ هرپس‌ زوستر ایجاد می‌شود. این‌ بیماری‌ می‌تواند در سنی‌ رخ‌ دهد اما در كودكان‌ شایع‌تر است‌.

 علایم‌ شایع‌:

  • تب‌
  • درد شكمی‌ یا احساس‌ ناخوشی‌ عمومی‌ كه‌ 2-1 روز طول‌ می‌كشد.
  • بثورات‌ پوستی‌ كه‌ تقریباً در هر جای‌ بدن‌ می‌تواند پدید آید، از جمله‌ روی‌ پوست‌ سر، آلت‌ تناسلی‌، و داخل‌ دهان‌، بینی‌، گلو، یا مهبل‌. تاول‌ها ممكن‌ است‌ در نواحی‌ بسیار وسیعی‌ از پوست‌ گسترده‌ شده‌ باشند، اما در دست‌ و پا كمتر ظاهر می‌شوند. تاول‌ها در عرض‌ 24 ساعت‌ می‌تركند و در محل‌ آنها دلمه‌ تشكیل‌ می‌شود. هر 4-3 روز مجموعه‌هایی‌ از تاول‌های‌ جدید به‌ وجود می‌آیند. در بزرگسالان‌ یك‌ سری‌ علایم‌ شبیه‌ آنفلوآنزا وجود دارد.

علایم‌ زیر معمولاً در كودكان‌ خفیف‌، اما در بزرگسالان‌ شدید هستند.

 علل‌ بیماری:

 عفونت‌ با ویروس‌ هرپس‌ زوستر، این‌ ویروس‌ از راه‌ قطره‌های‌ ریز در هوا یا تماس‌ با ضایعات‌ پوستی‌، از فرد بیمار انتقال‌ می‌یابد. دوره‌ نهفته‌ پیش‌ از آغاز علایم‌ بیماری‌ 21-7 روز است‌. اگر مادر یك‌ نوزاد قبلاً یا در حین‌ حاملگی‌ آبله‌ مرغان‌ گرفته‌ باشد، كودك‌ وی‌ تا چندین‌ ماه‌ در برابر آبله‌ مرغان‌ ایمنی‌ دارد. اما این‌ ایمنی‌ در عرض‌ 12-4 ماه‌ پس‌ از تولد كاهش‌ می‌یابد.

 عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر:

 استفاده‌ از داروهای‌ سركوب‌كننده‌ دستگاه‌ ایمنی‌ بدن.‌

 پیشگیری‌:

 در حال‌ حاضر نمی‌توان‌ از آن‌ پیشگیری‌ به‌ عمل‌ آورد. سرم‌ حاوی‌ پادتن‌ علیه‌ این‌ ویروس‌ برای‌ افرادی‌ كه‌ خطر ایجاد بیماری‌ خطرناك‌ در آنها زیاد است‌ (مثل‌ كسانی‌ كه‌ داروهای‌ ضدسرطان‌ یا سركوب‌كننده‌ ایمنی‌ دریافت‌ می‌كنند) استفاده‌ می‌شود. اخیراً یك‌ واكسن‌ جدید برای‌ این‌ بیماری‌ مورد تأیید قرار گرفته‌ است‌.

 عواقب‌ مورد انتظار:

v      بهبود خود به‌ خودی‌. كودكان‌ معمولاً در عرض‌ 10-7 روز بهبود می‌یابند، در بزرگسالان‌ این‌ مدت‌ بیشتر است‌ و احتمال‌ بروز عوارض‌ در آنها بیشتر است‌.

v      پس‌ از بهبود، فرد برای‌ تمام‌ عمر در مقابل‌ آبله‌ مرغان‌ ایمنی‌ دارد.

v      گاهی‌ پس‌ از طی‌ شدن‌ سیر بیماری‌ آبله‌ مرغان‌، ویروس‌ در بدن‌ به‌ حالت‌ خفته‌ باقی‌ می‌ماند (احتمالاً در ریشه‌ اعصاب‌ نزدیك‌ نخاع‌). این‌ ویروس‌ خفته‌ ممكن‌ است‌ سال‌ها بعد دوباره‌ بیدار شود و بیماری‌ زونا را ایجاد كند.

 عوارض‌ احتمالی‌:

ü      عفونت‌ باكتریایی‌ ثانویه‌ برروی‌ تاول‌های‌ آبله‌ مرغان‌

ü      عفونت‌ ویروسی‌ چشم‌

ü      ندرتاً آنسفالیت‌ (التهاب‌ یا عفونت‌ مغز)

ü      احتمال‌ بروز زونا سال‌ها بعد در دوران‌ بزرگسالی‌

ü      ندرتاً باقی‌ماندن‌ جای‌ تاول‌، در صورتی‌ كه‌ تاول‌ عفونی‌ شود

ü      میوكاردیت‌ (التهاب‌ عضله‌ قلب‌)

ü      آرتریت‌ (التهاب‌ مفصل‌) به‌ طور گذرا

ü      ۸. ذات‌الریه‌

ü      ۹. نشانگان‌ رای‌

 درمان‌:

ü      تشخیص‌ معمولاً با ظهور تاول‌های‌ پوستی‌ داده‌ می‌شود و بنابراین‌ انجام‌ آزمایش‌ ضرورتی‌ ندارد.

ü      درمان‌ با هدف‌ تخفیف‌ علایم‌ انجام‌ می‌گیرد.

ü      برای‌ كاهش‌ خارش‌ از پارچه‌، حوله‌، یا كمپرس‌ آب‌ سرد استفاده‌ كنید.

ü      بیمار را تا حدامكان‌ آرام‌ و خنك‌ نگهدارید. گرما و تعریق‌ باعث‌ بروز خارش‌ می‌شوند.

ü      ناخن‌ها را كوتاه‌ دارید تا بیمار نتواند خود را بخاراند. خاراندن‌ تاول‌ها می‌تواند باعث‌ عفونت‌ ثانویه‌ شود.

داروها:

      داروهای‌ زیر ممكن‌ است‌ خارش‌ را كم‌ كنند: بی‌حس‌كننده‌های‌ موضعی‌ و آنتی‌هیستامین‌های‌ موضعی‌. این‌ داروها موجب‌ تخفیف‌ خارش‌ به‌ سرعت‌ و در كوتاه‌ مدت‌ می‌شوند. محصولاتی‌ كه‌ حاوی‌ لیدوكایین‌ و پراموكسین‌ هستند كمترین‌ احتمال‌ بروز واكنش‌های‌ آلرژی‌ را دارند. لوسیون‌های‌ حاوی‌ فنول‌، منتول‌ و كافور (مثل‌ لوسیون‌ كالامین‌) نیز شاید توصیه‌ شود. دستور دارویی‌ را در مورد محصولات‌ فوق‌ رعایت‌ كنید.

      اگر تب‌ وجود دارد، از استامینوفن‌ استفاه‌ كنید. به‌ هیچ‌ عنوان‌ از آسپیرین‌ استفاده‌ نكنید زیرا این‌ دارو ممكن‌ است‌ در بروز نشانگان‌ رای‌ (یك‌ نوع‌ آنسفالیت‌) در كودكانی‌ كه‌ دچار عفونت‌ ویروسی‌ هستند نقش‌ داشته‌ باشد.

      امكان‌ دارد آسیكلوویر تجویز شود.

 فعالیت‌:

 استراحت‌ در رختخواب‌ ضروری‌ نیست‌. بیمار می‌تواند فعالیت‌ آرام‌ در یك‌ محیط‌ خنك‌ داشته‌ باشد. اگر هوا خوب‌ باشد، كودك‌ می‌تواند بیرون‌ از خانه‌ و در سایه‌ بازی‌ كند. تا زمانی‌ كه‌ تمام‌ تاول‌ها دلمه‌ نبسته‌ باشند و تاول‌ جدیدی‌ تشكیل‌ نشود، كودك‌ باید از سایرین‌ جدا باشد و مدرسه‌ نیز نباید برود.

 رژیم‌ غذایی‌:

 رژیم‌ خاصی‌ توصیه‌ نمی‌شود.

 در این‌ شرایط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نمائید:

  • اگر شما یا كودكتان‌ علایم‌ آبله‌ مرغان‌ را دارید.
  • اگر بی‌حالی‌، سردرد، یا حساسیت‌ به‌ نور روشن‌ رخ‌ دهد.
  • اگر تب بیش از 39.5 را تجربه کرد.

مـراقبت پرستاري از بیمار مبتلا به میاستینی گراو

 

  • توانايي عملكردي بيمار و سيستم حمايتي وي را بررسي كنيد تا خدمات مورد نياز پس از ترخيص را تعيين نماييد.
  • بررسي مداوم نارسايي تنفس ضروري است.

 تشخيص

تشخيص پرستاري

-          الگوي تنفسي غير موثر در ارتباط با ضعف عضله تنفسي.

-          اختلال تحرك جسمي در ارتباط با اختلال عصبي عضلاني و ضعف عضله.

-          احتمال آسپيراسيون در ارتباط با ضعف عضلات بولبار.

-          اختلال در برقراري ارتباط كلامي در ارتباط با ضعف عضلات تكلم.

-          اختلال ادراك حسي در ارتباط با اختلال بينايي.

 مشكلات همراه / عوارض احتمالي

  • بحران مياستينيك.
  • بحران كولينرژيك.

 برنامه ريزي و اهداف

اهداف اصلي بيمار ممكن است شامل بهبود عملكرد تنفسي، افزايش تحرك جسمي، بهبود توانايي برقراري ارتباط، جلوگيري از آسپيراسيون و فقدان عوارض جانبي (بحران مياستينيك و كولينرژيك)  باشد.

اقدامات پرستاري

بهبود عملكرد تنفسي

ü      وضعيت تنفسي را به طور مكرر بررسي كنيد. (تعداد و عمق تنفس و صداهاي تنفسي) و نتايج آزمونهاي عملكرد ريه را جهت تعيين مشكلات ريوي پيش از ايجاد تغييرات در ميزان گازهاي خون شرياني بررسي نماييد.

ü      فيزيوتراپي قفسه سينه، شامل تخليه وضعيتي جهت حركت ترشحات و ساكشن جهت خارج نبودن ترشحات را انجام دهيد (تخليه وضعيتي نبايد تا 30 دقيقه بعد از تغذيه لوله اي انجام شود). در صورت نياز به بيمار اكسيژن تجويز كنيد.

ü      ترسهاي بيمار را پذيرفته و به وي اطمينان دهيد. اگر احتمال نارسايي تنفسي قريب الوقوع به وجود دارد، اقدامات مناسب را آغاز كنيد.

ü      از آرامبخش ها و خواب آورها پرهيز نماييد زيرا موجب تشديد هيپوكسي و هيپركاپنه شده و مي توانند باعث سركوب تنفسي و قلبي گردند.

 افزايش تحرك جسمي

  • به بيمار درباره داروهاي آنتي كولين استراز آموزش دهيد: مكانيسم اثر، زمان بندي، مقدار مصرف، نشانه هاي افزايش مصرف و اثرات سميت.
  • بر اهميت مصرف داروها در زمان مشخص جهت بهبود قدرت و استقامت تاكيد كنيد.
  • بيمار را به ثبت نشانه ها تشويق نماييد.
  • به بيمار درباره پرهيز از عوامل افزاينده ضعف و تشديد بحران مياستينيك آموزش دهيد: تحريك عاطفي، عفونت (تنفسي)، فعاليت جسمي شديد، تماس با سرما و گرما.
  • بيمار را به پوشيدن دستبند مشخصات توصيه كنيد.
  • به بيمار در مورد وسايل كمك به خود آموزش داده و در صورت لزوم فراهم كنيد.

 بهبود برقراري ارتباط

v      به بيماران مبتلا به ضعف عضلات تكلم روش هاي بهبود برقراري ارتباط (براي مثال، پلك زدن، تكان دادن انگشت دست و يا پا) آموزش دهيد.

 ارائه مراقبت از چشم

v      به بيمار در سازگاري با اختلال بينايي (براي مثال بستن چشمها براي فواصل كوتاه، ريختن قطره هاي اشك مصنوعي جهت پيش گيري از صدمه قرنيه) كمك كنيد.

v      به بيمار استفاده از محافظ روي يك چشم هنگام دوبيني را پيشنهاد كنيد و نيز استفاده از عينك آفتابي براي كاهش اثرات نور شديد (موجب افزايش مشكلات چشم مي شوند) را توصيه نماييد.

 پيش گيري از آسپيراسيون

      آبريزش از دهان، رگورژيتاسيون از بيني و خفگي حين تلاش براي بلعيدن را بررسي كنيد.

      ساكشن را آماده و در دسترس نگهداريد.

      استراحت پيش از تغذيه را تشويق كنيد؛ بيمار را در وضعيت نشسته كامل قرار دهيد تا بلع تسهيل شود.

      غذاهاي نرم كه به راحتي بلع مي شوند فراهم كنيد.

      تغذيه را با زمان حداكثر اثر آنتي كولين استرازها هماهنگ كنيد.

      در صورت ضرورت، با تغذيه از راه گاستروستومي به بيمار كمك نماييد.

 بررسي و درمان عوارض جانبي احتمالي

v      بحران هاي مياستنيك و كولينرژيك

  • ديسترس تنفسي همراه با ديس فاژي (مشكل در بلع)، ديزآرتري (مشكل تكلم)، پتوزپلك، دو بيني و ضعف عضلات از نشانه هاي هر يك از بحران ها مي باشند.
  • كمك تهويه فوري فراهم كنيد.
  • در صورت نياز ساكشن كنيد.
  • گازهاي خون شرياني، الكتروليتهاي سرم، جذب و دفع و وزن روزانه را بررسي نماييد.
  • با لوله گذاري داخل تراشه و تهويه مكانيكي به بيمار كمك كنيد؛ بيمار را در بخش مراقبت ويژه جهت بررسي مداوم بستري كنيد.
  • با تجويز ادروفونيوم داخل وريدي جهت تميز دو نوع بحران از هم به بيمار كمك كنيد؛ اين دارو بحران مياستينيك را بهبود بخشيده اما به طور موقت بحران كولينرژيك را بدتر مي كند. نئوستيگمين متيل سولفات براي بحران مياستينيك تجويز مي شود.
  • اگر بيمار قادر به بلع نيست، از طريق تغذيه لوله بيني معدي به بيمار كمك نماييد.
  • از داروهاي خواب آور و آرامبخش پرهيز كنيد زيرا موجب تشديد هيپوكسي و هيپركاپنه شده و مي توانند موجب تضعيف تنفسي و قلبي شوند.

v      ارتقاء مراقبت در منزل و جامعه محور

v      آموزش مراقبت از خود به بيمار

  • به بيمار در مورد مشاوره با پزشك پيش از مصرف هر نوع داروي جديد آموزش دهيد. بسياري از داروهاي تجويز شده با بدون نسخه پزشك، مياستني گراويس را تشديد مي كنند (آنتي بيوتيكها، داروهاي قلبي – عروقي، ضد تشنج ها و داروهاي موثر بر روان، مورفين، كينين و داروهاي مرتبط، بتابلوكرها و داروهاي بدون نسخه پزشك).
  • به بيمار اهميت مصرف داروهاي تجويز شده را بياموزيد.
  • بيمار و خانواده را درباره اقدامات بحران، روش هاي رفع نيازهاي روزانه و راههاي سازگاري با بيماري را بياموزيد.
  • به خانواده بيمار روش هاي اورژانس را كه ممكن است مورد نياز باشند آموزش دهيد؛ فرصتي براي تمرين اين روش ها فراهم كنيد.

 

 هشدار پرستاري:

اولويت پرستاري تجويز داروهاي آنتي كولين استراز سر موقع مي باشند تا علايم كنترل شوند، هر گونه تاخير در تجويز ممكن است موجب ناتواني در بلع شود.

v      تداوم مراقبت

  • بيمار  را درباره گروههاي جامعه و حمايتي انجمن مياستني گراويس آگاه نماييد.

 

      ارزشيـابي

نتايج مورد انتظار بيمار

ü      به عملكرد تنفسي كافي دست يافته است.

ü      با اختلال تحرك سازگار مي باشد.

ü      آسپيراسيون را تجربه نمي كند.

ü      از روش هاي برقراري ارتباط استفاده مي نمايد.

ü      توانايي براي ديدن اشياء و افراد در محيط را گزارش مي دهد.

ü      از بحران مياستينيك و كولينرژيك بهبودي مي يابد.

 

 

     پریکاردیت؛ التهاب پرده دور قلب

 

ü      پریکاردیت عارضه‌ای است که در آن پریکاردیوم، یعنی غشایی که دور قلب را می‌پوشاند، دچار التهاب می‌شود. این التهاب باعث محدودیت در کارآیی عمل پمپاژ قلب می‌شود.

ü      پریکارد یا آبشامه دو لایه دارد: لایه داخلی به دیواره عضلانی قلب چسبیده است و لایه خارجی حفره قفسه سینه‌ که قلب در آن قرار گرفته است را می‌پوشاند. بین این دو لایه، مایع لغزنده‌ای وجود دارد که قلب را در عین ثابت بودن در جای خود، قادر به تپیدن می‌کند.

ü      وقتی که پریکاردیت باعث التهاب این غشا می‌شود، میزان این مایع زیاد شده و حرکت قلب در عمل محدود می‌شود، به ویژه توانایی قلب برای پر و خالی شدن از خون کاهش می‌یابد.

ü      حدود 10 درصد افرادی که دچار حمله قلبی شده‌اند، در اثر مرگ بافت قلبی، دچار پریکاردیت نیز می‌شوند.

ü      وقوع  پریکاردیت در مردان بسیار بیشتر از زنان است.

علائم پریکاردیت

  • شایع‌ترین علامت پریکاردیت یک درد تیز و شدید خنجرمانند، در مرکز یا سمت چپ قفسه سینه (نزدیک قلب) می‌باشد که گاهی اوقات این درد به سمت گردن یا شانه نیز انتشار می‌یابد.
  • این درد ممکن است به آسانی با علایم یک حمله قلبی اشتباه گرفته ‌شود.
  • وقتی که فرد خوابیده است و یا در زمان نفس کشیدن عمیق، درد معمولا بیشتر خواهد بود.
  • عرق کردن و خستگی نیز از علائم دیگر این بیماری قلبی می باشند.
  • وقتی که پریکاردیت ناشی از یک حمله قلبی باشد، معمولاً به خوبی به درمان پاسخ می‌دهد و بیمار ظرف یک تا سه هفته، کاملا درمان می‌شود

علل پریکاردیت

v      یکی از شایع‌ترین علت‌های پریکاردیت به ویژه در جوانان عفونت‌های ویروسی است. در بسیاری از موارد، دلایل پریکاردیت ممکن است ناشناخته باقی بمانند.

v      دلایل دیگر پریکاردیت شامل حمله قلبی، سرطان، پرتودرمانی، آسیب به قفسه سینه، جراحی قبلی قفسه سینه، بیماریخود ایمنی ، نارسایی کلیه یا استفاده از داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی می‌باشند.

تشخیص پریکاردیت

ü      پزشک با گوش دادن به صحبت‌های شما درباره توصیف درد و نحوه شروع آن، پریکاردیت را تشخیص دهد.

ü      همچنین پزشک با گوش دادن به وسیله گوشی پزشکی به صداهای قلبی، این عارضه را تشخیص می‌دهد.

ü      صداهای ناشی از پریکاردیت مثل صدای ناشی از مالش دو سطح چرم می‌باشد که در قفسه سینه به خوبی شنیده می‌شوند.

ü      صداهای ناشی از پریکاردیت در هر ضربان قلب، با مالش لایه‌های ملتهب پریکارد بر روی یکدیگر ایجاد می‌شوند.

ü      عکس‌برداری با استفاده از اشعه ایکس، ممکن است تجمعی از مایع را در اطراف قلب نشان دهد. این تصویر را می‌توان بوسیله اکوی قلبی تایید کرد (اکوکاردیدگرافی).

ü      ممکن است نوار قلب، تغییراتی مبنی بر بروز پریکاردیت را نشان دهد.

ü      گاهی انجام پریکاردیوسنتز (روشی که در آن نمونه مایع از پریکارد برداشته شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد) برای کمک به تشخیص علت پریکاردیت ضروری است. 

درمان پریکاردیت

  • در صورتی که علت بیماری عفونت باکتریایی باشد، معمولا انتی بیوتیک تجویز می‌شود.
  • برای کاهش درد و التهاب، داروهای مسکن و ضدالتهابی مانند اسپیرین یا بروفن داده می شود.
  • وقتی که پریکاردیت ناشی از یک حمله قلبی باشد، معمولاً به خوبی به درمان پاسخ می‌دهد و بیمار ظرف یک تا سه هفته، کاملا درمان می‌شود.
  • در پریکاردیت ممکن است ضربان قلب کاهش زیادی پیدا کند، طوری که استفاده از ضربان‌ساز ضروری شود
  • با این حال، اگر این حالت منجر به تجمع مایع در اطراف قلب شود، به گونه‌ای که قابلیت پرشدن قلب از خون محدود شود (یک اختلال نادر ولی کشنده معروف به تامپوناد قلبی)، پزشک ممکن است از پریکاردیوسنتز برای تخلیه مایع اضافی استفاده کند (با استفاده از سوزن یا یک عمل جراحی کوچک).
  • بررسی مایع تخلیه شده به تعیین علت تامپوناد قلبی کمک می‌کند.در صورت عود تجمع مایع در اطراف قلب ممکن است انجام عمل جراحی ضروری باشد.

عوارض پریکاردیت

v      عوارض پریکاردیت نادر می‌باشند، ولی عفونت ممکن است باعث اختلال ریتم یا حتی بلوک قلبی شود (وقتیکه ایمپالس‌های الکتریکی مولد ریتم قلبی به خوبی انتقال نمی‌یابند).

v      پریکاردیت کنستریکتیو (فشارنده) نیز ممکن است رخ دهد که در این حالت التهاب باعث می‌شود که پریکارد ضخیم شده و بافت اسکار (بافت ترمیمی چسبنده) ما بین پریکارد و قلب گسترش یابد.

v      پریکارد انعطاف خود را از دست می‌دهد و نارسایی قلبی بوجود می‌آید. در چنین مواردی برداشتن همه یا قسمتی از پریکارد با عمل جراحی تنها راه چاره است.

v      بعد از حمله قلبی عوارض دیگری نیز ممکن است رخ دهند که به محل وقوع آسیب در قلب و شدت آن بستگی دارند.

v      ممکن است ضربان قلب کاهش زیادی پیدا کند، طوری که استفاده از ضربان‌ساز ضروری شود.

v      همچنین ممکن است آریتمی و نارسایی کلیه نیز رخ دهند

شکستن انگشتان باعث آرتروز می‌شود   

 

شکستن قولنج انگشتان می‌تواند باعث آرتروز زودرس شود، چرا که بافت نرم اطراف مفصل، دچار کشیدگی شده، لبه‌های استخوان رشد می‌کنند و در اطراف آن مفصل، حالتی شبیه آرتروز ایجاد می‌شود.

از قدیم اعتقاد براین بوده که شکستن قولنج انگشتان می‌تواند باعث آرتروز زودرس شود، یا اینکه مفصلی که این عمل در آن انجام می‌شود مستعد ارتروز زودرس می شود، زیرا بافت نرم اطراف مفصل، دچار کشیدگی می‌شود و به دنبال آن به عنوان یک واکنش دفاعی هم، لبه‌های استخوان رشد می‌کنند و در اطراف آن مفصل، حالتی شبیه آرتروز ایجاد می‌کنند.

به همین خاطر هم پزشکان از قدیم‌الایام می‌گفتند که شکستن قولنج فقط یکی دو بار در روز و آن هم برای رفع خستگی مجاز است، ولی اگر افراد عادت به انجام این کار به طور مکرر در طول روز داشته باشند، این عمل تهدیدی برای سلامت آنها مفصل محسوب می‌شود.

اخیراً مقالاتی دیده شده که عنوان می‌کند این عمل آسیب قابل توجهی به مفاصل نمی‌زند، اما احتیاط شرط عقل است و بهتر است افراد یکی دو بار بیشتر در طول روز این کار را انجام ندهند.

به افرادی که عادت به این کار دارند توصیه می کنیم تا با انجام ورزش‌های کششی، عضلات و مفاصل را ورزش دهند تا احساس نیاز به این کار و شکستن مفاصل به تدریج در آنها از بین برود.

اگر شکستن قولنج انگشتان در افراد به صورت عادت نباشد تخریب کننده نیست، اما اگر به صورت مکرر تکرار شود، باعث آرتروز زودرس مفصل می شود

تا چه حد شکستن قولنج، رفع خستگی می‌کند؟

این کار در فرد احساس آرامش ایجاد می‌کند، چرا که حبابی که درون کپسول مفصل ایجاد می‌شود یک مقدار فشار ایجاد کرده و آن افزایش فشار و کشیدگی در کپسول، باعث خستگی می‌شود که به دنبال شکستن قولنج انگشتان، این حباب بزرگ می‌شکند که در نتیجه فشار داخل کپسول کمتر می‌شود و فرد احساس آرامش بیشتری می‌کند.

چرا در هنگام شکستن قولنج انگشتان صدایی مثل کلیک ایجاد می‌شود؟

اطراف تمام مفاصلی که حرکت بدن را به عهده دارند، یک کپسول وجود دارد که داخل آن مایعی است تحت عنوان سینوویال که داخل این مایع حباب‌هایی از هوا وجود دارد.

با گذشت زمان این حباب ها به هم متصل شده و حباب های بزرگ تری را ایجاد می‌کند که وقتی فرد مفصل را تحت فشار قرار می‌دهد و می‌کشد، این فشار منفی باعث ترکیدن آن حباب بزرگ و تبدیل به حباب‌های کوچک تر می شود که موقع خم کردن بند انگشتان و فشار دادن به آنها صدایی شنیده می‌شود.

توصیه آخر

اگر شکستن قولنج انگشتان در افراد به صورت عادت نباشد تخریب کننده نیست، اما اگر به صورت مکرر تکرار شود، باعث آرتروز زودرس مفصل می شود که در ادامه می‌تواند بافت نرم اطراف مفصل را دچار کشیدگی کند که در نهایت با عدم ثبات آن مفصل مواجه خواهیم شد.

   سکته مغزی چه زمانی اتفاق میوفته؟   

 

سکته مغزی، زمانی اتفاق می افتد که رگی خونی در مغز مسدود یا منفجر شود.

بدون درمان، سلول های مغز به سرعت می میرند. نتیجه می تواند ناتوانی جدی اندام های بدن یا مرگ باشد.

علائم:

علایم و نشانه های سکته مغزی عبارتند از:

v      بروز ناگهانی ضعف و بی حسی در یک طرف بدن

v      تغییر ناگهانی دید در یک یا دو چشم یا دشوار شدن بلع غذا

v      بروز ناگهانی سردردهای شدید بدون علت

v      بروز مشکلات شدید همراه با سرگیجه هنگام راه رفتن

v      بروز مشکلات ناگهانی در صحبت کردن و شناخت دیگران

انواع سکته مغزی:

v      سکته مغزی ایسکمیک

  • متداول ترین نوع سکته مغزی، ایسکمیک، نام دارد. تقریبا از هر 10 سکته مغزی 9 مورد در این گروه قرار می گیرند. عامل بروز سکته مغزی، لخته خونی است که در رگ درون مغز ایجاد شده است. لخته خون ممکن است در نقطه ای خاص گسترش یافته یا از سایر نقاط بدن به مغز رسیده باشد.

v      سکته مغزی هموراژیک

  • سکته مغزی هموراژیک بسیار نادر و مرگ بار است. این نوع سکته وقتی بروز می کند که یک رگ خونی ضعیف در مغز منفجر شود. نتیجه این نوع سکته، خونریزی شدید درون مغز است که متوقف کردن اش بسیار دشوار است.

v      سکته مغزی کوتاه (TIA)

  • حمله ایسکمیک گذرا را اغلب سکته مغزی کوتاه می نامند. لخته خون قسمتی از مغز را به طور موقت از کار می اندازد و علایمی شبیه سکته مغزی نمایان می شود. به گزارش سلامت نیوز وقتی جریان خون دوباره برقرار شود، علایم و نشانه های سکته مغزی از میان می روند. سکته مغزی کوتاه، نشان دهنده آن است که سکته مغزی اصلی به زودی به وقوع می پیوند. اگر فکر می کنید سکته مغزی کوتاهی را پشت سر گذاشته اید باید بلافاصله به پزشک مراجعه کنید تا او احتمال بروز سکته مغزی اصلی را به حداقل برساند.

ترالي اورژانس

 

اهدافي كه ترالي اورژانس بر اساس آنها طراحي وتجهيز گرديده است :

1- برقراري و حفظ راه هوائي

2- نگهداري و گردش خون در وضعيت اپتيموم

3- اصلاح و پيشگيري از اختلالات اسيد و باز و آب والكترونيك

4- ارزيابي پاسخ بيمار به اقدامات احياي قلبي ريوي

5- آماده سازي بيمار جهت ارجاع به مركز مراقبتهاي ويژه

با توجه به شرايط بحراني زمان احياي قلبي و ريوي و همراهي استرس و اضطراب لازم است داروها و ملزومات ترالي اورژانس با ترتيبي خاص كه تمام پرسنل درماني قبلاً نسبت به آن آشنايي كافي داشته باشند قرار داده شود .

مناسب است وسايلي كه معمولاً همزمان و با هدف واحداستفاده مي شوند در يك سيني يا جعبه قرارداده شده تا با سرعت و سهولت و دقت مورداستفاده قرار گيرد .

مشخصات فيزيكي ترالي اورژانس

ü      پهنا و عمق ترالي :‌عمق ترالي با در نظر گرفتن مسير اطراف 80 سانتي متر و پهناي آن 80 تا 120سانتي متر باشد .

ü      تعداد طبقات : 4 كشو و يك قفسه به ترتيب از پائين به بالابه شرح زير

ü      يك كشو با ارتفاع 30 سانتي متر

ü      يك كشو با ارتفاع 15سانتي متر

ü      دو كشو با ارتفاع هر يك 5/7 سانتي متر

ü      يك قفسه بدون ديواره جانبي با ارتفاع 30 سانتي متر جهت قرار گرفتن دفيبريلاتور و مانيتور

ü      دستگيره :‌براي جابجايي ترالي

ü      نرده محافظ در سه طرف

ü      محل نصب ‌صفحه اطلاعات نظير محتويات ترالي

ü      وزن ترالي بين 30 تا 80 كيلوگرم

لوازم و تجهيزات :

  • تخته بيمار ( جهت استفاده درزمان عملياتCPR) متصل به پشت ترالي
  • كپسول اكسيژن پر متصل به ترالي اورژانس همراه مانومتر و سيستم كاهش دهنده فشار اكسيژن هوا با توانائي آزاد نمودن 15 ليتر اكسيژن در دقيقه + لوله رابط اكسيژن و ماسك اكسيژن منفذدار
  • دو عدد پريز و كابل متصل آن كه بايد در يكي از طرفين ترالي تعبيه شده باشد . ( جهت اتصال ساكشن - الكتروشوك و ...)
  • پايه سرم متصل به يكي از جوانب ترالي
  • ليست مكتوب كليه داروها و ملزومات موجود درترالي اورژانس كه به ترتيب طبقات منظور شده و اطلاعات ضروري در آن مندرج است و دريكي از طرفين ترالي بايستي نصب باشد.

ü      طبقه اول :

 دارو هاي اورژانسي ، ليست داروها كه از طرف چپ به راست در سه رديف قرارمي گيرند

  • آمپول آتروپين 15 عدد
  • - آمپول اپي نفرين 15عددآمپول كلسيم  cc‌5 10عدد
  • - آمپول گزيلوكائين 2 عددويالگزيلوكائين 1%و 2% بدون آدرنالين از هر كدام 1 عدد
  • - آمپول ايندرال 3عدد
  • - آمپول بريتيليوم 3 عدد
  • - آمپول روپامين 2 عدد
  • - آمپول دوبوتامين 2 عددآمپول TNG‌ 1 عدد
  • - آمپول وراپاميل 1عدد
  • - آمپول فوروزمايد 30 عدد
  • - آمپول ديازوكسيد 2 عدد
  • - آمپول هپارين 1 cc‌2 عدد
  • - آمپول هيدروكورتيزون 10 عدد
  • - آمپول دگزامتازون 10 عدد
  • - آمپول آمينو فيلين 5 عدد
  • - آمپول ديازپام 10عدد
  • - آمپول فني توئين 10 عددآمپول فنوباربيتال 5عدد
  • - آب مقطر 10 عددويال بيكربنات سديم 5 عدد
  • - ويال كلرور سديم 1 عدد
  • - ويال گلوكز 20% 3 عدد
  • - ويال گلوكز 50% 3 عدد
  • - اسپري گزيلوكائين 1 عدد
  • - TNG PEARL5 عدد

 

ü      طبقه دوم :

                                       سرنگ، سر سوزن ، باند ، NGT  دستكش يكبار مصرف ، لوله آزمايش :

 

  • سرنگهاي 2و5و10 از هر كدام 5 عدد
  • - سرنگ20 و50 سي سي و سرنگ انسو لين از هر كدام 2 عدد
  • - سر سوزن 20-21-22-23-25 از هر كدام 5 عدد
  • - لوله آزمايش معمولي 3 عدد
  • - لوله آزمايش CBC‌و PT از هر كدام 2 عدد
  • - پنبه آغشته به محلول ضد عفوني 1 ظرف
  • -  تيغ اره 2 عدد
  • - باند معمولي 10-15 و 20 سانتي متري از هر كدام 3عدد
  • - گاز معمولي (4×4)1 بسته
  • -NG Tube - قرمز - نارنجي - سبز - مشكي - سفيد از هر كدام 1 عدد
  • - دستكش معاينه ( لاتكس ) 1بسته

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ü      طبقه سوم :          

                                                  آنژيوكت ،اسكالپ وين ، لوكوپلاست ، انواع سرم ها :

  • آنژيوتك سبز ، صورتي و آبي از هر كدام 3 عدد ،خاكستري و آجرياز هر كدام 1 عدد , سه راهي آنژيوكت 2 عدد
  • اسكالپ وين سفيد ، آبي وسبز از هر كدام 3 عدد
  • چسب معمولي و ضد حساسيت از هركدام 1 حلقه
  • ست سرم 5 عدد + ست خون و ميكروست 1 عدد
  • سرم نمكي يا رينگر يك عدد - سرم قندي 5%  1 عدد + سرم شستشو 1 عدد

 

ü      طبقه چهارم :

لارنگوسكوپ ، لوله تراشه ، ايروي ، پنس ، سوندفولي ، گوشي و فشار سنج ، ست پانسمان ،  ژل ، قيچي و ظرف بتادين :

  • لارنگوسكوپ جهت بزرگسالان ، كودكان و نوزادان با تيغه هاي 1-2-3-و 4 مورب و ( صفر ) صاف
  •  2عدد باطري متناسب سالم- بعنوان يدك+ يك عدد لامپ يدك لارنگوسكوپ
  •  لوله تراشه شماره هاي 4-5-6-7-5/7-8 كاف دار ار هر كدام دو عدد
  •  لوله تراشه بدون كاف ازهر كدام از شماره هاي فوق دو عدد
  • كانكشن مناسب ( 5/2-3-4)
  •  آمبوبگ سالم در اندازه هاي نوزادان
  •  اطفال و بزرگسالان به نحوي كه هوا از يك طرف واردگرديده و از قسمت ديگر خارج شده و نشت نداشته باشد و محل اتصال جهت لوله اكسيژن موجود باشد .
  •  Air-Way -جهت نوزادان و اطفال و بزرگسالان ( 2-1-0-00-000) از هر كدام 2 عدد +STube براي تنفس دهان به دهان
  •  پنس Magills ‌يك عدد + پنس زبان + قاشق كوچك يك عدد
  •  سوند نلاتون سفيد ،نارنجي و سبز 2 عدد از هر كدام + ژل K-Y‌يك تيوپ
  •  بگ پانسمان شامل حداقل ،1 عدد پنس
  •  1 عدد قيچي مناسب
  •  1عدد گلي پات
  •  6 عدد گاز
  •  5 عدد پنبه گلوله شده
  •  1 عدد شان
  •  دستكش استريل شماره هاي 7-5/7-8
  •  محلول بتادين 1 ظرف (Povidine lodine solution )
  •  چسب معمولي 1 تيغه
  •  قيچي1 عدد - تيغه بيستوري استريل شماره هاي 10-11-15-22
  •  گوشي وفشار سنج با بازوبند اطفال و بزرگسالان از هر كدام 1 عدد
  •  چراغ قوه كوچك با قابليت نور متمركز جهت بررسي وضعيت مردمك هاو ..
  •  سوند فولي 10-12-14-16-18 از هركدام 1 عدد
  • Bag  Urine

  حاملگی خارج از رحم چیست؟

 

 

حاملگی خارج از رحم به حالتی گفته می شود که تخمک لقاح یافته در جایی بغیر از جداره داخلی رحم مستقر می شود و شروع به رشد می کند. 98% از حاملگی های خارج از رحم درون لوله های فالوپ اتفاق می افتد، با این حال امکان دارد در نقاط دیگری مثل تخمدان، گردن رحم و حفره شکمی نیز رخ دهد. از هر 50 حاملگی ممکن است یکی خارج از رحم باشد.

اصلی ترین خطری که توسط حاملگی خارج از رحم ایجاد می شود، پارگی است که به خونریزی داخلی منجر می شود. قبل از قرن 19 احتمال مرگ ناشی از حاملگی خارج از رحم از 50% هم تجاوز می کرد. در پایان قرن 19 به علت پیشرفت های حاصله در حوزه جراحی این رقم به 5% کاهش یافت. مطالعات اخیر نشان می دهد که امروزه احتمال مرگ ناشی از حاملگی خارج از رحم به کمتر از پنج مورد از هر 10000 مورد کاهش یافته است. بنابراین امروزه علیرغم افزایش نرخ حاملگی های خارج از رحم، درصد مرگ مادر هر چه بیشتر و بیشتر رو به کاهش است. اصلی ترین دلیل شکست در نجات جان مادر عدم موفقیت برای ارایه به موقع مراقبت های پزشکی است. حاملگی خارج از رحم به عنوان اصلی ترین دلیل مرگ و میر مادران باردار در سه ماهه اول بارداری به شمار می آید.

در موارد بسیار نادر امکان دارد حاملگی خارج از رحم همزمان با حاملگی نرمال (درون رحمی) رخ دهد. که به آن حاملگی هتروتوپیک (heterotopic) اطلاق می شود. در سال های اخیر وقوع این نوع حاملگی به علت افزایش استفاده از روش آی.وی.اف و سایر تکنولوژی های باروری کمکی افزایش یافته است.

علت بروز حاملگی خارج از رحم چیست؟

در حاملگی نرمال، یک تخمک در یکی از لوله های فالوپ که تخمدان ها را به رحم متصل می کند، توسط اسپرم لقاح می یابد. تخمک لقاح یافته سپس به سمت رحم حرکت می کند و خود را در جداره داخلی رحم یا اندومتر مستقر می کند، و در آنجا باقی می ماند و رشد می یابد.

همان طور که گفته شد اگر تخمک لقاح یافته خود را در جایی خارج از رحم مستقر نماید، حاملگی خارج از رحم روی داده است. حاملگی خارج از رحم معمولاً در لوله های فالوپ رخ می دهد که منجر به پارگی و آسیب لوله ها یا عدم توانایی در عملکرد درست آنها در آینده می شود.

در موارد نادر (تقریباً 2 مورد از 100 مورد حاملگی خارج از رحم)، این اتفاق در تخمدان، حفره لگنی و یا گردن رحم رخ می دهد.

عواملی که ریسک ابتلا به حاملگی خارج از رحم :

عوامل بسیار متعددی وجود دارند که می توانند ریسک ابتلا به حاملگی خارج از رحم را در فرد افزایش دهند. اما نکته ای که باید در نظر داشت این است که ممکن است حاملگی خارج از رحم در فردی که هیچ یک از این عوامل را ندارد نیز رخ دهد.

  • بیماری های مربوط به تورم لگن (PID) یا عفونت های لگنی، عفونت در دستگاه تناسلی زنان که معمولاً به علت وجود کلامیدیا بروز می کند. عفونت لگنی نیز فاکتور خطر آفرین دیگری است که ریسک ابتلا به این عارضه را افزایش می دهد. عفونت های لگنی معمولاً توسط ارگانیسم هایی که از طریق رابطه جنسی منتقل می شوند و یا عوامل دیگر بروز می یابد. به طور معمول، جداره داخلی لوله های فالوپ توسط برآمدگی هایی که به مو شباهت دارند پوشیده شده است که سیلیا نامیده می شود. سیلیا به تخمک ها کمک می کند که به آرامی از تخمدان به سمت رحم حرکت کنند. اگر سیلیا به علت عفونت آسیب ببیند، انتقال تخمک ها مختل می شود و تخمک لقاح یافته موفق نمی شود به رحم برسد و نتیجتاً حاملگی خارج از رحم رخ می دهد. انسداد و چسبندگی لوله های فالوپ نیز تأثیر مشابهی دارند.
  • داشتن سابقه ابتلا به حاملگی خارج از رحم(بالاترین ریسک ابتلا؛ 15% پس از تجربه حاملگی خارج از رحم اول و 30% پس از تجربه حاملگی خارج از رحم دوم)
  • هرگونه آسیب و نقص در لوله های فالوپ می تواند ریسک ابتلا به حاملگی خارج از رحم را افزایش دهد. سابقه انجام هرگونه عمل جراحی بر روی لوله های فالوپ نیز همین اثر را دارد. عفونت، نقایص مادرزادی و یا وجود تومور در لوله های فالوپ نیز ریسک ابتلا را افزایش می دهد.
  • اندومتریوز
  • فیبروم
  • چسبندگی های لگنی
  • استفاده از IUD. تقریباً 50% موارد بارداری زنانی که برای جلوگیری از بارداری از IUD استفاده می کنند خارج از رحم صورت می پذیرد.
  • مصرف سیگار در دوران نزدیک به لقاح

حاملگی خارج از رحم چه علائم و نشانه هایی دارد؟

علائم و نشانه های معمول حاملگی خارج از رحم

  • درد در ناحیه شکم
  • آمنوره یا عدم وجود قائدگی
  • خونریزی واژینال یا لکه بینی
  • حالت تهوع و استفراغ
  • دردهای تیز در ناحیه پایین شکم
  • احساس درد در یکی از طرفین شکم
  • احساس ضعف و سرگیجه
  • فشار خون پایین
  • احساس درد در ناحیه شانه، گردن و مقعد
  • (در صورت پاره شدن لوله های فالوپ) خونریزی شدید که متعاقباً به بی هوشی منجر خواهد شد.

امکان دارد فرد باردار باشد اما نداند. این علائم در مواردی بروز می یابد که وضع بیمار وخیم است و خونریزی داخلی اتفاق افتاده است. مشاهده هر یک از این علائم می تواند به معنای حاملگی خارج از رحم باشد اما نه بطور قطعی. امکان دارد سقط جنین نیز علائم مشابهی داشته باشد.

معمولاً علائم و نشانه های حاملگی خارج از رحم شش تا هشت هفته پس از آخرین قائدگی طبیعی بروز می یابد. اما در صورتی که حاملگی خارج از رحم در جایی بغیر از لوله های فالوپ رخ داده باشد امکان دارد این علائم دیرتر بروز یابد.

متأسفانه 10 تا 20% از زنانی که این علائم را مشاهده می کنند تشخیص نمی دهند که اینها علائم حاملگی خارج از رحم است. بنابراین تشخیص این حاملگی تا زمانی که با یک شوک مواجه می شوند و به صورت اورژانسی به مراکز درمانی مراجعه می کنند (مثل فشار خون پایین، ضربان قلب ضعیف اما تند، رنگ پریده و احساس گیجی) به تعویق می افتد.

تشخیص حاملگی  خارج از رحمی:

      اولین گام برای تشخیص پرسش و پاسخ بین بیمار و پزشک و همچنین معاینه پزشک است.

      گام بعدی معمولاً انجام تست کمی بارداری (مثبت یا منفی) و یا کیفی (اندازه گیری سطح هورمون ها) است. در برخی موارد امکان دارد پزشک معالج به هنگام معاینه لگنی وجود یک توده کوچک را احساس کند. در صورتی که پزشک به وجود حاملگی خارج از رحم مشکوک باشد، ترکیبی از تست های بارداری و سونوگرافی لگنی می تواند به تشخیص کمک کند.

 

      بهترین روش سونوگرافی واژینال است. البته امکان دارد با وجود انجام این تست پزشک نتواند نظر قطعی بدهد اما دست کم می تواند وجود توده ای در لوله های فولوپ و یا نقاط دیگر را تشخیص دهد و همچنین عدم وجود جنین در رحم را نیز تشخیص دهد.

استرابیسم یا لوچی چشم

 

استرابیسم یا لوچی چشم عبارتست از هم جهت نبودن محورهاي بينائي دو چشم . يعني اين که مسير نگاه فرد در دو چشم در يک جهت نيست ووقتي که يک چشم در جهت خاصي نگاه مي کند، چشم ديگر به سمت ديگري نگاه مي کند. اين بيماري يکي از مشکلات شايع چشم پزشکي است ودر 4% موارد در گروه سني اطفال و بزرگسالان ديده  مي شود. چشم ها (يکي يا هر دو) ممکن است به داخل، خارج، بالا يا پايين انحراف داشته باشند. دربعضي افراد ممکن است بيش از يک نوع انحراف وجود داشته باشد.

علل استرابيسم

علت دقيق همه موارد استرابيسم مشخص نيست. بهر حال استرابيسم ناشي از عدم توانايي حرکات هماهنگ دو چشم است. استرابيسم در نيمي از کودکان از بدو تولد وجود دارد. در کودکان دچار اختلالات مغزي نظير فلج مغزي و هيدروسفالوس (تجمع مايع مغزي نخاعي داخل جمجمه) بيشتر ديده مي شود. در کودکان استرابيسم ممکن است به علت آب مرواريد، بيماري هاي شبکيه نظير رتينوپاتي نوزادان نارس و رتينوبلاستوم(تومور شبکيه)، بيماريهاي ضعيف کننده عمومي و ضربه هنگام تولد يا در دوران کودکي  ايجاد شود. علاوه بر اين در بسياري از موارد استرابيسم به صورت ارثي و فاميلي ديده مي شود.

علل استرابيسم در بزرگسالان عبارتست از:

  • ديابت
  • بيماري تيروئيد ( بيماري گريوز)
  • بيماري مياستني گريويس
  • تومور مغزي
  • ضربه به سر
  • حوادث عروقي مغز در زمينه ديابت يا فشار خون
  • سکته مغزي
  • گاهي اوقات بدنبال جراحي چشم (مثلا عمل آب مرواريد) يا عمل اطراف چشم

علائم استرابيسم چيست؟

حرکات چشمي ناهماهنگ حتي لوچ شدن به طور طبيعي ممکن است گهگاهي در نوزادان ديده شود. بهرحال پس از سه چهار ماهگي، کودک بايد قادر به تمرکز بر روي اشياء باشد و چشم ها انحراف نداشته باشند. اگر مي بينيد که چشم کودکتان به داخل يا خارج منحرف مي شود، يا قادر به تمرکز روي اشياء نيست ويا به نظر ميرسد که چشمانش انحراف دارد؛ به چشم پزشک مراجعه کنيد. در 30 تا 50 درصد موارد، کودک بدنبال استرابيسم دچار آمبليوپي (تنبلي چشم) مي شود. در کودکان استرابيسم بيشتر در سن زير 6 سال شروع مي شود.

علائم استرابيسم در بزرگسالان عبارتست از:

ü      خستگي چشم

ü      دوبيني (ديپلوپي)

ü      روي هم افتادن يا محو بودن تصوير

ü      احساس کشش اطراف چشم ها

ü      احساس ناراحتي و مشکل هنگام مطالعه

ü      عدم درک عمق

بسياري از بزرگسالان مبتلا به استرابيسم، براي اصلاح تمرکز مناسب سر يا صورت خود را کج مي گيرند. همچنين اين افراد قادر به نگاه مستقيم به صورت سايرين نيستند که باعث بروز مشکلات اجتماعي برايشان مي شود. اين مسئله بر روي موقعيت هاي شغلي و اجتماعي ايشان تأثير منفي مي گذارد.

تشخيص استرابيسم :

تشخيص سريع و درمان به موقع مي تواند از کاهش بينائي دائمي جلو گيري کند. استرابيسم طي معاينه چشم پزشکي تشخيص داده مي شود. معاينه چشم پزشکي در همه کودکان در سنين حدود سه سالگي توصيه مي شود. بهر حال اگر فرزندتان علائمي از استرابيسم يا اختلال چشمي ديگري در هر سني داشت، بايد تحت معاينه کامل چشم پزشکي قرار گيرد.

راههاي درمان استرابيسم :

ü      قطره هاي چشمي

ü      بستن چشم قويتر براي اصلاح آمبليوپي (تنبلي چشم)

ü      ورزش عضلات چشم

ü      تجويز عينک با قدرت انکساري مناسب

ü      تجويز عينک حاوي منشور

ü      تزريق سم بوتولينيوم

ü      عمل جراحي عضلات خارج کره چشمي

بیماری منیر:

 

شرح بيماري 

بيماري‌ مِنِير افزايش‌ مايع‌ درون‌ مجاري‌ نيم‌دايره‌ گوش‌ داخلي‌ كه‌ مسؤول‌ حفظ‌ تعادل‌ هستند. افزايش‌ مايع‌ با بالا بردن‌ فشار در گوش‌ داخلي‌، باعث‌ اختلال‌ تعادل‌ و گاهي‌ كاهش‌ شنوايي‌ مي‌شود. در 85%-80% موارد، تنها يك‌ گوش‌ درگير مي‌شود. منير معمولاً بزرگسالان‌ سنين‌ 60-30 سال‌ را مبتلا مي‌سازد و در خانم‌ها مختصري‌ شايع‌تر از آقايان‌ است‌.

   علايم‌ شايع‌

                    که طي‌ هر حمله‌ حاد بيماري‌ بروز مي‌كنند:

  • منگي‌ شديد
  • سرگيجه‌ (احساس‌ بيمار به‌صورت‌ چرخيدن‌ به‌ دور محيط‌ يا چرخيدن‌ محيط‌ به‌ دور وي‌).
  • همهمه‌ در گوش‌ مبتلا به‌ صورت‌ صداي‌ زنگ‌ يا وزوز
  • كاهش‌ شنوايي‌ كه‌ با هر حمله‌ تشديد مي‌گردد. علايم‌ احتمالي‌ همراه‌ علايم‌ فوق‌ عبارتند از:
  • استفراغ‌
  • تعريق‌
  • حركات‌ پرشي‌ چشم‌ها
  • اختلال‌ تعادل‌

علل  منیر‌

علت‌ دقيق‌ آن‌ نامشخص‌ است‌. علت‌ پيشنهادي‌ عبارتست‌ از واكنش‌ گوش‌ داخلي‌ نسبت‌ به‌ آسيب‌هاي‌ مختلف‌. در اين‌ بيماري‌ افزايشي‌ در ميزان‌ مايع‌ لابيرنت‌ غشايي‌ (كانال‌هايي‌ در گوش‌ داخلي‌ كه‌ مسؤول‌ كنترل‌ تعادل‌ هستند) ديده‌ مي‌شود.

    عوامل تشديد كننده بيماري 

  • استرس‌
  • آلرژي‌
  • مصرف‌ زياد نمك‌
  • پر سر و صدا بودن‌ محيط‌ زندگي‌ يا كار

  

پيشگيري‌ منیر:

v      تا حد امكان‌ از عوامل‌ خطرساز فوق‌الذكر اجتناب‌ كنيد.

v      عواقب‌ موردانتظار

v      حمله‌هاي‌ بيماري‌ منير سال‌ها تكرار مي‌شود. برخي‌ علايم‌ آن‌ قابل‌ كنترل‌ است‌. اين‌ بيماري‌ با وجود آزاردهنده‌ بودن‌، تهديدي‌ براي‌ حيات‌ محسوب‌ نمي‌شود.

   عوارض‌ احتمالي‌ منیر

v      كاهش‌ شنوايي‌ دايمي‌

v      وزوز مزمن‌ گوش‌

  اصول‌ كلي‌ تشخیص منیر

-          بررسي‌هاي‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ آزمايش‌هاي‌ خون‌ جهت‌ رد ساير بيماري‌ها، آزمون‌هاي‌ شنوايي‌ مختلف‌، و ام‌آرآي‌ براي‌ رد تومور عصب‌ شنوايي‌ باشد.

-          درمان‌ اين‌ بيماري‌ معمولاً شامل‌ استراحت‌ و تجويز داروهايي‌ براي‌ كنترل‌ علايم‌ است‌.

-          از خيره‌ شدن‌ به‌ منبع‌ نور و كتاب‌ خواندن‌ در طي‌ حملات‌ خودداري‌ كنيد.

-          در برخي‌ بيماران‌ دچار منير مزمن‌ ممكن‌ است‌ از اقدام‌ جراحي‌ بر روي‌ لابيرنت‌ مبتلا استفاده‌ شود.

   داروها

v      براي‌ درمان‌ حمله‌ حاد، آتروپين‌ يا ديازپام‌ وريدي‌، يا برچسب‌ پوستي‌ اسكوپولامين‌ ممكن‌ است‌ تجويز گردد.

v      داروهاي‌ ضدتهوع‌ براي‌ برخي‌ بيماران‌ ممكن‌ است‌ سودمند باشد.

v      داروهاي‌ آرام‌بخش‌ براي‌ كاهش‌ منگي‌ ممكن‌ است‌ سودمند باشد.

v      آنتي‌هيستامين‌ها در برخي‌ بيماران‌ سبب‌ تخفيف‌ علايم‌ مي‌گردند.

v      داروهاي‌ ادرارآور به‌ منظور كاهش‌ مايع‌ در گوش‌ داخلي‌ تجويز مي‌گردند.

 

ترومبوفلبيت‌

 

شرح بيماري ترومبوفلبيت‌

ترومبوفلبيت‌ عبارت‌ است‌ از التهاب‌ و وجود لخته‌هاي‌ خون‌ در يك‌ وريد سطحي‌ (معمولاً اندام‌هاي‌ تحتاني‌) كه‌ به‌طور اوليه‌ ناشي‌ از عفونت‌ يا آسيب‌ است‌. اين‌ نوع‌ التهاب‌ برخلاف‌ ترومبوز وريدي‌ عمقي‌ به‌ ندرت‌ باعث‌ رهاشدن‌ لخته‌ و جريان‌ يافتن‌ آن‌ در گردش‌ خون‌ مي‌گردد. تمامي‌ سنين‌ را مبتلا مي‌كند ولي‌ در بزرگسالان‌ و زنان‌ شايع‌تر است‌.

   علايم‌ شايع‌ ترومبوفلبيت‌

v      تصلب‌ وريدهاي‌ سطحي‌ (مثل‌ يك‌ طناب‌ مي‌شود).

v      قرمزي‌، حساسيت‌ به‌ لمس‌ و درد در ناحيه‌ مبتلا

v      تب‌ (گاهي‌ اوقات‌)

  

علل‌ ترومبوفلبيت‌

  • افزايش‌ فيبرين‌ و لخته‌ شدن‌ گلبول‌هاي‌ قرمز در يك‌ وريد در اثر:
  • آسيب‌ به‌ غشاي‌ پوشاننده‌ وريد در اثر ضربه‌، تزريق‌ يا تزريق‌ داخل‌ وريدي‌
  • گسترش‌ يك‌ سرطان‌ خوني‌ بدخيم‌
  • جمع‌شدن‌ خون‌ به‌ دنبال‌ جراحي‌ يا استراحت‌ طولاني‌ در بستر

عوامل تشديد كننده بيماري  ترومبوفلبيت‌

      بيماري‌ همراه‌ با اقامت‌ طولاني‌ در بستر

      سيگار كشيدن‌

      استفاده‌ از قرص‌هاي‌ ضد بارداري‌. تركيب‌ قرص‌هاي‌ ضد بارداري‌ و سيگار كشيدن‌، به‌ ميزان‌ زيادي‌ خطر را افزايش‌ مي‌دهد.

      چاقي‌

      وريدهاي‌ واريسي‌

      جراحي‌، آسيب‌، سوختگي‌، عفونت‌ بارداري‌

      سوءمصرف‌ داروهاي‌ داخل‌ وريدي‌

      اختلالات‌ عروق‌ خوني‌

   پيشگيري‌ ترومبوفلبيت‌

ü      در صورت‌ استفاده‌ از قرص‌هاي‌ ضد بارداري‌، سيگار نكشيد.

ü      در صورتي‌ كه‌ به‌ هر دليل‌ مجبور به‌ استراحت‌ طولاني‌مدت‌ در بستر هستيد، تا حدامكان‌ پاها را حركت‌ دهيد تا از تجمع‌ خون‌ در وريدها جلوگيري‌ كنيد.

ü      در صورت‌ امكان‌ از هيچ‌گونه‌ داروهاي‌ داخل‌ وريدي‌ استفاده‌ نكنيد.

   عواقب‌ مورد انتظار در ترومبوفلبيت‌

ü      معمولاً در عرض‌ 2 هفته‌ قابل‌علاج‌ است‌.

   عوارض‌ احتمالي‌ ترومبوفلبيت‌

v      ممكن‌ است‌ منجر به‌ ترومبوز وريدي‌ عمقي‌ (لخته‌ در وريدهاي‌ عمقي‌) گردد.

v      اگر عفونتي‌ وجود داشته‌ باشد و درمان‌ نشود، مي‌تواند منجر به‌ مسموميت‌ خون‌ شود.

اصول‌ كلي‌ ترومبوفلبيت‌

-          تشخيص‌ با تظاهرات‌ فيزيكي‌ تورم‌ و قرمزي‌ وريد آسيب‌ ديده‌ صورت‌ مي‌پذيرد.

-          درمان‌ معمولاً شامل‌ استراحت‌ و بالابردن‌ اندام‌ و گاهي‌ بسته‌ به‌ موارد، استفاده‌ از دارو است‌.

-          پوشيدن‌ جوراب‌هاي‌ كشي‌ يا استفاده‌ از بانداژكشي‌ ممكن‌ است‌ توصيه‌ شود تا جريان‌ خون‌ در وريدها تسريع‌ يابد و باعث‌ تسكين‌ نارحتي‌ و كمك‌ به‌ پيشگيري‌ از تشكيل‌ لخته‌ شود. از بند جوراب‌ و جوراب‌ كشباف‌ استفاده‌ نكنيد.

-          براي‌ تسكين‌ درد از پوشش‌هاي‌ مرطوب‌ استفاده‌ نكنيد.

-          سيگار را ترك‌ كنيد و مصرف‌ قرص‌هاي‌ ضد بارداري‌ را كنار بگذاريد. در صورت‌ ادامه‌ هر دو، حمله‌ بعدي‌ لخته‌هاي‌ وريدي‌ ممكن‌ است‌ يك‌ لخته‌ خطرناك‌ وريد عمقي‌ باشد.

   داروها در ترومبوفلبيت‌

  • داروهاي‌ ضد التهاب‌ غيراستروييدي‌ از جمله‌ آسپيرين‌ براي‌ كاهش‌ التهاب‌ و درد
  • آنتي‌بيوتيك‌ها در صورت‌ شك‌ به‌ عفونت‌ باكتريايي‌
  • در صورت‌ وجود خارش‌، پمادهاي‌ موضعي‌ براي‌ تسكين‌ آن‌
 

آب و الکترولیت ها و بحث تخصصی انواع سرم ها و کاربرد انها و در نهایت فرایند پرستاری:


 
 
 
 


 
 
 2/3بدن انسان آب است.بيشتر فعاليتها و ساختارهاي سلولي بدن به شكلي ست كه به مايع نيازمندند.بيماري كه قرار است تحت عمل جراحي قرار گيرد از شب قبل ناشتا است ومايع نخورده است درحين عمل هم از محل جراحي مايع تبخير ميشود و خونريزي داردپس بايد مايع از دست رفته و كمبود حجم جبران شود

وقتي مايع از دست مي رود يكي از واكنشهايي كه در بدن اتفاق مي افتد تنگي عروق است.عروق تنگ مي شوند تا بتوانندخون را به عناصر حياتي تر پمپ كند.بيماري كه  ابتدا مي آيد وتاكي كارد است حتي اگرفشارخونش طبيعي باشد دليل براين نيست كه مايع بدنش كافيست بلكه بخاطر فاز جبراني عروق منقبض شدند.


وقتي مايع از دست مي رود يكي از واكنشهايي كه در بدن اتفاق مي افتد تنگي عروق است.عروق تنگ مي شوند تا بتوانندخون را به عناصر حياتي تر پمپ كند.بيماري كه  ابتدا مي آيد وتاكي كارد است حتي اگرفشارخونش طبيعي باشد دليل براين نيست كه مايع بدنش كافيست بلكه بخاطر فاز جبراني عروق منقبض شدند.

Composition of fluid compartments
Cations
plasma
interstitial
Intracellular
Na
140
146
12
K
4
4
150
Ca
5
3
10
Mg
2
1
7
Anions
 
 
 
Cl
103
104
3
HCO3
24
27
10
SO4
1
1
-
HPO4
2
2
116
Protein
16
5
40
 

    مهمترين يونها در خون       در بين كاتيونهاي پلاسما ميزان سديم از بقيه بيشتر است←140       دربين كاتيونهاي پلاسما ميزان منيزيم از بقيه كمتراست←2       دربين آنيونهاي پلاسما ميزان كلر از بقيه بيشتراست←103       دربين آنيونهاي پلاسما ميزانso4از بقيه كمتراست←1

Laboratory Values Used In Evaluating Fluid and Electrolyte Status in Adults
Test
Usual Reference Range
SI Units
Serum sodium
135–145 mEq/L
135–145 mmol/L
Serum potassium
3.5–5.0 mEq/L
3.5–5.0 mmol/L
Total serum calcium
8.6–10.2 mg/dL
2.15–2.55 mmol/L
Ionized calcium
4.5–5.0 mg/dL
1.05–1.30 mmol/L
Serum magnesium
1.3–2.5 mEq/L
0.65–1.25 mmol/L
Serum phosphorus
2.5–4.5 mg/dL
0.87–1.45 mmol/L
Serum chloride
97–107 mEq/L
97–107 mmol/L
Carbon dioxide content
24–32 mEq/L
24–32 mmol/L
Serum osmolality
275–300 mOsm/kg
275–300 mmol/kg
Blood urea nitrogen (BUN)
10–20 mg/dL
3.6–7.2 mmol/L
Serum creatinine
0.7–1.4 mg/dL
62–124 µmol/L
BUN to creatinine ratio
10:1–20:1

Hematocrit
Males: 42–52%
Volume fraction: 0.42–0.52
Females: 35–47%
Volume fraction: 0.35–0.47
Serum glucose
60–110 mg/dL
3.3–6.05 mmol/L
Serum albumin
3.5–5.0 g/dL
3.5–5.0 g/L
Urinary sodium
75–200 mEq/day
75–200 mmol/day
Urinary potassium (intake-dependent)
26–123 mEq/day
26–123 mmol/day
Urinary chloride
110–250 mEq/24 h
110–250 mmol/24 h
Urine specific gravity
1.003–1.030
1.002–1.030
Urine osmolality
250–900 mOsm/kg
250–900 mmol/kg
Urinary pH
Random: 4.5–8.0
4.5–8.0
Typical urine

Test
Usual Reference Range
SI Units
 
 

 



 
v     طبقه بندی سرم ها 
      كريستالوئيدها:
بيشترسرم ها از اين دسته هستند.كلوئيدها بيشتر از كريستالوئيدها در عروق مي مانند
ولي عوارضي را ايجاد مي كنند.براي بيماري كه در شوك است با كلوئيد شروع نميكنيم با كريستالوئيد شروع مي كنيم.كريستالوئيدها به 3گروه طبقه بندي مي شوند:
ü      ايزوتونيك -هايپوتونيك- هايپرتونيك.
ü      ايزوتونيك←نرمال سالين(%9 NaCl,رينگر لاكتات و دکستروز  واتر 5%(
ü       
ü      هايپرتونيك←3.5 , 5 , 7.5% NaCl
ü      هايپوتونيك←0.45% NaCl
كلوييدها:
      آلبومين – دكستران - مانیتول و  HETASTARCH. مانند كريستالوئيدها نميشود زيادتزريق كرد. در صورت تزیرق کريستالوئيد و عدم افزایش حجم خون از کلوئید ها استفاده می کنیم .
      با تزریق کلوئید ها مايع داخل جريان خون كشيده ميشود
      كلوييدها اكثرا هايپرتونيك اند.
      کلوئید ها موجب افزايش فشارخون و ديس پنه می شود به همین خاطر مراقبت پرستاری مهم در زمان تزریق این دسته از سرم ها چک نبض می باشد .
 مقایسه کلوئید ها و کریستالوئید ها
ü      ميزان ماندگاري در عروق: كريستالوئيد←كم     كلوئيد ←زياد
 

 
اطلاعات بیشتر       وقتي كه خون در دسترس نيست و حجم زيادي را داديم از آلبومين يا دكستران استفاده مي كنيم       چون ماندگاري بيشتري در عروق دارند. اگرخونريزي بيماراز20% بيشترشود بايد با خون جبران شود.اگربخواهيم باكريستالوئيد جبران كنيم بايد3برابرحجم خوني كه از دست داده كريستالوئيد بدهيم.       محصولات خوني :پلاسما – پلاكت – كرايو – FFP       سديم كلرايد 0.9%← يعني در 100cc ازسرم 0.9 gr نمك داريم.       رينگر لاكتات نسبت به نرمال سالين سديم كمتري دارد.
  
 
Solution                Electrolyte conten (mmol/L)            Osmolality (mosmol/Kg)
308
154
Cl-
154
Na+
Saline 0.9%
154
77
Cl-
77
Na+
Saline 0.45%
278
Nill
Cl-
Nil
Na+
Glucose 5%
281
112
29
Cl-
Hco3-
(as lactate)
131
5
4
Na+
K+
Ca+
Lactate Ringer solution
 
 سرم_رینگرلاکتات :
 از نظر شیمیایی مانند پلاسمای خون می ماند . وقتی بدن با کاهش مایعات مواجه می شود این سرم بر تمامی سرمها ارجحیت دارد در سوختگی ها ، جراحی های بزرگ کاربرد دارد.
موارد مصرف رینگر لاکتات:
      دهيدراتاسيون( كم آبي)       سوختگي ,اسهال, استفراغ       فيستول روده به بيرون,خونريزي حاداورژانسي(تصادفات ...)       کاهش حجم درون عروقی.
توجهات پرستاری در تزریق رینگر لاکتات       چون داراي پتاسيم است ميتواند باعث هايپركالمي درافرادي كه نارسايي كليوي دارند,شود. بيماران مبتلابه نارسايي كبدي نميتوانند لاكتات رامتابوليزه كنند درنتيجه نبايد مصرف شود.       لاكتات در كبد به بايكرب تبديل ميشود. (bicarb)
 
 
 سرم_مانیتول:

 
 
از دسته محلول های هاپر تونیک بوده و با ورود به عروق اب بین بافتی را به درون عروق جذب می نماید  در افرادی که به دلایلی مثل فشار خون ، سوختگی، بیماری قلبی ، اختلالات کلیوی  دچار عدم تعادل مایعات بدن شده اند كاربرد دارد.
موارد مصرف
       داروی‌کمکی برای پیشگیری از بروز نکروز حادتوبولار یا درمان کم ادراری در نارسایی‌حاد کلیه، درمان ادم مغزی و افزایش فشار داخل جمجمه و فشار داخل چشم، تسریع دفع ادراری مواد سمی و جلوگیری‌از آسیب کلیوی ناشی از آنها (مانند سالیسیلات، باربیتورات و لیتیم ) و همچنین برای پیشگیری از نیاز به دیالیز به دنبال افزایش هموگلوبین آزاد خون در طی عمل جراحی برداشتن پروستات از راه پیشابراه  مصرف می‌شود.
مکانیسم اثر
       مانیتول یک قند الکلی است که در مایع خارج‌سلولی باقی می‌ماند و موجب افزایش فشار اسموتیک پلاسما (یا ادرار)می‌شوددر نتیجه موجب افزایش جریان آب از بافتها به داخل مایع میان بافتی می‌شود. البته مانیتول یک گشادکننده ضعیف عروق کلیوی نیز هست.
عوارض جانبی
       شدیدترین عارضه جانبی مانیتول، بر هم خوردن تعادل آب والکترولیت است. تجویز سریع مقادیر زیادآن ممکن است منجر به تجمع مانیتول، افزایش بیش از حد مایع خارج سلولی، کاهش سدیم خون، گاهی زیادی پتاسیم خون وافزایش بار گردش خون می‌شود. سردرد، لرزش، ادم وترومبوفلبیت نیز محتملند.
هاف سالین یا :(0.45%NaCl)موارد مصرف نيم نرمال سالين:

      جزء سرم های هاپیو تونیک بوده و موارد استفاده آن بیشتر :
       اسهال واستفراغ ,فيستول لوله گوارش به بيرون
       دهيدراتاسيون سلولي وقتي كه ديورزبيش از حد اتفاق مي افتد.
       پرادراري به هردليلي
       دهيدراتاسيون هاپرتونيك←وقتي كه آب بيشتر از محلول ازبدن دفع ميشود.
        در سوختگي كه سطح پوست باز و برهنه است ميزان آب دفع شده بيشتر از محلول است.يعني محلولي كه در بدن مي ماند نسبت به آب بيشتر است.براي مايع دادن آهسته
توجهات ویژه پرستاری در تزریق هاف سالین :

        خطر افزایش: ICP براي بيماري كه در ريسك فشار بالاي مغزي است داده نشود.
        براي مايع دادن سريع مصرف نشود.
 باعث اختلالات الكتروليتي ميشود
 نرمال سالین قابل تزریق :

یک محلول ایزوتونیک بوده و در موارد زیر به طور معمول استفاده می شود:
        جبران کمبود مایعات بدن مانند اسهال – استفراغ – خونریزی ها
        بالا بردن فشار خون در افرادی که سابقه فشار خون ندارند و بنا به دلیلی مثل گرسنگی یا شنیدن خبری ناگوار دچار افت فشارخون شده اند.
        انما یا تنقیه ( تخلیه محتویات داخل روده بیمار قبل از اعمال جراحی)
        شستشوی زخم ها در زمان تعویض پانسمان
       شوك , مواردي كه بيمار به هر علتي مايع نياز دارد(fluid challenges)
       تزريق خون (چون تنها محلولي كه مي توان تركيبات خوني را با آن رقيق كرد نرمال سالين است.)
        كتواسيدوز ديابتي (DKA)–فازخطرناك درافراد ديابتي كه بدن خال از مايع شده كتو ايجاد ميشود كه قند بالايي دارد فرد بايد مايع دريافت كند.
       آلكالوز متابوليك
       هاپوناترمي .
       آلكالوز متابوليك :افزايش بيكربنات (قليا ) – واكنش متابوليك
توجهات ویژه پرستاری در تزریق  نرمال سالین:
در افراد مبتلابه نارسايي قلبي به دليل ضعف قلب در پمپ با دادن نرمال سالين پس بار افزايش مي يابد درنتيجه مصرف نشود. در ادم وكساني كه سديم بالايي دارند.اگر 1لیتر نرمال سالين سديم تزريق كنيم سديم درفضاي ECF(خارج سلولي)باقي ميماند نرمال سالين ايزوتونيك است ومايع ازغشا سلولي بالاو پايين نمي رود در نتيجه فقط حجم مايع خارج سلولي را افزايش ميدهد← سديم و اسمولاريته خون راتغييري نميدهد.
افزايش حجم داخل رگي با 250ml نرمال سالين پديدار ميشود
 نرمال سالین غیر قابل تزریق :
موارد استفاده در:
شستشوی معده
      شستن ماشین دیالیز
      شستن ماشین ساکشن
      ....
  
 سرم_رینگر :

      رینگر همان سرم نمکی است که به آن یکسری املاح اضافه شده است .
      املاح موجود در سرم نمکی : این سرم : سدیم ، کلر، پتاسیم و کلسیم می باشد.
      این سرم در جبران کاهش مایعات درمان کاهش پتاسیم بدن مثل زمانی که فرد داروی ادرار آور مثل لازیکس را طولانی مدت مصرف می کند نیز کاربرد دارد.
اگر چه با انفوزيون محلولهاي قندي و نمكي و نرمال سالين، مقاديري از نيازهاي تغذيه اي و الكتروليتي ( موادقندي، آب، Na و Cl ) بيماران تامين مي گردد، اما در تزريق اين گونه محلولها با تشديد ديورز، به علت دفع پتاسيم از طريق ادرار، بيماران در خطر تهديد هيپوكالمي قرار مي گيرند.اما سرم رينگر علاوه بر دارا بودن NaClبه مقدار مشابه در سرم نرمال سالين حاوي مقاديري K+ و Ca++ با غلظت  ايزوتونيك مي باشد. در واقع رينگر نرمال ساليني است كه مقاديري K+ و Ca++ به آن اضافه شده است. از نظر غلظت اسمزي محلولي ايزوتونيك بوده ، اسمولاريته آن در حدود 210 ميلي اسمول در ليتر مي باشد. بنابراين با تزريق رينگر به همراه ساير محلولها مقاديري از پتاسيم مورد نياز بيماران N.P.O  تامين مي گردد. غلبا ربنگر را محلولي متعادل شده يا نگه دارنده مي نامند. اگر فعاليت كليوي مختل نشده باشد (به طور جدي)، اين فراورده براي جايگزين كردن حجم مايع مناسب است. بدن نمي تواند پتاسيم موجود در اين محلول را دفع كند و ممكن است پتاسيم تا حد خطرناكي در بدن تجمع يابد مگر آنكه كليه فعل باشد، به اين دليل قبل از دادن آن بايد فعاليت كليه برقرار باشد.
تركيبات شيميايي :
Na+ = 14 mEq/lit
K+ =   4 mEq/lit
Ca++ = 4 mEq/lit
Cl- = 155 mEq/lit
موارد مصرف:
1-در جايگزيني الكتروليتهاي از دست رفته، در مواردي كه از دست دادن يون كلر بيشتر از يون سديم باشد، مانند گاستروآنتريت
2-در تغذيه پارانترال كوتاه مدت به همراه ساير محلولهاي تزريقي.
3- درمان دهيدراتاسيون ناشي از اسيدوز ديابتي.
4-در جايگزيني مايعات از دست رفته در خين عمل جراحي درصورت نبودن رينگرلاكتات محلول مناسبتري نسبت به ساير محلولهاي تزريقي است.
5- در شوك هيپوولوميك بر ساير محلولهاي قندي نمكي ارجحيت دارد.
6-به همراه ساير محلولها در سرم تراپي به منظور جلوگيري از هيپوكالمي به همراهمدرهاي تزريقي مانند فوروزمايد و ساير محلولهاي ديورتيك مانند مانيتول استفاده مي شود.
موارد منع مصرف: نارسايي كليوي
نكات لازم در تزريق رينگر:
1-در هنگام انفوزيون رينگر مانند ساير محلولهاي تزريقي كنترل تاريخ مصرف، تغيير رنگ و و جود هرگونه ذرات معلق لازم است. در صورت كدر بودن محلول بايد از مصرف آن خودداري كرد.
2-چون غلظت پتاسيم در رينگر جزئي است، سرعت انفوزيون بستگي به نياز بيمار دارد.
3- اضافه كردن پتاسيم هيپرتونيك به رينگر جهت درمان هيپوكالمي بلامانع است.
4-افزودن محلول هايپرتونيك بيكربنات سديم به داخل رينگر ممنوع است زيرا با كلسيم موجود در رينگر رسوب كربنات كلسيم ميدهد. 
تذكر:
۱-رفع علائم كاهش آب بدن، بهبود فشار خون، بهبود غلظت خون و طبيعي شدن ميزان ادرار نشان دهنده تصحيح كاهش آب بدن ميباشد.
۲-در صورت وجود اسيدوز، رفع شدن آن با از بين رفتن تنفس بيش از حد مشخص مي شود.
۳-اين فرآورده ممكن است براي جبران كاهش پتاسيم بين سلولي كافي نباشد.
سرم_قندی_۵% :
   تامین انرژی بیماران ناشتا  کمک به تسکین درد پس از اعمال جرا حی   کمک به کاهش تب  ایجاد ادرار و کمک به دفع سموم بویژه در مسمومین دهيراتاسيون و كمبود حجم, هايپرناترمي (در كساني كه كمبود حجم دارندولي سديم بالا دارند به جاي نرمال سالين از D5W استفاده ميشود) اگر نياز بود سديم موردنياز فرد را ميتوان كمي اضافه كرد. يكي از مشكلاتي كه اين سرم ايجاد ميكند به علت آب آزادي كه دربدن ايجاد ميكند سديم را كاهش ميدهد← هايپوناترمي از عوارض آن. وقتي دكستروز در بدن متابوليزه ميشود به مايع هايپوتونيك ميشود در نتيجه  دربيماراني كه ايست قلبي كردند ودرحال احيا هستند نبايد مصرف شوند. قند وارد سلول ميشود←آب آزاد ميشود ← حجم داخل وخارج سلول راافزايش ميدهد. اگر 333میلی لیتر سرم دکستروز 5% بدهيم افزايش حجم پديدار ميشود.حجم داخل عروقي 100میلی لیتر افزايش مي يابد.
 سرم قندی 10% :

ü         کمک به کاهش تب های بسیار بالا
ü        درمان افت قند خون شدید
ü        ایجاد ادرار و کمک به دفع سموم
ü       کمک به ایجاد ادرار بخصوص در بیماران کلیوی
ü        کمک به ترمیم زخم مثل سوختگی ها
اقد الکترولیت و خاصیت دیورتیک●  موارد استفاده :تامین انرژیدرمان هیپوگلیسمیبیماران نارسایی کلیویمسمومیت با پتاسیم همراه با انسولینبیمار با تبادم ریویسرم قندی 20% و بالاتر:کاملاً هیپرتونیک در بیماران آنوری ممنوع است .موارد استعمال :در شوک هیپوگلیسمی ، در مسمومیت با آب ، ادم ژنرالیز دارند .منع مصرف : استفاده در اختلالات آب و الکترولیت به تنهایی ممنوعمی  باشد.کاملاً هیپرتونیک  در بیماران آنوری ممنوع است .●  موارد استعمال :
در شوک هیپوگلیسمی ، در مسمومیت با آب ، ادم ژنرالیز دارند .منع مصرف : استفاده در اختلالات آب و الکترولیت به تنهایی ممنوعمی باشد.
ترومبوز ،التهاب موضعی ورید های محیطی از عوارض شایع تزریق محلول های قندی هیپرتونیک می باشد .از نکاتی که باید به آن توجه شود تاریخ مصرف و باقی مانده محلول مصرف نشود .تزریق زیر جلدی ممنوع چون دردناک است . قبل از تزریق فشار خون کنترل شود .این محلول ها در افراد دیابتی به همراه انسولین باید مصرف شود .
 سرم قندی_نمکی (D5NS):

موارد مصرف:
ü       جبران کمبود مایعات ، املاح و انرژی بدن
ü       گرمازدگي )اختلالات حرارتي ),غرق شدن در آب استخر,التهاب پريتوئن(اختلال درجذب مايعات)
ü       توجهات: در بيماراني كه مشكل قلبي و كليوي دارند مصرف نشود.
  سرم_هماکسل:(سرم ژلاتین تعدیل یافته ) :

ü       از استخوان گاو نر در ساخت آن استفاده می گردد باید در یخچال نگهداری شود در درمان شوکهای ناشی از سوختگی ، خونریزی ، اسهال و استفراغ های شدید مورد مصرف می باشد.
گروه درمانی این سرم ، حجیم کننده پلاسما می‌باشد. این محلول حجیم کننده پلاسما در موارد شوک ناشی از کاهش حجم خون به علت خونریزی ، سوختگی ، التهاب لوزالمعده ، از دست رفتن آب و الکترولیتها در اثر استفراغ و اسهال مداوم ، بیماریهای غده فوق کلیوی و کلیه‌ها و اغمای دیابتی مصرف می‌شود. این سرم محلول حامل برای انسولین است و مورد منع مصرف کامل این دارو گزارش نشده است.● نکاتی در مورد نحوۀ آماده کردن داروها و سرمها :شستشوی دستها قبل از آماده کردن و دادن هر نوع داروی تزریقی و خوراکی انجام شود.از نگهداری هرگونه داروی تزریقی در داخل سرنگ حتی در زمان کوتاه و در یخچال اکیداً خودداری گرددهر نوع داروی تزریقی مورد استفاده جهت بیمار باید صرفاً در بالین بیمار در زمان تزریق آماده گردد و از حل نمودن دارو در اتاق کار باید جداً اجتناب شود.هر نوع داروی تزریقی باید فقط بوسیلۀ سرنگ مجزا کشیده شده یا حل گردد و در موقع کشیدن دارو به داخل سرنگ دقت شود که دست با بدنۀ پیستون تماس پیدا نکند.استفاده از سرنگ مشترک جهت آماده کردن یا حل کردن چند نوع داروی مختلف یا مشابه اکیداً ممنوع می باشد.جهت جلوگیری از آلودگی میکروبی، در مورد ویالهای تزریقی به شکل وریدی باید با یک سرنگ دارو حل شده و با سرنگی دیگر دارو به بیمار تزریق گردد.
به نحوه و شرایط نگهداری دارو پس از حل شدن طبق دستور کارخانۀ سازنده بدقت توجه و عمل شود.داروهایی که پس از حل شدن براساس دستور کارخانۀ سازنده مجاز به نگهداری می باشند حتماً روی آنها تاریخ و ساعت درج شود.شرایط نگهداری داروها از قبیل حفظ دمای مناسب ، محافظت از نور و … بطور دقیق رعایت شود.چنانچه تجویز برخی از داروها نیاز به ملاحظات خاص نظیر محافظت مسیر تزریق از نور ، کنترل علائم حیاتی و … دارد حتماً اقدامات لازم انجام گردد.
درب لاستیکی ویالهای تزریقی و محل وارد کردن ست سرم در سرمها به هیچ وجه استریل نمی باشد و باید با محلول ضدعفونی کنندۀ مناسب قبل از استفاده کردن ضد عفونی شود.از سوراخ کردن و زدن سوزن به محفظۀ پلاستیکی سرمهای تزریقی جهت افزایش سرعت تزریق و جلوگیری از جمع شدگی محفظۀ پلاستیکی که موجب ورود هوای غیر استریل محیط به محلول استریل داخل محفظه می شود اکیداً اجتناب و از ستهای سرم که مجهز به فیلتر می باشند جهت برطرف شدن این مشکل استفاده گردد.- در مورد داروهای خوراکی به ویژه قرصها و کپسولها از تماس مستقیم دست با دارو اجتناب شده و دارو با بسته بندی ایجاد شده توسط شرکت سازنده در اختیار بیمار قرار داده شود.از نگهداری مابقی قرصهای شکسته شده جهت استفاده مجدد به لحاظ پیشگیری از هرگونه اشتباه و نیز آلوده شدن دارو خودداری شود.
از استفادۀ هر نوع داروی خوراکی یا تزریقی که تغییر رنگ پیدا کرده حتی در صورت کمبود جداً خودداری گردد.در پروندۀ بیمار در صفحۀ گزارش پرستاری پس از تیک زدن دارو، نام فرد دهندۀ دارو حتماً نوشته شود.
 سرم آمینو اسیدی:گروه درمانی این سرم تغذیه تزریقی و ماده کالری زا می باشد . اشکال دارویی آن به صورت آمینو اسید 5% و 10% است . ترکیبات آن شامل اسیدهای آمینه ضروری و غیر ضروری ،نیتروژن و الکترولیت ها نی باشد . موارد مصرف به صورت زیر می باشد . آنسفالوپاتی کبدی در بیماران مبتلا به سیروز یا هپاتیت ، تغذیه حمایتی ، تکمیل و حفظ پروتئین  بدن از راه تزریق وریدی برای تامین متابولیسم طبیعی و در مواردی که جذب معدهای – روده ای مختل باشد . مصرف همزمان اسیدهای آمینه با تتراسایکلین ممکن اثرات حفظ کننده پروتئین ها را کاهش دهد .
● سرم کربوهیدراتی:کربوهیدرات ها منابع کالری هستد و گروه درمانی این سرم تامین کننده نیاز غذایی می باشد . در درمان موقتی نارسایی گردش خون و شوک ، زمانی که سایر فراورده های افزاینده حجم پلاسما در دسترس نباشد ،در ادم مغزی ، بیماری کلیوی استفاده می شود . مواد این سرم به سرعت متابولیزه شده و منبع کالری و مایعات در بیمارانی که قادر به مصرف کافی آنها از دهان نیستند ،می باشد . مصرف این سرم ممکن است منجر به کاهش ویتامین های گروه B  شود ، این سرم در کومای دیابتی منع مصرف دارد .●  سرم اینترالیپید:گروه درمانی این سرم ف محلول غذایی برای تغذیه تام وریدی می باشد . این دارو که از روغن لوبیای سویا یا آفتابگردان تهیه می شود ، مخلوطی از تری گلیسیرید های خنثی و عمدتا اسیدهای چرب است . این فراورده ها پس از متابولیزه شده به عنوان منبع انرژی در بدن مورد استفاده قرار می گیرد .همچنین افزایش تولید گرما ، کاهش کسر تنفسی و افزایش مصرف اکسیژن را موجب می شود .این دارو در موارد کمبود اسیدهای چرب استفاده می شود .
 
Nursing Alert
ترکیبات پتاسیم موجب اختلال در عملکرد کلیه ها  شده و توانایی ترشح پتاسیم را کاهش می دهد. در زمان تجویز پتاسیم به صورت درون سیاهرگی این افراد سطح پتاسیم به سرعت بالا خواهد امد. خونی که مانده به بیماران با اختلال عملکرد کلیه تزریق نمی گردد زیرا سطح پتاسیم در این خون ها بعلت تخریب گویچه ها بالا رفته است . کلیه ها در هر بیمار به علت تزریق سریع  پتاسیم همانند تجویز از راه گوارش بار زیادی را تحمل می نمایند..
اگر میزان PaCO2 به صورت مزمن بیش از 50mmHg بود مرکز تنفس نسبت به غلظت CO2حساس و تحریک پذیر نمی باشد بلکه نسبت به کمبود غلظت اکسیژن در خون شریانی حساس می باشد بدین جهت تجویز اکسژن با سرعت و غلظت بالا موجب ایست مرکز تنفس در این افراد (معمولاً افراد دچار COPD)می گردد.
پرستار باید بیمار را از نظر تاریخچه حساسیت نسبت به داروهای مختلف را ارزیابی نماید. اگر چه  این بررسی همیشه در زمان تجویز دارو باید انجام گیرد ولی از انجا که در تزریق داروهای درون سیاهرگی، دارو به صورت مستقیم وارد جریان گردش خون می شود این مسئله حاد تر و مهم تر می باشد .
زمان تعادل  بحرانی مایعات همه راه های اتلاف و ورود مایعات به جریان خون را باید پایش و به عبارتی میزان INTAKE &OUT POT را ثبت و ضبط نمود.
پایش تورگر پوست یک راه معتبر در سالمندان مثل جوانان نمی باشد چرا که  میزان الاستیسیتی پوست سالمندان با کهولت سن کاهش یافته،بنابراین باید راه های دیگر ارزیابی را مدنظر قرار داد ..
زمان تزریق مایعات به بیماران با بیماری های قلبی و عروقی پرستار باید علائم اورلود (مثلاً سرفه – تنگی نفس پلک پف آلود، ادم و افزایش وزن طی 24 ساعت)را مدنظر قرار دهد و ریه ها باید به صورت مدام جهت شنیدن و جک صدای کراکل( crackles) گوش داده شود. بیشترین مراقبت در زمان تزریق مایعات هیپر تونیک سدیم (مثلاً کرید سدیم 3% و 5% ) موردنیاز است زیرا این مایعات می توانند بالقوه در صورت عدم توجه و مراقبت در زمان تزریق کشنده باشند.
محلول های بیشتر هیپرتونیک سدیم( مثلاً کرید سدیم 3% و 5% ) باید در بخش مراقبت های ویژه(ICU) تزریق شود زیرا میزان خیلی کمی از این محلول لازم است که غلظت سدیم سرم  از حد پایین خطرنام به حد بالای خطرناک  خود برسد، به همین خاطر این محلول ها با سرعت کم و در حجم کم و تحت نظارت مستقیم پرستار و طی پایش  سطح هوشیاری، فشار خون و نوار قلب تزریق می گردد چرا که اصلاح وضعیت سدیم میتواند منجر به ادم مغزی گردد. همراه با محلول های سدیمی بیمار باید همراه با داروی ادرار اور لوله هنله جهت جلو گیری از افزایش حجم مایعات خارج سلولی(ECF) و افزایش دفع مایعات  مصرف نماید.
پتاسیم به صورت فراورده های PO می تواند برای روده کوچک  خطرناک باشد، بنا براین بیماران باید از نظر نفخ ، درد و خونریزی گوارشی مورد ارزیابی مداوم باشند.
پتاسیم هرگز نباید به صورت سریع  یا تزریق بلوس یا عضلانی تزریق گردد. محلول حاوی پتاسیم باید به وسیله پمپ تزریق گردد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Fluids:
  Ø Distribution of total body water (TBW) 60% of adult body weight is fluid Gender, body mass & age considerations Intracellular (ICF, within cells = 40% of  body weight) Extracellular (ECF, plasma, interstitial & lymph =20% of body weight) Ø 1 Litre water = 2.2lb or 1 kg
 
 
 
ü      وقتي كه خون در دسترس نيست و حجم زيادي را داديم از آلبومين يا دكستران استفاده مي كنيم، چون ماندگاري بيشتري در عروق دارند. اگرخونريزي بيماراز20% بيشترشود بايد با خون جبران شود.اگربخواهيم باكريستالوئيد جبران كنيم بايد3برابرحجم خوني كه از دست داده كريستالوئيد بدهيم.
 
ü      محصولات خوني :پلاسما – پلاكت – كرايو  FFP
 
ü      سديم كلرايد 0.9%← يعني در 100cc ازسرم 0.9 gr نمك داريم.
 
ü      رينگر لاكتات نسبت به نرمال سالين سديم كمتري دارد.
 
 
 
محاسبه میزان سرم مجاز جهت تزریق روزانه  در یک مرد 70 کیلویی  :
 
ü  10 kg x 100 ml/kg      =          1000  ml
 
ü  10 kg x   50 ml/kg      =            500  ml
 
ü  50 kg x   20 ml/kg      =          1000  ml
 
ü                                                             2500  mls / day
 
محاسبه مايع مورد نياز بدن در فرد NPO
 
ü  0_10 Kg→100 ml/kg
 
ü  10_20kg→50 ml/kg
 
ü  ↑20 kg→20 ml/kg
 
میزان الکترولیت مورد نیاز روزانه :
 
ü  Na+     1-2 meq/kg/day
 
ü  CL     1-1.5 meq /kg/day
 
ü  K+       1-2meq/kg/day
 
ü      در 24ساعت اول معمولا به بيمار پتاسيم نمي دهيم.
 
جهت تعادل روزانه آب بدن )میزان اتلاف آب از طریق راه های مختلف به صورت طبیعی)
 
ü      ICF=28 L
 
ü      ECF =14 L
 
ü      مايعاتي كه مي خوريم←1300ml          ريه ها←400ml
 
ü      تب و حرارت← 200ml/c/d             faeces→100ml
 
ü      ادرار ←1500ml
 
ü      غذاهاي جامد ←800ml
 
ü      آب ومتابوليك←400ml  
 
ü      پوست←500ml
 
 
 
جايگزيني حجم داخل عروقي
 
ü      بهترين راه ارزيابي براي اينكه بدانيم بيمار چقدر حجم نياز دارد پاسخ بيمار است.علايم حيات را چك ميكنيم.اگر مايع داديم ولي بيمار دفع نداشت معلوم ميشود كه حجم داخل عروق هنوز كافي نيست.
 
ü      ((output>0.5 ml/kg/hr
 
ü      CVP←فشار وريد مركزي اندازه گيري شود.
 
ü      PH(بيماري كه مايع عقب باشد اسيدوز دارد.),لاكتات,سديم.
 
میزان اتلاف آب و مایعات در حین عمل جراحی
 
ü      نگهداري , از دست رفتن و كمبود مايعOn going losses←مايع در بدن وجود دارد ولي در عروق نيست وارزشي براي بيمار ندارد(فضاي سوم).
 
ü      مايع ازطريق -NGtube,drains ,فيستول و قرارگرفتن درفضاي سوم دفع ميشود.بايد با ايزوتونيك جبران شود.
 
ü      maintenance←بيمار معمولي NPO
 
ü      deficits←تب ,اسهال و استفراغ, كمبود مايع
 
ü      هدف ما نرمال كردن پارامترهاي هموديناميك است (فشارخون و ضربان قلب)
 
ü      غلظت الكتروليتي را كنترل كنيم ←ممكن است فشار طبيعي شود ولي سديم كم باشد.
 
ü      جايگزين كردن maintenance.
 
ü      كلوئيدها در بعضي باعث شوك آنافيلاكسي مي شود.2برابر حجم خون از دست رفته بايد تزريق شوند ولي در مصرف آنها محدوديت داريم.
 
اتلاف آب و مایعات از طریق :
  NG drains fistulae third space losses
 
ü   Concentration is similar to plasma
 
ü   Replace with isotonic fluids
 
درمان نهایی:
 
ü      هدف:
  o        برگشتن پارامتر های همودینامیک به حالت طبیعی o       بازگشت به حالت طبیعی الکترولیت ها
 
ü      روش انجام :
  o       جایگزینی نیاز های آب و الکترولیتی به صورت طبیعی o       در نظر داشتن میزان اتلاف آب و الکترولیت ها از مجاری مختلف موجود که در قبل به ان اشاره شد.
 
 
 
هايپوناترمي بعد از عمل :
 
v     بيماري كه سديم را به هر دليلي از دست مي دهد,استفراغ ,فضاي سوم,خونريزي بيماري كه احتباس آب دارد.پاسخ به استرس (ترشح ADH),در بيماران پيركه زمان زيادي ناشتا بودند. از محصولات پرنمك براي احيا استفاده كنيد,از آب و سديم و پتاسيم براي Maintanenceاستفاده كنيد.output و input چك شود.
 
v     محاسبه maintanence(آب مورد نياز)- خونريزي فعال يا آنمي داشته باشد بايد از خون استفاده شود.هميشه مواظب هايپوناترمي باشيد.
 
v     قانون جایگزینی مایعات در زمان خونریزی:
  o      در  صورت خونریزی هر یک سی سی خون با 3 سی سی سرم جایگزین می شود.
 
 
 
Average Daily Intake and Output in an Adult
Intake (mL)
Output (mL
1300
Oral liquids
1500
Urine
1000
Water in food
200
Stool
300
 
Water produced by metabolism
 
Insensible
300
Lungs
600
Skin
2600
Total gain*
2600
Total loss*
*Approximate volumes
 
 
 
The rules of fluid replacement:
 
z        Replace blood with blood
 
z        Replace plasma with colloid
 
z        Resuscitate with colloid
 
z        Replace ECF depletion with saline
 
z        Rehydrate with dextrose
 
Signs of hypo / hypervolaemia:
Volume depletion
Volume overload
Postural hypotension
Hypertension
 
Tachycardia
Tachycardia
Absence of JVP @ 45o
Raised JVP / gallop rhythm
Decreased skin turgor
Oedema
Dry mucosae
Pleural effusions
Supine hypotension
Pulmonary oedema
Oliguria
Ascites
Organ failure
Organ failure
 
 
  Nursing Responsibilities in Hypovolemia calculate I & O frequently minimal urinary output = 30cc/hr check urine specific gravity check O2 saturations  draw & analyze blood gases auscultate lungs (side to side) check temperature distal from heart give isotonic solutions (oral or IV) Normal saline; dextrose, Ringer’s lactate give a fluid bolus as ordered Major Electrolytes Ø Electrolytes Na+, K+, Ca++, Mg+ = cations HCO-3, Cl-, PO-4 = anions ØICF = K+ Ø ECF = Na+ osmosis osmolarity capillary dynamics
 
IV’s
Change Policy
Bags/Bottles
24-96 Hours
Tubing
 
24-96 Hours
 
Sites/Dressings
 
72-96 Hours  (Sooner If Complications Occur)
Lipids
24 Hours
Lipid Emulsions
12-24 Hours
Blood Products
4 Hours
Label With Date, Time, and Name
 
 
 
IV Therapy Procedure
Physician’s Order
Sterile Technique
Equipment
Six Rights
Factors Affecting Flow Rate
Nursing Actions
Assessment Of IV Therapy
Documentation
 
 
 
 
 
 
 
Summaryخلاصه بحث امروز
 
ü  Assess for deficits by checking I/O chart and vital signs
 
ü  Use salt rich solutions to resuscitate
 
ü  Use water plus Na and K for maintanence
 
ü  Calculate maintenance requirements
 
ü  Blood if actively bleeding and anaemic
 
ü  Beware of hyponatraemia
 
 
   
 
Estimated of daily fluid requirment
  66-kg man with a high jejunostomy following massive bowel resection for chorons disease with oral intake of 2000 ml/d and jejunostomy loss of 4000/d: 35*66=2300ml/d GI loss=4000-100=3900 -2000=1900 ml/d Total parenteral requirement= 4200 ml/d 2300+1900=4200
 
 
 
 
 
 
 
 
 
در پایان فرایند پرستاری مربوط به بیماری با اختلالات آب و الکترولیت را در جهت یاد آوری خدمتتان ارائه می نمایم باشد که به ارتقاء سطح عملی شما همکاران عزیز بینجامد:
 
Fluid and Electrolyte Imbalances
 
l  Nursing Management
 
l  Nursing Care Plan
 
l  Discharge Planning
 
l  Core Competencies
 
l  Nursing Care Plan
 
Priorities
  Restore homeostasis Prevent/minimize complications Provide information about condition/prognosis and treatment needs
 
Discharge Goals
 
l  Homeostasis be restored
 
l  Free of complications
 
l  Condition/prognosis and treatment understood
 
l  Plan in place to meet needs after discharge
 
Fluid Imbalances
 
l  Fluid Volume Excess (Hypervolemia)
 
l  Fluid Volume Deficit (Hypovolemia)
  Fluid Volume Excess Predisposing Factors Excess Na intake Rapid administration of hypertonic/isotonic fluids Increased release of ADH Decreased plasma proteins CKD/ARF; Heart failure
 
 
  Assessment                                              Fatigue Increased BP Edema Decreased UO; polyuria (normal kidneys) Increased abdominal girth Weight gain LOC changes SOB; increased RR with or without dyspnea Desired Outcomes Patient will demonstrate stabilized fluid volume as evidenced by balanced I & O, vital signs within normal range, stable weight and absence of edema. Patient will verbalize understanding of individual dietary/fluid restrictions. Patient will demonstrate behaviors to monitor fluid status and prevent/limit its recurrence. Interventions
 
                                                                                                                     1.         Vital signs taking, also CVP
 
                                                                                                                     2.         Auscultate lungs and heart sounds
 
                                                                                                                     3.         Assess for presence of edema, neck and peripheral distention
 
                                                                                                                     4.         Maintain accurate I & O; note urine output and fluid balance on 24 hour calculations
 
                                                                                                                     5.         Weigh as indicated
 
                                                                                                                     6.         Give oral fluids with caution
 
                                                                                                                     7.         Monitor infusion of fluids
 
                                                                                                                     8.         8. Encourage deep breathing exercise
 
                                                                                                                     9.         9. Maintain semi-fowler’s position
 
                                                                                                                   10.       10. Turn, reposition and provide skin care
 
                                                                                                                   11.       11. Provide safety precautions
  Interventions
 
(Collaborative)
  Assist with identification and treatment of underlying cause Monitor lab studies Provide balanced CHON, decrease Na in diet and restrict fluids Prepare to administer diuretics Fluid Volume Deficit Predisposing Factors Excessive fluid losses Decreased fluid intake Systemic infections, fever Intestinal obstruction or fistulas DI, Kidney disease Assessment Decreased BP Flattened neck veins Decreased urine volume Weight loss Tingling of extremities Increased RR, rapid shallow breathing Desired Outcomes Patient will maintain fluid volume at a functional level as evidenced by adequate urine output with normal specific gravity, stable vital signs, moist mucous membranes, good skin turgor and prompt capillary refill. Patient will verbalize understanding of causative factors and purpose of therapeutic interventions. Patient will demonstrate behaviors to monitor and correct deficit. Interventions
 
                                                                                                                     1.         Vital signs taking, also CVP; watch out for postural BP changes and observe for fever
 
                                                                                                                     2.         Palpate peripheral pulses; note capillary refill
 
                                                                                                                     3.         Monitor urine output and measure/estimate fluid losses from all sources
 
                                                                                                                     4.         Weigh as indicated and compare with 24 hours fluid balance
 
                                                                                                                     5.         Evaluate patient’s ability to swallow
 
                                                                                                                     6.         Ascertain patient’s beverage preference
 
                                                                                                                     7.         Turn frequently, massage skin and protect bony prominences
 
                                                                                                                     8.         Provide skin and mouth care
 
                                                                                                                     9.         Apply lotion as indicated
 
                                                                                                                   10.       Provide safety precautions
 
                                                                                                                   11.       Investigate reports of sudden sharp chest pain, dyspnea, cyanosis and restlessness
  Interventions
 
(Collaborative)
  Assist with identification and treatment of cause Monitor laboratory studies Administer IV solutions as indicated Administer sodium bicarbonate, if indicated Provide tube feedings, including free water
 
Electrolyte Imbalances
 
v  Hyponatremia
 
v  Hypernatremia
 
v  Hypokalemia
 
v  Hyperkalemia
 
v  Hypochloremia
 
v  Hyperchloremia
 
v  Hypocalcemia
 
v  Hypercalcemia
 
v  Hypomagnesemia
 
v  Hypermagnesemia                
  Sodium
 
-          135-145 mEq/L
 
-          Major cation of ECF
 
-          Neuromuscular conduction/transmission of                             impulses
 
-          Maintains acid-base balance
  Potassium
 
-          3.5-5.0 mEq/L
 
-          Major cation of ICF
 
-          Regulates neuromuscular excitability
 
-          Aids in maintenance of acid-base balance
 
-          Helps in synthesis of protein and metabolism of carbohydrate
  Chloride
 
-          95-108mEq/L
 
-          Aids cell integrity by osmotic pressure
 
-          Acid-base balance
 
-          Water balance
 
-          Competes with bicarbonate to combine with sodium
 
-          Usually in combination with hydrochloric acid and sodium chloride
  Calcium
 
-          4.5-5.3 mEq/L or 2.1 – 2.6 mEq/L (ionized calcium)
 
-          Bone formation/reabsorption
 
-          Neural transmission/muscle contraction
 
-          Regulation of enzyme systems
 
-          Coenzyme in blood coagulation
  Magnesium
 
-          1.5-2.5 mEq/L
 
-          Influences carbohydrate metabolism
 
-          Affects secretion of PTH, Na/K transport across the cell membrane and synthesis of protein and nucleic acid
 
Electrolyte Imbalance Care Plan
 
v  Predisposing Factors
  Assess for the contributing factors that may lead to excess or deficit of a specific electrolyte.
 
v  Assessment
  Look for specific signs and symptoms characteristic to the electrolyte imbalances based on their functions in the body.
 
v  Desired Outcomes
  Make sure that the patient will be able to manifest signs and symptoms which are stable and leading towards recovery. Aside from this, patient should manifest behavior geared towards the attainment of balance in the body: e.g. monitoring dietary intake, noting fluid and electrolyte balance.
 
v  Nursing Diagnoses
  Depends on the manifestations exhibited by the patient. Depends on the current needs both of the patient and their families. It is a must to be keen in observing the verbal and nonverbal cues of the patient and family. Once needs are identified, prioritize them well.
 
v  Interventions
 
                                                                                               1.         Monitor for abnormal serum electrolytes, as available
 
                                                                                               2.          Monitor for manifestations of electrolyte imbalance
 
                                                                                               3.         Maintain patent IV access Administer fluids, as prescribed, if appropriate
 
                                                                                               4.         Maintain accurate intake and output record
 
                                                                                               5.         Maintain intravenous solution containing electrolyte(s) at constant flow rate, as appropriate
 
                                                                                               6.         Administer supplemental electrolytes (e.g., oral, NG, and IV) as prescribed, if appropriate
 
                                                                                               7.         Consult physician on administration of electrolyte-sparing medications (e.g., spiranolactone), as appropriate
 
                                                                                               8.         Administer electrolyte-binding or -excreting resins (e.g., Kayexalate) as prescribed, if appropriate
 
                                                                                               9.         Obtain ordered specimens for laboratory analysis of electrolyte levels (e.g., ABG, urine, and serum levels), as appropriate
 
                                                                                             10.       Monitor for loss of electrolyte-rich fluids (e.g., nasogastric suction, ileostomy drainage, diarrhea, wound drainage, and diaphoresis)
 
                                                                                             11.       Institute measures to control excessive electrolyte loss (e.g., by resting the gut, changing type of diuretic, or administering antipyretics), as appropriate
 
                                                                                             12.       Irrigate nasogastric tubes with normal saline
 
                                                                                             13.       Minimize the amount of ice chips or oral intake consumed by patients with gastric tubes connected to suction
 
                                                                                             14.       Provide diet appropriate for patient's electrolyte imbalance (e.g., potassium-rich, low-sodium, and low-carbohydrate foods)
 
                                                                                             15.       Instruct the patient and/or family on specific dietary modifications, as appropriate
 
                                                                                             16.       Provide a safe environment for the patient with neurological and/or neuromuscular manifestations of electrolyte imbalance
 
                                                                                             17.       Promote orientation
 
                                                                                             18.       Teach patient and family about the type, cause, and treatments for electrolyte imbalance, as appropriate
 
                                                                                             19.       Consult physician if signs and symptoms of fluid and/or electrolyte imbalance persist or worsen
 
                                                                                             20.       Monitor patient's response to prescribed electrolyte therapy
 
                                                                                             21.       Monitor for side effects of prescribed supplemental electrolytes (e.g., GI irritation)
 
                                                                                             22.       Monitor closely the serum potassium levels of patients taking digitalis and diuretics
 
                                                                                             23.       Place on cardiac monitor, as appropriate
 
                                                                                             24.       Treat cardiac arrhythmias, according to policy
 
                                                                                             25.       Prepare patient for dialysis (e.g., assist with catheter placement for dialysis), as appropriate
 
Core Competencies
 
v  Safe and Quality Nursing Care
 
v  Management of Resources and Environment
 
v  Health Education
 
v  Legal Responsibility
 
v  Ethico-Moral Responsibility
 
v  Personal and Professional Development
 
v  Quality Improvement
 
v  Research
 
v  Records Management
 
v  Communication
 
v  Collaboration and Teamwork
  Safe and Quality Nursing Care
 
ü  Demonstrates knowledge based on the health and illness status of individual/groups
 
ü  Provides sound decision making in the care of individuals/groups considering their beliefs and values
 
ü  Promotes safety and comfort
 
ü  Sets priorities in nursing care based on patient’s needs
 
ü  Ensures continuity of care
 
ü  Administer medications and other health therapeutics
 
ü  Utilizes the nursing process as framework for nursing
 
ü  Formulates a plan of care in collaboration with patients and other members of health team
 
ü  Implements NCP to achieve identified outcomes
 
ü  Evaluates progress toward expected outcomes
 
ü  Responds to the urgency of patient’s condition
  Management of Resources and Environment
 
ü  Organizes work load to facilitate patient care
 
ü  Utilizes resources to support patient care
 
ü  Ensures the functioning of resources
 
ü  Checks proper functioning of equipment
 
ü  Maintains safe environment
  Health Education
 
ü  Assesses the learning needs of patient and family
 
ü  Develops health education plan based on assessed and anticipated needs
 
ü  Develops learning materials for health education
 
ü  Implements health education plan
 
ü  Evaluates the outcome of health education
  Legal Responsibility
 
ü  Adheres to practices in accordance with the nursing law and other relevant legislation including contracts, informed consent
 
ü  Adheres to organizational policies and procedures, local and national
 
ü  Documents care rendered to patients
  Ethico-Moral Responsibility
 
ü  Respects the rights of individual and groups
 
ü  Accepts responsibility and accountability for own decisions and actions
 
ü  Adheres to national and international code of ethics for nurses
  Personal and Professional Development
 
ü  Identifies own learning needs
 
ü  Pursues continuing education
 
ü  Gets involved in professional organizations and civic activities
 
ü  Projects a professional image of a nurse
 
ü  Possesses positive attitude towards change and criticisms
 
ü  Performs function according to professional standards
  Quality Improvement
 
ü  Gathers data for quality improvement
 
ü  Participates in nursing audits and rounds
 
ü  Identifies and reports variances
 
ü  Recommends solutions to identified problems
  Research
 
ü  Gathers data using different methodologies
 
ü  Recommends actions for implementation
 
ü  Disseminates results of research findings
 
ü  Applies research findings in nursing practice
 
ü  Records Management
 
ü  Maintains accurate and updated documentation of patient care
 
ü  Records outcome of patient care
 
ü  Observes legal imperatives in record keeping
  Communication
 
ü  Establishes rapport with patients, significant others and members of the health team
 
ü  Identifies verbal and non-verbal cues
 
ü  Utilizes formal and informal channels
 
ü  Responds to needs of individuals, family, group and community
 
ü  Uses appropriate information technology to facilitate communication
  Collaboration and Teamwork
 
ü  Establishes collaborative relationship with colleagues and other members of the health team
 
ü  Collaborates plan of care with other members of the health team
 
 
 

سلام و عرض ادب

با هدف ارتقاء سطح علمی و تبادل اطلاعات به روز پرستاری و در ادامه وبلاگ msnmmahbobinia.blogfa.com این وبلاگ شروع به کار می کند . 

امید است با ارسال نظرات و انتقادات سازنده در هرچه پر بار تر شدن وبلاگ حقیر را یاری فرمایید 

مطالب ویلاگ با موضوعات پزشکی و با محوریت علم و هنر پرستاری ارائه و جهت تمامی گروه پزشکی مفید می باشد .